پرش به محتوا

سلیم سوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
سلیم سوم
سلیم سوم در ۱۸۰۳، اثر کنستانتین کاپیداغلی، از مجموعهٔ کاخ توپقاپی
بیست و هشتمین سلطان عثمانی
سلطنت۷ آوریل ۱۷۸۹ تا ۲۹ مه ۱۸۰۷
پیشینعبدالحمید یکم
جانشینمصطفی چهارم
زاده۲۴ دسامبر ۱۷۶۱
کاخ توپقاپی، استانبول، امپراتوری عثمانی
درگذشته۲۸ ژوئیهٔ ۱۸۰۸ (۴۶ سال)
کاخ توپقاپی، استانبول، امپراتوری عثمانی
آرامگاه
آرامگاه مصطفی سوم و سلیم سوم در مجموعهٔ مسجد لاله‌لی، استانبول
خاندانخاندان عثمانی
پدرمصطفی سوم
مادرمهرشاه سلطان
طغراامضاء سلیم سوم

سلیم سوم (به ترکی عثمانی: سليم ثالث، ۲۴ دسامبر ۱۷۶۱ تا ۲۸ ژوئیهٔ ۱۸۰۸) از ۷ آوریل ۱۷۸۹ تا ۲۹ مه ۱۸۰۷ بیست و هشتمین سلطان امپراتوری عثمانی بود. او فرزند مصطفی سوم و مهرشاه سلطان بود و پس از مرگ عمویش عبدالحمید یکم در میانهٔ جنگ با روسیه و اتریش به سلطنت رسید. دورهٔ فرمانروایی او در تاریخ عثمانی بیش از همه با برنامهٔ گستردهٔ اصلاحاتی شناخته می‌شود که با نام نظام جدید شهرت یافت. این برنامه تأسیس ارتشی آموزش‌دیده به شیوه‌های اروپایی، اصلاح نیروی دریایی، گسترش آموزش مهندسی و توپخانه، تأسیس خزانه‌ای مستقل برای تأمین هزینهٔ اصلاحات، ایجاد سفارتخانه‌های دائمی در پایتخت‌های اروپا و تلاش برای بازآرایی بخش‌هایی از دستگاه اداری و مالی را دربر گرفت.[۱][۲]

سلطنت سلیم در زمانی آغاز شد که امپراتوری با شکست‌های نظامی در برابر روسیه، دشواری مالی، گسترش قدرت اعیان ایالتی و کاهش توان دولت مرکزی برای مهار نیروهای نظامی محلی روبه‌رو بود. او اصلاح نظامی را بخشی از بازسازی وسیع‌تر دولت می‌دانست و پس از پایان جنگ روسیه در ۱۷۹۲ از مقامات ارشد خواست پیشنهادهای خود را برای اصلاح نهادهای امپراتوری به صورت گزارش ارائه کنند. ارتش نظام جدید که به موازات سپاه ینی‌چری تشکیل شد، تا ۱۸۰۶ به نیرویی چند ده هزار نفری تبدیل شده بود. مدرسهٔ مهندسی زمینی در ۱۷۹۵ آغاز به کار کرد و برنامهٔ نوسازی ناوگان نیز ساخت کشتی‌های جنگی جدید، استفاده از فناوری اروپایی و ایجاد تأسیسات تازه در زرادخانهٔ دریایی استانبول را دربر گرفت.[۳][۴]

سیاست خارجی دورهٔ او نیز شاهد تغییرات مهمی بود. عثمانی پس از حملهٔ فرانسه به مصر در ۱۷۹۸ از روابط دوستانهٔ دیرینه با فرانسه فاصله گرفت و نخستین اتحادهای رسمی خود را با روسیه و بریتانیا منعقد کرد. پس از صلح با فرانسه، سلیم بار دیگر به پاریس نزدیک شد و در ۱۸۰۶ سیاستی متمایل به ناپلئون بناپارت در پیش گرفت. این چرخش در کنار رقابت روسیه و فرانسه در بالکان به آغاز جنگ روسیه و عثمانی ۱۸۰۶ تا ۱۸۱۲ انجامید و یک ناوگان بریتانیایی نیز در فوریهٔ ۱۸۰۷ از داردانل گذشت و در برابر استانبول ظاهر شد.[۵][۶]

برنامهٔ نظام جدید از همان آغاز با مخالفت گروه‌هایی روبه‌رو بود که منافع، درآمد یا جایگاه سیاسی خود را در خطر می‌دیدند. تلاش دولت برای گسترش نیروهای تازه به روم‌ایلی در ۱۸۰۶ به مقاومت اعیان و نظامیان محلی انجامید. بحران نظامی و اقتصادی سال بعد، همراه با نارضایتی ینی‌چری‌ها و گروهی از علما و مقامات، زمینهٔ شورش کباكچی مصطفی را فراهم کرد. شورشیان در مه ۱۸۰۷ خواستار انحلال نظام جدید شدند و سلیم پس از پذیرفتن بخش مهمی از درخواست‌های آنان سرانجام در ۲۹ مه خلع و مصطفی چهارم جانشین او شد.[۷]

سلیم بیش از یک سال در کاخ توپقاپی در حبس ماند. در ژوئیهٔ ۱۸۰۸ نیروهای علمدار مصطفی پاشا برای بازگرداندن او به سلطنت وارد استانبول شدند. مصطفی چهارم که موقعیت خود را در خطر می‌دید فرمان قتل سلیم و شاهزاده محمود را صادر کرد. سلیم در ۲۸ ژوئیه در کاخ کشته شد، در حالی که محمود توانست جان سالم به در برد و همان روز با عنوان محمود دوم بر تخت نشست. بسیاری از اصلاحات سلیم در دهه‌های بعد به شکلی گسترده‌تر در برنامه‌های محمود دوم و اصلاحات سدهٔ نوزدهم عثمانی ادامه یافتند.[۱][۸]

سلیم در کنار فعالیت سیاسی و نظامی، از چهره‌های مهم موسیقی کلاسیک عثمانی بود. او با تخلص الهامی شعر می‌سرود، تنبور و نی می‌نواخت و بیش از صد قطعهٔ موسیقی به او نسبت داده شده است. چندین مقام تازه در نظریهٔ موسیقی عثمانی نیز با نام او ارتباط دارند. دربار او یکی از مراکز مهم موسیقی اواخر سدهٔ هجدهم و آغاز سدهٔ نوزدهم شد و موسیقی‌دانانی چون حمامیزاده اسماعیل دده افندی در فضای فرهنگی دورهٔ او پرورش یافتند.[۹]

سال‌های نخست و شاهزادگی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سلیم در ۲۴ دسامبر ۱۷۶۱ در کاخ توپقاپی به دنیا آمد. پدرش مصطفی سوم از ۱۷۵۷ بر امپراتوری حکومت می‌کرد و مادرش مهرشاه سلطان بود. تولد او برای خاندان عثمانی اهمیتی ویژه داشت، زیرا از زمان تولد فرزندان احمد سوم چند دهه گذشته بود که شاهزادهٔ پسری با امکان روشن جانشینی به دنیا نیامده بود. به گزارش منابع عثمانی، تولد سلیم با یک هفته جشن در استانبول همراه شد. آموزش رسمی او در اکتبر ۱۷۶۶ آغاز شد و پدرش توجه ویژه‌ای به تربیت او نشان می‌داد.[۱]

