پرش به محتوا

زبان‌های کردی

صفحه نیمه‌حفاظت‌شده
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زبان کُردی
Kurdî, کوردی‎
زبان بومی درارمنستان، آذربایجان، ایران، عراق، سوریه، ترکیه
منطقهکردستان; همچنین آناتولی، قفقاز، خراسان، دیاسپورای کردی
قومیتکردها
شمار گویشوران
۲۹ میلیون نفر  (۲۰۱۷–۲۰۲۴)[۱]
گویش‌ها
کردی شمالی (کرمانجی)
کردی میانی (سورانی)
کردی جنوبی (کلهری)
  • الفبای کردی (خط لاتین; (بیشتر در ترکیه و سوریه استفاده می‌شود)
  • الفبای سورانی (خط فارسی-عربی; بیشتر در عراق و ایران استفاده می‌شود)
  • خط سیریلیک (اتحاد جماهیر شوروی سابق)
  • خط ارمنی (۱۹۲۱–۲۹ در ارمنستان شوروی)[۳][۴][۵]
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
زبان اقلیت
شناخته‌شده در
کدهای زبان
ایزو ۱–۶۳۹ku
ایزو ۲–۶۳۹kur
ایزو ۳–۶۳۹kur – کد همگانی
کدهای اختصاصی:

kmr – کردی شمالی

ckb – کردی میانی

sdh – کردی جنوبی

lki – لکی
گلاتولوگkurd1259[۱۰]
زبان‌شناسی58-AAA-a (North Kurdish incl. Kurmanji & Kurmanjiki) + 58-AAA-b (Central Kurdish incl. Dimli/Zaza & Gurani) + 58-AAA-c (South Kurdish incl. Kurdi)
{{{mapalt2}}}
توزیع جغرافیایی کردی و دیگر زبان‌های ایرانی گویشی توسط کردها
این نوشتار شامل نمادهای آوایی آی‌پی‌ای است. بدون پشتیبانی مناسب تفسیر، ممکن است علامت‌های سوال، جعبه یا دیگر نمادها را جای نویسه‌های یونی‌کد ببینید.
بخش‌های کردنشین

زبان‌های کُردی یک زنجیره گویشی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی غربی هستند که کُردها با آن‌ها سخن می‌گویند.[۱۱][۱۲] زبان‌های کردی از زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال غربی هستند که با زبان‌های فارسی، بلوچی و لری خویشاوندی دارند.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] زبان کُردی دارای گویش‌های (کردی شمالی، کردی میانی، کردی جنوبی و لکی) است.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶] هر چند که در مورد لکی اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن را مستقل از زبان‌های کردی طبقه‌بندی کرده‌اند.[۲۷][۲۸][۲۹]

به باور پژوهشگران کردهای ایران و بسیاری از کردهای ترکیه و عراق به گونه‌هایی از زبان پهلوی سخن می‌گویند و مردم شمال ایران نیز به گونه‌ای از زبان پهلوی سخن می‌گویند؛ مانند مازندرانی و گیلانی و در جنوب شرق ایران بلوچی نیز عناصری از زبان پهلوی را دارد،[۳۰] این زبان‌ها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبان‌های ایرانی هستند. از دیگر زبان‌های مشابه به زبان‌های کردی که زیرگروه جنوب غربی زبان‌های ایرانی به‌شمار می‌آیند، فارسی و لری هستند؛ که هرکدام در مناطق وسیعی تکلم می‌شوند.

زرین‌کوب در کتاب تاریخ مردم ایران می‌گوید: در پایان عهد آل بویه در سرزمین جبال که نیز ولایت فهله نام داشت و زبان مردم آن نواحی به همین سبب فهلوی نیز خوانده می‌شد ادبیاتی عامیانه نیز در لهجه‌های محلی انعکاس داشت. در ری که زبان آن تدریجاً به لغت دری نزدیک‌تر از پهلوی می‌شد ترانه‌هایی به لهجهٔ رازی رایج بود و در همدان و زنجان فهلویات یا ادبیات پهلوی که ملحونات آنها اورامنان خوانده می‌شد فراوان گفته می‌شد.[۳۱]

گویش‌های مختلف عمدتاً در بخش‌هایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. جمعیت‌های پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، لبنان و کشورهای اروپایی به ویژه آلمان و انگلستان نیز زندگی می‌کنند.[۳۲]

