زبانهای کردی
| زبان کُردی | ||
|---|---|---|
| Kurdî, کوردی | ||
| زبان بومی در | ارمنستان، آذربایجان، ایران، عراق، سوریه، ترکیه | |
| منطقه | کردستان; همچنین آناتولی، قفقاز، خراسان، دیاسپورای کردی | |
| قومیت | کردها | |
شمار گویشوران | ۲۹ میلیون نفر (۲۰۱۷–۲۰۲۴)[۱] | |
| گویشها | کردی شمالی (کرمانجی)
کردی میانی (سورانی)
کردی جنوبی (کلهری)
| |
| ||
| وضعیت رسمی | ||
زبان رسمی در | ||
زبان اقلیت شناختهشده در | ||
| کدهای زبان | ||
| ایزو ۱–۶۳۹ | ku | |
| ایزو ۲–۶۳۹ | kur | |
| ایزو ۳–۶۳۹ | kur – کد همگانیکدهای اختصاصی: kmr – کردی شمالیckb – کردی میانیsdh – کردی جنوبیlki – لکی | |
| گلاتولوگ | kurd1259[۱۰] | |
| زبانشناسی | 58-AAA-a (North Kurdish incl. Kurmanji & Kurmanjiki) + 58-AAA-b (Central Kurdish incl. Dimli/Zaza & Gurani) + 58-AAA-c (South Kurdish incl. Kurdi) | |
توزیع جغرافیایی کردی و دیگر زبانهای ایرانی گویشی توسط کردها
| ||

زبانهای کُردی یک زنجیره گویشی از زبانهای هندواروپایی در شاخهٔ زبانهای ایرانی غربی هستند که کُردها با آنها سخن میگویند.[۱۱][۱۲] زبانهای کردی از زبانهای ایرانی شاخهٔ شمال غربی هستند که با زبانهای فارسی، بلوچی و لری خویشاوندی دارند.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] زبان کُردی دارای گویشهای (کردی شمالی، کردی میانی، کردی جنوبی و لکی) است.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶] هر چند که در مورد لکی اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن را مستقل از زبانهای کردی طبقهبندی کردهاند.[۲۷][۲۸][۲۹]
به باور پژوهشگران کردهای ایران و بسیاری از کردهای ترکیه و عراق به گونههایی از زبان پهلوی سخن میگویند و مردم شمال ایران نیز به گونهای از زبان پهلوی سخن میگویند؛ مانند مازندرانی و گیلانی و در جنوب شرق ایران بلوچی نیز عناصری از زبان پهلوی را دارد،[۳۰] این زبانها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبانهای کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی بهشمار میآیند، فارسی و لری هستند؛ که هرکدام در مناطق وسیعی تکلم میشوند.
زرینکوب در کتاب تاریخ مردم ایران میگوید: در پایان عهد آل بویه در سرزمین جبال که نیز ولایت فهله نام داشت و زبان مردم آن نواحی به همین سبب فهلوی نیز خوانده میشد ادبیاتی عامیانه نیز در لهجههای محلی انعکاس داشت. در ری که زبان آن تدریجاً به لغت دری نزدیکتر از پهلوی میشد ترانههایی به لهجهٔ رازی رایج بود و در همدان و زنجان فهلویات یا ادبیات پهلوی که ملحونات آنها اورامنان خوانده میشد فراوان گفته میشد.[۳۱]
گویشهای مختلف عمدتاً در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار میگیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، لبنان و کشورهای اروپایی به ویژه آلمان و انگلستان نیز زندگی میکنند.[۳۲]
تاریخ زبان کُردی
دانش زبانشناسی اجازه میدهد مرزهای تقریبی مناطقی را که هسته اصلی قومی سخنرانان گویشهای معاصر کرد شکل گرفته است، ترسیم شود. مکنزی در اوایل دهه ۱۹۶۰ (مکنزی، ۱۹۶۱) در رابطه با تاریخ و گذشته زبان کردی فرضیاتی ارائه کرده است. مکنزی در آفرینش ایدههای تدسکو (۱۹۲۱: ۲۵۵) و در مورد ویژگیهای آوایی، مورفولوژیکی فونیکی مشترکی که بین کردی، فارسی و بلوچی مشترک است، مکنزی به این نتیجه رسید که گویشوران این سه زبان ممکن است یک بار در زمانهای گذشته در تماس با هم و نزدیک به هم بودهاند. وی کوشیده است وحدت زبانی ادعایی فارسی-کرد-بلوچی را که احتمالاً در مناطق مرکزی ایران بوده بازسازی کند. مطابق نظریه مکنزی، پارسها (هخامنشیان) استان فارس را در جنوب غربی اشغال کردند (براساس این فرض که هخامنشیان به فارسی باستان صحبت میکردهاند و این زبان به درستی نیای فارسی امروزی باشد)، بلوچها (پروتو-بلوچها، اجداد بلوچهای امروزی) در مناطق مرکزی غرب ایران ساکن بودهاند و کردها (پروتو-کردها، اجداد کردهای امروزی) در شمال غربی لرستان و اصفهان کنونی زندگی میکردهاند.[۳۳]
زبان کردی از زبانهای ایرانیِ خانوادهٔ هندواروپایی است. زبانشناسان معمولاً کردی را در شمار زبانهای ایرانیِ غربی و در بسیاری از طبقهبندیها در گروه زبانهای ایرانیِ شمالغربی قرار میدهند؛ بااینحال، جایگاه دقیق کردی در تقسیمبندی شمالغربی و جنوبغربی مورد بحث است و این زبان دارای برخی ویژگیهای مشترک با زبانهای جنوبغربی ایرانی نیز هست.[۳۴][۳۵]
مارتین ونبروینسن در بحث دربارهٔ ویژگیهای زبان کردی، بر وجود عناصر نیرومند جنوبغربی ایرانی در کردی تأکید کرده و در مقابل، زازا و گورانی را در حوزهٔ زبانهای ایرانی شمالغربی قرار میدهد. این دیدگاه نشان میدهد که طبقهبندی کردی را نمیتوان صرفاً با یک تقسیمبندی سادهٔ جغرافیایی توضیح داد و تماس تاریخی میان زبانهای ایرانی غربی نیز باید در نظر گرفته شود.[۳۶]
لودویگ پاول نیز در مطالعات خود دربارهٔ زبانهای ایرانی غربی، زازاکی و دیگر زبانهای ایرانی شمالغربی را بررسی کرده است. در این مطالعات، کردی در مجموعهٔ زبانهای ایرانی غربی قرار میگیرد، درحالیکه شباهتها و تماسهای تاریخی آن با زبانهای جنوبغربی، بهویژه فارسی، نیز قابل توجه است.[۳۷][۳۸]
یکی از مهمترین پژوهشها دربارهٔ خاستگاه زبان کردی مقالهٔ دی. ن. مککنزی با عنوان «خاستگاههای کردی» (The Origins of Kurdish) است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. مککنزی در آغاز مقاله میگوید برای تعریف زبان کردی باید ویژگیهایی مشخص شود که آن را از دیگر گویشهای ایرانی متمایز میکند؛ اما نتیجهٔ بررسی او عمدتاً منفی است، زیرا تقریباً برای هر ویژگی که بتوان بهعنوان مشخصهٔ کردی مطرح کرد، نمونهای مشابه در دستکم یک زبان یا گویش ایرانی دیگر وجود دارد.[۳۹]
مککنزی بر همین اساس از نسبت دادن سادهٔ کردی به یک زبان ایرانی باستانی مشخص پرهیز میکند. وجود شباهت میان کردی و زبانهای ایرانی باستان، از جمله مادی و پارتی، بهتنهایی ثابت نمیکند که کردی امروزی مستقیماً از یکی از این زبانها منشأ گرفته است. برای چنین ادعایی باید شواهد تاریخی و زبانشناختی پیوستهای از مراحل میانهٔ زبان در دست باشد.[۴۰]
ولادیمیر مینورسکی، ایرانشناس و خاورشناس روس، از پژوهشگرانی بود که احتمال ارتباط تاریخی کردها با مادها را مطرح کرد. این دیدگاه عمدتاً بر شواهد تاریخی، جغرافیایی و قومی استوار بود و نباید آن را بهعنوان اثبات زبانشناختیِ تبار مستقیم زبان کردی از زبان مادی تلقی کرد.[۴۱]
زبان مادی یکی از زبانهای ایرانیِ باستان بود، اما برخلاف فارسی باستان، متون پیوسته و گستردهای از آن باقی نمانده است. بخش عمدهٔ شناخت امروزی از مادی بر اساس نامهای خاص، واژههای مادی گزارششده در منابع دیگر و شواهد پراکندهٔ تاریخی و زبانشناختی استوار است.[۴۲]
بنابراین، فرضیهٔ ارتباط تاریخی کردها با مادها را نمیتوان با این ادعا یکی دانست که «زبان کردی مستقیماً بازماندهٔ زبان مادی است». نبودِ متون کافی از زبان مادی و نبودِ یک زنجیرهٔ مستند و پیوسته از مادی باستان تا گونههای کردی امروزی، اثبات چنین تبار مستقیمی را دشوار میکند.[۴۳][۴۴]
از سوی دیگر، نبودِ متون موسوم به «کردی میانه» به معنای نبودِ نیای تاریخی کردی نیست. زبانها میتوانند برای مدت طولانی بدون اسناد مکتوب باقی بمانند. مسئلهٔ اصلی این است که برای بازسازی رابطهٔ مستقیم میان یک زبان باستانی و کردی امروزی، شواهد تطبیقی و تاریخی کافی لازم است.
گِرنوت ویندفور نیز در بررسی زبانهای ایرانی غربی بر اهمیت تماس و همگرایی زبانی تأکید کرده است. از این منظر، وجود ویژگیهایی با منشأ شمالغربی، جنوبغربی یا پارتی در کردی لزوماً به معنای آن نیست که کل زبان از یکی از این زبانها منشأ گرفته است؛ این ویژگیها میتوانند در نتیجهٔ تماس طولانیمدت میان جوامع زبانی پدید آمده باشند.[۴۵][۴۶]
پژوهشهای جدیدتر نیز بر پیچیدگی روابط میان زبانهای ایرانی غربی تأکید دارند. برای نمونه، مطالعات جدید دربارهٔ گویشهای ایرانی غربی نشان میدهند که روابط میان این زبانها همیشه در قالب یک «درخت زبانی» ساده قابل توضیح نیست و تماس زبانی و وجود لایههای گویشی در شکلگیری زبانهای امروزی نقش مهمی داشته است.[۴۷]
در نتیجه، میتوان گفت که کردی یکی از زبانهای ایرانی غربی است که در بسیاری از طبقهبندیها در حوزهٔ زبانهای ایرانی شمالغربی قرار میگیرد، اما دارای ویژگیها و لایههایی است که آن را با زبانهای جنوبغربی ایرانی نیز مرتبط میکند. این وضعیت حاصل تاریخ پیچیدهٔ تماس میان جوامع ایرانیِ غرب فلات ایران است و شواهد موجود برای نسبت دادن مستقیم و قطعی کردی امروزی به زبان مادی یا پارتی کافی نیست.[۴۸][۴۹]
ارتباط زبان اوستایی، پارسی، مادی و پهلوی با زبانهای کردی
در سالهای اخیر تصور نادرستی در بین عوام از ارتباط زبان اوستایی و کردی ایجاد شده است. زبان اوستایی یک زبان ایرانی شرقی است و زبانهای کردی جزو شاخه غربی زبانهای ایرانی اند و به طبع نمیتوانند بازمانده یک زبان ایرانی شرقی (اوستایی) باشند. همانندیهای فارسی، کردی، بلوچی و هر زبان ایرانی دیگر با اوستایی بدین دلیل است که همه این زبانها ایرانی اند و از یک نیای مشترک زبان نیا-ایرانی منشعب شدهاند.
از زبان مادی نیز تنها واژگان انگشت شماری در آثار دیگر زبانها به جای مانده و به طبع بر اساس چند واژه معدود نمیتوان هیچ زبانی را بازمانده زبان مادی دانست. همچنین زبان اوستایی و مادی متعلق به دوره کهن یا باستانی زبانهای ایرانی اند و هیچ بازمانده شناخته شدهای در دوره میانه زبانهای ایرانی ندارند. همه زبانهای کردی متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی اند و نیای مستقیمی در دوره میانه ندارند.
زبان پهلوی ساسانی که نام دانشگاهی آن پارسی میانه است و پارسیگ نامیده میشده، نیای زبان فارسی است و طبیعتاً مانند فارسی، یک زبان ایرانی جنوب غربی است. زبان پهلوی اشکانی (زبان پارتی) یا پهلوانی یک زبان ایرانی شمال غربی است و از این نظر با تالشی، گیلکی، مازندرانی (طبری)، زازایی، گورانی هم خانواده است[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵]
جدول مقایسه تحولات آوایی زبانهای ایرانی با زبان کردی
| پارسی | زبان کردی | بلوچی | زبانهای مرکزی | زبانهای خزری | سمنانی | تالشی | زازایی | آذری کهن | گورانی | پهلوی اشکانی | IE |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| h/d | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | k/*g* |
| -z- | -ž- | -j- | -j- | j,ž,z | j,ž | -ž- | -j- | -ž- | -ž- | -ž- | k(u)pal* |
| z | ž | j | j,ž,z | j(z) | žj | ž | j | (ž(y | ž | ž | (g(u)(h* |
| S | S | ? | esb | S | esb | asb | esp | isb | sip | ? | KW* |
| S | S | S | r | r | h)r) | (h(r | hi)r) | h)r) | ya)r) | hr | tr/*tl* |
| d | d | (?)d | b | b | b | b | b | b | b | b | *d(h)w |
| L/L | L/L | L/L | L/L(r,z) | L/L | L/L(r,z) | r/rz | r/rz | r/rz | Lr/rz | rδ)/rz) | oIr)*rd/*rz) |
| (x(u | (x(w | v | x(u),f,v | (x(u | (x(u | h | w | h | w | wx | sw* |
| h | h | h | (h(u | h | h | h | w | u | u | f | tw* |
| -j | -j | -j | (-j-(y | -j | -j | -j | -j | -y | -y | -y | -y* |
در مقابل، گارنیک آساتوریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد.[۵۶] صحت این نظریه را دیاکونف نیز مورد تأیید قرار داده است. چنانکه وی در اثر مشهورش موسوم به «تاریخ ماد» مینویسد:
«هنوز در زمان حاضر هم تاتها و تالشیها و مازندرانیها به لهجههایی سخن میگویند که از بقایای زبان هند و اروپایی میباشد که در آغاز زبان مادهای شرقی بوده است. امتیاز ویژه این لهجهها، کهنگی و مهجوری اصوات میباشد که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد»[۵۷]
گویشها
در برخی دستهبندیها کردی به سه دسته اصلی شمالی، جنوبی و میانه تقسیم شده که خود شامل بیست و دو نوع گویش میباشد و هر گویش نوع نگارش و تلفظ خاصی دارد.[۵۸] تلاش برای یک زبان استاندارد برای کردی نتوانسته به موفقیتهای چشمگیری برسد.[۵۸]

شاخههای اصلی زبانهای کردی عبارتند از:[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳]
- کردی شمال-غرب: کرمانجی، بادینی، بایزیدی، بوتانی، شکاکی و…
- کردی مرکزی: سورانی، جافی، مکریانی، اردلانی، کلیایی و…
- گویشهای جنوبی کردی: کلهری، ایلامی، لکی و…[۶۰][۶۱][۶۴]
- گویشهای پراکنده کردی:کردی اراکی و…
زبان کردی مرکزی در عراق زبان رسمی است[۶۵] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیتهای شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال میشد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است.[۶۶] در ایران نیز کاملاً آزاد است و در رسانهها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته و قطعی نشده است.
جدول واژگان زبانهای کردی ایرانی غربی و ایرانی شرقی با ریشهها، دگرگونیهای آوایی
| واژه / معنا | اردلانی | کرمانجی | سورانی لهجهای | سورانی معیار | هورامی | شاخه / ریشه | زبانهای شرقی / حضور تاریخی | دگرگونی / توضیح | منابع |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| جدا بودن | جیاگ بون | جوداهی | جیا بون | جودا بون | جیا بون | غربی + شرقی | کرمانجی [jūdāhī], پشتو [judā], بلوچی [jūdah] | /گ/ → /ه/ (کرمانجی: jyāg > jūdāhī) | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| مو | مو | پور | پور | مو | مو | شرقی | کرمانجی [pur], سورانی لهجهای [pur], پشتو [pur] | — | MacKenzie 1961 |
| آبی | کبود/کئو | شین | شین | شین | کئو | غربی + شرقی | کرمانجی [šīn], سورانی لهجهای [šīn], بلوچی [šīn] | — | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| چرا | بوچه | چما | چما | بوچی | بوچ | شرقی | کرمانجی [čma], سورانی لهجهای [čma], پشتو [čma] | — | Windfuhr 2009 |
| بزرگ | گهوره | مزن | مزن | گهوره/مزن | گهوره | شرقی | کرمانجی [mazin], سورانی لهجهای [mazin], پشتو [mazin] | —لهجههای سکایی mazan | MacKenzie 1961 |
| خوب | خاس/باش | چاک | چاک | باش | باش/وه ش | شرقی/بلوچی | کرمانجی [čāk], سورانی لهجهای [čāk], بلوچی [čāk] | — | MacKenzie 1961 |
| تخم | توم | هاگ | هلک | توو/هلک | توم | غربی + شرقی | کرمانجی [hāg], سورانی لهجهای [hāg], بلوچی [hāg] | /ک/ → /ه/ (کرمانجی، سورانی لهجهای: tūm > hāg) | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| گوش | گوچکا | گوه | گوی | گوی/جوی | گوش | غربی + شرقی | کرمانجی [guh], سورانی لهجهای [goy], پشتو [guh], بلوچی [guh]; خوارزمی/سغدی: goχ | (کرمانجی): goš > guh) Ŝ → h | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| فرار کردن | درچون/هلات/راکردن | رهوی / rev | رهوی/هلاتن | رهوشتن/هلاتن | رهوتن | شرقی | کرمانجی [rev], سورانی لهجهای [raw], پشتو [rev] | —سغدی: rβ- / rwβ- → «گریختن، رفتن».
خوارزمی: rβ- → همان ریشه برای «گریختن» |
Windfuhr 2009 |
| روشنایی / نور | روناکی | روناهی | روناکی | روناکی | روناکی | غربی/پهلوی | کرمانجی [rōnāhī] | /ک/ → /ه/ (کرمانجی: rōnākī > rōnāhī) | MacKenzie 1961; Windfuhr 2009 |
| پاره کردن | دران | درین/çiriya | درین/çriwa | çriwa | درید | غربی + شرقی | کرمانجی [çiriya], سورانی
[çriwa], شغنی: چیر-/جیر- واخی: چار-/جار- پشتو: شل کول |
اوستایی: dārayeiti (شکل کهنتر)
این تحولات آوایی شامل: تبدیل «د» به «چ» یا «ج» |
MacKenzie 1961 |
| شمردن | اشمرین | اژمرین | اژمرین | ژماردن | اشماردن | غربی + شرقی | کرمانجی [ažmarīn], سورانی لهجهای [ažmarīn], سورانی معیار [žmārdan], پشتو [žmēral] | خوشهٔ /ʃm/ (شم) و /ʃn/ (شن) → به /ʒm/ (ژم) و /ʒn/ (ژن)
پشتو، سغدی، یغنابی، سکایی/ختنی) تبدیل شدهاند. |
MacKenzie 1961 |
| تابستان | تاوسان | هاوین | هاوین | هاوین | هامین | شرقی/غربی | کرمانجی [hāwin], سورانی لهجهای [hāwin], پشتو [ūṛay], بلوچی [hāwān] | —تغییر
م به و در زبانهای شرقی |
MacKenzie 1961 |
| حلقه، شورا | کوم | جرگه | جَرگه | «جَرگه | کوم | غربی + شرقی | در پشتو [ǰərga]
لویه جرګه بلوچی هم واژه جرگه (garga / ǰarga || — «لویه جرګه» = مجلس بزرگ سنتی افغانها || |
سغدی شکل γrk یا γrg با معنی «جمع،
در خوارزمی مشابه ǰarg آمده |
MacKenzie
۱۹۶۱ |
| مهمان | میمان | میوان | میوان | میوان | میمان | غربی + شرقی | کرمانجی [mīwān], سورانی لهجهای [mīwān], | —تحول «م» به «و» (یا [β]) یک ویژگی برجستهٔ زبانهای ایرانی شرقی (پشتو، بلوچی سکایی) | MacKenzie 1961 |
- واژههای ایرانی غربی: اردلانی و هورامی بیشتر ریشه پهلوی و پارسی باستان دارند و تغییرات آوایی در آنها محدود است (کبود، توم، جیاگ بون).
- واژههای ایرانی شرقی: کرمانجی و سورانی لهجهای تحت تأثیر زبانهای ایرانی شرقی (سکایی، بلوچی، پشتو) هستند و دگرگونیهای ک > ه، گ > ه، š > ž رایج است (hāg, guh, rōnāhī).
- اردلانی در مواردی مانند کبود و توم وفاداری به صامتها و ساخت سنتزایی غربی را حفظ کرده است، که با نظام ارگاتیو و کلیتیکهای خنثی مطابقت دارد.
- کرمانجی و سورانی با ساخت تحلیلی و تغییرات واجی شرقی (دگرگونیها) هماهنگاند.