مصطفی سوم فرزندش را از کودکی با آیین‌های دربار و بخشی از امور حکومتی آشنا می‌کرد. سلیم در بعضی بازدیدهای پدرش از توپخانه و زرادخانهٔ دریایی حضور داشت و در مراسم پذیرش سفیران نیز شرکت می‌کرد. مصطفی خود از ضرورت اصلاح ارتش و دولت آگاه بود و در دوران حکومتش از کارشناسان اروپایی برای توسعهٔ توپخانه و آموزش نظامی استفاده کرده بود. این تجربه‌ها در شکل‌گیری علاقهٔ سلیم به اصلاحات نظامی و فنی نقش داشتند.[۱][۲]

پرترهٔ متأخر سلیم سوم، اثر ژوزف وارنیه زارزتسکی، متعلق به اواخر سدهٔ نوزدهم یا آغاز سدهٔ بیستم، از مجموعهٔ موزهٔ پرا در استانبول.

مصطفی سوم در ژانویهٔ ۱۷۷۴ درگذشت و برادرش عبدالحمید یکم به سلطنت رسید. سلیم در آن هنگام سیزده سال داشت. برخلاف برخی دوره‌های پیشین تاریخ خاندان عثمانی، عبدالحمید با برادرزادهٔ خود رفتار نسبتاً ملایمی داشت و امکان آموزش، مطالعه، موسیقی و ارتباط محدود او با شماری از افراد بیرون دربار را فراهم کرد. سلیم حدود پانزده سال از زندگی خود را در مقام شاهزاده و وارث محتمل تاج و تخت گذراند و فرصت یافت دربارهٔ وضع دولت و تحولاتی که در اروپا جریان داشت اطلاعات گرد آورد.[۱]

از مهم‌ترین نشانه‌های علاقهٔ او به سیاست اروپا مکاتبهٔ محرمانه‌اش با لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه بود. این ارتباط در ۱۷۸۶ با همکاری سفیر فرانسه در استانبول و اسحاق بیگ شکل گرفت. پیش‌نویس نامه‌های سلیم را ابوبکر راتب افندی آماده می‌کرد و خود شاهزاده متن نهایی را می‌نوشت. اسحاق بیگ نامه‌ها را مخفیانه به پاریس برد و با پادشاه و وزیران فرانسوی ملاقات کرد. این مکاتبات سلیم را با برداشت دولت‌های اروپایی از ضعف‌های سیاسی و نظامی عثمانی آشنا کرد و در شکل‌گیری برنامه‌های آیندهٔ او اهمیت یافت.[۱۰][۱۱]

سلیم در سال‌های شاهزادگی به شعر و موسیقی نیز پرداخت. او نزد احمد کامل افندی موسیقی فراگرفت و بعدها از حاجی سعدالله آقا و تنبوری ایزاک آموزش دید. بخش مهمی از آثار موسیقایی شناخته‌شدهٔ او در همین سال‌ها شکل گرفت. موسیقی، شعر و محافل مولوی در زندگی شخصی او جایگاهی پایدار داشتند و این علاقه پس از رسیدن به سلطنت نیز ادامه یافت.[۹]

آغاز سلطنت و پایان جنگ با روسیه و اتریش

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
مراسم جلوس سلیم سوم در ۱۷۸۹، اثر کنستانتین کاپیداغلی. سلطان در برابر باب‌السعادهٔ کاخ توپقاپی مقامات دولت را به حضور پذیرفته است.

عبدالحمید یکم در ۷ آوریل ۱۷۸۹ درگذشت و سلیم همان روز در بیست و هفت سالگی به سلطنت رسید. دو روز پس از جلوس، مادرش مهرشاه سلطان با تشریفات از کاخ قدیم به توپقاپی منتقل شد و مقام والده سلطان را به دست آورد. مراسم شمشیر بستن سلطان نیز در ۱۷ آوریل برگزار شد. او در شرایطی قدرت را به دست گرفت که امپراتوری از ۱۷۸۷ با روسیه و از ۱۷۸۸ با اتریش در جنگ بود و جبههٔ روسیه وضع نامساعدی داشت.[۱]

جنگ بخش بزرگی از سال‌های نخست سلطنت او را به خود اختصاص داد. ارتش عثمانی با مشکلات تدارکاتی، فرماندهی پراکنده و ضعف انضباط روبه‌رو بود و شکست‌های جنگ محدودیت‌های ساختار نظامی موجود را آشکار کرد. اتریش که خود با فشارهای سیاسی اروپا و تحولات ناشی از انقلاب فرانسه مواجه بود، در ۱۷۹۱ با عثمانی پیمان سیستووا را امضا کرد. بیشتر سرزمین‌های اشغال‌شده بازگردانده شدند و جنگ میان دو امپراتوری پایان یافت.[۱۲]

سلیم خواهان ادامهٔ جنگ علیه روسیه بود، اما فرماندهان و مقامات حاضر در اردوگاه شومنو در اوت ۱۷۹۱ به اتفاق آرا اعلام کردند ارتش توان ادامهٔ جنگ مؤثر را ندارد. گزارش آنان تأثیر عمیقی بر سلطان گذاشت و به یکی از زمینه‌های مستقیم برنامهٔ اصلاحی او تبدیل شد. عثمانی در ژانویهٔ ۱۷۹۲ با پیمان یاش جنگ با روسیه را پایان داد. مرز روسیه تا رود دنیستر پیش رفت و الحاق خانات کریمه به روسیه که پیش‌تر رخ داده بود از سوی عثمانی پذیرفته شد.[۱][۱۳]

تجربهٔ این جنگ برای سلیم اثبات کرد که اصلاح چند واحد یا خرید تجهیزات تازه برای رفع مشکلات کافی نیست. او از رجال سیاسی و نظامی خواست گزارش‌هایی دربارهٔ علل ضعف دولت و راه‌های اصلاح آن تهیه کنند. پیشنهادها موضوعاتی چون ارتش، توپخانه، نیروی دریایی، درآمد دولت، آموزش، انضباط اداری و روابط با اروپا را دربر می‌گرفتند. پایان جنگ روسیه از این رو آغاز مرحله‌ای شد که در تاریخ عثمانی با نام نظام جدید شناخته می‌شود.[۳]

