متدیسم
| بخشی از سلسله مقالات در مورد |
| پروتستانتیسم |
|---|
| بخشی از سلسله مقالات در مورد: |
| مسیحیت |
|---|
|
|
متدیسم جنبشی است که در سدهٔ هجدهم به دست جان وزلی و برادرش چارلز وزلی در درون کلیسای پروتستان انگلستان پدید آمد و بعدها به کلیسایی جداگانه بدل شد؛ در ۱۷۸۴ در شهر بالتیمور ایالت مریلند ایالات متحده کلیسای متدیست آمریکا سازمان یافت. متدیستها به شدت به این نکته که زندگی اجتماعی آینه تجلی دین است و هیچ دستوری قابل بحث نیست مگر اینکه در زندگی روزمره تأثیر خود را نشان دهد باورمند هستند.[۱]
جدایی از کلیسای انگلیکن
[ویرایش | اشتراکگذاری]جان وزلی در هنگام تحصیل در دانشگاه آکسفورد با گرد آوردن بسیاری از دانشجوهای باورمند به مسیحیت، گروهی را به نام کلوب مقدس تشکیل داد. او به همراه برادر خود چارلز، مجموعه سفرهایی را به اقصا نقاط بریتانیا انجام داد و در همه جا مردم را به توبه واقعی و بازگشت به سوی مسیح دعوت میکرد. پس از انقلاب آمریکا و بازگشت بسیاری از کشیشان کلیسای انگلیکن به بریتانیا، جان وزلی بنیانگذار کلیسای متدیست، اسقفی به نام توماس کوک را روانهٔ ایالات متحده کرد که او به همراه اسقفی دیگر به نام فرانسیس ازبری، کلیسای اسقفی متودیست را در ایالات متحده بنا نهادند. کلیسای متدیست در موج نخست و دوم گسترش پروتستانیزم در ایالات متحده در سده هجدهم میلادی به شدت پیشرفت کرد و امروزه یکی از بزرگترین و تأثیر گذارترین کلیساهای ایالات متحده است.
با اضافه شدن بر شمار مبلغان متدیست در آمریکا به ویژه در اواخر سده هجدهم، این کلیسا به صورت کامل از امپراتوری بریتانیا و کلیسای انگلیکن جدا شد.
الهیات
[ویرایش | اشتراکگذاری]کلیسای متدیست دیدگاه آرمینیوسی را در خصوص رستگاری اتخاذ میکند. بر پایه این دیدگاه کلیسای متدیست مخالف با باورهای جبرگرایانه دربارهٔ مشیت الهی است. آنها به آزادی ارادهٔ انسان در پذیرش یا رد رستگاری باورمند هستند. در واقع خلاصه آموزههای کلیسای متدیست در پرسشنامه آموزههای این کلیسا درج شدهاست:
همه نیاز به نجات دارند، مسیح کفارهٔ همه را دادهاست، باشد که همه با تعهد بدان نجات یابیم، باشد که همه از این نجات تقدیس یابیم
— A Catechism for the Use of the People Called Methodists، [۲]
این کلیسا نیز به مانند دیگر کلیساهای پروتستان، کلیسای کاتولیک و همچنین کلیسای ارتدکس و ارتدکس شرقی باورمند به مسئله تثلیث است. از میان هفت راز مقدس آنان تنها به مراسم شام خداوند (با تفسیری متفاوتتر نسبت به کلیسای کاتولیک) و همچنین غسل تعمید معتقد هستند.
متدیسم معاصر
[ویرایش | اشتراکگذاری]امروزه نه تنها این کلیسا یکی از بزرگترین جریانهای کلیسای پروتستان است بلکه از نظر تشکیلاتی و شمار پیروان نیز یکی از بزرگترین کلیساهای جهان بهشمار میآید. این کلیسا در تمامی قارههای جهان پیرو دارد که اکثریت پیروان آن در بریتانیا، کانادا و ایالات متحده زندگی میکنند.
این کلیسا به صورت شورایی؛ توسط انجمنی بهنام انجمن جهانی کلیسای متدیست که مقر آن در شهر لیک جونالوسکا ایالت کارولینای شمالی واقع شدهاست، اداره میشود.