تاریخ زبان کُردی

دانش زبان‌شناسی اجازه می‌دهد مرزهای تقریبی مناطقی را که هسته اصلی قومی سخنرانان گویش‌های معاصر کرد شکل گرفته است، ترسیم شود. مکنزی در اوایل دهه ۱۹۶۰ (مکنزی، ۱۹۶۱) در رابطه با تاریخ و گذشته زبان کردی فرضیاتی ارائه کرده است. مکنزی در آفرینش ایده‌های تدسکو (۱۹۲۱: ۲۵۵) و در مورد ویژگی‌های آوایی، مورفولوژیکی فونیکی مشترکی که بین کردی، فارسی و بلوچی مشترک است، مکنزی به این نتیجه رسید که گویشوران این سه زبان ممکن است یک بار در زمان‌های گذشته در تماس با هم و نزدیک به هم بوده‌اند. وی کوشیده است وحدت زبانی ادعایی فارسی-کرد-بلوچی را که احتمالاً در مناطق مرکزی ایران بوده بازسازی کند. مطابق نظریه مکنزی، پارس‌ها (هخامنشیان) استان فارس را در جنوب غربی اشغال کردند (براساس این فرض که هخامنشیان به فارسی باستان صحبت می‌کرده‌اند و این زبان به درستی نیای فارسی امروزی باشد)، بلوچ‌ها (پروتو-بلوچ‌ها، اجداد بلوچ‌های امروزی) در مناطق مرکزی غرب ایران ساکن بوده‌اند و کردها (پروتو-کردها، اجداد کردهای امروزی) در شمال غربی لرستان و اصفهان کنونی زندگی می‌کرده‌اند.[۳۳]

زبان کردی از زبان‌های ایرانیِ خانوادهٔ هندواروپایی است. زبان‌شناسان معمولاً کردی را در شمار زبان‌های ایرانیِ غربی و در بسیاری از طبقه‌بندی‌ها در گروه زبان‌های ایرانیِ شمال‌غربی قرار می‌دهند؛ بااین‌حال، جایگاه دقیق کردی در تقسیم‌بندی شمال‌غربی و جنوب‌غربی مورد بحث است و این زبان دارای برخی ویژگی‌های مشترک با زبان‌های جنوب‌غربی ایرانی نیز هست.[۳۴][۳۵]

مارتین ون‌بروینسن در بحث دربارهٔ ویژگی‌های زبان کردی، بر وجود عناصر نیرومند جنوب‌غربی ایرانی در کردی تأکید کرده و در مقابل، زازا و گورانی را در حوزهٔ زبان‌های ایرانی شمال‌غربی قرار می‌دهد. این دیدگاه نشان می‌دهد که طبقه‌بندی کردی را نمی‌توان صرفاً با یک تقسیم‌بندی سادهٔ جغرافیایی توضیح داد و تماس تاریخی میان زبان‌های ایرانی غربی نیز باید در نظر گرفته شود.[۳۶]

لودویگ پاول نیز در مطالعات خود دربارهٔ زبان‌های ایرانی غربی، زازاکی و دیگر زبان‌های ایرانی شمال‌غربی را بررسی کرده است. در این مطالعات، کردی در مجموعهٔ زبان‌های ایرانی غربی قرار می‌گیرد، درحالی‌که شباهت‌ها و تماس‌های تاریخی آن با زبان‌های جنوب‌غربی، به‌ویژه فارسی، نیز قابل توجه است.[۳۷][۳۸]

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌ها دربارهٔ خاستگاه زبان کردی مقالهٔ دی. ن. مک‌کنزی با عنوان «خاستگاه‌های کردی» (The Origins of Kurdish) است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. مک‌کنزی در آغاز مقاله می‌گوید برای تعریف زبان کردی باید ویژگی‌هایی مشخص شود که آن را از دیگر گویش‌های ایرانی متمایز می‌کند؛ اما نتیجهٔ بررسی او عمدتاً منفی است، زیرا تقریباً برای هر ویژگی که بتوان به‌عنوان مشخصهٔ کردی مطرح کرد، نمونه‌ای مشابه در دست‌کم یک زبان یا گویش ایرانی دیگر وجود دارد.[۳۹]

مک‌کنزی بر همین اساس از نسبت دادن سادهٔ کردی به یک زبان ایرانی باستانی مشخص پرهیز می‌کند. وجود شباهت میان کردی و زبان‌های ایرانی باستان، از جمله مادی و پارتی، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که کردی امروزی مستقیماً از یکی از این زبان‌ها منشأ گرفته است. برای چنین ادعایی باید شواهد تاریخی و زبان‌شناختی پیوسته‌ای از مراحل میانهٔ زبان در دست باشد.[۴۰]