مفهوم و برنامهٔ اصلاحات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اصطلاح «نظام جدید» پیش از سلیم سوم نیز در زبان سیاسی عثمانی به معنی ایجاد نظم یا ترتیبات تازه استفاده شده بود، اما در دورهٔ او به مجموعهٔ اصلاحاتی اطلاق شد که از ۱۷۹۲ تا ۱۸۰۷ اجرا شدند. در کاربرد محدود، این نام به ارتش تازهٔ آموزش‌دیده به روش اروپایی اشاره داشت. در کاربرد گسترده‌تر، اصلاحات نظامی، مالی، آموزشی، دیپلماتیک، دریایی و اداری دوره را دربر می‌گرفت. کمال بیدیللی تأکید می‌کند که این اجزا در عمل به یکدیگر وابسته بودند و جداسازی کامل بخش نظامی از برنامهٔ کلی اصلاحات تصویر دقیقی از سیاست دولت ارائه نمی‌کند.[۳]

سلیم گروهی از مقام‌های همفکر را پیرامون خود گرد آورد و بسیاری از فرماندهانی را که عملکردشان در جنگ روسیه ناموفق ارزیابی شده بود کنار گذاشت. دولت تیمارهای نظامی را بررسی کرد، درآمدهای بدون استفاده را به خزانه منتقل کرد و کوشید کنترل مؤثرتری بر منابع نظامی برقرار کند. اصلاحات از بالا و به ابتکار سلطان و بخشی از نخبگان دیوانی پیش برده می‌شد و همین ویژگی سبب می‌شد موفقیت آن به حمایت مستمر دربار و حلقهٔ نسبتاً محدودی از مقامات اصلاح‌طلب وابسته باشد.[۱][۲]

برنامهٔ سلیم همچنین بیانگر مرحله‌ای تازه در برخورد عثمانی با نهادهای اروپایی بود. دولت از دهه‌ها پیش کارشناسان و فنون اروپایی را به کار می‌گرفت، اما نظام جدید تلاش منسجم‌تری برای مطالعهٔ ساختار ارتش‌ها، مدارس و دستگاه‌های دیپلماتیک اروپا ایجاد کرد. هیئت‌های عثمانی اطلاعات مربوط به ارتش‌های اتریش، پروس، فرانسه و بریتانیا را گردآوری می‌کردند و متخصصان خارجی برای آموزش و ساخت تجهیزات به استانبول دعوت می‌شدند.[۳]

ارتش نظام جدید

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
سربازی از نیروهای آموزش‌دیده به شیوهٔ اروپایی، از کتاب پوشاک نظامی ترکیه چاپ ۱۸۱۳. این نوع پیاده‌نظام در اصلاحات سلیم سوم با ارتش نظام جدید پیوند داشت.

مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش برنامه، تشکیل ارتش نظام جدید بود. واحدهای نخستین از ۱۷۹۲ و ۱۷۹۳ زیر نظر افسرانی که با آموزش نظامی اروپایی آشنا بودند شکل گرفتند. سربازان تمرین منظم، آرایش خطی، استفاده هماهنگ از تفنگ و سرنیزه و روش‌های تازهٔ توپخانه را فرا می‌گرفتند. دولت از مربیان فرانسوی، بریتانیایی و دیگر اروپاییان نیز استفاده کرد. ایجاد نیروی تازه در کنار سپاه ینی‌چری انجام شد، زیرا تلاش برای اصلاح مستقیم ینی‌چری‌ها از نظر سیاسی پرخطر تلقی می‌شد.[۴]

ارتش جدید ابتدا کوچک بود، اما به تدریج رشد کرد. پژوهش اریک یان زورشر بر پایهٔ آمارهای دوره نشان می‌دهد که این نیرو که با حدود ۲۵۰۰ نفر آغاز شده بود، در ۱۸۰۶ به ۲۲٬۶۸۵ سرباز و ۱۵۹۰ افسر رسیده بود. تقریباً نیمی از نیروها در پایتخت و بقیه در مراکز ایالتی آناتولی مستقر بودند.[۱۴]

پایگاه مهم نیروهای تازه در بخش آسیایی استانبول، در منطقه‌ای که بعدها سلیمیه نام گرفت، ساخته شد. مجموعهٔ پادگان، مسجد، حمام، خانه‌های افسران و تأسیسات خدماتی به ایجاد محله‌ای تازه انجامید و حضور ارتش اصلاح‌شده را در سیمای شهری استانبول قابل مشاهده کرد. پژوهش‌های جدید معماری این پادگان‌ها را بخشی از سیاست اصلاحی دربار می‌دانند که علاوه بر ارتش بر فضای شهری و اقتصاد پیرامون آن اثر گذاشت.[۱۵]

پیشرفت ارتش تازه مخالفت ینی‌چری‌ها را افزایش داد. عضویت در ساختار ینی‌چری در طول سدهٔ هجدهم از مرز خدمت نظامی فراتر رفته بود و گروه بزرگی از پیشه‌وران و شهرنشینان با دفاتر، امتیازات و شبکه‌های اقتصادی آن ارتباط داشتند. ایجاد نیروی تازه می‌توانست هم جایگاه نظامی و هم منافع اقتصادی این شبکه‌ها را تهدید کند. همین مسئله سبب شد نزاع بر سر اصلاح ارتش به منازعه‌ای اجتماعی و سیاسی گسترده‌تر تبدیل شود.[۱][۱۶]

خزانه، آموزش و صنعت نظامی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هزینهٔ ایجاد نیروی تازه به یک نظام مالی جداگانه نیاز داشت. دولت خزانهٔ «ایراد جدید» را برای تأمین مالی اصلاحات ایجاد کرد و منابعی از مالیات‌های تازه، عواید برخی املاک و درآمدهایی که پیش‌تر به افراد یا نهادهای دیگر اختصاص یافته بود به آن منتقل شد. این خزانه امکان می‌داد هزینه‌های نظام جدید مستقل از بخشی از ساختار سنتی مالی ارتش پرداخت شود، اما مالیات‌های مرتبط با آن نیز یکی از منابع نارضایتی مخالفان اصلاحات شد.[۳][۲]

آموزش فنی جایگاه مهمی در برنامه داشت. مدرسهٔ مهندسی زمینی یا مهندس‌خانهٔ بری همایون در ۱۷۹۵ در هاسکوی افتتاح شد. هدف آن آموزش افسران و مهندسان در زمینه‌هایی چون ریاضیات، هندسه، نقشه‌برداری، توپخانه و استحکامات بود. این مدرسه پس از مدرسهٔ مهندسی دریایی که در دورهٔ پیشین شکل گرفته بود، دومین نهاد مهم آموزش مهندسی نظامی عثمانی محسوب می‌شد و الگوهای آموزشی اتریش و فرانسه در طراحی برنامهٔ آن مورد توجه قرار گرفتند.[۱۷]

چاپخانه و کتابخانهٔ وابسته به مهندس‌خانه نیز برای انتشار کتاب‌های آموزشی و فنی گسترش یافتند. در ۱۸۰۲ چاپخانه به ساختمانی مستقل در سلیمیه منتقل شد. ترجمه و چاپ متون مربوط به مهندسی، توپخانه، جغرافیا و علوم کاربردی بخشی از تلاش دولت برای ایجاد دانش فنی در درون دستگاه عثمانی بود. سلیم خود نیز به جزئیات مسائل نظامی علاقه داشت و رساله‌ها و یادداشت‌هایی دربارهٔ تجهیزات، گلوله‌ها و توپ‌ها نوشته یا بررسی می‌کرد.[۱]