در سغدی و شاخههای شرقی، ریشهٔ paur- / pōr- به معنی مو ثبت شده است. در پشتو واژه پوړ (por / pūṛ) هنوز هم به معنی «مو» بهکار میرود. در زبانهای ایرانی شرقی و سکایی، ریشهٔ paura- به معنی «پر، پُر، پوشیده» بوده، که ارتباط معنایی روشنی با مو دارد (چیزی که سر یا بدن را میپوشاند). در متون پهلوی غربی (ساسانی) کمتر به معنی «مو» آمده، بیشتر «پسر» (پور) در پهلوی اشکانی است، اما در شاخهٔ شرقی معنا به سمت «مو» باقی مانده است.
در واژگان «روناکی / روناهی»، اردلانی: روناکی (با ک)، کرمانجی: روناهی (با ه)، اینجا هم تحول k > h در کرمانجی دیده میشود، در حالیکه اردلانی شکل غربی و قدیمیتر را نگه داشته است. شاهد پدیده k > h در زبان کرمانجی است که مربوط به شاخص زبانهای ایرانی شرقی است
تخم (توم در اردلانی): توم (tūm) با حفظ m به پهلوی (tōhm) وفادار است، مشابه mīmān و zimsān. در مقابل، hāg در کرمانجی و سورانی لهجهای با تغییر /ک/ → /ه/ نشاندهنده تأثیر شرقی (سکایی) است، مشابه goš > guh در گوش.
موقعیت میانجی کرمانجی در خانوادهٔ زبانهای ایرانی
کردی کرمانجی از نظر تبارشناسی به شاخهٔ زبانهای ایرانی شمالغربی تعلق دارد،[۶۷] اما در عین حال ویژگیهایی را نشان میدهد که آن را به زبانهای ایرانی شرقی نزدیک میکند.[۶۸] این ویژگی منحصربهفرد در دستگاه فعل، واژگان و آواشناسی کرمانجی قابل مشاهده است.
مقایسه دستگاه فعل
دستگاه فعل کرمانجی ترکیبی از ویژگیهای غربی و شرقی خانوادهٔ ایرانی را نشان میدهد:[۶۹]
| حوزهٔ فعلی | ویژگی غربی | ویژگی شرقیمانند | نمونه کرمانجی |
|---|---|---|---|
| حال ساده | صرف فعل با شناسهٔ فاعلی (مانند فارسی و اردلانی) | — | ez dibim = من میبینم |
| ماضی ساده | صرف فعل با شناسه فاعلی | — | ez dîtim = من دیدم |
| ماضی نقلی | فعل + فعل کمکی کوتاه | تحلیلی با ضمیر پیوسته + فعل کمکی | min dîtî ye = من دیدهام |
| ماضی استمراری | پیشوند می- (مانند فارسی) | تحلیلی با bûn (بودن) | ez dihatim / ez hatibûm |
| مجهول | «شدن» + فعل اصلی | تحلیلی با bûn | kitêb hatiye xwendin |
| ملکی | با «داشتن» | بر hebûn استوار | ez kitêb heye |
شباهتها با زبانهای ایرانی شرقی
واژگان
تحولات واژگانی کرمانجی الگوهای مشترکی با زبانهای ایرانی شرقی نشان میدهد:[۷۰]
آواشناسی
تغییرات آوایی مشخصهٔ کرمانجی با زبانهای شرقی همخوانی دارد:[۷۱]
- /م/ → /و/ یا [β]: mīman → mīwān
- /ک، گ/ → /ه/: gush, guh
- /ک، گ/ → /ه/:rōnāhī بهجای rōnakī
- /ش/ → /ژ/ در محیطهای خاص:
دوژمن بهجای دشمن
ساختار فعل
در دستگاه گذشته و نقلی، پشتو و سغدی همانند کرمانجی از ضمیرهای پیوسته و فعل کمکی استفاده میکنند.[۷۳] در ساخت مجهول و ملکی نیز تحلیلپذیری بالایی همانند بلوچی و پشتو وجود دارد.[۷۴]کرمانجی از نظر تبارشناسی به شاخهٔ ایرانی غربی تعلق دارد،[۷۵] اما در واژگان، آواشناسی و نحو رگههای شرقی فراوان دارد.[۷۶] موقعیت جغرافیایی و تماس تاریخی با اقوام شرقی باعث شده کرمانجی یک «پل» میان شرق و غرب خانوادهٔ ایرانی باشد.[۷۷]
کردی کرمانجی از نظر ریشه و طبقهبندی غربی است، اما از نظر ساخت و واژگان شرقیمانند است. این ویژگی منحصربهفرد باعث شده زبانشناسان آن را «میانجی» یا «پل» میان شاخههای ایرانی بدانند.[۷۸] این موقعیت میانجی کرمانجی را به نمونهای مهم برای درک تکامل و تماس زبانهای خانوادهٔ ایرانی تبدیل کرده است.
نظام ارگاتیو: اردلانی: ساختار سنتزایی با کلیتیک و فعل خنثی (م با حفظ b, m، و g در کبود، توم، و جیاگ بون هماهنگ است.
گویش هایکرمانجی/سورانی: ساختار تحلیلی فعل محور تطبقی فعل با مفعول با حروف اضافه (ji) و تغییرات شرقی (k > h، g > h، š > ž) در hāg, jūdāhī، و ažmarīn دیده میشود. دگرگونی گ > ه: در جیاگ > جوداهی مشابه /ک/ → /ه/ در تخم و گوش است و تأثیرات زبانهای شرقی مانندسکایی در را تأیید میکند.
اشتراکات زبانی میان کردی و پارسی باستان و پارسی میانه (پارسیگ)
بسیاری از واکهای موجود در فارسی باستان و میانه که بعدها تحت تأثیر الفبا و دستور زبان عربی متروک شدند در کردی امروز زندهاند. از جمله تفاوتهایی که میان واژگان هم ریشهٔ کردی و فارسی امروز وجود دارد جابجایی حروف و قلب و تبدیل هاست که در این گونه موارد غالباً صورت مورد استفاده در کردی به صورت کهن واژه نزدیک تر است. این تغییرات در زبان فارسی را امروزه تحت عناوین زیر بررسی میکنند.
۱- یاء و واو مجهول: در فارسی باستان بیش از یک نوع یائ و واو وجود داشته که امروزه تنها صورت باقی مانده در فارسی را یاء و واو معلوم و دیگر گونهها را مجهول میخوانند. یاء معلوم چون: تیر، جاوید، رهی، بید و واو معلوم چون: تموز، آهو، توت. صورت مجهول واو و یاء (که در فارسی افغانستان و تاجیکستان همچنان رواج دارد) در کردی با علامت «ێ» و «ۆ» از شکل معلوم آنها متمایز میشوند و در واژگانی چون: شێر، دلێر، زۆر، شۆر و… وجود دارند.
«بعد از اسلام که خط پهلوی به عربی بدل شد و در حروف هجای عربی برای تلفظ واو و یاء مجهول حروف خاصی موجود نبود به مرور زمان تفاوت میان آنها از میان برخاست و همه معروف خوانده شدند.» (جهانگیر، ۱۳۸۵: ۲۱)
۲ - ابتدا به سکون: در زبانهای ایرانی باستان گروههای صامت، یعنی اجتماع دو صامت در آغاز کلمه وجود داشته است اما بعدها از میان برخاسته است (خانلری، ۳۵۱:۱۳۶۵) این تغییر نیز باز به دلیل نفوذ و تأثیر دستور زبان عربی اتفاق افتاده که در آن ابتدا به ساکن محال است؛ بنابراین کلماتی که دارای چنین ترکیبی بودند به دو صورت تغییر کردند:
الف- افزودن مصوت میان دو صامت آغازی
Barardar-----brad(ar)---------bratar (برادر)
ب- الحاق مصوت به آغاز کلمه
(a)bru------brug-----bru (ابرو)
در کردی کلمات با همان سیاق باستانی و با صامت آغازین به کار میروند
Bra, bro,fra, dro
ج- تبدیل صامتها:
۱- صامت j=ج در آغاز کلمات در فارسی مرحلهٔ باستان، میانه و جدید به ز= z تبدیل یافته، همین واژگان در کردی بدل به ژ =zh شدهاند.
زن jan = zan = زیستن jiv = ziwistan = در کردی:
(در واژهٔ ژه نیار به معنای نوازنده) ژه ن = jan = zhan
ژین/ ژیان = jiv =zhiwan
۲- صامت نفسی ه=h که در آغاز کلمات مرحلهٔ باستانی قرار داشته در فارسی میانه باقی مانده و در جدید ساقط شده
انجمن hanjamana= hanjaman= در کردی این شکل از کاربرد ه همچنان زنده است و در برگردان به فارسی حذف میشوند
هه و راز hawraz = اوراز به معنای فراز
هه و رامان hawraman= اورامان به معنای محل برآمدن خورشید
هه ور hawr = ابر
۳- صامت و=v آغازی هرگاه پس از آن مصوت i قرار داشته در مرحلهٔ میانه همچنان وجود داشته و در مرحلهٔ جدید به گُ = go تبدیل شده (خانلری۳۴۶:۱۳۶۵)
گشتاسپ = vishtaspa=wishtasp
گزارد = vicard = wizard
در کردی همین تبدیل در برخی موارد دیده میشود اما هم شکل نخستین امروز کاربرد دارد و هم شکل تغییر یافته:
Vitn(وتن) یا گوتن به معنای گفتن
هم وتن و هم گوتن در معنای گفتن به کار میرود که در اولی v باستانی به کار رفته و در دومی تبدیل شدهٔ آن به go. این go در کردی به o بسیار خفیف تلفظ میشود که بیشتر شبیه سکون است. به نظر میرسد در فارسی هم چنین بوده باشد و بعدها به دلیل پرهیز از ابتدای به سکون اینo واضح تر شده باشد.
۴- دال در بسیاری از کلمات فارسی قدیم ذال بوده و مثل ذال تلفظ میشده و به مرور زمان تلفظش تبدیل شده و دال شده (جهانگیر، ۱۳۸۵ :۱۵)
گنبذ = گنبد در کردی گمذ
۵گروه صامت fr= ف ر در میان کلمه به رف= rf قلب شده است.
برف = vafr =wafr
در کردی وه فر wafr عیناً تلفظ دورهٔ میانه است.
۶- مصوت میانی o یا auh در فارسی دورهٔ جدید به صامت خ بدل شده (خانلری، ۳۴۵:۱۳۶۵) و در کردی به همان صورت باقی مانده.
تخم = tauhm = tom
در کردی:
توم = tom
۷- مصوت آغازی هو=hu یا u در فارسی جدید به خ بدل شده (خانلری، ۳۴۲:۱۳۶۵)
خشک = ushk= hushk
درکردی:
وشک = hushk=ushk=wshk
۸-تبدیل صامت s س به ه h
ask=aho=آهو
Masi=mahi=ماهی
Asen=ahen=آهن
زبان کردی لهجههای متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیهای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، ملکشاهی و….[۷۹][۸۰] زبان کردی با دسته شمالی لهجههای ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود و صاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است.[۷۹][۸۰]
منشأ ماده مجهول(ya) در (فارسی باستان) و زبان کردی اردلانی و کلهری و هورامی و تفاوت آشکار با گویش سورانی
در زبانهایی مانند فارسی نو و انگلیسی
تغییرات نحوی در مجهول سازی همراه با اضافه شدن یک فعل کمکی است اما در گویشهای کردی فعل کمکی به فعل اصلی اضافه نمیشود و فقط با تغییرات ساخت واژی فعل به حالت مجهولی در میآید
در فارسی باستان (پارسی هخامنشی) تعدادی ماده فعلی مانند ماده ماضی، ماده آینده، ماده مضارع نقلی ماده مجهول ماده و اداری ماده جعلی ماده آرزویی و ماده تشدیدی وجود داشتهاند و ماده مجهول با افزودن پسوند ماده مجهول ساز ya - به ریشه افعال معلوم ساخته میشده است (ابوالقاسمی، ۱۳۷۵: ۱۴۱ دبیر مقدم، (۱۳۶۴ (۳۳) ماده مجهول ساز ماضی در گویشهای کردی مانند پارسی باستان ya و تنها در گویش سورانی ra است و ماده مجهول ساز حال در گویشهای کردی - ya و در گویش سورانی re است. به نظر میرسد این تفاوت گویش سورانی با سایر گویش کردی دیده شده در زبان آذری کهن و گویشهای مانند تاتی هرزنی وجود داشته است.
گویش سورانی ماده مجهول ساز زمان حال به صورت er. ماده مجهول زمان گذشته به صورت -ra- تلفظ میشود که این ویژگی در زبان تاتی هرزنی و آذری کهن وجود داشته و حکایت از تأثیر زبانهای مانند ارمنی در گویش سورانی است زیرا در زبان ارمنی و آذری کهن تحویل آوایی d به r وجود داشته است.
گویش اردلانی
آنها سیبها را خوردندavan sef_ak an-yan xward
#Sef aka axwr ya سیب خورده میشود
Sef aka xwr ya سیب خورده شد.
گویش هورامی
Anisha sew-aka warde آنها سیبها را خوردند
sew aka wer-ya سیبها خورده شد
گویش سورانی
sew -aka -an da xor-re-n سیبها خورده میشوند
Sew aka xor ra سیب خورده شد.
'''مقایسه ساخت مجهول در گویش تاتی هرزنی با اردلانی و سورانی'''
اردلانی درس خوانده شد dars xwin ya
گویش سورانی
درس خوانده شد dars xond ra
تاتی هرزنی
درس خوانده شد dars hond ra
گویش کردی اراکی گویشی است که کردان مهاجر به اراک به آن سخن میگویند. این مهاجران شامل چند خانوار هستند که اطلاعاتِ دقیقی نسبت به آنها وجود ندارد مهمترین آنها خاندان اثمری هستند. زبان آنها تلفیقی از فارسیِ اراکی و کردی است.
شمالی (کرمانجی)
گویش شمالی: گویش کردی کرمانجی در بخشهای کردنشین ترکیه و بخشهای کردنشین سوریه، بخشی از اقلیم کردستان عراق و در استان آذربایجان غربی در شهرستانهای اشنویه، ارومیه، سلماس، خوی، شاهین دژ، ماکو، شوط، پلدشت، چالدران، چایپاره و با پارهای تفاوت در میان مردم ایل کردلی، ایل رشنو، ایل شوهان و برخی از مردم ایل ملکشاهی استانهایی چون استان کردستان با لهجه پالهای و لهجه ملکشاهی تکلم میشود. ایل ملکشاهی جزوی از کنفدراسیون کردهای کرمانج چمشگزک هستند که زمان صفویه به ایران مهاجرت کردند. هماینک در کردستان ترکیه استان استان درسیم (به کردی: Dêrsim) شهری به نام چمشگزک وجود دارد که به کردی کرمانجی به آن ملکشی میگویند که همان ملکشاهی است. همچنین در شمال شرق ایران و در استانهای خراسان شمالی و خراسان رضوی در شهرستانهای نیشابور، قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، کلات نادری، درگز، کاشمر، بخش خبوشان فاروج، بخش سنگر فاروج، بخش سرولایت نیشابور، مانه و سملقان و روستای زردکوهی و گودچاه در سبزوار، به گویش کردی کرمانجی تکلم میشود.[۸۱] کردی کرمانجی در شهرستانهای درگز، چناران و فاروج با داشتن درصد گویشوران بالا، گویش یکم است)[۸۱] با توجه به مهاجرتهای گسترده از دیگر شهرهای کرد زبان استان خراسان شمالی به کلانشهر مشهد شمار کردهای کرمانج ساکن در مشهد چشمگیر است.[۸۱] در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که بیشتر مردمان بخش خورگام که شامل روستاهای لایه بره سر چهارمحل برارود و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به گویش کردی کرمانجی سخن میگویند پیرکوه و کرماک و روستای کرمانج نشین دوسالده در منطقهٔ عمارلو و روستاهای سیاهکل و دیلمان و نیز در قسمتهای کردنشین ارمنستان و ترکمنستان و استان شاهومیان و استان کاشاتاق در جمهوری آرتساخ به کردی کرمانجی تکلم میشود. بیشتر کردهایی که در اروپا هستند به گویش کرمانجی تکلم میکنند. کردی کرمانجی با آنکه از لهجههای مختلفی تشکیل شده است ولی لهجهٔ مرجع و کتابی (معیارِ) آن به لهجهٔ جزیری در کردستان ترکیه شبیه است که از زمانهای دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی طیران، ماموستا جگرخون و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کردهاند در خراسان بزرگ نیز کردی کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد پیوست میدهد و در مرز ترکمنستان به پایان میرسد، تکلم میشود. مردم برخی روستاهای ترکمنستان که هممرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این گویش سخن میگویند. در تفلیس پایتخت گرجستان بسیاری از کردهای کرمانج زندگی میکنند که پیرو آیین ایزدی هستند. به نظر میرسد که آیین «ایزدی» ریشه در دین زرتشتی دارد.
در کشور ارمنستان نزدیک یک سوم کردهای این کشور ساکن ایروان (Erivan)، و بقیه در مناطق الاگوز (Alagöz)، آرارات (Ararat)، ماسیس (Masis) و تالیین (Talinn) ساکن هستند که به لهجه کردی کرمانجی تکلم میکنند. این کردها در سال ۱۹۲۰ از کردستان ترکیه به این دیار کوچ اجباری داده شدند.[۸۲]
در دور و بر شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کردی کرمانجی سخن میگویند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیرانلو، چملوگبین، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجیآباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفورآباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر وروستایی جعفرآباد که در جنوب شهرستان خلخال و در میانه استان اردبیل و استان زنجان قرار دارد به گویش کردی کرمانجی اصیل که سخن میگویند.[۸۳]
| زبان | واژه / اصطلاح | خط تاریخی | آوانویسی IPA | توضیح / ریشه |
|---|---|---|---|---|
| پارسی باستان | 𐎧𐎱𐎢𐎴 (axšna) | 𐎧𐎱𐎢𐎴 | /axʃnɑ/ | آبی تیره یا رنگ آب؛ یکی از کهنترین نامهای رنگ در متون باستانی |
| پهلوی | 𐭧𐭱𐭭𐭠 (xšna) | 𐭧𐭱𐭭𐭠 | /xʃnɑ/ | وامواژه از پارسی باستان اخشینا؛ معنی آبی تیره حفظ شده |
| کردی کرمانجی | شین (şîn) | شین | /ʃi:n/ | آبی تیره، سرمهای؛ حفظ رنگشناسی کهن ایرانی |
| روسی | тёмно-синий (tyomno-siniy) | Кирилица | /tʲom.nə ˈsʲinʲɪj/ | ترکیب «تیره» + «آبی» برای بیان آبی تیره |
| اوکراینی | темно-синій (temno-syniy) | Кирилица | /tɛmˈnɔ sɪˈnʲi/ | ترکیب «تیره» + «آبی» |
| مقدونی | сина (sina) | Кирилица | /ˈsi.na/ | آبی؛ برای آبی تیره معمولاً ترکیب «темно» + «син» استفاده میشود |
تحول رنگ ابی تیره (شین) در پارسی باستان و زبانهای اسلاوی .
مرکزی (سورانی)
گویش مرکزی:
شامل ته لهجههای: سورانی، کردی سقزی، مکری، بابانی، اردلانی، کلیایی و جافی است؛ و جغرافیای آن در حوزه حضور ایلات گویشور آن یعنی در کردستان عراق در استانهای اربیل، سلیمانیه، کرکوک و شهرهای پیرامون آنها و در ایلهای کرد ایران در استانهای آذربایجان غربی و استان کردستان و شهرهای شمالی استان کرمانشاه (روانسر، جوانرود، سنقر، ثلاث باباجانی، پاوه،) میباشد. لهجههای مکریانی و بابانی از ته لهجههای کردی سورانی، شکل استاندارد گویش سورانی هستند که در منطقهٔ اربیل و مکریانی مهاباد و سلیمانیه رایج است. در حالی که لهجه اردلانی تفاوتهای لغوی و دستوری با سورانی دارد.[۸۴]
جنوبی (کلهری)
گویش جنوبی:شامل لهجههای: کلهری، ایلامی، لکی،[۸۵] مایانی، گروسی، کردلی[۸۶] و… است که جغرافیایش در ایلهای کرد ایران شامل استانهای ایلام، کرمانشاه، کردستان، شمال و غرب لرستان در منطقهٔ خودمختار اقلیم کردستان عراق در شهرهای چون: خانقین، مندلی، زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن میباشد.