ولادیمیر مینورسکی، ایران‌شناس و خاورشناس روس، از پژوهشگرانی بود که احتمال ارتباط تاریخی کردها با مادها را مطرح کرد. این دیدگاه عمدتاً بر شواهد تاریخی، جغرافیایی و قومی استوار بود و نباید آن را به‌عنوان اثبات زبان‌شناختیِ تبار مستقیم زبان کردی از زبان مادی تلقی کرد.[۴۱]

زبان مادی یکی از زبان‌های ایرانیِ باستان بود، اما برخلاف فارسی باستان، متون پیوسته و گسترده‌ای از آن باقی نمانده است. بخش عمدهٔ شناخت امروزی از مادی بر اساس نام‌های خاص، واژه‌های مادی گزارش‌شده در منابع دیگر و شواهد پراکندهٔ تاریخی و زبان‌شناختی استوار است.[۴۲]

بنابراین، فرضیهٔ ارتباط تاریخی کردها با مادها را نمی‌توان با این ادعا یکی دانست که «زبان کردی مستقیماً بازماندهٔ زبان مادی است». نبودِ متون کافی از زبان مادی و نبودِ یک زنجیرهٔ مستند و پیوسته از مادی باستان تا گونه‌های کردی امروزی، اثبات چنین تبار مستقیمی را دشوار می‌کند.[۴۳][۴۴]

از سوی دیگر، نبودِ متون موسوم به «کردی میانه» به معنای نبودِ نیای تاریخی کردی نیست. زبان‌ها می‌توانند برای مدت طولانی بدون اسناد مکتوب باقی بمانند. مسئلهٔ اصلی این است که برای بازسازی رابطهٔ مستقیم میان یک زبان باستانی و کردی امروزی، شواهد تطبیقی و تاریخی کافی لازم است.

گِرنوت ویندفور نیز در بررسی زبان‌های ایرانی غربی بر اهمیت تماس و هم‌گرایی زبانی تأکید کرده است. از این منظر، وجود ویژگی‌هایی با منشأ شمال‌غربی، جنوب‌غربی یا پارتی در کردی لزوماً به معنای آن نیست که کل زبان از یکی از این زبان‌ها منشأ گرفته است؛ این ویژگی‌ها می‌توانند در نتیجهٔ تماس طولانی‌مدت میان جوامع زبانی پدید آمده باشند.[۴۵][۴۶]

پژوهش‌های جدیدتر نیز بر پیچیدگی روابط میان زبان‌های ایرانی غربی تأکید دارند. برای نمونه، مطالعات جدید دربارهٔ گویش‌های ایرانی غربی نشان می‌دهند که روابط میان این زبان‌ها همیشه در قالب یک «درخت زبانی» ساده قابل توضیح نیست و تماس زبانی و وجود لایه‌های گویشی در شکل‌گیری زبان‌های امروزی نقش مهمی داشته است.[۴۷]

در نتیجه، می‌توان گفت که کردی یکی از زبان‌های ایرانی غربی است که در بسیاری از طبقه‌بندی‌ها در حوزهٔ زبان‌های ایرانی شمال‌غربی قرار می‌گیرد، اما دارای ویژگی‌ها و لایه‌هایی است که آن را با زبان‌های جنوب‌غربی ایرانی نیز مرتبط می‌کند. این وضعیت حاصل تاریخ پیچیدهٔ تماس میان جوامع ایرانیِ غرب فلات ایران است و شواهد موجود برای نسبت دادن مستقیم و قطعی کردی امروزی به زبان مادی یا پارتی کافی نیست.[۴۸][۴۹]

ارتباط زبان اوستایی، پارسی، مادی و پهلوی با زبان‌های کردی

در سال‌های اخیر تصور نادرستی در بین عوام از ارتباط زبان اوستایی و کردی ایجاد شده است. زبان اوستایی یک زبان ایرانی شرقی است و زبان‌های کردی جزو شاخه غربی زبان‌های ایرانی اند و به طبع نمی‌توانند بازمانده یک زبان ایرانی شرقی (اوستایی) باشند. همانندی‌های فارسی، کردی، بلوچی و هر زبان ایرانی دیگر با اوستایی بدین دلیل است که همه این زبان‌ها ایرانی اند و از یک نیای مشترک زبان نیا-ایرانی منشعب شده‌اند.