اصلاح نیروی دریایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نوسازی نیروی دریایی عثمانی که در سال‌های پیش از سلطنت سلیم آغاز شده بود در دورهٔ او شتاب گرفت. کشتی‌های بادبانی بزرگ‌تر، ناوهای چند عرشه، ناوچه‌ها و کوروت‌ها سهم بیشتری در ناوگان یافتند. از ۱۷۹۲ و ۱۷۹۳ پوشاندن زیر بدنهٔ کشتی‌ها با صفحات مسی به صورت منظم‌تر اجرا شد و نخستین حوض خشک مدرن در شاخ زرین ساخته شد. کارشناسان بریتانیایی، فرانسوی و سوئدی در طراحی کشتی‌ها، آموزش کشتی‌سازان و توسعهٔ تجهیزات مشارکت داشتند.[۱۸][۱۲]

از نوامبر ۱۸۰۴ اصلاحات اداری نیروی دریایی نیز گسترده‌تر شد. مقررات مربوط به ساخت کشتی، حسابداری، تجهیزات و سازمان پرسنل مورد بازبینی قرار گرفت و دولت می‌کوشید وابستگی دائمی به متخصصان خارجی را با تربیت نیروی محلی کاهش دهد. این بخش از اصلاحات در مقایسه با ارتش زمینی با مقاومت سیاسی کمتری روبه‌رو بود و برخی از تغییرات آن پس از سقوط سلیم نیز ادامه یافتند.[۱۸]

دیپلماسی و اروپا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

یکی از نوآوری‌های پایدار دورهٔ سلیم ایجاد نمایندگی‌های دائمی عثمانی در پایتخت‌های اروپا بود. دولت عثمانی پیش‌تر سفیران را معمولاً برای مأموریت‌های موقت اعزام می‌کرد. در دورهٔ نظام جدید، تصمیم گرفته شد دیپلمات‌ها برای دوره‌های طولانی در مراکز اصلی سیاست اروپا حضور داشته باشند، زبان و ساختار دولت‌های میزبان را بشناسند و اطلاعات سیاسی، نظامی و فنی را به استانبول منتقل کنند.[۱۹]

نخستین سفیر دائم، یوسف آگاه افندی، در ۱۷۹۳ به لندن رسید. پس از آن نمایندگی‌هایی در پاریس، برلین و وین ایجاد شدند. سفارتخانه‌ها تنها کانال مذاکرهٔ سیاسی نبودند. وظیفهٔ گردآوری کتاب، استخدام متخصص، خرید ابزار و تجهیزات و گزارش دربارهٔ نهادهای نظامی و آموزشی اروپا نیز به آنان واگذار می‌شد. نمایندگان عثمانی در نتیجه به یکی از منابع انتقال دانش و تجربهٔ اروپایی به دستگاه دولتی تبدیل شدند.[۱۹][۱]

این تحول در زمانی رخ داد که انقلاب فرانسه و سپس جنگ‌های انقلابی نظام سیاسی اروپا را دگرگون می‌کردند. عثمانی در آغاز تلاش کرد از درگیری قدرت‌های اروپایی دور بماند و مناسبات دیرینهٔ خود با فرانسه را حفظ کند. روابط با حکومت انقلابی فرانسه با احتیاط ادامه یافت و استانبول به یکی از معدود پایتخت‌های سلطنتی تبدیل شد که برای مدتی ارتباط رسمی خود را با جمهوری فرانسه قطع نکرد.[۲]

تجربهٔ سفارتخانه‌های دائمی در همان دوره با مشکلات مالی و سازمانی نیز روبه‌رو بود و برخی از نمایندگی‌ها پس از چند سال فعالیت کاهش یافتند. با این حال اصل حضور دائمی دیپلماتیک تثبیت شد و در سدهٔ نوزدهم یکی از اجزای مهم دستگاه سیاست خارجی عثمانی شد. از این جهت اصلاح دیپلماسی سلیم از پایدارترین بخش‌های میراث نظام جدید به شمار می‌رود.[۱۹]

انقلاب فرانسه، مصر و تغییر اتحادها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
نبرد نیل در اوت ۱۷۹۸. نابودی بخش بزرگی از ناوگان فرانسه پس از اشغال مصر، عثمانی را به همکاری نظامی با بریتانیا و روسیه نزدیک کرد.

فتح ایتالیا به دست ناپلئون در ۱۷۹۶ و ۱۷۹۷ مرزهای نفوذ فرانسه را به قلمرو عثمانی نزدیک‌تر کرد. انحلال جمهوری ونیز و تقسیم متصرفات آن در آدریاتیک برای دولت عثمانی اهمیت مستقیم داشت. با این حال بحران تعیین‌کننده در تابستان ۱۷۹۸ رخ داد، زمانی که ارتش فرانسه بدون اعلان جنگ رسمی به مصر عثمانی حمله کرد. فرانسویان در ژوئیه اسکندریه، سپس قاهره و بخش بزرگی از مصر سفلی را تصرف کردند.[۲۰]

سلیم حمله را تجاوز به قلمرو خود دانست. در سپتامبر ۱۷۹۸ فرمان جهاد علیه فرانسه صادر شد و فرمان‌هایی برای گردآوری نیرو در سراسر امپراتوری انتشار یافت. بحران مصر ساختار اتحادهای عثمانی را به شکلی کم سابقه تغییر داد. در ۲۳ دسامبر ۱۷۹۸ پیمان اتحاد با روسیه و در ۵ ژانویهٔ ۱۷۹۹ پیمان مشابهی با بریتانیا منعقد شد. این نخستین اتحاد رسمی دفاعی عثمانی با هر یک از این دو قدرت بود.[۵]

نیروی دریایی روسیه با اجازهٔ سلطان از تنگه‌ها عبور کرد و همراه ناوگان عثمانی علیه مواضع فرانسه در جزایر ایونی عملیات انجام داد. نیروهای عثمانی و بریتانیایی نیز در مصر و شام با فرانسویان جنگیدند. دفاع موفق جزار احمد پاشا از عکا در ۱۷۹۹ مانع ادامهٔ پیشروی ناپلئون در شام شد. در ۱۸۰۱ نیروهای عثمانی و بریتانیا فرانسویان را از مصر بیرون راندند و در سال بعد روابط رسمی استانبول و پاریس دوباره برقرار شد.[۵][۲۰]

تغییر سیاست پس از ۱۸۰۲ نشان می‌دهد که سلیم روابط با قدرت‌های اروپایی را بر پایهٔ تهدیدهای متغیر تنظیم می‌کرد. نزدیکی موقت با روسیه و بریتانیا که در نتیجهٔ حملهٔ فرانسه شکل گرفته بود با پایان بحران مصر کاهش یافت. پیروزی ناپلئون در نبرد استرلیتز در دسامبر ۱۸۰۵ و رشد دوبارهٔ قدرت فرانسه در اروپای مرکزی، محاسبات دولت عثمانی را بار دیگر تغییر داد و استانبول از همکاری نزدیک با روسیه فاصله گرفت.[۶]