لکی
لکی: شامل لهجههای غیر ارگاتیو هرسینی، صحنه ای و ارگاتیو بالاوندی، عثمانوندی و جلالوندی و.. میشود که هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند. گویشوران این زبان در استانهای کرمانشاه، ایلام و لرستان و همدان زندگی میکنند.[۸۷] گونههای ارگاتیو در لکی دارای ساختار مشابه گویش اردلانی هستند.[۸۸] دانشنامه اتنولوگ و همچنین گلاتولوگ از معتبرترین دانشنامههای جهان، لکی را شاخه ایی از زبانهای کُردی میدانند.[۸۹][۹۰] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه ایی از زبان کُردی دانسته است.[۹۱] در فرهنگ دهخدا، لکی، «لهجه ایی از زبان کُردی که مردم هرسین و کوهدشت و توابع بدان سخن گویند.» تعریف شده است.[۹۲]برخی از زبانشناسان لکی را در شاخه کردی جنوبی طبقهبندی کردهاند.[۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷][۹۸][۹۹] اطلس زبانهای ایران لکی را شاخهای از زبان کردی طبقهبندی کرده است.[۱۰۰] برخی از منابع زبانشناسی لکی را در شاخه زبانهای کُردی از شاخه زبانهای ایرانیتبار غربی قرار دادهاند.[۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸] مهرداد ایزدی و نادر انتصار لکی را گویشی از گورانی و گورانی را زیرشاخه زبان کُردی میدانند.[۱۰۹][۱۱۰] فرامرز شهسواری، زبانشناس ایرانی لکی را زبانی جدا از زبان کردی میداند.[۱۱۱] ویلیام فرالی لکی را شاخهای از زبان لری میداند.[۱۱۲]احسان یارشاطر در کتاب زبانها و لهجههای ایرانی، لکی را یکی از گویشهای زبان لری میداند.[۱۱۳] در کتاب فرهنگ و واژهنامه لکی کیان به نقل از کتاب جغرافیای نظامی ایران آمده: «زبان لکی از زبانهای فارسی قدیم ایران میباشد که به علت کوهستانی بودن جایگاه آن مردم، از نفوذ واژههای بیگانه محفوظ مانده است.»[۱۱۴] راولینسون نیز، زبان لکی را مشتق شده از فارسی باستان میداند.[۱۱۵]
گورانی-زازاکی
از نظر بسیاری از منابع زبان شناختی گورانی و زازا را نمیتوان کردی شمرد اما گویشوران آنها به لحاظ قومیت خود را کُرد میدانند و اکثریت بزرگ آنها زبان خود را کُردی میدانند.[۱۱۶][۱۱۷][۱۱۸]این زبانها جز شاخه زازا-گورانی از زبانهای ایرانی شمال غربیاند.[۱۱۹][۱۲۰][۵۰][۵۱][۱۲۱] پیش از این بر اساس برخی نظریههای زبانی فرض میشد که زازاها و گورانها مهاجرانی از سواحل دریای خزر (منطقه دیلم) هستند. با این حال، مطالعه روی دیانای میتوکندری (تبار مادری) و کروموزوم Y (تبار پدری) نشان داد که تفاوت ژنتیکی معناداری با مردم شمال ایران (مانند گیلکها و مازندرانها) دارند و از سوی دیگر شباهت ژنتیکی بالایی با سایر مردم کرد دارند [۱۲۲].
گورانی و زازاکی[۱۲۳] از نظر زبانشناسی زبانی مستقل از کُردی به حساب میآیند.[۱۱۹][۱۲۰][۵۰][۵۱][۱۲۴] اما در طول سالها تأثیرات متقابلی بین این دو زبان وجود داشته است.[۱۲۵] دانشوران اروپایی معتقدند که گورانی از کردی جدا است و کردی مترادف با گروه کرمانجیزبان (کرمانجی شمالی، مرکزی و جنوبی) است، در حالی که کردها معتقدند که زبان کردی هر یک از زبانهای منحصربهفرد یا گویشهایی که توسط کردها گویش میشود و توسط گروههای قومی همسایه گویش نمیشود را در برمیگیرد که بحثی اجتماعی سیاسی است و چندان به زبانشناسی مرتبط نمیباشد.[۱۲۶] دانشنامه اطلس گویشها نیز زازایی را زیر شاخهای کردی طبقه بندی میکند.[۱۲۷] زبان گورانی (که شامل اورامی میشود) اغلب به عنوان بخشی از شاخه زازا-گورانی زبانهای ایرانی و هندوایرانی (آریایی) طبقهبندی میشود.[۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱] اما زبان زازاکی که در قسمتهای شمالی کردستان گویش میشود، هم از نظر دستوری و هم از نظر واژگان متفاوت است و بهطور کلی توسط گویشوران گورانی قابل فهم نیست اما مرتبط با گورانی در نظر گرفته میشود. تقریباً همه جوامع زازاکیزبان،[۱۳۲] و نیز گویشوران یک زبان از نزدیک مرتبط دیگر به نام شبکی که در بخشهایی از کشور عراق گویش میشود دارد[۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵][۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸] کردها و گورانیها مایلند زبان گورانی را گویشی از زبانهای کردی بشمارند[۱۳۹][۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲] و برخی زبانشناسان (مانند فردیناند هنربیخلر،[۱۴۳] شیهاالسلامی،[۱۴۴] حسنپور،[۱۴۵] ارانسکی[۱۴۶] و خزنهدار[۱۴۷]) هم این دیدگاه را تایید میکنند؛ ولی تفاوتهای زبانهای زازا-گورانی و زبانهای کردی بسیار زیاد است و برخی زبانشناسان گورانی را به عنوان گویشی کردی طبقهبندی نمیکنند.[۱۴۲] به ویژه مککنزی از طرفداران این دیدگاه به شمار میرود.[۱۴۸] برخی هم، مانند چمنآرا، با رد دیدگاه مککنزی آن را نه زبانی برای گفتگو بلکه زبان ادبی برساخته ساکنان زاگرس میدانند.[۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱]
مقایسهٔ واژگان زبانهای کردی با زبان فارسی
دبیره
در گذشته، زبان کردی تنها با نویسه عربی نوشته میشد؛ اما پس از جنگ جهانی اول و در پی جایگزینی نویسه عربی در ترکیه با نویسه لاتین، کردی نیز در این کشور با نویسه لاتین نوشته شد. غیر از این، کردهای ساکن در شوروی سابق نویسه سیریلیک بهکار میبردند. هماکنون در ایران و عراق کردی با نویسه عربی نوشته میشود.[۱۵۲][۱۵۳]
واژگان کردی
بخش اصلی واژگان زبانهای کردی از ریشههای کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کرد زبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وامواژههای زبانهای مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبانهای خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفتهاند وجود دارد و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.[نیازمند منبع]
ترتیب نحوی در زبانهای کردی
سبک نحوی در زبان کردی (word order / syntactic typology)
جدول ترتیب نحوی در گویشهای کردی و سومری پهلوی و زبان باسکی در زمان گذشته(ارگاتیو)
| زبان | مثال | ترجمه | ترتیب | توضیح | منبع |
|---|---|---|---|---|---|
| اردلانی (سنندجی) | سرما دارکهٔ برد | سرما درخت را (از بین) برد | S–O–V | عاملمحور، فاعل اول، مفعول بعد، تمرکز روی نتیجه عمل، ارگاتیو واقعی | Mackenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies, vol. 1. Oxford. |
| هورامی | دارکه سرمای برد | درخت را سرما برد | V–S–O | نتیجهمحور، مفعول غالب، فاعل ضمیر متصل، شبه ارگاتیو ضعیف | Mackenzie, D. N. (1966). The Dialect of Awroman. Oxford. |
| سورانی | غرقت کردوم | تو من را غرق کردی | V–S | مفعول غالباً ضمنی، فاعل ضمیر متصل، فروپاشی ارگاتیو، ترتیب فعل–فاعل غالب | Thackston, W. M. (2006). Sorani Kurdish: A Reference Grammar. Harvard. |
| مهابادی (کردی) | اوان سیو یان لی ستاندم | آنها سیب را از من گرفتند | O–(V+ضمیر)–S | مفعول واقعی برجسته، فاعل آخر، نتیجهمحور، فاقد ارگاتیو OVS | Öpengin, E. (2016). The Mukri Variety of Central Kurdish. De Gruyter. |
| پهلوی | kē mard ī ahlaw rāmēnēd | آن مرد نیکوکار را شادمان کند | S–O–V | ترتیب کلاسیک ایرانی، فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، ارگاتیو کلاسیک | Skjærvø, P. O. (2009). Middle Persian. Encyclopædia Iranica. |
| باسکی | Gizona mutila ikusi du | مرد پسر را دید | S–O–V | فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، زبان ارگاتیو با مفعول برجسته در برخی افعال | de Rijk, R. P. (2008). Standard Basque: A Progressive Grammar. MIT Press. |
| سومری | 𒀀𒇉𒈠𒌉𒋼 (lu₂-e e₂ mu-un-du₃) | مرد خانه را ساخت | S–O–V | فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، برجستهسازی مفعول در جملات تاریخی، ارگاتیو کلاسیک | Foxvog, D. (2011). Introduction to Sumerian Grammar. UC Berkeley. |
وقتی زبانشناسان دربارهٔ فاعل، مفعول و فعل و ترتیب آنها صحبت میکنند، معمولاً به آن سبک نحوی (word order / syntactic typology) میگویند.
این سبک نحوی مشخص میکند جملهها در زبان عاملمحور (agent-focused / SOV) هستند یا نتیجهمحور (patient/result-focused / OVS) یا حتی فعلمحور (V–S–O).
بنابراین ترتیب S, O، V و نحوهٔ برجسته شدن هر نقش، بخشی از تحلیل سبک نحوی زبان است.
ترتیب واژگان (فاعل – مفعول – فعل) در زبانها
در بسیاری از زبانها ترتیب واژگان نشاندهنده تمرکز جمله و نحوه برجستهسازی فاعل یا مفعول است:
SOV (فاعل–مفعول–فعل): رایج در زبانهای قدیمی و عاملمحور، مانند اکثر گویشهای کردی سنتی، پهلوی، سومری و باسکی. فاعل در ابتدا آمده، مفعول وسط و فعل آخر. این ترتیب معمولاً قدرت فاعل را برجسته میکند.
OSV (مفعول–فاعل–فعل): در برخی گویشها برای برجستهکردن نتیجه یا مفعول ممکن است دیده شود، اما در اکثر گویشهای کردی رسمی کمتر رایج است.
V–S–O یا V–S: در زبانهایی که نتیجهمحور هستند یا ارگاتیو ضعیف دارند (مثلاً هورامی یا سورانی)، فعل اول میآید، فاعل ممکن است ضمنی باشد و مفعول واقعی مشخص نیست. این ترتیب تمرکز بر عمل یا نتیجه دارد.
وضعیت زبانها در جدول:
اردلانی (سنندجی): SOV – عاملمحور، سرما فاعل است و دارکه مفعول واقعی. مفعول گاهی برجسته میشود، ولی ترتیب کلاسیک عاملمحور است.
هورامی: OSV یا V–S – نتیجهمحور، فاعل ضمیر متصل، مفعول واقعی گاهی مشخص نیست.
سورانی: V–S – شبه تحلیلی، فاعل ضمیر متصل، مفعول واقعی غالباً ضمنی.
مهابادی (کردی): O–(V+ضمیر)–S – ترکیبی از مفعول برجسته و فاعل آشکار، تحلیل ارگاتیو دشوار.
پهلوی: SOV – عاملمحور کلاسیک، فاعل و مفعول مشخص.
باسکی: SOV – با ارگاتیو، فاعل و مفعول مشخص، مفعول در برخی حالتها برجسته میشود.
سومری: SOV – عاملمحور، مفعول گاهی برجسته، فاعل معمولاً وسط.
عاملمحور (SOV): اردلانی، پهلوی، باسکی، سومری
نتیجهمحور / شبه تحلیلی (V–S / V–S–O): هورامی، سورانی، مهابادی
آواها
زبان کردی دارای ۸ حرف صدادار است:
| کردی | a | e | ê | i | î | o | u | û | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | آ (مثل آرام) | ا مثل اشک | ا مثل امروز | ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | ای (مثل ایلام) | اُ (مثل اُردک) | او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | او (مثل دوست) |
و نیز دارای ۲۳ حرف بیصدا است:
| کردی | b | c | ç | d | f | g | h | j | k | l | m | n | p | q | r | s | ş | t | v | w | x | y | z | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | ب | ج | چ | د | ف | گ | ه | ژ | ک | ل | م | ن | پ | ق | ر | س | ش | ت | و «ڤ در نگارش جدید عربی (توجه: ف با سه نقطه روی آن» ، [مثل very یا violin]) | و (به گونهای که در عربی تلفظ میشود) (مثل window) | خ | ی (مثل یاور) | ز |
تحولات واجی در گویشهای کردی
| تحولات واجی در زبان های کردی | |
|---|---|
| کدهای زبان | |
| ایزو ۳–۶۳۹ | – |
به مجموعهای از دگرگونیهای آوایی گفته میشود که در برخی گونههای کردی سورانی، و کرمانجی بهویژه گونهٔ مهابادی (موکریانی)، در مقایسه با گونههایی مانند اردلانی و هورامی مشاهده میشود. گویشهای کردی در طول تاریخ مسیرهای متفاوتی از تحول واجی را پیمودهاند و برخی گونهها ویژگیهای محافظهکارانهتر و برخی دیگر نوآوریهای بیشتری نشان میدهند.[۱۵۴][۱۵۵]
کامیشدگی همخوانها در سورانی
یکی از فرایندهای مهم در تحول واجی زبانهای ایرانی، کامیشدگی (Palatalization) است؛ یعنی تغییر محل تولید همخوانهای پسکامی به سمت بخش جلویی دهان. این پدیده در شماری از گویشهای ایرانی و کردی مشاهده میشود.[۱۵۶]
تحول g → j
در دادههای گویشی مهابادی،و کرمانجی نمونههایی از تبدیل همخوان نرمکامی /g/ به واج کامیتر /j/ گزارش میشود:جان در کرمانجی جیان در مکریانی
| اردلانی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| giyān | jiyān | جان، روح |
| gûy | jûy | گوش دادن |
| girfān | jirfān | جیب |
این تغییر را میتوان در چارچوب کامیشدگی همخوانها بررسی کرد.[۱۵۷]
تحول w → m
در برخی واژهها، نیمواکهٔ لبی /w/ به همخوان دولبی /m/ تبدیل شده است.
| صورت قدیمیتر | سورانی و کرمانجی | معنی |
|---|---|---|
| zuwān | ziman | زبان |
این نمونه نشاندهندهٔ تغییر /w/ به /m/ در مسیر تحول برخی واژههای ایرانی است که در اردلانی و کلهری و لکی، هورامی و زازایی زوان می باشد و تغییری نکرده است.[۱۵۸]
تحول k → č
در برخی دادههای گویشی، تغییر همخوان /k/ به واج کامی /č/ دیده میشود:
| اردلانی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| Koe | Choi | کجا |
این فرایند از نظر آوایی با جلوآمدگی محل تولید همخوان ارتباط دارد.[۱۵۹]
تغییر واکداری همخوانهای سایشی در سورانی و کرمانجی
š → ž
در برخی واژهها، همخوان بیواک /š/ به همخوان واکدار /ž/ تبدیل شده است:
شمـ / šm → ژمـ / žm اردلانی: شمرین سورانی: ژماردن / ژمێردن شنـ / šn → ژنـ / žn
| اردلانی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| šmardīn / ašmardīn | žmārdin / žmêrdin | شمردن |
این تغییر از نظر آوایی میان دو واج نزدیک از نظر محل تولید رخ میدهد و تفاوت اصلی در ویژگی واکداری است و به نسبت در اردلانی و کلهری و هورامی کمتر دیده می شود.[۱۶۰]
تضعیف همخوانها در گویشهای سورانی و مکری مهابادی و اربیلی
č → ž
در برخی واژهها، همخوان انسدادی-سایشی /č/ به همخوان سایشی /ž/ تبدیل شده است:
| اردلانی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| holûče | holûže | آلوچه |
| keč | kîž | دختر |
این نوع تغییر در زبانشناسی تاریخی با عنوان تضعیف همخوان (Lenition) بررسی میشود.
تغییر همخوانهای نرمکامی
تحول x/ɣ → k
در برخی دادههای گویشی سورانی مهاباد سلیمانی و اربیلی، جانشینی همخوانهای سایشی نرمکامی /x/ و /ɣ/ با همخوان انسدادی /k/ گزارش شده است.
| کلهری | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| xar | kar | خر |
این نوع جانشینی را میتوان در چارچوب سازگاری واجی و تحول همخوانهای نرمکامی بررسی کرد.[۱۶۱]
تغییر واجهای سایشی
تحول z → ž
در برخی واژهها، همخوان /z/ به /ž/ تبدیل شده است.
| شکل قدیمیتر | سورانی | معنی |
|---|---|---|
| غزال ġazāl | کژال kažāl | غزال |
در این نمونه علاوه بر تغییر z → ž، جانشینی همخوان آغازین نیز مشاهده میشود و از این رو این واژه نمونهای از چند تحول همزمان به شمار میرود.[۱۶۲]
تغییر همخوانهای خیشومی
تحول m → n
در برخی دادههای گویشی مهابادی، همخوان دولبی /m/ به همخوان لثوی /n/ تبدیل شده است.
| پهلوی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| bām | bān | پشتبام |
این نوع تغییر را میتوان در چارچوب دگرگونی همخوانهای خیشومی بررسی کرد، هرچند گستره و نظاممندی آن نیازمند بررسی بیشتر در دادههای گویشی است.[۱۶۳]
تغییرات همخوانهای لبی
m → w
در برخی واژهها تغییر همخوان دولبی /m/ به واج لبی-غلتان /w/ دیده میشود:
| صورت قدیمیتر در اردلانی و هورامی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| nām | nāw | نام |
| mihmān | mîwān | مهمان |
| zemsan | zostan | زمستان |
| salām | salāw | سلام |
تغییرات میان همخوانهای لبی در شماری از زبانهای ایرانی سابقه دارد و در گویشهای مختلف با شدت متفاوت دیده میشود.[۱۶۴]
f → w
نمونههای دیگری از تغییرات لبی:
| اردلانی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| kftn | kutan | افتادن |
| haft | hwt | هفت |
| kîf | kîw | کوه |
| sîf | sîw | سیب |
بیواکشدگی
در برخی نمونهها، همخوانهای واکدار به بیواک تبدیل شدهاند:
- temîz → temîs «تمیز»
- Mahābād → Mahābāt (در برخی تلفظهای محلی)
این فرایند در زبانشناسی با عنوان بیواکشدگی (Devoicing) شناخته میشود.
تحول j → ž
در برخی واژهها نزدیک شدن واج /j/ به /ž/ مشاهده میشود:
| اردلانی | سورانی مهابادی | معنی |
|---|---|---|
| jwan | žwan | جوان |
بررسی دادههای مقایسهای میان سورانی مهابادی، اردلانی و هورامی نشان میدهد که در برخی حوزههای واجی، سورانی مهابادی تغییراتی مانند:
- کامیشدگی: g → j و k → č
- تغییر واکداری: š → ž
- تضعیف همخوانها: č → ž
- تغییرات لبی: m → w و f → w
- بیواکشدگی: z → s و d → t
را نشان میدهد.
این تفاوتها میتوانند حاصل تحول درونی زبان، تغییرات طبیعی واجی و در برخی مناطق تحت تأثیر تماس زبانی باشند. پژوهشهای زبانشناسی تاریخی کردی بر اهمیت بررسی جداگانهٔ هر گویش در مسیر تحول تاریخی آن تأکید دارند.[۱۶۵]
مقایسه تطبیقی اعداد در کردی و زبانهای ایرانی غربی
یک مطالعهٔ زبانشناختی تطبیقی است که سیستم شمارش زبان کردی (هر دو گونهٔ کرمانجی و سورانی) را با سایر زبانهای ایرانی غربی مقایسه میکند.
ردهبندی زبانهای ایرانی نو همواره یکی از چالشبرانگیزترین مباحث زبانشناسی تاریخی بوده است. زبان کردی، که غالباً در شاخهٔ شمالغربی زبانهای ایرانی جای میگیرد، عناصر قویای از زبانهای جنوبغربی را در خود حفظ کرده است.[۱۶۶]
پژوهشگران متعددی کردی را زبانی با جایگاه میانی (intermediate position) میان دو شاخهٔ شمالغربی و جنوبغربی توصیف کردهاند.[۱۶۶] مارتین ون بروینسن و دیوید نیل مککنزی بر وجود «عنصر قوی جنوبغربی ایرانی» در کردی تأکید کردهاند.[۱۶۷][۱۶۸]
در این مقایسه، تمرکز بر کهنترین و مقاومترین بخش زبانی یعنی سیستم شمارش است. اعداد کردی (کرمانجی و سورانی) با زازایی، تاتی هرزندی، تالشی شمالی، پارتی اشکانی (نمونه شمالغربی کهن) و پهلوی ساسانی (نمونه جنوبغربی میانه) مقایسه شده است.
جدول تطبیقی اعداد ۱ تا ۲۰
| عدد | کرمانجی | سورانی | زازایی | تاتی هرزندی | تالشی شمالی | پارتی (اشکانی) | پهلوی ساسانی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | yek | yek (یەک) | yo | i | i | ēw | ēw |
| ۲ | du | dû (دوو) | dı | de | də | dō | dō |
| ۳ | sê | sê (سێ) | hêr | here | se | hrē | sē |
| ۴ | çar | çwar (چوار) | çar | čö | ço | čafār | čahār |
| ۵ | pênc | pênj (پێنج) | pênc | pinǰ | pinj | panǰ | panj |
| ۶ | şeş | şeş (شەش) | şeş | šoš | şəş | šwah / šaš | šaš |
| ۷ | heft | heft (حەفت) | hewt | hoft | haft | haft | haft |
| ۸ | heşt | heşt (هەشت) | heşt | hašt | hašt | hašt | hašt |
| ۹ | neh | neh (نۆ) | new | nov | nov | nah | nōh |
| ۱۰ | deh | deh (دە) | des | do | dah | das | dah |
| ۱۱ | yazdeh | yazdeh (یازدە) | des û yo | doh-o-i | dah-o-i | das ēw (تحلیلی) | yāzdah |
| ۱۲ | dwazdeh | dwazdeh (دوازدە) | des û dı | doh-o-de | dah-o-də | das dō (تحلیلی) | dwāzdah |
| ۱۳ | sêzdeh | sêzdeh (سێزدە) | des û hêr | doh-o-here | dah-o-se | das hrē (تحلیلی) | sēzdah |
| ۱۴ | çardeh | çwardeh (چواردە) | des û çar | doh-o-čör | dah-o-ço | das čafār (تحلیلی) | čahārdah |
| ۱۵ | panzdeh | panzdeh (پانزدە) | des û pênc | doh-o-pinǰ | dah-o-pinj | das panǰ (تحلیلی) | panzdah |
| ۱۶ | şanzdeh | şanzdeh (شانزدە) | des û şeş | doh-o-šoš | dah-o-şəş | das šwah (تحلیلی) | šazdah |
| ۱۷ | hivdeh | hivdeh (حەڤدە) | des û hewt | doh-o-hoft | dah-o-haft | das haft (تحلیلی) | hafdah |
| ۱۸ | hejdeh | hejdeh (هەژدە) | des û heşt | doh-o-hašt | dah-o-hašt | das hašt (تحلیلی) | haždah |
| ۱۹ | nozdeh | nozdeh (نۆزدە) | des û new | doh-o-nov | dah-o-nov | das nah (تحلیلی) | nōzdah |
| ۲۰ | bîst | bîst (بیست) | bîst | vist | vist | wist | wist |
نکته: در پارتی اشکانی، اعداد ۱۱–۱۹ به صورت تحلیلی (additive) از ارقام پایه ساخته میشوند.[۱۶۹]
الگوی اعداد ۱۱ تا ۱۹
الگوی فشرده (compounded) در هر دو گونهٔ کردی (کرمانجی و سورانی) و پهلوی ساسانی دیده میشود،[۱۷۰] در حالی که الگوی تحلیلی در زازایی، تاتی و تالشی غالب است.[۱۷۱][۱۷۲]
این همراستایی قوی کردی با پهلوی ساسانی، آن را به شاخهٔ جنوبغربی نزدیکتر نشان میدهد.