از زبان مادی نیز تنها واژگان انگشت شماری در آثار دیگر زبان‌ها به جای مانده و به طبع بر اساس چند واژه معدود نمی‌توان هیچ زبانی را بازمانده زبان مادی دانست. همچنین زبان اوستایی و مادی متعلق به دوره کهن یا باستانی زبان‌های ایرانی اند و هیچ بازمانده شناخته شده‌ای در دوره میانه زبان‌های ایرانی ندارند. همه زبان‌های کردی متعلق به دوره نوین زبان‌های ایرانی اند و نیای مستقیمی در دوره میانه ندارند.

زبان پهلوی ساسانی که نام دانشگاهی آن پارسی میانه است و پارسیگ نامیده می‌شده، نیای زبان فارسی است و طبیعتاً مانند فارسی، یک زبان ایرانی جنوب غربی است. زبان پهلوی اشکانی (زبان پارتی) یا پهلوانی یک زبان ایرانی شمال غربی است و از این نظر با تالشی، گیلکی، مازندرانی (طبری)، زازایی، گورانی هم خانواده است[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵]

جدول مقایسه تحولات آوایی زبانهای ایرانی با زبان کردی

پارسی زبان کردی بلوچی زبانهای مرکزی زبانهای خزری سمنانی تالشی زازایی آذری کهن گورانی پهلوی اشکانی IE
h/d s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z k/*g*
-z- -ž- -j- -j- j,ž,z j,ž -ž- -j- -ž- -ž- -ž- k(u)pal*
z ž j j,ž,z j(z) žj ž j (ž(y ž ž (g(u)(h*
S S ? esb S esb asb esp isb sip ? KW*
S S S r r h)r) (h(r hi)r) h)r) ya)r) hr tr/*tl*
d d (?)d b b b b b b b b *d(h)w
L/L L/L L/L L/L(r,z) L/L L/L(r,z) r/rz r/rz r/rz Lr/rz rδ)/rz) oIr)*rd/*rz)
(x(u (x(w v x(u),f,v (x(u (x(u h w h w wx sw*
h h h (h(u h h h w u u f tw*
-j -j -j (-j-(y -j -j -j -j -y -y -y -y*

در مقابل، گارنیک آساتوریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبان‌های مرکزی کاشان باشد.[۵۶] صحت این نظریه را دیاکونف نیز مورد تأیید قرار داده است. چنان‌که وی در اثر مشهورش موسوم به «تاریخ ماد» می‌نویسد:

«هنوز در زمان حاضر هم تات‌ها و تالشی‌ها و مازندرانی‌ها به لهجه‌هایی سخن می‌گویند که از بقایای زبان هند و اروپایی می‌باشد که در آغاز زبان مادهای شرقی بوده است. امتیاز ویژه این لهجه‌ها، کهنگی و مهجوری اصوات می‌باشد که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد»[۵۷]

گویش‌ها

در برخی دسته‌بندی‌ها کردی به سه دسته اصلی شمالی، جنوبی و میانه تقسیم شده که خود شامل بیست و دو نوع گویش می‌باشد و هر گویش نوع نگارش و تلفظ خاصی دارد.[۵۸] تلاش برای یک زبان استاندارد برای کردی نتوانسته به موفقیت‌های چشمگیری برسد.[۵۸]

گویش‌ها و لهجه‌های زبان‌های کردی‌تبار
  1. گویش کرمانجی شامل شکاکی، خراسانی و …
  2. گویش سورانی شامل اردلانی، جافی، کلیایی، موکریانی و …
  3. گویش جنوبی شامل کلهری، لکی، گروسی، ایلامی و …
  4. پراکنده شامل گویش کردی اراکی
شاخه گویش گویش لهجه‌ها و مناطق زندگی گویشوران
کردی شمالی

(Kurdiya Bakûr)

کورمانجی

(Kurmancî)

بُوتانی یا «بُختی» (Botanî یا Botî یا Boxtî)

  1. سَرحَدی یا «سَرحَدکی» (serhedî یا serhedkî)
  2. تُوری (Torî)
  3. خَرزی (Xerzî)
  4. سِلیوانی یا سِلیوی یا «فارقینی» (Silîvanî یا Silîvî یا Farqînî)
  5. قَرَژداخی (Qerejdaxî)
  6. آمَدی (Amedî) (لهجه معیار کردی کورمانجی در کردستان ترکیه)

بادینانی یا «بهدینانی» (Badînanî یا Badînî یا behdînanî یا behdînî)