در ۱۸۰۶ سلطان ناپلئون را به عنوان امپراتور فرانسه به رسمیت شناخت و دولت عثمانی حاکمان مولداوی و والاچیا را که مورد حمایت روسیه بودند برکنار کرد. روسیه در نوامبر همان سال نیروهای خود را وارد دو شاهزاده‌نشین کرد و جنگ جدیدی آغاز شد. دولت عثمانی در دسامبر رسماً به روسیه اعلان جنگ داد. این چرخش دیپلماتیک در شرایطی رخ داد که شورش صربستان، ناامنی بالکان و مخالفت داخلی با اصلاحات نیز منابع دولت را تحت فشار قرار داده بودند.[۶]

ایالات، اعیان و شورش صربستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

مشکل دولت سلیم تنها به ارتش و رقابت قدرت‌های خارجی محدود نبود. در بسیاری از ایالات، اعیان، خاندان‌های محلی و فرماندهان نظامی قدرت مالی و نظامی چشمگیری به دست آورده بودند. حکومت مرکزی برای دریافت مالیات، سربازگیری و حفظ نظم ناچار به مذاکره و همکاری با آنان بود. برخی از این نیروها با برنامهٔ نظام جدید همکاری کردند و برخی دیگر آن را تهدیدی علیه استقلال عملی و منابع خود می‌دانستند.[۱۶]

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در شمال بالکان پدید آمد. در منطقهٔ ویدین، عثمان پازوان‌اوغلو قدرت مستقلی ایجاد کرد و از گروه‌های ینی‌چری مخالف اصلاحات حمایت می‌کرد. دولت سلیم برای بازگرداندن اقتدار مرکزی چندین بار علیه او عملیات کرد، اما نتوانست به سرعت قدرتش را از میان ببرد. شبکهٔ نظامی او با گروه‌هایی در بلگراد ارتباط داشت و بی‌ثباتی گسترده‌ای در منطقهٔ دانوب ایجاد کرد.[۲۱]

سلیم در دههٔ ۱۷۹۰ کوشید ادارهٔ ایالت بلگراد را تثبیت کند و امتیازهایی برای جمعیت صرب مسیحی در نظر گرفت. حاجی مصطفی پاشا که از سیاست اصلاحی سلطان حمایت می‌کرد مدتی امنیت بیشتری در منطقه برقرار کرد. بازگشت گروه‌های ینی‌چری مخالف در ۱۷۹۹ و سپس قتل حاجی مصطفی پاشا شرایط را تغییر داد. حاکمان ینی‌چری بلگراد رژیمی خشن ایجاد کردند و قتل رهبران محلی صرب در آغاز ۱۸۰۴ به نخستین قیام صربستان به رهبری کارا جورجه انجامید.[۲۲]

در مرحلهٔ نخست، شورشیان صرب خود را مستقیماً علیه سلطان معرفی نمی‌کردند و دولت نیز آنان را برای مقابله با فرماندهان سرکش ینی‌چری تحمل کرد. پس از حذف بخش مهمی از این فرماندهان، خواسته‌های شورشیان به خودمختاری گسترده‌تر تبدیل شد و جنگ ابعاد تازه‌ای یافت. ورود روسیه به جنگ با عثمانی در ۱۸۰۶ نیز امکان دریافت حمایت خارجی را برای شورشیان فراهم کرد و بحران صربستان به یکی از جبهه‌های جنگ جدید تبدیل شد.[۲۳]

در شبه‌جزیرهٔ عربستان نیز گسترش جنبش وهابیت و قدرت امارت درعیه چالشی رو به رشد بود. نیروهای سعودی در آغاز سدهٔ نوزدهم بر بخش‌هایی از حجاز مسلط شدند و کنترل راه‌های زیارتی و شهرهای مقدس به مسئله‌ای جدی برای مشروعیت حکومت عثمانی تبدیل شد. سلیم به دلیل درگیری‌های متعدد بالکان و سیاست خارجی اروپا نتوانست نیروی کافی برای حل سریع این مسئله اختصاص دهد و بحران به دورهٔ محمود دوم منتقل شد.[۱]

بحران اصلاحات و شورش ۱۸۰۷

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

از میانهٔ دههٔ ۱۸۰۰ مخالفت با نظام جدید آشکارتر شد. هزینه‌های برنامه، مالیات‌های تازه، رقابت ارتش جدید با نیروهای قدیمی و تلاش دولت برای افزایش کنترل بر ایالات گروه‌های مختلفی را علیه اصلاحات قرار داده بود. بعضی اعیان روم‌ایلی با استقرار نیروهای نظام جدید در قلمرو خود مخالفت می‌کردند و ینی‌چری‌ها نیز گسترش نیروی تازه را تهدیدی مستقیم تلقی می‌کردند.[۳]

دولت در ۱۸۰۵ و ۱۸۰۶ تلاش کرد نظام سربازگیری و تشکیلات تازه را به روم‌ایلی گسترش دهد. عبد الرحمن پاشا با نیروهای نظام جدید به سوی تراکیه حرکت کرد، اما در سیلیوری، تکیرداغ و چورلو با مقاومت مسلحانه روبه‌رو شد. درگیری‌هایی که به واقعهٔ ادرنه در ۱۸۰۶ معروف شدند سلیم را وادار کردند اجرای برنامه در منطقه را متوقف کند. این عقب‌نشینی اعتبار دولت و اصلاح‌طلبان را کاهش داد و مخالفان دریافتند که می‌توانند با بسیج نظامی برنامهٔ سلطان را متوقف کنند.[۳][۷]

عبور ناوگان دریاسالار جان داکورث از داردانل در ۱۹ فوریهٔ ۱۸۰۷، اثر توماس ویتکومب. حضور ناوگان بریتانیا در دریای مرمره بحران سیاسی دورهٔ پایانی سلطنت سلیم را تشدید کرد.