تحولات آوایی
تفاوتهایی مانند حفظ همخوان h در عدد ۳ در زازایی و تاتی، یا تبدیل w به b در عدد ۲۰ در کردی، مسیرهای تکاملی متفاوت را نشان میدهد.
قرابت تاتی و تالشی
این دو زبان در نظام شمارش بسیار نزدیک به پارتی هستند.[۱۷۳]
جایگاه کردی در خانواده زبانهای ایرانی
کردی علیرغم طبقهبندی سنتی شمالغربی، شباهتهای ساختاری قابل توجهی با زبانهای جنوبغربی دارد. مککنزی تأکید کرده است که «اگرچه کردی در شخصیت خود شمالغربی ایرانی است، اما وجوه اشتراک زیادی با جنوبغربی ایرانی دارد».[۱۷۴][۱۷۵]
بررسی تطبیقی سیستم شمارش نشان میدهد که کردی (هم کرمانجی و هم سورانی) در این بخش بنیادین، به پهلوی ساسانی نزدیکتر است تا به الگوی شمالغربی کهن. این یافته بر وجود لایههای جنوبغربی قوی در زبان کردی تأکید دارد.
اعداد پایه در گویش هورامی (اورامی) به صورت زیر ثبت شدهاند:[۱۷۶]
| عدد | هورامی |
|---|---|
| ۱ | yo |
| ۲ | dū |
| ۳ | yarê (yerî) ارمنی یریک عدد۳ |
| ۴ | çwar |
| ۵ | panj |
| ۶ | şaş |
| ۷ | ḥawt (مانند سورانی) |
| ۸ | haşt |
| ۹ | noh |
| ۱۰ | da |
| ۱۱ | yanzda |
| ۱۲ | dwanzda |
| ۱۳ | senzda |
| ۱۴ | çwarda |
| ۱۵ | panzda |
| ۱۶ | şanzda |
| ۱۷ | ḥawda (مانند سورانی) |
| ۱۸ | hažda |
| ۱۹ | nozda |
| ۲۰ | wīs |
صورت yarê برای عدد «۳» از ویژگیهای کهن هورامی است و با صورتهای پارتی hrē، زازایی hêr و تاتی here قابل مقایسه است، در حالی که اعداد ۱۱ تا ۱۹ همچنان الگوی فشردهٔ ایرانی کردی و فارسی میانه (yanzda, dwanzda و ...) را حفظ کردهاند.[۱۷۷]
ساختار
ضمیر
ضمیرهای شخصی
| کورمانجی | سُورانی | فارسی |
|---|---|---|
| ez | min | man |
| tu | to | to |
| ew | ew | u |
| em | ême | mā |
| hûn | êwe | şoma |
| ew | ewan | ioin |
| min | min | mi(n) |
| te | to | tû |
| wî | ew | io |
| wê | ew | io |
| me | ême | îme |
| we | êwe | hûme |
| wan | ewan | ioin /yioin |
ضمیرهای اشاره
ضمیرهای اشاره
| آلمانی | کورمانجی | سُورانی | کَلهری | پارسی | زازاکی | |
|---|---|---|---|---|---|---|
| نامها | ||||||
| .dieser, diese, diese pl | ev | em | ev | ye, yioine/ioine | in, işān / inhā | ı)no, (ı)na, (ı)nê) |
| آلمانی | کورمانجی | سُورانی | کَلهری | پارسی | زازاکی | |
| حالتها | ||||||
| diesem | vî | em | ev | ye | in | ı)ney) |
| dieser | vê | em | ev | ye | in | ı)naye) |
| diese, diesen | van | em | ev | yioine/ioine | işān / inhā | ı)ninan) |
ضمیرهای پسوندی
در سورانی و کلهری ضمیرهای پسوندی مانند فارسی هستند. آنها در انتهای کلمه قرار گرفته و دو کلمه را به هم پیوند میدهند؛ مثلاً:
| فارسی | سُورانی | کرمانشانی | لَکی |
|---|---|---|---|
| Xane | Mal | Mal | Mal |
| Xaneam | Malem | Malem | Malem |
ضمیرهای پسوندی:
| فارسی | سُورانی و کلهری کرمانشانی | اردلانی | ||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| قطعی | پسآوا | نامعین | معین | نامعین | معین | |
| am- | em- | m- | ekem- | ekêm- | ekem- | ekem- |
| at- | et- | t- | eket- | ekêt- | eket- | eket- |
| ash- | î- | y- | ekî- | ekêy- | ekeîş- | ekey- |
| man- | man- | man- | ekeman- | ekêman- | ekeman- | ekeman- |
| tan- | tan- | tan- | eketan- | ekêtan- | eketan- | eketan- |
| shan- | yan- | yan- | ekeyan- | ekêyan- | ekeişyan- | ekeyan- |
نمونههایی برای حالت مفرد ("Kur" در کردی یعنی پسر):
| فارسی | سُورانی و کَلهری کرمانشانی | اردلانی | |||
|---|---|---|---|---|---|
| قطعی | نامعین | معین | نامعین | معین | |
| Pesaram | Kurem | Kurekem | Kurrekêm | Kurekem | Kurekem |
| Pesarat | Kuret | Kureket | Kurekêt | Kureket | Kureket |
| Pesarash | Kurî | Kurekî | Kurekêy | Kurekeîş | Kurekey |
| Pesarman | Kurman | Kurekeman | Kurekêman | Kurekeman | Kurekeman |
| Pesartan | Kurtan | Kureketan | Kurekêtan | Kureketan | Kureketan |
| Pesarshan pl. | Kuryan | Kurekeyan | Kurekêyan | Kurekeişyan | Kurekeyan |
نمونههایی برای حالت جمع:
| فارسی | سُورانی و کَلهری کرمانشانی | اردلانی | |||
|---|---|---|---|---|---|
| قطعی | نامعین | معین | نامعین | معین | |
| Pesaranam | Kuranem | Kurekanem | Kurekanêm | Kurekanem | Kurekanêm |
| Pesaranat | Kuranet | Kurekanet | Kurekanêt | Kurekanet | Kurekanêt |
| Pesaranash | Kuranî | Kurekanî | Kurekanêy | Kurekanîş | Kurekanêy |
| Pesaranman | Kuranman | Kurekanman | Kurekanêman | Kurekanman | Kurekanêman |
| Pesarantan | Kurantan | Kurekantan | Kurekanêtan | Kurekantan | Kurekanêtan |
| Pesaranshan pl. | Kuranyan | Kurekanyan | Kurekanêyan | Kurekanişyan | Kurekanêyan |
اضافه
در کردی هم مانند دیگر زبانهای ایرانی «اضافه» وجود دارد.
| آلمانی | کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | فارسی |
|---|---|---|---|---|
| Haus | Mal | Mal | hin hên | Mal |
| Mein Haus | Mala min | Malî min | hin mi | Male man |
شکل اضافه در کردی بسیار شبیه فارسی است؛ تنها در گویش کرمانجی هنگامی که اضافه مفرد باشد، بسته به اینکه اضافه مذکر باشد یا مؤنث به ترتیب پس از آن «ê» یا "a" میآید.
شکلهای «اضافه» در زبان کردی:
| کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| حالتها | مفرد مذکر | مفرد مؤنث | جمع | مفرد مذکر | مفرد مؤنث | جمع | مفرد مذکر | مفرد مؤنث | جمع |
| پسوند اضافه | -ê | -a | -ên | -î | -î | -anî | -î | -î | -anî |
در مثالهای زیر پسوند اضافه پررنگ آورده شده است. در زبان کردی خواندگار به معنی شاگرد و مامُستِه به معنی آموزگار است.
| کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | معنی |
|---|---|---|---|
| xwendekar-ê mamoste | xwendekar-î mamoste | xwendekar-î mamoste | shagerd-e amuzgar |
| xwendekar-a mamoste | - | - | shagerd-e amuzgar |
| xwendekar-ên mamoste | xwendekar-anî mamoste | xwendekar-anî mamoste | shagerd-ane amuzgar |
| xwendekar-ên mamoste-yan | xwendekar-anî mamoste-yan | xwendekar-anî mamoste-yan | shagerd-ane amuzgar-an |
همانطور که مشاهده شد در همهٔ گویشها کلمه آموزگار بیجنسیت بود و تنها در گویش کرمانجی هنگامی که شاگرد مفرد بود، جنسیت آن تعیینکنندهٔ پسوند پس از آن بود.
مثالهایی دیگر:
| کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | معنی |
|---|---|---|---|
| Xwendekar-ê mamoste baş e | Xwendekar-î mamoste baş e | Xwendekar-î mamoste xas e | Shagerd-e amuzgar xub ast |
| Ew xwendekar-ê mamoste dibîne | Ew xwendekar-î mamoste debîne | Ewe xwendekar-î mamoste wînûd | U shagerd-e amuzgar (ra) binad |
| Bide Xwendekar-ê mamoste | Bide Xwendekar-î mamoste | Bide Xwendekar-î mamoste | Bede shagerd-e amuzgar |
| Xwendekar-ê mamoste bide | Xwendekar-î mamoste bide | Xwendekar-î mamoste bide | shagerd-e amuzgar bede |
گذشته
در کرمانجی بر خلاف دیگر زبانهای هندواروپایی، شکل گذشته فعل بستگی به این دارد که فعل لازم است یا متعدی. در این نمونه با توجه به اینکه «دیدن» متعدی است و «رفتن» لازم شکل گذشتهٔ آنها در گویش کرمانجی با هم تفاوت دارد.
| کورمانجی | سُورانی | اردلانی | کرماشانی | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Min tu dîtî | Min to dîtim | men tom dî | Mi ti dîm | Mi tûnim dî | Man to (ra) dîdam |
| کورمانجی | سُورانی | کرماشانی | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|
| Ez çûm | Min çûm | Mi çîm | Mi çîm | Man raftam |
حال
در زبان کردی در گویشهای کرمانجی و سورانی زمان حال با پیشوند «د» ساخته میشود؛ مانند فارسی پس از «د» ریشه فعل و پس از آن پسوند شخصی میآید (مثلاً مانند زبان فارسی برای اول شخص پسوند «م» میآید). در گویش جنوبی -همچنین در چندین لهجه از گویشهای مرکزی و شمالی- پیشوند «د» نادیده انگاشته میشود و گویش لکی «مَ» استفاده میشود، در گویش اردلانی پیشوند «ا» برای فعلها استفاده میشود که در پارسی باستان و تعداد زیادی از فعلهای پارسیگ ساسانی نیز استفاده میشد.
برای نمونه فعل رفتن که ریشه آن در زبانهای کردیتبار «ç» است، چنین صرف میشود:
نمونههای دیگری از اول شخص مفرد در پی میآید. زیر ریشه فعلها خط کشیده شده است.
| کورمانجی | سُورانی | لکی | کرماشانی | اردلانی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Ez dikim | Min dekim | Mi mekim | Mi kim | men akam | Man konam |
| Ez dixwm | Min dexom | Mi mexwm | Mi xwm | men axwm | Man xoram |
| Ez digirim | Min degirim | Mi megirim | Mi girim | men aigrm | Man guyam |
| Ez dizanim | Min dezanim | Mi mezanim | Mi zanim | men azanm | Man danam |
| Ez dêm | Min dim | Mi meêm | Mi tîêm | men têm | Man ayam |
| Ez dikujim | Min dekujim | Mi mekujim | Mi kush
im |
men aikujem | Man kusham |
| Ez dimirim | Min demirim | Mi memirim | Mi mirim | men amrem | Man miram |
| Ez dijîm | Min dejîm | Mi mejîm | Mi jîm | men ajim | Man ziyam |
| Ez digrîm | Min degrîm | Mi megrîm | Mi grîm | men agerim | Man geryam |
استثنائاً از آنجا که تلفظ «de-ê-im» دشوار است، «têm» تلفظ میشود.
در گویش کلهری واژه jin وجود ندارد و تبدیل به (زنی) زنده شده است البته در پارسی باستان واژه jīvā به معنی زندگی وجود داشته که در سورانی و اردلانی ژیا، ژین žia, žina و همچنین معادل پارسیگ ساسانی زنده (زندگ) آن در کرمانجی زندی (zindi)، در سورانی زیندو(zindu)، در اردلانی زندگ یا زنگ zindg میباشد.[۱۷۸]
در گویش سورانی خوشه آوایی xw به صورت xo تلفظ میشود.
فرمان دادن
در زبان کردی مانند پارسی با پیشوند «ب» دستور داده میشود. در آغاز پیشوند ب میآید و سپس ریشه فعل:
| کورمانجی | سُورانی | فارسی |
|---|---|---|
| Bike! | Bike! | bekon |
| Bixw! | Bixw! | bexor |
| Bigire! | Bigire! | Begu |
| Biçe! | Biçe! | bero |
| Bizane! | Bizane! | bedan |
| Bê! | Bê! | bia |
| Bikuje! | Bikuje! | bekosh |
| Bimire! | Bimire! | bemir |
| Bijî! | Bijî! | bezî |
| Bigrî! | Bigrî! | begery |
مقایسه زمانها در گویشهای مختلف کردی
| Erkewazî | Ardalanî | Kermanshani | Soranî | Kurmancî | Hewramî | English |
|---|---|---|---|---|---|---|
| me hatim | men hatm | mi hatim | min hatim | ez hatim | - | I came |
| me xwem/xwerim | men aexwm | mi xwem | min exwem/dexom | ez dixwim | min meweru | I eat |
| mi nan xwardim | men nanm xward | mi nan xwardm | min nan xwardm | min nan xward | - | I ate the meal |
| mi nan xwem | men nan axwm | mi nan xwem | min nanê dixwim | ez nanê dixwim | - | I am eating the meal |
| me nan xwardisim | men nanm xward | mi nan xwardêam | min nan dexwardm | min nan dixward | - | I was eating the meal |
| me hatimow | men hatma | mi hatime | min hatûme | ez hatime | - | I have come |
| me hatüm | men hatüm | mi hatüm | min hatibûm | ez hatibûm | - | I had come |
جدول جامع تطبیقی واژهبستهای ضمیری (گذشتهٔ متعدی)
| شخص | پهلوی اشکانی | پهلوی ساسانی | کرمانجی (بادینانی) | کرمانجی (بوتانی) | کرمانجی (سوران-مرزی) | سورانی (مرکزی) | هورامی (اورامان تخت) | هورامی (لهون) | هورامی (پاوه) | اردلانی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱ مفرد | -m / -am | -m / -am | -im / -m | -im | -im | -im / -m | -m / -im | -m | -m | -m / -im |
| ۲ مفرد | -t / -at | -t / -at | -î / -t | -î | -î | -it / -t | -t | -t | -t | -t |
| ۳ مفرد | -š | -š | -ê | -e / -ê | -ê | -î / -y | -š | -š | -š | -š / -y |
| ۱ جمع | -mān | -mān | -in / -man | -man | -in | -mān / -in | -mā | -mā / -mān | -mā | -mān |
| ۲ جمع | -tān | -tān | -in / -tan | -tan | -in | -tān / -in | -tā | -tā / -tān | -tā | -tān - |
| ۳ جمع | -šān | -šān | -in / -wan | -wan | -in | -yān | -šā / -šān | -šān | -šā | -yān (اصلی) / -šān (تأکیدی) |
ساخت اضافه (Ezafe) در زبانهای کردی
| زبان کردی | |
|---|---|
Default
| |
| کدهای زبان | |
| ایزو ۳–۶۳۹ | – |
ساخت اضافه (Ezafe) یکی از ویژگیهای بارز زبانهای ایرانی غربی است که برای پیوند هستهٔ اسمی با وابستههای پسین (مانند صفت، مضافالیه یا مکمل) به کار میرود. این ساخت در سه گویش اصلی کردی — سورانی، اردلانی و کرمانجی — تجلیهای متفاوتی دارد که هر یک نمایندهٔ مرحلهای از تحول تاریخی این پدیدهٔ زبانی است.
۱. ساخت اضافه در گویشهای کردی
۱.۱. سورانی (کردی مرکزی)
در گویش سورانی، نشانهٔ اضافه به صورت واژبست «ی-» (i/y-) ظاهر میشود که به هستهٔ اسمی متصل میشود و کاربرد آن اجباری است. این نشانه در تمام بافتهای معرفه و نکره به یکسان عمل میکند.[۱۷۹]
| ویژگی | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| اسم + صفت | pyaw-i cak | مرد خوب |
| اسم + مضافالیه | jega-y pasa | جای پادشاه |
| اسم + ضمیر ملکی | jega-y min | جای من |
نکتهٔ قابل توجه در سورانی، وجود تکآواگون (allomorphy) در نشانهٔ اضافه است: در گروه اسمی نکره به صورت y- و در گروه اسمی معرفه به صورت a- ظاهر میشود.[۱۷۹]
۱.۲. اردلانی (سنندجی)
گویش اردلانی که در سنندج و حومه رایج است، برخلاف سورانی، فاقد واژبست «ی-»ی اضافهای است و تنها از دو لایه برای بیان رابطهٔ ملکی و وصفی بهره میبرد:[۱۸۰][۱۸۱]
- لایهٔ باستانی (همنشینی محض – Juxtaposition):
- الگو: هسته + وابسته (بدون هیچ رابط یا نشانهای)
- کاربرد: عمدتاً برای روابط مالکیت ذاتی (خویشاوندی، اعضای بدن) و بافتهای نکره/عمومی
- مثال: منال من = «بچهٔ من»، ماڵ عهلی = «خانهٔ علی»، کتاو خوێندن = «کتاب خواندن»
- لایهٔ میانه (رابط مستقل «کی» – ke):
- الگو: هسته + رابط مستقل «کی» + وابسته
- کارکرد: رابطی با هویت موصولی-ارجاعی که در بافتهای معرفه/مشخص بهکار میرود
- مثال: منال کی من = «آن بچهای که مال من است»، ماڵ کی عهلی = «آن خانهای که متعلق به علی است»
> نکتهٔ کلیدی: «کی» در اردلانی ماهیت موصولی و معرفهساز دارد و با نشانهٔ نکره ناسازگار است؛ به همین دلیل ساخت *یهک منداڵ کی من نادستورمند است. پژوهشهای جدید نشان دادهاند که در اردلانی، نشانهٔ اضافه در بافتهای معرفه از i- به a- تغییر میکند.[۱۸۲]
۱.۳. کرمانجی (کردی شمالی)
گویش کرمانجی پیچیدهترین نظام اضافه را در میان گویشهای کردی دارد، زیرا نشانهٔ اضافه در این گویش برای جنس، شمار و معرفگی صرف میشود:[۱۷۹]
| حالت | نشانهٔ اضافه |
|---|---|
| مذکر مفرد | -e |
| مؤنث مفرد | -a |
| جمع | -en / -et |
مثالها:
- kuqik-ek-i mezin «سگ بزرگی»
- kuqik-ek-i mezin a res «سگ بزرگ سیاهی»
- zilam-e li ber deri «مرد جلوی در»
تحلیل مکنزی درباره ساخت اضافه کرمانجی
دیوید نیل مکنزی استدلال میکند که نظام اضافه در کرمانجی نمونهای از حفظ ویژگیهای کهن در قالبی نو است و تمایزهای جنسیت و حالت را در نشانگرهای اضافه ادغام کرده است.[۱۸۳]
۲. بررسی تطبیقی با شاخه زازا-گورانی (هورامی و زازایی)
۲.۱. ساخت اضافه در هورامی
در هورامی، نشانه اضافه به صورت تغییر مصوت پایانی هسته بر اساس جنسیت ظاهر میشود (مانند -i برای مذکر و -o/-u/-e برای مؤنث).[۱۸۴]
۲.۲. همگرایی اردلانی با زازایی و هورامی
در زازایی، مطابقهٔ وصفی با جنس مؤنث با پسوند -a دیده میشود (Kênaya xase). اردلانی نیز در ترکیباتی مانند کنیشکه خاسه این الگوی باستانی را حفظ کرده است، در برابر کوره خاصه برای مذکر. این پدیده به عنوان یک فسیل زبانی قابل تحلیل است.[۱۸۵]
۳. ریشهشناسی
ریشهٔ اضافه به ضمیر موصولی hya در فارسی باستان بازمیگردد که به تدریج به یک نشانگر نحوی تبدیل شد.[۱۸۶]
مسیر تحول: hya → i → -e / -i / -y
عوامل پیدایش (دلایل درونزبانی)
- فروپاشی نظام حالتهای تصریفی: ایرانی باستان دارای هشت حالت دستوری (رفعی، اضافی، مفعولی، ...) بود. با از میان رفتن این نظام در ایرانی میانه، زبان به مکانیسمهای تحلیلی جایگزین برای بیان روابط نحوی نیاز پیدا کرد. ساخت اضافه دقیقاً برای جبران این خلأ پدید آمد و کارکرد حالت اضافی (Genitive) و صفت را بر عهده گرفت.[۱۸۶]
- دستوریشدگی (Grammaticalization): ضمیر موصولی در ابتدا کارکرد ارجاعی داشت، اما به تدریج این کارکرد را از دست داد و به یک نشانگر صرفی-نحوی (Ezafe) تبدیل شد که صرفاً برای نشان دادن وابستگی نحوی به کار میرود. پژوهشگران این فرایند را نمونهای از «دستوریشدگی» میدانند که در آن یک عنصر مستقل به یک تکواژ وابسته (واژبست) تبدیل میشود.[۱۸۶] در زبانشناسی شناختی، این فرایند به عنوان «ذهنیسازی» (subjectification) تحلیل شده است که طی آن ضمیر موصولی به عنصری برای نمایش رابطهٔ انتزاعی میان دو موجودیت تبدیل شده است.[۱۸۷]
- عامل تماس زبانی (زیرلایهٔ ایلامی): برخی پژوهشگران معتقدند تماس با زبانهای غیرهندواروپایی همسایه، بهویژه ایلامی که دارای ترتیب «هسته+وابسته» بوده، به عنوان کاتالیزور سرعت تثبیت ساخت اضافه را در غرب فلات ایران افزایش داده است. با این حال، خود ساخت اضافه زاییدهٔ تحولات درونزبانی ایرانی است، نه وامگیری از ایلامی.[۱۸۶]
ریشه یابی رنگ ها در زبانهای کردی
واژههای «شین» و «کبود» آبی تیره
ریشهیابی رنگها در زبان کردی به بررسی تاریخی و زبانی واژگان مرتبط با رنگها، بهویژه «شین» (آبی) و «کبود» (کبود/آبی تیره)، در کردی و دیگر زبانهای ایرانی میپردازد. این موضوع نشاندهندهٔ لایهبندی زبانی شاخههای غربی و شرقی ایرانی است.