  1. حَکاری یا «شَمذینانی» (Hekarî یا Şemzînanî)
  2. سورچی (Surçî)
  3. شِنگالی یا «سَنجاری» (Şingalî یا Şingarî یا Senjarî)
  4. هَرکی (Herkî)
  5. شِکاکی (Şikakî)
  6. بایزیدی
  7. جودیکانی

کورمانجی روژاوا (Kurmanciya Rojava)

  1. دیرسِمی یا «دیرسِمکی» (Dêrsimî یا Dêrsimkî)
  2. شادِلی (Şaddilî)
  3. شینَمِلی (Sînemilî)
  4. کورمانجکی (Kurmanckî)
  5. رَشُویی یا «رَشوانی» (Reşoyî یا Reşwanî)
  6. اورفی یا «رِحایی» (Urfî یا Rihayî)
  7. عَفرینکی (Efrînkî)

کورمانجی خراسان و دیلمان (Kurmanciya Xoresan û Deylaman)

  1. عمارلویی یا «آمَرانلویی» (Ameranlûyî)
  2. قُوچانی (Qoçanî)
  3. بجنوردی (Bocnûrdî)
  4. جان‌بَگی یا مُدانلویی (Canbegî یا Modanlûyî)

کورمانجی آناتولی (Kurmanciya Anatolyayê)

  1. |-
کردی میانی

(Kurdiya Navîn)

سُورانی

(Soranî)

  1. سُورانی مُوکریانی یا «مهابادی» (Mukrî یا Mukriyanî)
  2. سُورانی اربیلی یا «سُورانی» (Hewlêrî یا Soranî)
  3. سُورانی خُوشناوی (Xoşnawî)
  4. سُورانی گَرمیانی یا «سُورانی کرکوکی» (Germiyanî یا Kerkûkî)
  5. سُورانی پِشدَری (Pişderî)
  6. سُورانی بابانی یا «سُورانی سلیمانیه‌ای» (Babanî یا Silêmanî)
  7. وارماوایی‌ «Warmawayî»
  8. جافی (Cafî)
  9. سُورانی کرمانشاهی (Soraniya-Kirmaşanî)
  10. سُورانی خانقینی (Soraniya-Xaneqînî)
  11. اردلانی یا «سنندجی» (Erdelanî یا Sîneyî)
  12. کُلیایی

(Kulyayî)

کردی جنوبی

(کوردی باشووری)

کلهری

(Kelhurî)

  1. کَلهری (Kelhurî)
  2. سَنجابی (Sencabî)
  3. کرماشانی-قصری
  4. مایانی یا دینوری (Mayanî)
  5. کردی ایلامی یا کردی فیلی(îlamî)
  6. زنگنه‌ای
  7. قروه‌ای
  8. گروسی
  9. کُردَلی
  10. کرندی
  11. صحنه‌ای
  12. بیلواری
  13. شیخ بزینی
  14. عبدویی
  15. کرونی
  16. چمچمالی
  17. لَکی (Lekî)
تقسیم‌بندی گویش‌های زبان کردی

شاخه‌های اصلی زبان‌های کردی عبارتند از:[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳]

زبان کردی مرکزی در عراق زبان رسمی است[۶۵] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است.[۶۶] در ایران نیز کاملاً آزاد است و در رسانه‌ها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته و قطعی نشده است.

جدول واژگان زبان‌های کردی ایرانی غربی و ایرانی شرقی با ریشه‌ها، دگرگونی‌های آوایی