شرایط خارجی هم‌زمان وخیم شد. پس از آغاز جنگ با روسیه، بریتانیا از سلیم خواست نفوذ فرانسه را در استانبول محدود کند و سیاست خود را تغییر دهد. دولت عثمانی نپذیرفت. ناوگان بریتانیا به فرماندهی دریاسالار جان داکورث در فوریهٔ ۱۸۰۷ از استحکامات داردانل گذشت و در دریای مرمره در برابر استانبول ظاهر شد. عثمانی با کمک افسران فرانسوی به سرعت استحکامات ساحلی را تقویت کرد و مذاکرات نتیجه نداد. ناوگان بریتانیا پس از چند روز عقب نشست و در مسیر بازگشت از آتش سنگین توپخانهٔ عثمانی آسیب دید.[۲۴]

اگرچه عقب‌نشینی بریتانیا از نظر نظامی موفقیتی برای دفاع استانبول بود، حضور ناوگان دشمن در برابر پایتخت اعتبار حکومت را آسیب زد. محاصرهٔ دریایی سبب افزایش قیمت و کمبود برخی کالاها شد و شایعاتی گسترش یافت که اصلاحات نظامی و حضور کارشناسان خارجی را با تهدید پایتخت مرتبط می‌کرد. بخشی از دستگاه حکومت نیز در این مرحله به صورت پنهانی یا آشکار علیه حلقهٔ اصلاح‌طلبان فعالیت می‌کرد.[۷]

ارتش اصلی عثمانی در آوریل ۱۸۰۷ برای جنگ با روسیه از استانبول به سوی ادرنه حرکت کرد. بسیاری از مقام‌های بلندپایه و سربازان ینی‌چری همراه آن بودند و فضای سیاسی پایتخت در اختیار مقامات درجهٔ دوم قرار گرفت. در ۲۵ مه گروهی از یamakهای مستقر در استحکامات بسفر علیه تغییر لباس و مقررات نظام جدید شورش کردند. کباكچی مصطفی به رهبر ظاهری آنان تبدیل شد و شورش به سرعت به استانبول رسید.[۷]

شورشیان از حمایت بخشی از ینی‌چری‌ها، علما و مقامات برخوردار شدند. صدر اعظم موقت کوسه موسی پاشا و شیخ‌الاسلام توپال عطاءالله افندی در هدایت سیاسی بحران نقش داشتند. فهرستی از مقام‌های اصلی نظام جدید تهیه و تحویل شورشیان شد و آنان خواستار اعدام این افراد، لغو خزانه و تشکیلات اصلاحی و سرانجام تغییر سلطان شدند.[۷]

سلیم در پایتخت هزاران سرباز نظام جدید در اختیار داشت، اما دستور استفاده از آنان علیه شورشیان را صادر نکرد. او ابتدا چند تن از مقام‌های اصلاح‌طلب را قربانی کرد و سپس انحلال نهادهای نظام جدید را پذیرفت. این امتیازها شورش را پایان نداد. مخالفان ادعا کردند سلیم به دلیل سیاست‌هایش صلاحیت ادامهٔ سلطنت را ندارد و نام شاهزاده مصطفی را مطرح کردند. در ۲۹ مه ۱۸۰۷ سلیم از سلطنت کنار گذاشته شد و مصطفی چهارم بر تخت نشست.[۱][۷]

سلیم پس از خلع به بخش شیمشیرلیک کاخ توپقاپی منتقل شد. او در دورهٔ حبس با شاهزاده محمود، برادر کوچک‌تر مصطفی چهارم و سلطان آینده، ارتباط نزدیکی داشت. منابع عثمانی از گفت‌وگوهای آنان دربارهٔ دولت و اصلاحات یاد کرده‌اند و تاریخ‌نگاران بعدی این ارتباط را یکی از مسیرهای انتقال تجربهٔ دورهٔ نظام جدید به نسل بعدی اصلاحات دانسته‌اند.[۱]

حکومت مصطفی چهارم نتوانست ثبات را بازگرداند. نفوذ ینی‌چری‌ها و گروه‌های شورشی افزایش یافت و بسیاری از طرفداران سلیم به مناطق دیگر پناه بردند. در روم‌ایلی، علمدار مصطفی پاشا، از اعیان قدرتمند روسچوک، گروهی از اصلاح‌طلبان فراری را گرد آورد. آنان در تابستان ۱۸۰۸ تصمیم گرفتند به استانبول حرکت کنند، مصطفی چهارم را برکنار کنند و سلیم را دوباره بر تخت بنشانند.[۸][۷]

در ۲۸ ژوئیه نیروهای علمدار وارد کاخ شدند. مصطفی چهارم برای جلوگیری از بازگشت سلیم و از میان بردن رقیبان خود دستور قتل سلیم و محمود را صادر کرد. مأموران وارد اقامتگاه سلیم شدند و پس از درگیری او را کشتند. شاهزاده محمود توانست با کمک خدمتگزاران بگریزد و زنده بماند. هنگامی که علمدار وارد بخش داخلی کاخ شد جسد سلیم در برابر باب‌السعاده قرار داده شده بود.[۱][۲۵]

آرامگاه مصطفی سوم در سمت راست و سلیم سوم در سمت چپ، در مجموعهٔ مسجد لاله‌لی استانبول.

علمدار پس از شکست طرح بازگرداندن سلیم، مصطفی چهارم را خلع و محمود را بر تخت نشاند. سلیم در آرامگاه پدرش مصطفی سوم در مجموعهٔ مسجد لاله‌لی دفن شد. آرامگاه امروزه نیز محل دفن هر دو سلطان و چند عضو دیگر خاندان عثمانی است.[۲۶]

سلیم پس از رسیدن به سلطنت صاحب پسری به نام احمد شد که مدت کوتاهی پس از تولد درگذشت و فرزند دیگری از او باقی نماند. نداشتن وارث زنده در جریان شورش ۱۸۰۷ نیز از سوی مخالفان به عنوان یکی از استدلال‌های سیاسی علیه ادامهٔ سلطنتش مطرح شد. روابط او با شاهزادگان مصطفی و محمود در بیشتر سال‌های سلطنت نسبتاً ملایم بود و او برخلاف بسیاری از نمونه‌های پیشین تاریخ دودمان عثمانی برای حذف آنان اقدام نکرد.[۱]

موسیقی، شعر و دربار فرهنگی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
پرترهٔ سلیم سوم از مجموعهٔ موزهٔ پرا. علاقهٔ سلطان به موسیقی، شعر و هنر از ویژگی‌های برجستهٔ زندگی شخصی و دربار او بود.

سلیم در تاریخ موسیقی کلاسیک عثمانی جایگاهی مستقل از نقش سیاسی خود دارد. او از نوجوانی موسیقی می‌آموخت و نزد احمد کامل افندی، حاجی سعدالله آقا و تنبوری ایزاک آموزش دید. تنبور ساز اصلی او بود و منابع همچنین از مهارتش در نواختن نی یاد کرده‌اند. فعالیت موسیقایی او در سال‌های شاهزادگی بسیار گسترده بود و پس از رسیدن به سلطنت نیز آهنگسازی و حمایت از موسیقی‌دانان را ادامه داد.[۹]

بیش از صد اثر در قالب‌های مختلف موسیقی عثمانی به سلیم نسبت داده شده است. بیش از نیمی از آثار ثبت‌شدهٔ او پیشرو و ساز سماعی هستند و در کنار آن‌ها قطعات آوازی، ترانه، آیین مولوی، نعت و الهی نیز وجود دارد. منابع نظری دوره چندین مقام، از جمله سوزدل‌آرا، دل‌آرا، اوج‌آرا، حجازین، محیر سنبله و نوا کردی را با نوآوری‌های او مرتبط می‌دانند. شمار دقیق مقام‌هایی که شخص سلیم ایجاد کرده است در منابع موسیقی یکسان نیست.[۹]