زمینه تاریخی
سکاها (Scythians)، مردمانی ایرانیتبار با زبان شرقی ایرانی، در سدهٔ هفتم پیش از میلاد به غرب ایران (مناطق ماننا، آذربایجان، قفقاز و آناتولی) نفوذ کردند.
لایهٔ پنهانِ تاریخیِ واژه شین و کبود در گویشهای کردی
۱. سکاهای غرب (سکاهای هممرز با ماد)
بسیاری سکاها را تنها به آسیای میانه و شرق نسبت میدهند در حالی که منابع آشوری، اورارتویی و یونانی از حضور قدرتمند سکاها (ایشکوزا) در غرب ایران، از جمله در منطقهٔ ماننا (جنوب دریاچه ارومیه) و قفقاز جنوبی در سدهٔ هفتم پیش از میلاد خبر میدهند. این سکاها با مادها همپیمان و گاه رقیب بودند و تا مرزهای آناتولی پیش رفته بودند.
۲. سازوکار انتقال واژهٔ «اَخْشَئِنا» (Axšaēna)
· در اوستا، واژهٔ «اَخْشَئِنا» دقیقاً به معنای «تیرهرنگ» (مایل به کبود/سیاه) است. · این واژه در زبان سکایی (که شاخهای از ایرانیِ شرقیِ شمالی است) رواج داشته است. · همین سکاهای غربی بودند که این نام را بر دریای سیاه (Pontos Axeinos) نهادند و یونانیان آن را از ایشان وام گرفتند.
۳. پیوند «اَخشی-» با «شین» در غرب
در زبانشناسی، ریشهٔ ایرانیِ باستان *axšaina- (تیره) و در گویشهای ایرانیِ شمالغربی (که تحت نفوذ سکاها و مادها بودند) دچار همتأثری شدند.
· سکاهای غربی در منطقهٔ کردستان امروزی و آذربایجان، این ریشهٔ زبانی را به جا گذاشتند که بعدها به صورت «شین» (şîn) در کردی (چه سورانی و چه کرمانجی) و «شین» در بلوچی تثبیت شد. · در سوی دیگر، دریاچه ارومیه (کبودان) با واژهٔ مادیِ «کبود» نامیده شد که نشان میدهد در همان منطقه، دو ریشهٔ زبانی (مادیِ جنوبی و سکاییِ شمالی) در کنار هم زیستهاند.
[۱۸۸] این حضور بر اساس منابع آشوری (مانند سالنامههای اسرحدون) و نوشتههای یونانی (هرودوت و دیگران) مستند است.
واژهٔ اوستایی axšaēna- به معنای «تیرهرنگ، کبود، نیلی» است. این ریشه در نامگذاری یونانی دریای سیاه (Pontus Áxeinos، بعداً Euxeinos Pontos) نیز دیده میشود.[۱۸۹]
واژهٔ «شین» در کردی
در گویشهای کردی سورانی و کرمانجی، شین (şîn / hêşîn) به معنای آبی (اغلب آبی آسمانی یا تیره) به کار میرود. این واژه با ریشهٔ ایرانی شرقی axšaina- (از Proto-Iranian axšáyHnah) مرتبط دانسته میشود.[۱۹۰] پراکندگی مشابه آن در بلوچی و پشتو، همراه با حضور سکاها، احتمال تأثیر زبانی از لایهٔ شرقی ایرانی را مطرح میکند.
واژهٔ «کبود» و شاخهٔ غربی
در مقابل، واژهٔ کبود (از Proto-Iranian kapáwtas، مرتبط با رنگ خاکستری-آبی) در فارسی استاندارد و بسیاری از گویشهای زاگرسی و شمالغربی حفظ شده است. این واژه در زازاکی، هورامی، اردلانی، کلهری، لکی، لری و برخی گویشهای کردی کاربرد دارد.
نمونهٔ برجسته، نام باستانی دریاچهٔ ارومیه در منطقهٔ ماد باستان است که کبودان (Kabudan) یا در ارمنی Kaputan tsov («دریای کبود») نامیده میشد.[۱۹۱] این نشان میدهد که در شاخهٔ غربی ایرانی (مادی-پارسی باستان)، «کبود» واژهٔ اصلی برای این رنگ بوده است.
جدول مقایسه
| ویژگی | شین (Şîn) | کبود (Kabud) |
|---|---|---|
| شاخهٔ اصلی ایرانی | شرقی (سکایی و غیره) | غربی (مادی-پارسی) |
| کاربرد اصلی امروز | کردی (سورانی، کرمانجی)، بلوچی، پشتو | فارسی، زازاکی، هورامی، لری، لکی، اردلانی و ... |
| ریشهٔ باستانی | axšaēna- / axšaina- | kapáwtas |
| شاهد تاریخی | دریای سیاه (Áxeinos) | دریاچه ارومیه (کبودان / Kaputan tsov) |
تحلیل زبانی
کردی به عنوان زبانی در مرز حوزههای غربی و شرقی ایرانی، هر دو واژه را نشان میدهد، اما «شین» در بسیاری از گویشها غالب است. این تقابل (مادی/غربی ≈ کبود در برابر سکایی/شرقی ≈ شین) نمونهای از لایهبندی تاریخی زبانهای ایرانی در غرب فلات ایران است.
رنگها در گویشهای کردی
نام رنگها در گویشهای کردی و زازایی، افزون بر اشتراکهای فراوان، تفاوتهای واژگانی قابل توجهی نیز نشان میدهند. برخی از رنگواژهها مانند «زرد»، «سرخ» و «سپید» ریشهای کهن در زبانهای ایرانی دارند و از فارسی میانه (پهلوی) به گویشهای امروزی رسیدهاند.[۱۹۲]
| رنگ | پهلوی | اردلانی | سورانی | کرمانجی | هورامی | لکی | زازایی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| زرد | zard | زەرد | زەرد | zer | زەرد | زەرد | zerd |
| قرمز | suhr / suxr | سوور | سوور | sor | سور | سور | sur |
| سیاه | siyāh | ڕەش | ڕەش | reş | سیاو | سیاه | سیاو/ reş |
| سفید | spēd | چرمگ | سپی | spî | چرمه | چرمو | چرمو |
| سبز | wāxš | سەوز | سەوز | kesk | سەوز | سەوز | sewz |
| بنفش | — | بەنووش | مۆر (وامواژه از ترکی) | mor (وامواژه از ترکی) | بەنووش | بەنووش | mor (وامواژه از ترکی) |
صورتهای پهلوی «suhr» و «suxr» با «سوور»، «سور»، «sor» و «sur» در گویشهای کردی و زازایی همریشهاند.[۱۹۳]
در اردلانی، هورامی و لکی، واژهٔ «بەنووش» برای رنگ بنفش به کار میرود، در حالی که «مۆر / mor» در سورانی، کرمانجی و زازایی رایج است و منشأ آن عموماً ترکی دانسته میشود.[۱۹۴]
جایگاه پی پست عامل و صورت فعل گذشته در زبانهای ایرانی و کردی
ارگاتیویته در فارسی باستان، فارسی میانهٔ کتیبهای، اردلانی و کرمانجی
موضوعی در زبانشناسی تاریخی زبانهای ایرانی است که به جایگاه پیبست عامل و صورت فعل گذشتهٔ متعدی میپردازد.
در بررسی تاریخی ارگاتیویته در زبانهای ایرانی، نباید تنها به میزان توافق فعل با عامل یا مفعول توجه کرد. جایگاه پیبستهای ضمیری، حالت دستوری گروههای اسمی و حرفاضافهای، و میزان وابستگی نشانگرهای شخص به فعل نیز اهمیت دارند.[۱۹۵]
فارسی باستان
یکی از نمونههای بنیادین در مطالعهٔ تاریخی ساختهای گذشتهٔ متعدی، عبارت زیر است:
- ima tya manā kartam
- «این است آنچه من انجام دادهام.»
در این ساخت، «manā» صورت اضافی ضمیر اولشخص مفرد است و «kartam» صورت صفت مفعولی خنثی فعل «کردن». ساختار صرفی آن به این شکل است:
· ریشه + پسوند صفت مفعولی: kart-a- (از *kr-ta-) · پایانۀ حالت خنثی مفرد: -am
بنابراین -am پایانۀ دستوری خنثی مفرد است، نه شناسهٔ فعلی. عامل با صورت ضمیری غیرمستقیم بیان میشود و فعل بهصورت صفت مفعولی ظاهر میگردد.[۱۹۶]
فارسی میانهٔ کتیبهای
در کتیبهٔ شاپور اول در کعبهٔ زرتشت، عبارتی دربارهٔ اسارت والریانوس گزارش شده است:
- u-m Valerianos kaisar xwad pad xvēš dast-grāb kird
- «و من خودم قیصر والریانوس را اسیر کردم.»
پیبست «-m» به حرف ربط «u» متصل شده، نه به فعل «kird». عامل با پیبستی روی میزبان غیرفعلی نشان داده میشود و صورت «kird» شناسهٔ آشکار اولشخص ندارد.[۱۹۷]
نمونهٔ مشابه در متن فارسی میانهٔ مانوی (Boyce 1975: 56):
- padisāy ēd kū-šān šahr u-š bazagīh aʾōn ispurrīhā nē frāmōxt čeʾōn ardāwān frāmōxt.
- «زیرا آنان دنیا و گناه آن را آنچنان که ارداوان ترک کردند، کاملاً ترک نکردند.»
در بخش نخست، «kū-šān» از پیوندگر «kū» و پیبست سومشخص جمع «-šān» تشکیل شده است. پیبست روی پیوندگر قرار گرفته، نه روی فعل «frāmōxt». فعل گذشته نیز توافق آشکاری با عامل جمع نشان نمیدهد. در ادامه، «ardāwān ... frāmōxt» دیده میشود؛ عامل جمع بهصورت گروه اسمی مستقل آمده، اما فعل همچنان «frāmōxt» است.[۱۹۸]
نمونهٔ پهلوی دیگری از متون پهلوی (Jamasp-Asana 1913: 40):
- u-šān xwadāyīh pad xwēš dast kird
- «و آنان پادشاهی را به دست خود انجام دادند.»
در این ساخت نیز پیبست «-šān» روی پیوندگر «u» نشسته و فعل «kird» بدون شناسهٔ آشکار جمع باقی مانده است.[۱۹۹]
اردلانی سنندجی
در گویش اردلانی سنندجی، پیبست عامل در ساخت گذشتهٔ متعدی میتواند روی مفعول یا عبارت حرفاضافهای ظاهر شود:
· awan nān-yān xward («آنها نان خوردند») — پیبست روی «nān» · awīšā-yān xward («آنها این را خوردند») — پیبست روی عنصر پیشافعلی · lê-yān sanad / lê-š-yān sanad («از او سند گرفتند» / «از او هم سند گرفتند») — پیبست پس از حرف اضافه و نشانگر افزایشی
در این نمونهها فعل معمولاً شناسهٔ آشکار عامل ندارد.[۲۰۰]
کرمانجی
در کرمانجی معیار، ساخت گذشتهٔ متعدی معمولاً با عامل در حالت مایل، مفعول در حالت مستقیم و توافق فعل با مفعول همراه است:
· Min tu dît-î («من تو را دیدم») · Te ez dît-im («تو مرا دیدی») · Wan ez dît-im («آنها مرا دیدند»)
در این الگو فعل با مفعول توافق میکند، نه با عامل. صورت گذشته دیگر صفت مفعولی خنثی نیست و به فعل محدود تبدیل شده که شناسه میگیرد.[۲۰۱]
در گونهٔ موش کرمانجی تنوع بیشتری دیده میشود. گاه هر دو وابسته در حالت مایل هستند و فعل به صورت پیشفرض سومشخص مفرد ظاهر میشود (Wan min dît-Ø).[۲۰۱]
| ویژگی | فارسی باستان | فارسی میانه (کتیبهای/مانوی) | اردلانی سنندجی | کرمانجی معیار | کرمانجی موش |
|---|---|---|---|---|---|
| جایگاه عامل | صورت اضافی ضمیر | پیبست روی پیوندگر یا میزبان غیرفعلی | پیبست روی مفعول/گروه حرفاضافهای | حالت مایل | حالت مایل (ساخت دو مورب) |
| توافق فعل با عامل | ندارد | ندارد | ندارد | ندارد | ندارد |
| توافق فعل با مفعول | ندارد (صفت مفعولی خنثی) | ندارد | ندارد | دارد | ندارد |
| صورت فعل | صفت مفعولی خنثی (kartam) | ثابت (kird, frāmōxt) | ثابت (xward) | شناسهدار مطابق مفعول (dît-im) | سومشخص مفرد پیشفرض (dît-Ø) |
| نمونه | ima tya manā kartam | u-m ... kird؛ kū-šān ... frāmōxt | awan nān-yān xward | Wan ez dît-im | Wan min dît-Ø |
در فارسی باستان عامل با صورت اضافی و فعل با صفت مفعولی خنثی بیان میشود.
در فارسی میانهٔ کتیبهای و مانوی پیبست عامل به عنصر غیرفعلی متصل میگردد و فعل بدون شناسهٔ آشکار عامل میماند.
در اردلانی نیز پیبست عامل میتواند روی مفعول یا عبارت حرفاضافهای قرار گیرد و فعل صورت ثابت دارد.
در مقابل، کرمانجی معیار توافق فعلی با مفعول را گسترش داده است. در ساختهای اردلانی در جایگاه پیبست عامل و نبود شناسهٔ آشکار عامل بر فعل، ویژگیهایی را حفظ کرده اند که با الگوهای ایرانی کهن (بهویژه فارسی میانه) قابل مقایسهاند.
ساختار صفت و اسم مفعول در گونههای کردی: رویکردی تطبیقی-تاریخی
متن زیر به بررسی تطبیقی ساخت صفت و اسم مفعول در سه گونهٔ اصلی زبان کردی، یعنی اردلانی، سورانی و کرمانجی میپردازد. هدف اصلی، تبیین تفاوتهای ریختشناختی (Morphological) و نحوی (Syntactic) این سه گونه و نیز مقایسهٔ آنها با الگوی فارسی میانه (پهلوی) است.
بر پایهٔ دادههای موجود، گویش اردلانی صفت مفعولی را با پسوند -(e)g میسازد که از نظر ساختواژی با برخی صورتهای مستند فارسی میانه، مانند xwardag («خورده»)، شباهت دارد.[۲۰۲] در مقابل، سورانی عمدتاً از پسوند -râw و کرمانجی از پسوند -î استفاده میکند و در ساخت مجهول نیز راهبردهای متفاوتی دارند.[۲۰۳]
در زبانشناسی ایرانی، صفت مفعولی (Past Participle) یکی از شاخصهای مهم در مطالعات تطبیقی ساخت فعل بهشمار میرود.
گویش اردلانی (سنندجی) در منابع زبانشناختی در شمار گونههای کردی مرکزی طبقهبندی شده است.[۲۰۴][۲۰۵]
از ویژگیهای مهم این گویش میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تعلق به شاخهٔ کردی مرکزی.
- فقدان جنسیت دستوری، برخلاف کرمانجی.
- ساخت صفت مفعولی با پسوند -(e)g بر پایهٔ بن گذشته که متفاوت و جدا از گویش سورانی مهابادی و اربیلی و سلیمانیه می باشد .[۲۰۶]
ریختشناسی ساخت صفت مفعولی در زبان کردی
مهمترین تفاوت این سه گونه در شیوهٔ ساخت صفت مفعولی است. در اردلانی، صفت مفعولی با افزودن پسوند -(e)g به بن گذشته ساخته میشود.[۲۰۷]
| گونه | پسوند | ویژگی | نمونه |
|---|---|---|---|
| اردلانی (شهری) | -(e)g | اتصال به بن گذشته | xwardeg |
| اردلانی (شهرستان ها و روستاها) | -î ،-ye | تحول آوایی صورت شهری | xwardî |
| سورانی | -râw ،-û | غالباً بر پایهٔ بن گذشته؛ در برخی افعال ساختهای دیگر نیز دیده میشود | xwardrâw |
| کرمانجی | -î ،-yî | اتصال به بن گذشته | xwarî |
منبع: بر پایهٔ Motallebi & Pashabadi (2023)، Karimidustan (2016) و پژوهش «ساخت به اصطلاح مجهول در زبان کردی».
نمونههای تطبیقی
جدول (۲) نمونههایی از ساخت صفت مفعولی در گونههای اردلانی، سورانی و کرمانجی را، در کنار صورتهای مستند فارسی میانه، نشان میدهد. در مواردی که صورت متناظر در متون فارسی میانه بهصورت مستند شناخته نشده است، از نشانهٔ «—» استفاده شده است.[۲۰۸]
| مصدر | اردلانی (شهری) | اردلانی ( شهرستانها و روستاها) | سورانی | کرمانجی | فارسی میانه (مستند) | معنی |
|---|---|---|---|---|---|---|
| خوردن | xwardeg | (a)xwardî | xwardrâw | xwarî | xwardag | خورده |
| کردن | kirdeg | (a)kirdî | kirdrâw | kirî | kirdag | کرده |
| ماندن | māndeg | (a)mānî | māndû | mayî | māndag | مانده |
| آمدن | hāteg | (a)hātî | hātû | hatî | — | آمده |
| گفتن | gûteg | (a)gûtî | gûtrâw | gotî | — | گفته |
| نوشتن | nûseg | (a)nûsî | nûsrâw | nivîsî | — | نوشته |
| دیدن | (a)dîg | (a)dî | dîtrâw / binraw | dîtî | — | دیده |
| بردن | birdeg | (a)birdî | birdrâw | birî | — | برده |
| گرفتن | girteg | (a)girtî | girtrâw | girtî | — | گرفته |
| کشتن | (a)kûşteg | (a)kûştî | kujrâw | kuştî | — | کشته |
منبع: دادههای اردلانی بر پایهٔ Motallebi & Pashabadi (2023) و دادههای سورانی و کرمانجی بر پایهٔ Karimidustan (2016) و پایاننامهٔ «ساخت به اصطلاح مجهول در زبان کردی».[۲۰۹]
تحلیل جدول ۲
بررسی دادههای جدول (۲) نشان میدهد که گونههای مورد بررسی، از نظر ساخت صفت مفعولی تفاوتهای قابل توجهی دارند.
- در اردلانی، صفت مفعولی بهطور منظم بر پایهٔ بن گذشته و با پسوند -(e)g ساخته میشود. نمونههایی مانند xwardeg، kardeg و māndeg از نظر ساختواژی با صورتهای مستند فارسی میانه مانند xwardag، kardag و māndag شباهت دارند.[۲۱۰]
در سورانی، ساخت صفت مفعولی غالباً با پسوند -râw یا -û انجام میشود و نوعی نوآوری تلقی می شود. در برخی افعال، ساختهایی بر پایهٔ بن مضارع نیز گزارش شده است. در گویش سورانی در افعال کنشیِ متعددی مانند «کشتن» تمایل به استفاده از بن مضارع دارد؛ مثلاً `kuj-` (بُکش) + `-râw` = `kujrâw`.