جدول واژگان کردی غربی و شرقی با ریشه‌ها، دگرگونی‌ها و منابع
واژه / معنا اردلانی کرمانجی سورانی لهجه‌ای سورانی معیار هورامی شاخه / ریشه زبان‌های شرقی / حضور تاریخی دگرگونی / توضیح منابع
جدا بودنجیاگ بونجوداهیجیا بونجودا بونجیا بونغربی + شرقیکرمانجی [jūdāhī], پشتو [judā], بلوچی [jūdah]/گ/ → /ه/ (کرمانجی: jyāg > jūdāhī)MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica
موموپورپورموموشرقیکرمانجی [pur], سورانی لهجه‌ای [pur], پشتو [pur]—MacKenzie 1961
آبیکبود/کئوشینشینشینکئوغربی + شرقیکرمانجی [šīn], سورانی لهجه‌ای [šīn], بلوچی [šīn]—MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica
چرابوچهچماچمابوچیبوچشرقیکرمانجی [čma], سورانی لهجه‌ای [čma], پشتو [čma]—Windfuhr 2009
بزرگگه‌ورهمزنمزنگه‌وره‌/مزنگه‌ورهشرقیکرمانجی [mazin], سورانی لهجه‌ای [mazin], پشتو [mazin]—لهجه‌های سکایی mazanMacKenzie 1961
خوبخاس/باشچاکچاکباشباش/وه ششرقی/بلوچیکرمانجی [čāk], سورانی لهجه‌ای [čāk], بلوچی [čāk]—MacKenzie 1961
تخمتومهاگهلکتوو/هلکتومغربی + شرقیکرمانجی [hāg], سورانی لهجه‌ای [hāg], بلوچی [hāg]/ک/ → /ه/ (کرمانجی، سورانی لهجه‌ای: tūm > hāg)MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica
گوشگوچکاگوهگویگوی/جویگوشغربی + شرقیکرمانجی [guh], سورانی لهجه‌ای [goy], پشتو [guh], بلوچی [guh]; خوارزمی/سغدی: goχ(کرمانجی): goš > guh) Ŝ → hMacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica
فرار کردندرچون/هلات/راکردنره‌وی / revره‌وی/هلاتنره‌وشتن/هلاتنره‌وتنشرقیکرمانجی [rev], سورانی لهجه‌ای [raw], پشتو [rev]—سغدی: rβ- / rwβ- → «گریختن، رفتن».

خوارزمی: rβ- → همان ریشه برای «گریختن»

Windfuhr 2009
روشنایی / نورروناکیروناهیروناکیروناکیروناکیغربی/پهلویکرمانجی [rōnāhī]/ک/ → /ه/ (کرمانجی: rōnākī > rōnāhī)MacKenzie 1961; Windfuhr 2009
پاره کردندراندرین/çiriyaدرین/çriwaçriwaدریدغربی + شرقیکرمانجی [çiriya], سورانی

[çriwa], شغنی: چیر-/جیر- واخی: چار-/جار-

پشتو: شل کول

اوستایی: dārayeiti (شکل کهن‌تر)

این تحولات آوایی شامل:

تبدیل «د» به «چ» یا «ج»

MacKenzie 1961
شمردناشمریناژمریناژمرینژماردناشماردنغربی + شرقیکرمانجی [ažmarīn], سورانی لهجه‌ای [ažmarīn], سورانی معیار [žmārdan], پشتو [žmēral]خوشهٔ /ʃm/ (شم) و /ʃn/ (شن) → به /ʒm/ (ژم) و /ʒn/ (ژن)

پشتو، سغدی، یغنابی، سکایی/ختنی) تبدیل شده‌اند.

MacKenzie 1961
تابستانتاوسانهاوینهاوینهاوینهامینشرقی/غربیکرمانجی [hāwin], سورانی لهجه‌ای [hāwin], پشتو [ūṛay], بلوچی [hāwān]—تغییر

م به و در زبانهای شرقی

MacKenzie 1961
حلقه، شوراکومجرگهجَرگه«جَرگهکومغربی + شرقیدر پشتو [ǰərga]

لویه جرګه بلوچی هم واژه جرگه (garga / ǰarga || — «لویه جرګه» = مجلس بزرگ سنتی افغان‌ها ||

سغدی شکل γrk یا γrg با معنی «جمع،

در خوارزمی مشابه ǰarg آمده

MacKenzie

۱۹۶۱

مهمانمیمانمیوانمیوانمیوانمیمانغربی + شرقیکرمانجی [mīwān], سورانی لهجه‌ای [mīwān],—تحول «م» به «و» (یا [β]) یک ویژگی برجستهٔ زبان‌های ایرانی شرقی (پشتو، بلوچی سکایی)MacKenzie 1961
  1. واژه‌های ایرانی غربی: اردلانی و هورامی بیشتر ریشه پهلوی و پارسی باستان دارند و تغییرات آوایی در آنها محدود است (کبود، توم، جیاگ بون).
  2. واژه‌های ایرانی شرقی: کرمانجی و سورانی لهجه‌ای تحت تأثیر زبان‌های ایرانی شرقی (سکایی، بلوچی، پشتو) هستند و دگرگونی‌های ک > ه، گ > ه، š > ž رایج است (hāg, guh, rōnāhī).
  3. اردلانی در مواردی مانند کبود و توم وفاداری به صامت‌ها و ساخت سنتزایی غربی را حفظ کرده است، که با نظام ارگاتیو و کلیتیک‌های خنثی مطابقت دارد.
  4. کرمانجی و سورانی با ساخت تحلیلی و تغییرات واجی شرقی (دگرگونی‌ها) هماهنگ‌اند.