سلیم با تخلص الهامی شعر می‌سرود و شعر برخی از قطعات موسیقایی خود را نیز می‌نوشت. ارتباط نزدیک او با مولویه در موسیقی و حمایت از خانقاه‌های مولوی بازتاب یافت. او خانقاه‌های قاسم‌پاشا، بشیکتاش و گالاتا را مرمت کرد و موسیقی‌دانان برجستهٔ سنت مولوی را مورد حمایت قرار داد.[۱][۹]

دربار او همچنین در تحول شیوهٔ ثبت موسیقی اهمیت داشت. عبدال‌باقی ناصر دده با تشویق سلطان نظامی بر پایهٔ حروف ابجد برای نت‌نویسی تدوین کرد و حمپارصوم لیمونجیان نیز نظام نت‌نویسی دیگری توسعه داد که بعدها با نام نت حمپارصوم شهرت یافت. این نظام در سدهٔ نوزدهم در موسیقی عثمانی کاربرد گسترده یافت و پیش از رواج کامل نت‌نویسی غربی وسیله‌ای مهم برای ثبت آثار موسیقی بود.[۹]

علاقهٔ سلیم تنها به موسیقی سنتی محدود نماند. او اجرای موسیقی اروپایی را نیز شنید و در ۲ مه ۱۷۹۷ یک گروه خارجی در حضور سلطان در کاخ توپقاپی نمایشی اپرایی اجرا کرد. برای نیروهای نظام جدید نیز گروه‌های سازهای بادی و طبل در نظر گرفته شدند. این تجربه‌ها هنوز به ایجاد نظام کامل موسیقی نظامی اروپایی منجر نشدند، اما بخشی از تماس فزایندهٔ دربار عثمانی با فرهنگ موسیقایی اروپا بودند.[۹]

معماری و حمایت فرهنگی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

برنامهٔ سلیم در سیمای استانبول نیز آثار قابل توجهی بر جای گذاشت. مهم‌ترین مجموعهٔ مرتبط با اصلاحات او در اسکودار ساخته شد. پادگان بزرگ نظام جدید، مسجد، حمام، خانقاه، خانه‌های افسران و بازارهای پیرامون آن زمینهٔ شکل‌گیری محله‌ای را فراهم کردند که به افتخار سلطان «سلیمیه» نام گرفت. احداث این مجموعه نشان می‌داد که اصلاح نظامی در پایتخت تنها یک تحول سازمانی در ارتش نبود و به ایجاد فضاهای شهری تازه نیز انجامید.[۱۵][۱]

سلیم چندین بنای مذهبی و عمومی را نیز تعمیر یا بازسازی کرد. مسجد و آرامگاه ایوب سلطان در دورهٔ او مرمت شدند و بخش‌هایی از تزئینات آرامگاه با هزینهٔ دربار بازسازی شد. خانقاه‌های مولوی قاسم‌پاشا، بشیکتاش و گالاتا نیز از حمایت او برخوردار شدند. زنان خاندان سلطنتی، به ویژه مهرشاه سلطان و خواهران سلیم، در ساخت آب‌انبارها، چشمه‌ها، بناهای خیریه و اقامتگاه‌های ساحلی فعال بودند و پژوهش‌های جدید این حمایت معماری را بخشی از شبکهٔ سیاسی و اجتماعی اصلاحات دوره می‌دانند.[۱۵]

دولت همچنین سرمایه‌گذاری بر چاپ و دانش فنی را گسترش داد. چاپخانهٔ مهندس‌خانه و کتابخانهٔ آن به انتشار متون فنی کمک کردند و سفارتخانه‌ها برای تهیهٔ کتاب‌ها، نقشه‌ها، ابزار و استخدام متخصصان مورد استفاده قرار گرفتند. این نهادها پس از سقوط سلطان از میان نرفتند و بخشی از زیرساخت آموزش فنی و نظامی دورهٔ محمود دوم و اصلاحات بعدی را تشکیل دادند.[۱۷]

ارزیابی تاریخی و میراث

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تاریخ‌نگاری قدیمی اغلب دورهٔ سلیم را آغاز مستقیم «غربی شدن» عثمانی یا تلاش یک سلطان اصلاح‌طلب برای نجات امپراتوری رو به زوال توصیف می‌کرد. پژوهش‌های جدیدتر بر زمینهٔ پیچیده‌تر این اصلاحات تأکید دارند. دولت عثمانی در سدهٔ هجدهم پیش از سلیم نیز در ارتش، نیروی دریایی، امور مالی و دیپلماسی تغییراتی ایجاد کرده بود. نظام جدید این تجربه‌ها را در مقیاسی گسترده‌تر و با پیوند سازمان‌یافته‌تری میان ارتش، مالیه، آموزش و دیپلماسی دنبال کرد.[۱۶][۳]

محدودیت اصلی برنامه در ساختار سیاسی اجرای آن قرار داشت. سلیم نمی‌توانست دستگاه نظامی قدیم را به سرعت از میان ببرد و نیروی تازه را در کنار ینی‌چری‌ها ایجاد کرد. این راهکار از برخورد فوری جلوگیری کرد، اما دو ساختار نظامی رقیب به وجود آورد. خزانهٔ مستقل و مالیات‌های تازه نیز گروه‌های دیگری را با منافع اصلاحات درگیر کردند. در ایالات، اعیان قدرتمند برای اجرای سیاست‌های دولت ضروری بودند و همان افراد در برابر گسترش کنترل مرکزی مقاومت می‌کردند.[۴][۳]

نقش شخص سلیم در شکست نهایی برنامه نیز موضوع بحث تاریخ‌نگاری بوده است. منابع نزدیک به اصلاح‌طلبان از تردید او در استفاده از نیروی نظام جدید علیه شورشیان ۱۸۰۷ انتقاد کرده‌اند. هزاران سرباز آموزش‌دیده در استانبول منتظر فرمان بودند، اما سلطان از جنگ داخلی گسترده پرهیز کرد و به پذیرش خواسته‌های مخالفان روی آورد. این تصمیم جان او و برنامهٔ اصلاحات را حفظ نکرد و امکان تغییر سلطنت را برای شورشیان فراهم کرد.[۷]

با این حال بسیاری از نهادها و اندیشه‌های دوره به حیات خود ادامه دادند. محمود دوم که در ماه‌های حبس سلیم با او ارتباط داشت، در ۱۸۲۶ سپاه ینی‌چری را در واقعه خیریه منحل کرد و ارتش تازه‌ای ایجاد کرد. گسترش دستگاه دولتی، مدارس نظامی، نمایندگی‌های دیپلماتیک و اصلاح نظام مالی در دورهٔ محمود و سپس تنظیمات ادامه یافت. از این منظر، شکست سیاسی سلیم پایان مسیر اصلاحات نبود و تجربهٔ نظام جدید به یکی از منابع مهم اصلاحات سدهٔ نوزدهم تبدیل شد.[۸][۱۶]