خاستگاه
[ویرایش | اشتراکگذاری]متدیسم در آغاز نه یک کلیسای جداگانه بلکه جنبشی در درون کلیسای انگلستان بود. جان وزلی (۱۷۰۳–۱۷۹۱) و برادرش چارلز وزلی (به انگلیسی: Charles Wesley) در دوران دانشجویی در دانشگاه آکسفورد در حلقهای شرکت داشتند که به سبب نظم و روش سختگیرانهاش در عبادت و مطالعه، از سوی دیگران به ریشخند «متدیست» خوانده شد و همین نام بر جنبش ماند.[۳]
تجربهٔ دینی جان وزلی در سال ۱۷۳۸ در گردهماییای در خیابان آلدرزگیت لندن، که او در آن احساس کرد دلش به گونهای غریب گرم شده است، نقطهٔ عطفی در زندگی او شمرده میشود. این رویداد بنیانگذاری یک کلیسا نبود؛ متدیستها تا پایان زندگی وزلی خود را اعضای کلیسای انگلستان میدانستند و جدایی نهادی تنها پس از آن رخ داد.[۴]
آموزه
[ویرایش | اشتراکگذاری]متدیسم در مسئلهٔ تقدیر پیرو الهیات آرمینیوسی است و نه کالوینی؛ یعنی رستگاری را در دسترس همگان میداند و نه محدود به برگزیدگانی از پیش تعیینشده. همین مسئله به اختلاف وزلی با جرج وایتفیلد انجامید.[۳]
آموزهٔ ویژهٔ دیگر، «کمال مسیحی» یا «تقدیس کامل» است؛ وزلی در رسالهای با همین عنوان استدلال کرد که مؤمن میتواند در این زندگی به حالتی از محبت کامل برسد که در آن انگیزهٔ گناهآلود بر او چیره نباشد.[۵]
«چهارضلعی وزلیایی»
[ویرایش | اشتراکگذاری]در الهیات متدیستی معاصر بسیار از «چهارضلعی وزلیایی» سخن گفته میشود، یعنی چهار سرچشمهٔ اقتدار الهیاتی: کتاب مقدس، سنت، عقل و تجربه. این اصطلاح از خود وزلی نیست: آن را الهیدان آمریکایی آلبرت اوتلر (به انگلیسی: Albert C. Outler) در سدهٔ بیستم ساخت تا الگوی کار وزلی را توصیف کند، و وزلی هرگز چنین تعبیری به کار نبرده است.[۶]
متدیسم و اصلاح اجتماعی
[ویرایش | اشتراکگذاری]جنبش متدیستی از آغاز با کوششهای اصلاحی همراه بود، از جمله در مبارزه با بردهداری. جان وزلی در آخرین نامهٔ خود، که چند روز پیش از مرگش در فوریهٔ ۱۷۹۱ به ویلیام ویلبرفورس نوشت، او را به پایداری در مبارزه با بردهداری فراخواند و آن را ننگ دین و انسانیت خواند.[۷]
نقش اجتماعی متدیسم موضوع یک مناقشهٔ تاریخنگارانهٔ دیرپاست. الی هالوی (به انگلیسی: Élie Halévy) بر آن بود که متدیسم انرژیهایی را که در فرانسه به انقلاب انجامید در بریتانیا جذب و مهار کرد. برنارد سمل از خوانشی در همین راستا دفاع کرده است،[۸] حال آنکه ای. پی. تامپسون در ساخته شدن طبقهٔ کارگر انگلستان این تصویر را به نقد کشید.[۹]
چارلز تیلور متدیستها را نمونهای میآورد از اینکه توانایی برآوردن نظم و انضباط زندگی معاصر میتواند با گرویدن دینی گره خورده باشد، و بر همین پایه این خوانش را که دین در مدرنیته دیگر نیروی مستقلی نیست ناکافی میداند.[۱۰]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- تیلور, چارلز (2007). A Secular Age (in English). انتشارات دانشگاه هاروارد. ISBN 978-0-674-02676-6.
- ↑ حسین حمیدی نیا، " ایالات متحده آمریکا "، (دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، تهران، ۱۳۸۲)، چاپ اول
- ↑ A Catechism for the Use of the People Called Methodists. Peterborough [England]: Methodist Publishing House. 2000. ISBN 978-1-85852-182-4.
- 1 2 رک, هنری (2002). Reasonable Enthusiast: John Wesley and the Rise of Methodism (in English) (3 ed.). Epworth Press. ISBN 978-0-7162-0552-4.
- ↑ هایتزنریتر, ریچارد (2013). Wesley and the People Called Methodists (in English) (2 ed.). Abingdon Press. ISBN 978-1-63088-579-3.
- ↑ وزلی, جان. A Plain Account of Christian Perfection (in English). Beacon Hill Press. ISBN 978-0-8341-0158-6.
- ↑ اوتلر, آلبرت (1985). "The Wesleyan Quadrilateral—in John Wesley". Wesleyan Theological Journal (in English). 20 (1): 7–18.
- ↑ وزلی, جان. "Letter to William Wilberforce, 24 February 1791". Wesley Center Online (in English).
- ↑ سمل, برنارد (1973). The Methodist Revolution (in English). Basic Books. ISBN 978-0-465-04570-9.
- ↑ تامپسون, ای. پی. (1963). The Making of the English Working Class (in English). Victor Gollancz.
- ↑ تیلور، ۵۵۲.