- در کرمانجی، صفت مفعولی معمولاً با پسوند -î ساخته میشود و ساخت مجهول بیشتر با فعل کمکی hatin («آمدن») بیان میشود.[۲۱۲]
کاربرد نحوی صفت و اسم مفعول
اگرچه صورت واژگانی صفت مفعولی و اسم مفعول ممکن است یکسان باشد، نقش دستوری آنها بر اساس جایگاه نحوی در جمله تعیین میشود.
| نوع کاربرد | نقش دستوری | جایگاه در جمله | نمونه (اردلانی) | ترجمه |
|---|---|---|---|---|
| صفت وصفی | توصیف اسم | پس از اسم | کتیوه نوسیاگه له بان میزه. | کتابِ نوشتهشده روی میز است. |
| صفت خبری | گزاره | پس از فعل ربطی | ئهم کتیوه نوسیاگهیه. | این کتاب نوشته شده است. |
| اسم مفعول | اسم مستقل | فاعل یا مفعول جمله | نوسیاگهکه له بان میزه. | نوشته روی میز است. |
در کاربرد نخست، صفت مفعولی نقش وابستهٔ اسمی دارد و اسم را توصیف میکند. در کاربرد دوم، بهعنوان گزارهٔ جمله پس از فعل ربطی ظاهر میشود. در کاربرد سوم، صفت مفعولی بهصورت اسم مستقل بهکار میرود و میتواند نقش فاعل یا مفعول جمله را بر عهده داشته باشد.[۲۱۳]
نسبت با فارسی میانه (پهلوی)
در فارسی میانه، صفت مفعولی معمولاً با پسوند -ag ساخته میشد. از جمله صورتهای مستند در متون فارسی میانه میتوان به xwardag («خورده»)، kardag («کرده») و māndag («مانده») اشاره کرد.[۲۱۴]
در گویش اردلانی، صفت مفعولی با پسوند -(e)g ساخته میشود و برخی از صورتهای آن از نظر ساختواژی با نمونههای مستند فارسی میانه شباهت دارند.[۲۱۵]
با این حال، از دیدگاه روششناسی زبانشناسی تاریخی، تنها صورتهایی را میتوان با فارسی میانه مقایسه کرد که در متون آن زبان بهصورت مستند ثبت شده باشند؛ ازاینرو، برای افعالی که شاهد مستقیمی در متون فارسی میانه وجود ندارد، در اینجا از بازسازی صورتهای فرضی خودداری شده است.
بررسی دادههای تطبیقی نشان میدهد که هر یک از سه گونهٔ مورد بررسی راهبرد متفاوتی برای ساخت صفت مفعولی بهکار میگیرند.
اردلانی
در اردلانی، صفت مفعولی معمولاً با افزودن پسوند -(e)g به بن گذشته ساخته میشود. این ویژگی در پژوهش Motallebi و Pashabadi (2023) بهعنوان یکی از ویژگیهای شاخص صرف فعل در این گویش توصیف شده است.
اردلانی با حفظ پسوند `-(e)g`، کهنترین ساختار را حفظ کرده است. این پسوند دقیقاً معادل `-ag` در فارسی میانه (پهلوی) است. اردلانی فاقد جنسیت دستوری است و کاملاً از گورانی یا سورانی متمایز میباشد.
کرمانجی
در کرمانجی، صفت مفعولی معمولاً با پسوند -î ساخته میشود، در حالی که ساخت مجهول غالباً با فعل کمکی hatin («آمدن») بیان میشود.[۲۱۷]
سورانی
در سورانی، ساخت صفت مفعولی عمدتاً با پسوند -râw یا -û انجام میشود و در برخی افعال، صورتهایی بر پایهٔ بن مضارع نیز گزارش شده است و این گویش در محدوده دشت اربیل و سلیمانیه و منطقه مکریان می باشد [۲۱۸]
مقایسهٔ دادههای اردلانی، سورانی و کرمانجی نشان میدهد که این سه گونه، اگرچه از نظر تاریخی به خانوادهٔ زبانهای کردی تعلق دارند، در شیوهٔ ساخت صفت مفعولی تفاوتهای ساختواژی قابل توجهی دارند که سورانی بیشترین نوآوری و تغییر را در صفت مفعولی نشان می دهد.
بر پایهٔ دادههای بررسیشده، اردلانی بهطور منظم از پسوند -(e)g، سورانی از -râw یا -û و کرمانجی از -î برای ساخت صفت مفعولی استفاده میکنند. همچنین، راهبردهای ساخت مجهول در سورانی و کرمانجی با یکدیگر تفاوت دارد و کرمانجی معمولاً از فعل کمکی hatin بهره میگیرد.[۲۱۹]
این تفاوتها میتواند در مطالعات تطبیقی صرف فعل در زبانهای کردی و بررسی تحول تاریخی آنها مورد استفاده قرار گیرد.
ساخت مجهول در زبانهای ایرانی
در زبانهای ایرانی، ساخت مجهول دستخوش تحولات چشمگیری شده و الگوهای متنوعی را در شاخههای مختلف به نمایش گذاشته است. پژوهشهای جدید نشان میدهد که طبقهبندی سنتی این الگوها بر پایهٔ دادههای محدود (بهویژه پیکرهٔ مکنزی، ۱۹۶۱) نیازمند بازنگری است.
الگوهای اصلی ساخت مجهول
الگوی کهن (اتصال به بن مضارع)
کهنترین الگو، که ریشه در نیاهندواروپایی دارد، با تکواژ -ya- بر روی بن مضارع ساخته میشد [۲۲۰]:
| زبان/گویش | شاخه | تکواژ مجهولساز | مثال | منبع |
|---|---|---|---|---|
| فارسی باستان | جنوبغربی (باستان) | *-ya-* | *bariya-* (برده میشود) | [۲۲۰] |
| پهلوی (فارسی میانه) | جنوبغربی (میانه) | *-īh-* (تحولیافته از *-ya-*) | *zāy-īh-ēd* (زاییده میشود) | [۲۲۰] |
| اوستایی | ایرانی باستان | *-iia-/-iiē-* | *bar-ye-te* (برده میشود) | [۲۲۱] |
| زازاکی | شمالغربی (زاگرس) | *-îya-* | *dî-yayene* (دیده شدن) | [۲۲۲] |
| هورامی (گورانی) | شمالغربی (زاگرس) | *-ya-* | *kush-yā* (کشته شود) | [۲۲۳] |
| اردلانی، لکی، کلهری | شمالغربی (زاگرس) | *-ya-* | *bar-yān* (برده شدن) | [۲۲۴] |
الگوی نوآورانهٔ سورانی (اتصال به بن گذشته)
سورانی (کردی مرکزی) مسیری کاملاً متفاوت در پیش گرفته و تکواژ مجهولساز را به بن گذشته متصل میکند [۲۲۵]:
| گویش | تکواژ مجهولساز | مثال | منبع |
|---|---|---|---|
| سلیمانی (عراق) | *-ra-/-rê-* | *nûs-râ* (نوشته شد) | [۲۲۵] |
| مکری (ایران) | *-ra-/-rê-* | *nûs-râ* (نوشته شد) | [۲۲۵] |
| اربیل (عراق) | *-ra-/-rê-* | *nûs-râ* (نوشته شد) | [۲۲۵] |
الگوی تحلیلی (با فعل کمکی)
برخی زبانها ساخت صرفی را کنار گذاشته و از ترکیب اسم مفعول + فعل کمکی استفاده میکنند:
| زبان | فعل کمکی | مثال | منبع |
|---|---|---|---|
| فارسی نو | *شدن* (šodan) | *برده شد* | [۲۲۰] |
| کرمانجی | *hatin* (آمدن) | *hat kuştin* (کشته شد) | [۲۲۶] |
| پشتو | *kedəl* (شدن) | *lídəl kedəl* (دیده شد) | [۲۲۷] |
شکاف دادهای مکنزی و پیامدهای آن
محدودهٔ پیکرهٔ مکنزی (۱۹۶۱)
دی. ان. مکنزی در Kurdish Dialect Studies, Vol. I (۱۹۶۱) گویشهای کردی مرکزی را به هفت گروه تقسیم کرد که همگی در عراق قرار داشتند، بهجز مکری (اشنویه، پیرانشهر، بوکان، نقده) که در ایران بود [۲۲۵]:
| گویش | موقعیت | منبع |
|---|---|---|
| سلیمانی | سلیمانیه (عراق) | [۲۲۵] |
| ورماوا | شرق سلیمانیه (عراق) | [۲۲۵] |
| بینگرد | شمالشرق عراق | [۲۲۵] |
| پیژدر | جنوبغرب سلیمانیه (عراق) | [۲۲۵] |
| اربیل | اربیل (عراق) | [۲۲۵] |
| رواندز | شمال عراق | [۲۲۵] |
| خوشناو | نزدیک اربیل (عراق) | [۲۲۵] |
| مکری | اشنویه، پیرانشهر، بوکان، نقده (ایران) | [۲۲۵] |
نکته کلیدی: پیکرهٔ مکنزی هیچ دادهای از سنندج، دیواندره، کامیاران یا مریوان (اردلانی) ندارد [۲۲۸].
پیامدهای روششناختی
- طبقه بندیِ ناقص: تمامی توصیفهای مکنزی از ساخت مجهول سورانی (با *-ra-/-rê-* بر بن گذشته) بر پایهٔ دادههای سلیمانی، اربیل، مکری و رواندز استوار است و هرگز برای اردلانی مستند نشده [۲۲۵].
- تعمیمِ نادرست: طبقهبندیهای بعدی (مانند Matras, ۲۰۱۹؛ Öpengin, ۲۰۱۶) اردلانی را بهعنوان «سورانی جنوبی» در کنار بابانی و جافی قرار دادند، اما این طبقهبندی بر پایهٔ شباهت واژگانی و جغرافیایی است، نه تحلیل صرفیِ مستقیم [۲۲۹][۲۲۸].
- شکاف در منابع: اردلانی بدون بررسی مستقلِ صرف فعل در زیرشاخهٔ سورانی جای گرفت.
مستندات جدید (متولبی و پاشابادی، ۱۴۰۲)
مقالهٔ «صرف فعل در گویش کردی اردلانی (سنندجی)» [۲۲۴] برای نخستینبار بهصورت مستقل به مستندسازیِ صرف فعل اردلانی پرداخت و نشان داد که:
- ساخت مجهول در اردلانی با پسوند -ya- (بر بن مضارع) ساخته میشود، نه *-ra-* بر بن گذشته [۲۲۴].
- این الگو با فارسی باستان، پهلوی و دیگر گویشهای زاگرس همراستاست و با سورانیِ سلیمانی/مکری تفاوت بنیادین دارد [۲۲۴].
مقایسهٔ مستقیم:
| ویژگی | سورانی (سلیمانی/مکری) | اردلانی (سنندج) | منبع |
|---|---|---|---|
| تکواژ مجهول ساز | *-ra- / -rê-* | *-ya-* | [۲۲۵]؛ [۲۲۴] |
| محل اتصال | بن گذشته | بن مضارع | [۲۲۵]؛ [۲۲۴] |
| الگو | نوآورانه (انشعاب مستقل) | محافظهکارانه (حفظ الگوی باستانی) | [۲۲۵]؛ [۲۲۴] |
| نخستین مستندات | مکنزی (۱۹۶۱) | متولبی و پاشابادی (۱۴۰۲) | [۲۲۵]؛ [۲۲۴] |
جدول جامع بر اساس دادههای نوین
| زبان/گویش | شاخه | الگوی مجهول | محل اتصال | منبع مستند |
|---|---|---|---|---|
| فارسی باستان | جنوبغربی | صرفی (*-ya-*) | بن مضارع | [۲۲۰] |
| پهلوی | جنوبغربی | صرفی (*-īh-*) | بن مضارع | [۲۲۰] |
| زازاکی | شمالغربی | صرفی (*-îya-*) | بن مضارع | [۲۲۲] |
| هورامی | شمالغربی | صرفی (*-ya-*) | بن مضارع | [۲۲۳] |
| اردلانی | شمالغربی | صرفی (*-ya-*) | بن مضارع | [۲۲۴] |
| سورانی (سلیمانی، اربیل، مکری، رواندز) | شمالغربی | صرفی (*-ra-/-rê-*) | بن گذشته | [۲۲۵] |
| فارسی نو | جنوبغربی | تحلیلی (*شدن*) | — | [۲۲۰] |
| کرمانجی | شمالغربی | تحلیلی (*hatin*) | — | [۲۲۶] |
| پشتو | شرقی | تحلیلی (*kedəl*) | — | [۲۲۷] |
پیکرهٔ مکنزی (۱۹۶۱) که مبنای طبقهبندی سنتیِ سورانی قرار گرفت، فاقد دادههای صرفی از اردلانی بود [۲۲۵] [۲۲۸]. طبقهبندی اردلانی بهعنوان زیرشاخهای از سورانی بر پایهٔ شباهت واژگانی و جغرافیایی صورت گرفت، نه تحلیل صرفیِ مستقل [۲۲۹] [۲۲۸]. پژوهشهای جدید [۲۲۴] نشان میدهد که اردلانی الگوی کهنِ -ya- بر بن مضارع را حفظ کرده که با سورانیِ مکنزی (با *-ra-* بر بن گذشته) تفاوت بنیادین دارد. بنابراین، طبقهبندیِ سنتیِ اردلانی بهعنوان «سورانی» نیازمند بازنگری بر پایهٔ دادههای صرفیِ مستقیم است [۲۲۴].
ساخت مفعولی در گویشهای کردی
ساخت مفعولی در گویشهای کردی تفاوت چشمگیری میان گویش سورانی و گویشهای دیگر چون اردلانی و کرمانجی دارد. در گویش سورانی، برخلاف اردلانی و کرمانجی، ضمایر مفعولی به صورت متصل صرف نمیشوند و در اغلب موارد، مفعول به شکل اسم یا ضمیر جداگانه در جمله ظاهر میشود. این در حالیست که گویشهای اردلانی و کرمانجی ساخت پیوندی فعلی را حفظ کردهاند و در آنها، فاعل و مفعول هردو میتوانند در قالب واژهبست (ضمیر متصل) به ریشهٔ فعل افزوده شوند.
| ویژگی | سورانی | اردلانی (سنندجی) | کرمانجی |
|---|---|---|---|
| استفاده از ضمایر مفعولی متصل | خیر (محدود یا تثبیتشده) | بله (نظام کامل صرفی) | بله (نظام کامل صرفی) |
| مفعول به صورت مستقل (جدا) | رایج | نادر | نادر |
| مثال: «به تو بدهم» | پێ بیدهم | پیتیبم (پیتی + به + م) | bide-t |
| مثال: «او را دیدم» | من ئهو بینم | دیم (دی + م) | dibîn-im |
| قابلیت جذب فاعل و مفعول در فعل | ندارد | دارد | دارد |
| نوع ساخت غالب | تحلیلی (analytic) | پیوندی / ترکیبی (agglutinative) | پیوندی / ترکیبی (agglutinative) |
| ارگاتیویته در گذشته متعدی | ندارد | دارد | دارد |
در گویش سورانی، افعال متعدی معمولاً بهصورت تحلیلی صرف میشوند. مفعول در این گویش معمولاً بهصورت اسم یا ضمیر جداگانه میآید (مانند: ئهو، تۆ و غیره). شکلهایی مانند «پیتی» یا «زانیاریت» که شبیه به ضمایر متصل هستند، در واقع واژههایی تثبیتشدهاند و به آسانی قابل تجزیه نیستند.[۲۳۰]
در مقابل، در گویش اردلانی، ریشههای فعلی با واژهبستهای مفعولی و فاعلی ترکیب میشوند، مانند: «پیتبم» (به تو بدهم)، «دیم» (من دیدمش)، که بیانگر ساخت کهنتر و ترکیبیتری است.[۲۳۱] گویش کرمانجی نیز از همین الگو پیروی میکند و ساختهای ارگاتیو در افعال گذشتهٔ متعدی بهوضوح حفظ شدهاند.[۲۳۲]
مقایسه گویش اردلانی سنندج و سورانی معیار
| ویژگی | گویش اردلانی سنندج | گویش سورانی معیار | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ضمایر فاعلی | ضمایر فاعلی به صورت متصل با فعل؛ گاهی با پیشوند «ا-»[۲۳۳] | ضمایر فاعلی متصل به فعل و جداگانه نیز میآیند[۲۳۴] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ضمایر مفعولی | ترکیبی، گاهی جدا؛ جایگاه منعطف در فعل[۲۳۵] | جدا یا متصل به فعل؛ معمولاً مفعول به صورت ضمیر متصل[۲۳۶] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ساخت ارگاتیو | ساخت ارگاتیو قوی در افعال گذشته متعدی (مثلاً «ام سند»)[۲۳۷] | ساخت ارگاتیو ندارد؛ صرف گذشته متعدی تحلیلی است[۲۳۸] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع ساخت فعلها | بیشتر ترکیبی-پیوندی؛ صرف فعل کامل و به هم چسبیده[۲۳۹] | ساخت تحلیلی؛ استفاده از فعل کمکی مثل «ده-» و «بێ»[۲۴۰] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشوندهای فعلی | پیشوند «ا-» برای مضارع و استمراری[۲۴۱] | پیشوند «ده-» برای مضارع و استمراری[۲۴۲] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| افعال کمکی | کمتر استفاده میشود؛ بیشتر صرف فعل ساده[۲۴۳] | فعل کمکی رایج برای استمراری و ماضی[۲۴۴] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| صرف فعل «خریدن» | «سندن» با ساخت ارگاتیو (مثلاً «ام سند»)[۲۴۵] | «کڕین» با صرف تحلیلی (مثلاً «من کڕیم»)[۲۴۶] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ساخت جملات استمراری | ترکیبی و غیرتحلیلی (مثلاً «اچم» برای «میروم»)[۲۴۷] | تحلیلی با فعل کمکی (مثلاً «دهروم» برای «میروم»)[۲۴۸]
ساخت دومفعولی در زبانهای ایرانی
در مقابل، گویشهایی مانند سورانی مهاباد–اربیل و کرمانجی به سمت ساختهای فعلمحور تحول یافتهاند [۲۵۱][۲۵۲].
فارسی باستان نمونهٔ ساخت دومفعولی از کتیبهٔ بیستون:
این نظام اسممحور است و نقشها با حالتهای اسمی مشخص میشوند [۲۵۳]. فارسی میانه (پهلوی) نمونهٔ پهلوی:
سامانهٔ پهلوی مستقیماً به کردهای گوران–هورامان و اردلان منتقل شدهاست. ساخت دومفعولی در گویشهای کردی اردلانی سنندجی نمونه:
چنین ساختی نزدیکترین تداوم فارسی باستان و پهلوی است [۲۵۶][۲۵۷]. هورامی/گورانی نمونه:
هورامی ساخت حالتگذاری قدیمی خانوادهٔ ایرانی غربی را حفظ کرده است. سورانی (سلیمانیه) نمونه:
سورانی (مهاباد/اربیل) نمونه:
→ نظام کاملاً فعلمحور [۲۶۱]. کرمانجی نمونه:
→ کرمانجی به سیستم نحوی نوایرانی شرقیگرا نزدیک شده است.