در سغدی و شاخه‌های شرقی، ریشهٔ paur- / pōr- به معنی مو ثبت شده است. در پشتو واژه پوړ (por / pūṛ) هنوز هم به معنی «مو» به‌کار می‌رود. در زبان‌های ایرانی شرقی و سکایی، ریشهٔ paura- به معنی «پر، پُر، پوشیده» بوده، که ارتباط معنایی روشنی با مو دارد (چیزی که سر یا بدن را می‌پوشاند). در متون پهلوی غربی (ساسانی) کمتر به معنی «مو» آمده، بیشتر «پسر» (پور) در پهلوی اشکانی است، اما در شاخهٔ شرقی معنا به سمت «مو» باقی مانده است.

در واژگان «روناکی / روناهی»، اردلانی: روناکی (با ک)، کرمانجی: روناهی (با ه)، این‌جا هم تحول k > h در کرمانجی دیده می‌شود، در حالی‌که اردلانی شکل غربی و قدیمی‌تر را نگه داشته است. شاهد پدیده k > h در زبان کرمانجی است که مربوط به شاخص زبان‌های ایرانی شرقی است

تخم (توم در اردلانی): توم (tūm) با حفظ m به پهلوی (tōhm) وفادار است، مشابه mīmān و zimsān. در مقابل، hāg در کرمانجی و سورانی لهجه‌ای با تغییر /ک/ → /ه/ نشان‌دهنده تأثیر شرقی (سکایی) است، مشابه goš > guh در گوش.

موقعیت میانجی کرمانجی در خانوادهٔ زبان‌های ایرانی

کردی کرمانجی از نظر تبارشناسی به شاخهٔ زبان‌های ایرانی شمال‌غربی تعلق دارد،[۶۷] اما در عین حال ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که آن را به زبان‌های ایرانی شرقی نزدیک می‌کند.[۶۸] این ویژگی منحصربه‌فرد در دستگاه فعل، واژگان و آواشناسی کرمانجی قابل مشاهده است.

مقایسه دستگاه فعل

دستگاه فعل کرمانجی ترکیبی از ویژگی‌های غربی و شرقی خانوادهٔ ایرانی را نشان می‌دهد:[۶۹]

حوزهٔ فعلیویژگی غربیویژگی شرقی‌مانندنمونه کرمانجی
حال سادهصرف فعل با شناسهٔ فاعلی (مانند فارسی و اردلانی)—ez dibim = من می‌بینم
ماضی سادهصرف فعل با شناسه فاعلی—ez dîtim = من دیدم
ماضی نقلیفعل + فعل کمکی کوتاهتحلیلی با ضمیر پیوسته + فعل کمکیmin dîtî ye = من دیده‌ام
ماضی استمراریپیشوند می- (مانند فارسی)تحلیلی با bûn (بودن)ez dihatim / ez hatibûm
مجهول«شدن» + فعل اصلیتحلیلی با bûnkitêb hatiye xwendin
ملکیبا «داشتن»بر hebûn استوارez kitêb heye

شباهت‌ها با زبان‌های ایرانی شرقی

واژگان

تحولات واژگانی کرمانجی الگوهای مشترکی با زبان‌های ایرانی شرقی نشان می‌دهد:[۷۰]

  • mīwān (مهمان): تحول /م/ → /و/ همانند پشتو و بلوچی
  • hāwin (تابستان): همانند بلوچی hāwān
  • hağ (تخم) و guh (گوش): همسو با بلوچی/پشتو

آواشناسی

تغییرات آوایی مشخصهٔ کرمانجی با زبان‌های شرقی همخوانی دارد:[۷۱]

  • /م/ → /و/ یا [β]: mīman → mīwān
  • /ک، گ/ → /ه/: gush, guh
  • /ک، گ/ → /ه/:rōnāhī به‌جای rōnakī
  • /ش/ → /ژ/ در محیط‌های خاص:

دوژمن به‌جای دشمن

این تحولات در پشتو، سغدی و یغنابی نیز مشاهده می‌شود.[۷۲]