سلیم همچنین نمونه‌ای از تغییر تصور نقش سلطان در اواخر سدهٔ هجدهم بود. مشارکت شخصی او در بررسی گزارش‌ها، مکاتبات خارجی، موسیقی، معماری و امور نظامی تصویری از پادشاهی ایجاد می‌کرد که اصلاح سازمان دولت را وظیفهٔ مستقیم خود می‌دانست. همین برنامه در نهایت با شبکه‌های اجتماعی و نظامی‌ای برخورد کرد که ساختار سیاسی امپراتوری بر همکاری با آنان استوار بود. تنش میان تمرکز قدرت دولت و منافع نیروهای موجود یکی از موضوعات مهمی شد که اصلاح‌گران عثمانی در سراسر سدهٔ نوزدهم با آن روبه‌رو بودند.[۱][۲]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 Beydilli, Kemal (2009). "SELİM III". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 Shaw, Stanford J. (1971). Between Old and New: The Ottoman Empire under Sultan Selim III, 1789-1807 (in انگلیسی). Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press. pp. 69 تا 208. doi:10.4159/harvard.9780674422773. ISBN 9780674068308.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Beydilli, Kemal (2007). "NİZÂM-ı CEDÎD". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  4. 1 2 3 Shaw, Stanford J. (1965). "The Origins of Ottoman Military Reform: The Nizam-I Cedid Army of Sultan Selim III". The Journal of Modern History (in انگلیسی). 37 (3): 291 تا 306. doi:10.1086/600691.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  5. 1 2 3 "The Circle of Justice and the Napoleonic Wars". Dangerous Gifts: Imperialism, Security, and Civil Wars in the Levant, 1798-1864 (in انگلیسی). Oxford University Press. 2021.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  6. 1 2 3 "Priceless Grace? The Congress of Vienna of 1815, the Ottoman Empire and Historicising the Eastern Question". The English Historical Review (in انگلیسی). 136 (583): 1450 تا 1484. 2021.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  7. 1 2 3 4 5 6 7 8 Beydilli, Kemal (2001). "KABAKÇI İSYANI". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  8. 1 2 3 Shaw, Stanford J.; Shaw, Ezel Kural (1977). History of the Ottoman Empire and Modern Turkey, Volume II: Reform, Revolution, and Republic (in انگلیسی). Cambridge University Press. ISBN 9780521291668.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  9. 1 2 3 4 5 6 7 Özcan, Nuri (2009). "SELİM III, Mûsiki". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  10. ↑ Beydilli, Kemal. "İSHAK BEY". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  11. ↑ Uzunçarşılı, İsmail Hakkı (1938). "Selim III'ün Veliaht İken Fransa Kralı Lüi XVI ile Muhabereleri". Belleten (in ترکی). 2 (5 و 6): 191 تا 246.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  12. 1 2 MacDougall, Philip (2017). "The Reforms of Selim III". Islamic Seapower during the Age of Fighting Sail (in انگلیسی). Boydell & Brewer. pp. 70 تا 97. doi:10.1017/9781787441576.009.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  13. ↑ Aksan, Virginia H. (2007). Ottoman Wars, 1700-1870: An Empire Besieged (in انگلیسی). Pearson Longman. ISBN 9780582308077.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  14. ↑ Zürcher, Erik Jan (1998). "The Ottoman Conscription System, 1844–1914". International Review of Social History (in انگلیسی). 43 (3): 437 تا 449. doi:10.1017/S0020859000110098.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  15. 1 2 3 Türker, Deniz; Uğurlu, A. Hilâl (2026). Letters and Gifts in the Harems of Eighteenth-Century Istanbul (in انگلیسی). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781009650878.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  16. 1 2 3 4 Quataert, Donald (2005). The Ottoman Empire, 1700-1922 (in انگلیسی) (دوم ed.). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9780511818868. ISBN 9780521547826.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  17. 1 2 Beydilli, Kemal (2020). "MÜHENDİSHÂNE-i BERRÎ-i HÜMÂYUN". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  18. 1 2 Zorlu, Tuncay (2008). Innovation and Empire in Turkey: Sultan Selim III and the Modernisation of the Ottoman Navy (in انگلیسی). I.B. Tauris. ISBN 9781845116941.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  19. 1 2 3 Talbot, Michael (2017). British-Ottoman Relations, 1661-1807: Commerce and Diplomatic Practice in Eighteenth-Century Istanbul (in انگلیسی). Boydell & Brewer. ISBN 9781783272020.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  20. 1 2 Dykstra, Darrell (1998). "The French occupation of Egypt, 1798–1801". In M. W. Daly (ed.). The Cambridge History of Egypt, Volume 2 (in انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 113 تا 138. doi:10.1017/CHOL9780521472111.006.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  21. ↑ Jovanović, Vladimir (2018). "Vidin and Serbia in the Early 19th Century". The Historical Review (in انگلیسی). 67: 293 تا 319. doi:10.34298/IC1766293J.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  22. ↑ Aslantaş, Selim (2005). "Sırp İsyanlarına Giden Yol 1788-1804". Hacettepe Üniversitesi Türkiyat Araştırmaları (in ترکی) (3).{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  23. ↑ "A Balkan-Style French Revolution? The 1804 Serbian Uprising in European Perspective". Balcanica (in انگلیسی). 2005.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  24. ↑ Talbot, Michael (2017). "Introduction: De/re-constructing the history of British–Ottoman relations". British-Ottoman Relations, 1661-1807 (in انگلیسی). Boydell & Brewer. pp. 1 تا 16.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  25. ↑ Danacı Yıldız, Aysel (2008). "III. Selim'in Katilleri". Osmanlı Araştırmaları (in ترکی) (31): 55 تا 92.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  26. ↑ "Laleli Külliyesi" (in انگلیسی). Archnet. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Aksan, Virginia H. (2007). Ottoman Wars, 1700-1870: An Empire Besieged (in انگلیسی). Pearson Longman. ISBN 9780582308077.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Beydilli, Kemal (2009). "SELİM III". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Beydilli, Kemal (2007). "NİZÂM-ı CEDÎD". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Quataert, Donald (2005). The Ottoman Empire, 1700-1922 (in انگلیسی) (دوم ed.). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9780511818868. ISBN 9780521547826.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Shaw, Stanford J. (1971). Between Old and New: The Ottoman Empire under Sultan Selim III, 1789-1807 (in انگلیسی). Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press. doi:10.4159/harvard.9780674422773. ISBN 9780674068308.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Shaw, Stanford J. (1965). "The Origins of Ottoman Military Reform: The Nizam-I Cedid Army of Sultan Selim III". The Journal of Modern History (in انگلیسی). 37 (3): 291 تا 306. doi:10.1086/600691.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Zorlu, Tuncay (2008). Innovation and Empire in Turkey: Sultan Selim III and the Modernisation of the Ottoman Navy (in انگلیسی). I.B. Tauris. ISBN 9781845116941.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]