این تحول با تغییرات جمعیتی و زبانی زاگرس نیز همخوان است [۲۶۳]. نظام ارگاتیو در زبانهای کردی و زازاکیارگاتیویته در زبانهای ایرانی: مقایسهٔ پهلوی، اردلانی و کرمانجی ارگاتیو یکی از ساختهای نحوی بنیادین در شاخهٔ زبانهای ایرانی است که در بسیاری از گویشهای کردی و زبانهای میانهٔ ایرانی مشاهده میشود. پژوهشهای زبانشناسی تاریخی نشان میدهد که الگوهای ارگاتیو در دو شاخهٔ اصلی، یعنی ایرانی غربی و ایرانی شرقی، مسیر تحول متفاوتی داشتهاند.[۲۶۴] در شاخهٔ غربی (پهلوی باستان، اردلانی، هورامی، لکی) ارگاتیویته معمولاً اسممحور و مبتنی بر فعل خنثی است، در حالیکه در شاخهٔ شرقی (کرمانجی، پشتو، یغنابی) ارگاتیویته فعلمحور و انطباقی است که در آن فعل با مفعول تطبیق مییابد.[۲۶۵] ارگاتیویته در شاخهٔ غربیدر ساختهای گذشتهٔ متعدی در شاخهٔ غربی، فاعل در حالت ارگاتیو قرار میگیرد و فعل بهصورت اسم مفعول یا ساختی خنثی بدون شناسهٔ شخصی ظاهر میشود.[۲۶۶] مثال پهلوی:
مثال اردلانی:
ویژگیهای این ساختها عبارتند از:
این ساخت بازماندهٔ مستقیم نظام پهلوی است.[۲۶۷] ارگاتیویته در شاخهٔ شرقیدر کردی کرمانجی ساخت گذشتهٔ متعدی معمولاً فعلمحور است. فاعل در حالت ارگاتیو میآید و فعل با مفعول از نظر شخص و شمار تطبیق دارد.[۲۶۸] مثال کرمانجی:
ویژگیهای این ساخت عبارتند از:
Haig (2008) این ویژگی را بازماندهٔ نظام فعلمحور در شاخهٔ شرقی زبانهای ایرانی میداند که از ساختهای صرفی هندوایرانی باستانی سرچشمه گرفته است. تفاوت ساختی و منشأ تاریخی
تحقیقات تاریخی نشان میدهند که ارگاتیویتهٔ اسممحور در شاخهٔ غربی احتمالاً تحت تأثیر تماس با زبان عیلامی شکل گرفته است. در زبان عیلامی نیز فعل در جملههای گذشته بهصورت خنثی و اسممحور ظاهر میشود و از شناسهٔ شخصی بیبهره است. این ساخت در پهلوی و سپس در اردلانی تداوم یافته است.[۲۶۹] مسیر تاریخی تحول ارگاتیویته
ارگاتیویته در زبانهای ایرانی دو منشأ مستقل ولی مرتبط دارد:
در نتیجه، پهلوی و اردلانی الگوی اسممحور با فعل خنثی را حفظ کردهاند، در حالی که کرمانجی و پشتو نظام فعلمحور و انطباقی خود را از سنتهای هندوایرانی شرقی به ارث بردهاند. زبان شناسان با توجه به ویژگیهای صرفی، ترکیب فعل-ضمیر، زمان و وجه، یا تمرکز روی گروه اسمی زبانها ارگاتیو را دستهبندی میکنند
دستهبندیهای روشهای ارگاتیو در زبانهای کردی ۱. ارگاتیو سنتتیک (Synthetic Ergative) ضمیر فاعلی در زمان گذشته به بن فعل میچسبد و یک واحد دستوری را تشکیل میدهد. فعل معمولاً صرف نمیشود و سوم شخص مفرد خنثی باقی میماند. نمونه: اردلانی، هورامی، زازایی. McKenzie (1966)، Dixon (1994) ۲. ارگاتیو تحلیلی (Analytic Ergative) فعل صرف میشود و عامل (فاعل) و مفعول معمولاً با کمک فعل کمکی یا واژهبست مشخص میشوند. نمونه: هورامی در ساختهای استمراری یا وجهی. ۳. ارگاتیو تطبیقی / غیرتطبیقی (Split vs Non-Split Ergative) تطبیقی (Split): ارگاتیو فقط در برخی زمانها، وجهها یا نوع فعل ظاهر میشود (مثلاً گذشته متعدی). غیرتطبیقی (Non-Split): ارگاتیو همیشه فعال است در همه شرایط. نمونه: کرمانجی و پشتو Split، اردلانی گذشته متعدی Non-Split. Dixon (1994)، Mithun (1999). ۴. ارگاتیو اسممحور / فعلمحور (Nominal-Centered vs Verb-Centered) اسممحور: ارگاتیو روی گروه اسمی اثر میگذارد و ساخت دستوری بر فاعل متمرکز است. فعلمحور: ارگاتیو بیشتر روی فعل اثر دارد و ترکیب فعل و ضمیر اهمیت دارد. نمونه: اردلانی و هورامی اسممحور، بعضی کرمانجی و زازایی فعلمحور. مطالعات تطبیقی زبانهای ایرانی نظام ارگاتیو ایرانی غربی در برابر نظام ارگاتیو ایرانی شرقی دیدگاه زبانشناسان بر این است که سیستم ارگاتیو در گویشهای کردی به دو شاخه اصلی تقسیم میشود که با مسیرهای تاریخی متفاوتی تکامل یافتهاند: الف) ارگاتیو سنتزایی: (ترکیبی) در شاخه ایرانی غربی در گویشهای. کردی مانند اردلانی، به دلیل موقعیت جغرافیاییشان در غرب زاگرس تحت تأثیر مستقیم پهلوی (فارسی میانه) قرار داشتهاند. این گویشها ساختار ارگاتیو را حفظ کردهاند که در آن فعل خنثی و بدون تطابق با فاعل است. این ویژگی، یک ویژگی محافظهکارانه از زبانهای ایرانی غربی است. ارگاتیو اردلانی (سنندجی) به صورت سنتزایی (synthetic) است: فاعل متعدی به صورت clitic مستقیم به مفعول میچسبد (-m / -me / -om) و مفعول در حالت absolutive قرار دارد. فعل گذشته همیشه خنثی (neuter 3rd person) صرف میشود و با فاعل توافق ندارد. این ساختار مستقیم از پهلوی ساسانی به ارث رسیده و محافظهکارانه و غربی است، برخلاف کرمانجی یا سورانی که ارگاتیو آنها تحلیلی و تحت تأثیر زبانهای سکایی/شرقی مانند پشتو و بلوچی بوده است. مثال: «من ئو کتیومه خویند» = «من آن کتاب را خواندم». ب) ارگاتیو تحلیلی شرقی (تحت تأثیر ایرانی شرقی) گویشهایی مانند کرمانجی و سورانی (مهاباد و اربیل) تحت تأثیر نوآوریهای زبانی از شاخهٔ ایرانی شرقی، به ویژه ویژگیهایی مشابه پشتو و سکایی، سیستم ارگاتیو را به شکل تحلیلی توسعه دادهاند: فاعل و مفعول معمولاً با postposition یا marker جداگانه مشخص میشوند (مثلاً ji = توسط/از). فعل با تطابق شخصی یا با فعل کمکی برای passive صرف میشود. کرمانجی: «Ew kitêb ji min xwend» «آن کتاب توسط من خوانده شد». در این گویشها، ارگاتیو سنتزایی(ترکیبی) که در غرب زاگرس باقی مانده بود، به سیستم تحلیلی و تماسپذیر تبدیل شده است.
تحلیل و توضیحات جدول بالا ارگاتیو زبانهای کردی: اردلانی (ایرانی غربی): از ساخت سنتزایی (ترکیبی) استفاده میکند، که در آن کلیتیکها (clitics) به همراه افعال خنثی (neuter) به کار میروند. این نشاندهنده ساختاری پیچیدهتر و وابسته به ترکیب واژگان است. کرمانجی/سورانی (ایرانی شرقی): از ساخت تحلیلی استفاده میکند، که در آن نشانهها (markers) یا پیشوندها/پسوندها با افعال تطابقی ترکیب میشوند. این ساختار سادهتر و مبتنی بر روابط صریحتر است. تطابق فعل: گویشاردلانی (غربی): افعال معمولاً بهصورت خنثی/غیرشخصی (impersonal) هستند، که نشاندهنده وابستگی کمتر به فاعل یا مفعول در جمله است. گویش هایکرمانجی/سورانی (شرقی): تطابق شخصی (personal agreement) یا استفاده از حالت مجهول تحلیلی (analytical passive) دیده میشود، که نشاندهنده تأثیر زبانهای شرقیتر است. ریشه تاریخی: اردلانی (غربی): به پهلوی ساسانی (زبانهای ایرانی میانه غربی) مرتبط است، که نشاندهنده پیوند با زبانهای پارسی میانه و فرهنگ ساسانیان در غرب ایران است. کرمانجی/سورانی (شرقی): علاوه بر تأثیرات غربی، تحت تأثیر زبانهای شرقی ایرانی (مانند سکایی و پشتو) قرار دارد؛ زیرا زبانهای شرقی ایرانی (مانند سکایی) احتمالاً از طریق مهاجرتهای اقوام سکایی به مناطق آدیابن (شامل اربیل)و شمال عراق در گذشته مرتبط باشد. مثال اردلانی: «من ئو کتیومه خویند» (من آن کتاب را خواندم)، که ساختار سنتزایی و استفاده از کلیتیک را نشان میدهد. کرمانجی/سورانی: «Ew kitêb ji min xwend» (آن کتاب توسط من خوانده شد)، که ساخت تحلیلی با پسوند و تطابق را نشان میدهد. این تقسیمبندی ارگاتیو در زمان گذشته نشان میدهد که زبان ترکیبی از میراث ایرانی غربی و نوآوریهای تحت تأثیر ایرانی شرقی است، با تفاوتهای آشکار بین گویشهای غربی محافظهکار و شرقی تحلیلی است. مقایسهٔ نظام ارگاتیو در کردی، پهلوی، بلوچی و پشتو
کرمانجی و سورانی در نشان دادن ارگاتیویته با زبانهای ایرانی شرقی مانند بلوچی و پشتو پیوند دارند.[۲۷۷] سورانی با این حال در مسیر تضعیف ارگاتیویته و نزدیک شدن به نظام فاعلی است.[۲۷۸] در مقابل، اردلانی شباهت آشکاری با پهلوی (فارسی میانه) دارد و ادامهٔ سنت ایرانی غربی بهشمار میرود.[۲۷۹] این مقایسه نشان میدهد که کردی در میانهٔ دو شاخهٔ اصلی زبانهای ایرانی قرار گرفته و به نوعی «پل» میان نظامهای ارگاتیو شرقی و شبهارگاتیو غربی است. ارگاتیو در گویش اردلانی بر اساس پژوهشهای زبانشناسی تاریخی، گویش اردلانی (سنندجی) در میان گویشهای کردی جایگاه ویژهای دارد، زیرا بخشی از نظام ارگاتیو زبانهای ایرانی میانه، بهویژه پهلوی (فارسی میانه)، را حفظ کرده است. دیدگاه زبانشناسان در مورد زبان اردلانی
زبانشناسان اتفاقنظر دارند که ارگاتیو اردلانی به پهلوی نزدیک است چون بقایای سیستم ارگاتیو میانه ایرانی (خنثی بودن فعل، فاعل مستقل) را حفظ کرده و نشاندهنده تکامل غربی کردی اردلانی در مقابل گویشهای شرقیتر (مثل کرمانجی) است. اردلانی به دلیل موقعیت جغرافیاییاش (در غرب کردستان) به شاخه غربی ایرانی (پهلوی) نزدیکتر مانده و کمتر تحت تأثیر نوآوریهای شرقی (مثل پشتو یا پارتی و سکایی) قرار گرفته و ریشه غربیاش (از پهلوی) را حفظ کرده است. نمونهٔ ساخت ارگاتیو اردلانی
این ساخت در کردی سورانی معیار (بهویژه عراق) تقریباً از میان رفته و بیشتر در اردلانی سنندجی و برخی مناطق کردنشین باقی مانده است.
مقایسه زازایی، اردلانی، پهلوی، و سومری (بر اساس مثالهای ارگاتیو واقعی) برای مقایسه این زبانها و گویشها، تمرکز بر ارگاتیویته واقعی و مثالهای مستند است.
همه این زبانها نوعی نظام ارگاتیو-فاعلی دارند. زازایی و اردلانی: اسممحور، با ریشه در ایرانی میانه، نزدیک به پهلوی. پهلوی: اسممحور و کهن، نیای فارسی نو. سومری: ایزوله، بسیار باستانی، اما اسممحور مشابه پهلوی. هورامی: ترکیبی (اسممحور + فعلمحور)، ضعیفتر از اردلانی. کرمانجی: شمالی → بیشتر فعلمحور (مانند پشتو و بلوچی)؛ شرقی → نزدیکتر به پهلوی و اردلانی. سورانی: ارگاتیویته ضعیف یا فروپاشیده، در استاندارد تقریباً بیارگاتیو. نتیجه: اسممحوری ویژگی کهن است؛ در پهلوی، سومری، زازایی و اردلانی بهتر حفظ شده و در هورامی نیمهحفظ شده، اما در کرمانجی و سورانی بهسوی فعلمحوری و فروپاشی رفته است. مقایسه با زبانهای جدول: زازایی و اردلانی: مانند پهلوی و سومری، اسممحور هستند. کرمانجی: فعلمحورتر، متفاوت از پهلوی و سومری. مشابه زبانهای شرقی مانند زبان پشتو و زبان بلوچی سورانی: محاوره ای مهاباد ارگاتیویته ضعیف، فروپاشیده فعل محور (ایرانی شرقی) سورانی استاندارد ارگاتیو ندارد برخلاف پهلوی و سومری. هورامی: ترکیبی از ارگاتیویته اسمی و فعلی، مشابه سومری و ضعیف تر از اردلانی میباشد دارای ارگاتیو اسم محور و فعل محور اصالت: اسممحوری در پهلوی و سومری نشاندهنده ویژگی کهن است، که در زازایی، اردلانی، و تا حدی هورامی حفظ شده است.[۲۸۸][۲۸۹][۲۹۰][۲۹۱][۲۹۲][۲۹۳][۲۹۴][۲۹۵] نظام ارگاتیو یکی از ساختارهای دستوری مهم در زبانهای ایرانی است که تفاوتهای کلیدی میان گویشهای مختلف کردی را آشکار میکند. این تفاوتها نشاندهنده مسیرهای تکاملی متفاوت این زبانها هستند. نظام ارگاتیو در گویشهای کردی و پهلوی ارگاتیو یک ساختار دستوری باستانی است که در زبانهای ایرانی وجود داشته و نحوهٔ کارکرد آن در گویشهای مختلف کردی، ریشهٔ تاریخی آنها را آشکار میکند. سیستم ارگاتیو در پهلوی و چهار گویش کردی مدلهای متفاوتی از این پدیده را نشان میدهد. در پهلوی، نظام ارگاتیو اسم محور بود. در گذشتهٔ افعال متعدی، فعل ثابت و بدون تطابق با فاعل یا مفعول باقی میماند. فاعل با یک حالت دستوری ویژه مشخص میشد و مفعول نقش برجسته داشت. این نظام، بازماندهای از زبانهای ایرانی باستان بود و به تدریج ساده میشد. kē buxtagīft až andar kišt ahād .. Skjærvø, 2009b: ۲۳۵) » هر که تخم رستگاری در درون او کِشته شده باشد … «[۲۹۶] گویش اردلانی محافظهکارترین گویش کردی مرکزی در حفظ ساختار پهلوی است. نظام ارگاتیو در اردلانی نیز غیرتطبیقی است و فعل با هیچیک از فاعل یا مفعول تطابق نمیکند. فاعل با ضمیر متصل ارگاتیو مشخص میشود. مثال: تو غرق مو کرد→ «تو من را غرق کردی». (تو) فاعل را نشان میدهد، و فعل کرد ثابت باقی میماند و با مفعول مو (من) تطابق ندارد.[۲۹۷] نظام ارگاتیو کرمانجی شکافدار است؛ یعنی ارگاتیو فقط در زمان گذشته فعال است. در بعضی گویشها در ایران و ارمنستان کرمانجی ارگاتیو اسم محور دارد در ساختار، ارگاتیو فعل محور فعل با مفعول مطابقت میکند و فاعل در حالت مایل (Oblique case) قرار میگیرد. مثال: من سیوه که دیت → «من سیب را دیدم». فاعل در حالت مایل است و فعل دیت با مفعول سیوه مطابقت دارد.[۲۹۸] سورانی دارای سیستم ارگاتیو در حال فروپاشی است. گاهی فعل با مفعول مطابقت میکند، ولی در حالتهای دیگر ثابت میماند. برخی لهجهها مانند مهاباد تقریباً ارگاتیو ندارند و تحت تأثیر فارسی قرار گرفتهاند. مثال: زهر ماری پی خواردم → «تو زهر مار را به من خورانیدی».[۲۹۹] هورامی نیز مانند زازایی دارای سیستم ارگاتیو اسم محور است و در بعضی گویشها ارگاتیو از بین رفته است. فعل با مفعول مطابقت میکند و ساختار بسیار کهنی دارد که ریشه در زبانهای ایرانی باستان مانند ماد دارد.[۳۰۰] ارگاتیو تطبیقی فعل با مفعول چگونه کار میکند؟ در یک نظام ارگاتیو تطبیقی، بهویژه در زمان گذشته افعال متعدی (افعالی که مفعول دارند)، قوانین زیر مشاهده میشود: فاعل (انجامدهندهٔ کار) در یک حالت دستوری خاص، معمولاً حالت مایل (oblique) ظاهر میشود. فعل با مفعول (پذیرندهٔ کار) از نظر شخص و شمار تطابق پیدا میکند. این نظام از نظر ساختاری با نظام ارگاتیو غیرتطبیقی متفاوت است، همانند آنچه در زبان پهلوی یا کردی اردلانی دیده میشود، که در آن فعل گذشتهٔ متعدی به فاعل و مفعول تطابق ندارد. ۱. کردی کرمانجی کرمانجی نمونهای بارز از ارگاتیو تطبیقی شکافدار است؛ یعنی ارگاتیو فقط در زمان گذشته ظاهر میشود و در حال و آینده این ساخت وجود ندارد. در زمان گذشته، فعل با مفعول تطابق میکند. البته در ایران و ارمنستان گویش کرمانجی ارگاتیو اسم محور دارد مثال: Min ew dît. – «من او را دیدم.» تحلیل: Min (من) فاعل در حالت مایل است و فعل dît (دید) با ew (او، مفعول) از نظر شمار و جنسیت مطابقت دارد. اگر مفعول جمع بود، شکل فعل نیز تغییر میکرد. ۲. بلوچی بلوچی نیز نظامی مشابه دارد: ارگاتیو در زمان گذشته شکافدار و تطبیقی است. مثال: Man čakar did. – «من گوسفند را دیدم.» تحلیل: Man (من) فاعل در حالت مایل است و فعل did (دید) با čakar (گوسفند، مفعول) تطابق دارد. ۳. سغدی زبان سغدی، یکی از زبانهای ایرانی شرقی باستانی، نیز همین ساختار را داشت. در گذشته، فاعل به صورت حالت مایل ظاهر میشد و فعل با مفعول از نظر شخص و شمار تطابق داشت. این شباهت در سغدی با زبانهای کرمانجی و بلوچی نشاندهنده ریشه زبانی مشترک در شاخهٔ ایرانی شرقی است؛ بنابراین، این سه زبان با وجود فاصلهٔ زمانی و مکانی، از نظر دستوری به هم نزدیکترند تا به زبانهایی مانند پهلوی و کردی اردلانی و هورامی که نظام گذشتهٔ متعدی آنها ارگاتیو اسم محور است. این تفاوتها نشان میدهند که گویشهای کردی، به یک شاخه زبانهای ایرانی یعنی پهلوی مرتبط هستند «تو من را در گریه غرق کردی» در جدول زیر یک نمونهٔ مقایسهای میان کردی سورانی و گویش اردلانی (سنندجی) آمده است که از نظر صرف و نحو تفاوتهای معناداری نشان میدهد. این نوع مثالها در توصیفهای گویششناختیِ کردی توسط زبانشناسانی همچون مککنزی[۳۰۱] و پژوهشهای جدیدتر دربارهٔ ارگاتیویته در کردی[۳۰۲][۳۰۳] بررسی شدهاند.
سورانی: جمله: نوقمت کردوم له گریانیش آوانویسی تقریبی: noqəm-t kərd-um le geryan-îş تحلیل ساختی: noqəm-t = «غرقمـت» → ضمیر مفعولی متصل (-t) برای «تو»، مفعول برجسته. kərd-um = «کردم» → فعل + شناسهٔ فاعلی (-um) برای فاعل مستتر («من»). فاعل («تو») مستتر است و جمله با ضمیر متصل روی فعل مفهوم پیدا میکند. ویژگی: ساخت غیرارگاتیو / شبه ارگاتیو؛ فاعل مستتر است، مفعول روی فعل برجسته. اردلانی/سنندجی: جمله: تو له گریان نوقم مو کیرد تحلیل ساختی: تو = فاعل صریح و لازم، نمیتواند حذف شود. له گریان = «در گریه» → متمم مکانی / حالتی. نوقم مو کیرد = فعل + شناسهٔ مفعولی (مو) برای مفعول («من»). ویژگی: ساخت ارگاتیو؛ شناسهٔ فاعل روی فعل ظاهر نمیشود، تأکید نحوی روی مفعول است، فاعل باید حضور داشته باشد یا مستتر باشد، و ساخت به نحوی بازمانده از فارسی میانه و پهلوی است. تفاوت میان این دو گونه نشاندهندهٔ گرایش سورانی به الگوی مفعولی-فاعلی (nominative–accusative) و حفظ برخی ساختهای ارگاتیو در اردلانی است. این پدیده در زبانشناسی تاریخی کردی اهمیت ویژهای دارد و با تحول افعال متعدی گذشته از دورهٔ فارسی میانه به کردی مرتبط دانسته میشود.[۳۰۶]
توضیحات جدول ارگاتیو واقعی: فعل گذشته متعدی دارای نشانهٔ فاعل مستقل و مفعول روی فعل، مشابه ساختهای قدیمی فارسی میانه و پهلوی. ارگاتیو محدود/ترکیبی: بعضی جملات با فاعل سوم شخص یا مفعول ترکیبی نشاندهندهٔ ارگاتیو نسبی، نه مطلق. مطابقه محدود: فعل با ضمایر منفصل یا حرف اضافه مطابقت دارد، اما ارگاتیو سیستماتیک وجود ندارد. فاقد ارگاتیو واقعی: فعل هیچ مطابقتی با فاعل یا مفعول ندارد و تنها تطابقهای آوایی و ضمایر منفصل ممکن است دیده شود. مقایسه ساخت گذشتهٔ متعدی: اردلانی، سورانی و پهلوی
ارگاتیو در علم زبانشناسی در علم زبانشناسی، ارگاتیویته (ergativity) بهعنوان یه سیستم گرامری تعریف میشود که در ان، فاعل (subject) افعال متعدی (transitive verbs) در حالت ارگاتیو (غیرمستقیم) علامتگذاری میشود، در حالی که مفعول (object) افعال متعدی و فاعل افعال غیرمتعدی (intransitive verbs) در حالت ابسولوتیو (مستقیم) قرار میگیرند. این در تضاد با سیستم نومیناتیو-اکوزاتیو (مثل فارسی نو)، که فاعل متعدی و غیرمتعدی هر دو در حالت نومیناتیو و مفعول در حالت اکوزاتیو قرار دار. زبانشناسانی (مثل دیکسون در کتاب Ergativity، ۱۹۹۴) ارگاتیو رو به چند نوع تقسیم میکنند: ارگاتیو کامل: وقتی تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو در همه زمانها و ساختارها حفظ میشود (مثل زبان باسک یا برخی زبانهای قفقازی). ارگاتیو شکافدار (Split Ergativity): وقتی ارگاتیویته فقط در شرایط خاصی (مثل زمان گذشته یا با ضمایر خاص) دیده میشود (مثل کردی اردلانی و پهلوی). شبهارگاتیو: وقتی سیستم مخلوطی از ارگاتیویته و نومیناتیو-اکوزاتیو باشد (مثل سورانی مهابادی). ارگاتیویته در علم زبانشناسی معمولاً از طریق علامتگذاری کسری (case marking)، توافق فعلی (verb agreement) یا ترتیب واژهها (word order) تحلیل میشود. ارگاتیو در گویش سورانی (مهابادی) در گویش سورانی، بهویژه مهابادی، ارگاتیویته بهصورت یه سیستم شکافدار (split ergative) تطبیقی و شبهارگاتیو ظاهر میشود، که بیشتر در زمان گذشته افعال متعدی دیده میشود. در جمله نمونهای awǎn bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im («آنها من را بردند و کتک زدند») علامتگذاری کسری: فاعل (awǎn «آنها») در حالت ارگاتیو قرار دارد و با ضمیر متصل -yǎn روی فعل مشخص میشود. مفعول (-im «من») هم بهصورت ضمیر متصل به فعل (bird و dǎ) ظاهر میشود و در حالت ابسولوتیو است. این نشان میدهد که علامتگذاری کسری در سورانی بیشتر از طریق ضمایر متصل به فعل (نه اسمهای جداگانه) انجام میشود، که این یه ویژگی شبهارگاتیوه میباشد. توافق فعلی: فعل (bird و dǎ) با هر دو ضمیر فاعلی (-yǎn برای «آنها») و مفعولی (-im برای «من») توافق دارد. این با ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی یا پهلوی) متفاوت است، چون در ارگاتیویته کلاسیک، فعل معمولاً فقط با مفعول یا فقط با فاعل توافق دارد؛ مثلاً: در اردلانی (awan menyan bird u lem yan da): فعل فقط با مفعول (-yan) توافق داره. در پهلوی (u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird): فعل فقط با فاعل (u-n) توافق دارد. توافق دوگانه (فاعل و مفعول) در سورانی نشاندهنده یه سیستم مختلطه که از ارگاتیویته خالص فاصله گرفته است. ترتیب واژهها: ترتیب واژهها در سورانی معمولاً SOV (فاعل-مفعول-فعل) یا گاهی VOS (فعل-مفعول-فاعل) در گفتار غیررسمی میباشد. این انعطاف در ترتیب واژهها هم نشان میدهد که سورانی کمتر به ساختار ارگاتیویته کلاسیک وابسته است. اشاره در علم زبانشناسی به ارگاتیو سورانی در علم زبانشناسی (حسنیپور، ۱۹۹۲ یا مککنزی، ۱۹۶۶ که)، ارگاتیو سورانی بهعنوان یه سیستم شکافدار و شبهارگاتیو توصیف شده است. دلایلی که زبانشناسان اینطور بهش اشاره کردهاند: شکافداری (Split Ergativity): ارگاتیویته در سورانی فقط در زمان گذشته افعال متعدی دیده میشود. در زمان حال یا آینده، سورانی به سیستم نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل میشود (مثل فارسی نو). مثلاً در زمان حال: ew min dibinin («آنها من را میبینند»)، فاعل و مفعول به شیوه نومیناتیو-اکوزاتیو علامتگذاری میشن، نه ارگاتیو-ابسولوتیو. شبهارگاتیویته است: حضور همزمان ضمایر فاعلی (-yǎn) و مفعولی (-im) روی فعل در جملاتی مثل bird-yǎn-im نشان میدهد که سورانی از ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی) فاصله گرفته است. زبانشناسان (مثل حسنیپور) این رو یه سیستم مختلط میدانند، چون ویژگیهای ارگاتیویته (مثل برجستگی مفعول با -im) با ویژگیهای نومیناتیو-اکوزاتیو (مثل حضور ضمیر فاعلی -yǎn) ترکیب شدند. فروپاشی ارگاتیویته در گویش مکریانی برخی زبانشناسان (مثل مککنزی) اشاره کردهاند که ارگاتیویته در سورانی (از جمله مهابادی) به دلیل تأثیر زبانهای غیرارگاتیو (مثل فارسی نو و عربی) و سادهسازی گرامری در گفتار روزمره، در حال ضعیف شدن یا فروپاشی تدریجی است. این فروپاشی به این معنی است که تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو کمرنگتر شده و سیستم به سمت نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل شده است. مقایسه با اردلانی و پهلوی اردلانی (سنندجی): awan menyan bird u lem yan da ارگاتیویته کلاسیک و قوی (اسممحور و عاملمحور). فعل فقط با مفعول توافق دارد (-yan در yan da) و فاعل (awan) هیچ نشانهای روی فعل نداره. زبانشناسان (مثل مککنزی، ۱۹۶۶) این رو یه نمونه بارز ارگاتیویته کامل میدانند. پهلوی (فارسی میانه): u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird ارگاتیویته کلاسیک و قوی (اسممحور). فعل فقط با فاعل توافق دارد (kird با u-n) و مفعول (valeriyānos kēsar) بهصورت جداگانه و بدون ضمیر متصل میآید. زبانشناسان این رو هم یه نمونه قوی ارگاتیویته میدانند. سورانی (مهابادی): awǎn bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im ارگاتیویته شکافدار و شبهارگاتیو (فعلمحور و تا حدی اسممحور) میباشد. فعل با هر دو فاعل (-yǎn) و مفعول (-im) توافق دارد که این نشاندهنده یه سیستم مختلط است که ریشه شرقی دارد. زبانشناسان (مثل حسنیپور، ۱۹۹۲) این رو بهعنوان یه سیستم در حال انتقال به نومیناتیو-اکوزاتیو توصیف کردهاند. در علم زبانشناسی، ارگاتیو در سورانی (از جمله مهابادی) بهعنوان یه سیستم شکافدار و شبهارگاتیو توصیف شده، که: در زمان گذشته افعال متعدی دیده میشود، اما در زمان حال یا گفتار غیررسمی به نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل میشود. حضور همزمان ضمایر فاعلی (-yǎn) و مفعولی (-im) روی فعل نشوندهنده یه سیستم مختلطه که از ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی یا پهلوی) فاصله گرفته است. این ویژگیها باعث شده که زبانشناسان ارگاتیویته سورانی رو «ضعیف» یا «در حال فروپاشی» بدانند، چون تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو کمرنگ شده و سیستم به سمت نومیناتیو-اکوزاتیو حرکت کرده است. در زبان کردی سورانی، فعل میتواند همزمان ضمیر فاعلی و مفعولی را در قالب پسوندهای صرفی حمل کند. این ویژگی موجب میشود که جمله تنها با فعل صرفشده کامل گردد و نیازی به ذکر صریح فاعل و مفعول نباشد. این ساخت شباهت چشمگیری به زبان عربی کلاسیک دارد که در آن نیز ضمایر فاعلی و مفعولی به فعل متصل میشوند. مقایسه نمونهها: کردی اردلانی (سنندجی): awan menyan bird lem yan da «آنها من را بردند و زدند» awan («آنها») = فاعل صریح menyan / lem = ضمیر مفعولی جدا bird / yan da = فعل مرکب فعل بهتنهایی جمله کامل نیست؛ فاعل و مفعول باید جداگانه ذکر شوند.[۳۱۳][۳۱۴] کردی سورانی (مهاباد، اربیل، سلیمانیه): bird-yān-im / dā-yān-im «آنها من را بردند / زدند» -yān = ضمیر فاعلی جمع («آنها») -im = ضمیر مفعولی («من») فعل هم فاعل و هم مفعول را حمل میکند و جمله میتواند بدون ذکر گروه اسمی مستقل کامل باشد.[۳۱۵] عربی کلاسیک: ḍarabū-nī (ضَرَبُونی) «آنها من را زدند» -ū = ضمیر فاعلی جمع («آنها») -nī = ضمیر مفعولی («من») فعل صرفشده همراه با ضمایر متصل بهتنهایی جمله کامل میسازد.[۳۱۶] بهطور خلاصه: - سورانی مثل عربی کلاسیک → فعلمحور، ضمیرمحور؛ یعنی فعل بهتنهایی میتواند جمله کامل باشد. که ترکیبی از سیستم فعلی عربی و ارگاتیو تطبیقی مفعول با فعل دیده میشود. - اردلانی سنندجی مثل پهلوی → بیشتر اسممحور / گروهمحور؛ یعنی فاعل و مفعول باید بهصورت مستقل هم بیان شوند (مانند «ئهوان منیان برد»). همین نکته است که سبب شده زبانشناسانی چون حسنپور (۱۹۹۲) تأکید کنند سورانی در مسیر «سادهسازی و فعلمحوری» مانند عربی کلاسیک پیش رفته است در حالی که اردلانی سنندجی ساخت «ترکیبی و ارگاتیو» پهلوی را بهتر حفظ کرده است. اردلانی سنندجی "awan menyan bird lem yan da" («آنها من را بردند و مرا زدند») (awǎn) bird-yǎn-im u … i.le- yǎn dǎ-im" گویش مهابادی ۱. اردلانی سنندجی جمله: awan menyan bird lem yan da = «آنها من را بردند و مرا زدند.» awan = آنها (فاعل معنایی / عامل) menyan = من + یان (ضمیر مفعولی متصل به "من") → مفعول دستوری روی فعل میآید bird = برد (فعل سومشخص مفرد، گذشته) lem yan da = از من زدند (کتک زدند) 🔹 در اینجا فعل اصلی («برد») سومشخص مفرد صرف شده است، ولی مفعول (من) با -yan روی فعل چسبیده. این نشاندهنده ساخت ارگاتیو است، چون: فاعل جمله (awan) به صورت جداگانه میآید، اما فعل شناسهٔ شخصی مطابق با فاعل ندارد. شناسه فعل در واقع به مفعول میچسبد (men-yan → من + شناسه). این همان الگویی است که مکنزی و دیگران برای افعال متعدی گذشته در کردی اردلانی توضیح دادهاند. ۲. مهابادی / سورانی جمله: (awǎn) bird-yǎn-im u … i.le- yǎn dǎ-im = «آنها من را بردند و من را زدند.» awan = آنها (فاعل) bird-yān-im = برد-یان-م → فعل + شناسه جمع سومشخص برای فاعل + ضمیر مفعولی «م» (من) le-yān da-im = زدند-م → همان ساخت بالا 🔹 در سورانی/مهابادی: گویش سورانی (مهاباد، سلیمانیه) به سوی ساخت فعلمحور حرکت کرده و دارای یک ارگاتیو شبهکامل است. در این گویش، فعل میتواند ضمایر فاعل و مفعول را روی خود جای دهد و به همین دلیل جمله میتواند به شکل فشرده ترکیبی دربیاید. نمونهٔ روشن آن، جملهٔ «ئهوان منیان برد» است که به صورت «بردیانم» تبدیل میشود؛ در این مثال، چندین نقش دستوری (فاعل، مفعول و فعل) در یک واژه فشرده شدهاند. این روند، برخلاف مسیر طبیعی اکثر زبانها که معمولاً از ترکیب به تحلیل حرکت میکنند، در سورانی به شکل معکوس یعنی از تحلیل به ترکیب مشاهده میشود. این استثنا قویترین دلیل برای تأثیر یک زبان خارجی، به ویژه عربی کلاسیک، بر ساختار ترکیبی سورانی است. زبان عربی کلاسیک ساختهای ضمیری روی فعل را رایج دارد و سورانی این ویژگی را از آن وام گرفته است. در نتیجه، تغییرات ساختاری در سورانی نشان میدهد که این گویش تحت تأثیر تماس زبانی با عربی، از مسیر سادهسازی دستوری و تحلیل صرفی، به سمت فشردهسازی نقشهای دستوری در یک واژه ترکیبی حرکت کرده است، بدون آنکه ساختهای ترکیبی کهن خود را کاملاً از دست داده باشد. فعل متعدی گذشته شناسهٔ فاعلی (یان) را میگیرد، ولی همزمان ضمیر مفعولی نیز به فعل میچسبد (im). در نتیجه بهظاهر هم فاعل و هم مفعول روی فعل نمایاناند. برخی زبانشناسان این را نه ارگاتیو کامل بلکه یک سیستم مختلط / شبهارگاتیو میدانند، چون شناسه فاعل حذف نشده، بلکه کنار شناسه مفعول آمده است. ارگاتیو در کردی مرکزی مقایسهٔ نظام ارگاتیو غیرتطبیقی در پهلوی و کردی اردلانی در زبانهای ایرانی غربی
ویژگیهای کلیدی ارگاتیو اسم محور این نظام که در پهلوی و اردلانی دیده میشود، یک نظام محافظهکار است که در آن فعل همیشه سوم شخص مفرد باقی میماند:
این دو زبان نمونههایی از یک فرایند دستوری مشترکاند که در آن جایگاه فاعل و مفعول در جمله اهمیت بیشتری از صرف فعل پیدا میکند. ارگاتیو در گویشهای دیگر کردی گویش سورانی اربیل سلیمانیه و مهاباد دارای ارگاتیو فرسایشی از نوع تطبیقی هستند که ریشه ایرانی شرقی دارند مقایسهٔ نظام ارگاتیو تطبیقی در زبانهای ایرانی شرقی و هندی
در شاخهٔ زبانهای ایرانی شرقی، چند زبان دارای یک نظام ارگاتیو کاملاً تثبیتشده و پایدار هستند:
برخلاف برخی گویشها مانند گویش سورانی که نظام ارگاتیو تطبیق فعل با مفعول داشته و هماکنون فرسایش یافته و در حال گذار است، در زبانهایی مانند پشتو و بلوچی این نظام کاملاً تثبیت شده است. مطالعات بر روی ارگاتیو و خاستگاه زبان در زبانشناسی تاریخی، نظام ارگاتیو به عنوان ابزاری حیاتی برای شناسایی و ردیابی خاستگاه و ریشههای باستانی زبانها شناخته میشود. بر خلاف واژگان که به راحتی از زبانی به زبان دیگر وام گرفته میشوند، ساختارهای دستوری مانند ارگاتیو در برابر تغییرات بسیار مقاوم هستند و مانند یک «نشانگر ژنتیکی» عمل میکنند. پژوهشگران از نظام ارگاتیو برای کشف روابط عمیق و کهن میان زبانها استفاده میکنند. وجود یک نظام ارگاتیو مشترک در دو زبان، قویترین دلیل برای اثبات ریشهٔ مشترک آنها است، حتی اگر در طول هزاران سال از هم جدا شده باشند.[۳۱۹] مطالعات تطبیقی در شاخههای مختلف زبانهای ایرانی و زبانهای هندوآریایی نشان دادهاند:
**ارگاتیویته و نظام واژهبست (Clitic) در زبان کُردی**زبان کُردی، مانند بسیاری از زبانهای ایرانی شمالغربی، دارای **ارگاتیویتهٔ شکسته** (Split Ergativity) است. این ویژگی بهویژه در زمان گذشتهٔ افعال متعدی ظاهر میشود.[۳۲۳] الگوی کلی ارگاتیویته در کُردی
تفاوت ساختاری میان سورانی و اردلانییکی از مهمترین تمایزهای نحوی درون کُردی میانی (سورانی)، تفاوت در رفتار **واژهبستها** (Clitics) است:
در اردلانی، حتی وقتی مفعول صریح در جمله حضور ندارد، واژهبست ترجیح میدهد به اولین میزبان مناسب پیشفعلی بچسبد. این الگو شباهت زیادی به رفتار واژهبستها در زبانهای ایرانی میانه (مانند پهلوی) دارد که از قانون واکرناگل (Wackernagel’s Law) پیروی میکردند.[۳۲۳] در مقابل، در سورانی استاندارد (بهویژه سلیمانی و مکریانی)، واژهبستها تمایل بیشتری به حرکت به سمت فعل نشان میدهند و در بسیاری از موارد بهعنوان نشانگر توافق (Agreement Marker) بازتفسیر شدهاند.[۳۲۴] اهمیت تاریخی-تطبیقیاین تفاوت نشان میدهد که اردلانی مسیر محافظهکارانهتری را در تحول نظام واژهبست طی کرده و الگوی کهنتر ایرانی میانه را بیشتر حفظ نموده است، در حالی که سورانی دستخوش نوآوریهای نحوی بیشتری شده است. همین تمایز یکی از عوامل اصلی اختلال در درک متقابل میان گویشوران این دو واریته محسوب میشود.
کد زبانی
طبقهبندی زبان کردیزبان کردی عضوی از شاخه شمالغربی زبانهای ایرانی است که خود شاخهای از زبانهای هندوایرانی است و آن نیز به نوبه خود شاخهای از زبانهای هندواروپایی است. مقایسه گویشهای اردلانی، هورامی و سورانی/کرمانجی گویش اردلانی، که در غرب زاگرس (مانند سنندج) رایج است، تحت تأثیر مستقیم پهلوی ساسانی قرار دارد و ساختار ارگاتیو سنتزایی (ترکیبی) را حفظ کرده است.[1] گویشهای شرقی کردی، مانند کرمانجی و سورانی، تحت تأثیر نوآوریهای شرقی قرار گرفتهاند و ارگاتیو تحلیلی دارند.[2] جدول مقایسهای نظام ارگاتیو
== روز زبان کردی == روز ۱۵ مه برابر با ۲۵ اردیبهشت از سوی کنگره ملی کردستان به عنوان روز زبان کُردی تعیین شده است. در این روز نخستین شماره از مجلهٔ کردیزبان هاوار توسط جلادت بدرخان در شهر دمشق منتشر شد. هاوار نخستین مجلهٔ کردیزبان تا زمان خود بهشمار میآمد.[۳۲۵] پراکندگیپراکندگی در کشورهای مختلف بدین شرح است:[۳۲۶]
وضعیت حقوقی زبان کُردیدر ترکیه حکومت مرکزی این کشور با هدف اقناع اتحادیهٔ اروپا در مذاکرات بر سر پیوستن این کشور به این اتحادیه، از سال ۲۰۰۹ سختگیری در ارتباط با تدریس زبان کُردی را اندکی تعدیل کرد. در سپتامبر ۲۰۰۹ شورای آموزش عالی این کشور مجوز تأسیس مؤسسهای به نام انستیتوی زبانهای زنده را به دانشگاه آرتکلوی ماردین صادر کرد که برنامهای برای تدریس همهٔ زبانهای کشور ترکیه ارائه کردهبود. پس از حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در سال ۲۰۰۹، شورای آموزش عالی اجازه داد که زبان کُردی نیز در برنامهٔ درسی این مؤسسه قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۰ دانشگاه آرتوکلوی ماردین با پذیرش ۲۰ دانشجو در مقطع کارشناسی گروه فرهنگ و زبان کُردی را راهاندازی کرد که مدیریت این برنامه را قدری یلدیریم زبانشناس کُرد بر عهده داشت. همچنین یک دورهٔ زبان کُردی نیز در نیمسال دوم سال ۲۰۰۹ در دانشگاه بیلگی استانبول راهاندازی شد.[۳۲۷][۳۲۸][۳۲۹] در سال ۲۰۱۳ ادارهٔ امور دینی ترکیه موسوم به دیانت اجازه داد تا نیایش در مسجدهای ترکیه به زبان کُردی صورت بگیرد و همچنین قرآن به زبان کُردی آموزش دادهشود.[۳۲۷] فیلم دیدم: بچههای دیاربکر (به کُردی: Min Dît: The Children of Diyarbakır) که در ۲ آوریل ۲۰۱۰ در ترکیه اکران شد، نخستین فیلم کاملاً کردیزبان بود که در تاریخ این کشور مجوز اکران بر پردهٔ سینماها را دریافت میکرد.[۳۲۷] در ایران نخستین بار در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی با تلاش محمدصدیق مفتیزاده در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دو درس تحت عناوین کُردی مقدماتی و کُردی پیشرفته به صورت واحد اختیاری تدریس شد و کتابهایی نیز توسط مفتیزاده برای آن تألیف شد، اما این برنامه دوام نیاورد و خیلی زود کنار گذاشتهشد.[۳۳۰] از اواخر دههٔ ۱۳۷۰ جمعی از زبانشناسان، نویسندگان و دانشگاهیان کُرد خواهان تدریس زبان کُردی و تأسیس رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی در دانشگاههای ایران شدند. در سال ۱۳۸۲ گروهی از ادبیان کُرد اقدام به تدوین کتاب و تعریف سرفصل برای برنامهٔ درسی این رشته کردند و این برنامه پس از تصویب در دانشگاه کردستان در سنندج به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارسال شد و در جلسهٔ ۴۸۸ شورای گسترش آموزش عالی نیز در تاریخ ۵ مهر ۱۳۸۲ مورد تأیید قرار گرفت و حتی در دفترچهٔ انتخاب رشتهٔ کنکور سال ۱۳۸۳ نیز رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی به عنوان یکی از انتخابهای متقاضیان ورود به دانشگاه قید گردید، اما پس از انتخاب رشته و در هنگام اعلام نتایج کنکور در آغاز سال تحصیلی ۱۳۸۳ به دلایل نامعلوم از پذیرش دانشجو در این رشته ممانعت به عمل آمد.[۳۳۰] در سال ۱۳۹۳ بار دیگر گروهی از ادیبان و دانشگاهیان کُرد خواهان تدریس زبان کُردی در دانشگاهها و تأسیس رشتهٔ زبان و ادبیات کردی شدند که این بار با تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در آغاز سال ۱۳۹۴ شورای راهاندازی رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی در دانشگاه کردستان سنندج تشکیل شد و نهایتاً از آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۴ برای نخستین بار رشتهٔ زبان و ادبیات کردی با پذیرش ۴۱ دانشجو در این دانشگاه آغاز به کار کرد.[۳۳۰][۳۳۱][۳۳۲][۳۳۳] با این وجود تدریس این رشته ذیل گروه آزمایشی علوم انسانی صورت میگیرد و نه در گروه زبانها و به همین دلیل گستردگی چندانی ندارد. علاوه بر این رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی تنها در یک دانشگاه در کل ایران و تنها در مقطع کارشناسی تدریس میشود و دیگر دانشگاههای مناطق کُردنشین ایران همچون کرمانشاه، ایلام، خرمآباد، بجنورد و ارومیه فاقد چنین رشتهای هستند.[۳۳۴][۳۳۵] اختلاف نظرهاردهبندی
جستارهای وابستهیادداشتهاپانویس
منابع
|