ساختار فعل

در دستگاه گذشته و نقلی، پشتو و سغدی همانند کرمانجی از ضمیرهای پیوسته و فعل کمکی استفاده می‌کنند.[۷۳] در ساخت مجهول و ملکی نیز تحلیل‌پذیری بالایی همانند بلوچی و پشتو وجود دارد.[۷۴]کرمانجی از نظر تبارشناسی به شاخهٔ ایرانی غربی تعلق دارد،[۷۵] اما در واژگان، آواشناسی و نحو رگه‌های شرقی فراوان دارد.[۷۶] موقعیت جغرافیایی و تماس تاریخی با اقوام شرقی باعث شده کرمانجی یک «پل» میان شرق و غرب خانوادهٔ ایرانی باشد.[۷۷]

کردی کرمانجی از نظر ریشه و طبقه‌بندی غربی است، اما از نظر ساخت و واژگان شرقی‌مانند است. این ویژگی منحصربه‌فرد باعث شده زبان‌شناسان آن را «میانجی» یا «پل» میان شاخه‌های ایرانی بدانند.[۷۸] این موقعیت میانجی کرمانجی را به نمونه‌ای مهم برای درک تکامل و تماس زبان‌های خانوادهٔ ایرانی تبدیل کرده است.

نظام ارگاتیو: اردلانی: ساختار سنتزایی با کلیتیک و فعل خنثی (م با حفظ b, m، و g در کبود، توم، و جیاگ بون هماهنگ است.

گویش هایکرمانجی/سورانی: ساختار تحلیلی فعل محور تطبقی فعل با مفعول با حروف اضافه (ji) و تغییرات شرقی (k > h، g > h، š > ž) در hāg, jūdāhī، و ažmarīn دیده می‌شود. دگرگونی گ > ه: در جیاگ > جوداهی مشابه /ک/ → /ه/ در تخم و گوش است و تأثیرات زبان‌های شرقی مانندسکایی در را تأیید می‌کند.

اشتراکات زبانی میان کردی و پارسی باستان و پارسی میانه (پارسیگ)

بسیاری از واک‌های موجود در فارسی باستان و میانه که بعدها تحت تأثیر الفبا و دستور زبان عربی متروک شدند در کردی امروز زنده‌اند. از جمله تفاوت‌هایی که میان واژگان هم ریشهٔ کردی و فارسی امروز وجود دارد جابجایی حروف و قلب و تبدیل هاست که در این گونه موارد غالباً صورت مورد استفاده در کردی به صورت کهن واژه نزدیک تر است. این تغییرات در زبان فارسی را امروزه تحت عناوین زیر بررسی می‌کنند.

۱- یاء و واو مجهول: در فارسی باستان بیش از یک نوع یائ و واو وجود داشته که امروزه تنها صورت باقی مانده در فارسی را یاء و واو معلوم و دیگر گونه‌ها را مجهول می‌خوانند. یاء معلوم چون: تیر، جاوید، رهی، بید و واو معلوم چون: تموز، آهو، توت. صورت مجهول واو و یاء (که در فارسی افغانستان و تاجیکستان همچنان رواج دارد) در کردی با علامت «ێ» و «ۆ» از شکل معلوم آن‌ها متمایز می‌شوند و در واژگانی چون: شێر، دلێر، زۆر، شۆر و… وجود دارند.

«بعد از اسلام که خط پهلوی به عربی بدل شد و در حروف هجای عربی برای تلفظ واو و یاء مجهول حروف خاصی موجود نبود به مرور زمان تفاوت میان آنها از میان برخاست و همه معروف خوانده شدند.» (جهانگیر، ۱۳۸۵: ۲۱)

۲ - ابتدا به سکون: در زبان‌های ایرانی باستان گروه‌های صامت، یعنی اجتماع دو صامت در آغاز کلمه وجود داشته است اما بعدها از میان برخاسته است (خانلری، ۳۵۱:۱۳۶۵) این تغییر نیز باز به دلیل نفوذ و تأثیر دستور زبان عربی اتفاق افتاده که در آن ابتدا به ساکن محال است؛ بنابراین کلماتی که دارای چنین ترکیبی بودند به دو صورت تغییر کردند:

الف- افزودن مصوت میان دو صامت آغازی

Barardar-----brad(ar)---------bratar (برادر)

ب- الحاق مصوت به آغاز کلمه

(a)bru------brug-----bru (ابرو)

در کردی کلمات با همان سیاق باستانی و با صامت آغازین به کار می‌روند

Bra, bro,fra, dro

ج- تبدیل صامتها:

۱- صامت j=ج در آغاز کلمات در فارسی مرحلهٔ باستان، میانه و جدید به ز= z تبدیل یافته، همین واژگان در کردی بدل به ژ =zh شده‌اند.

زن jan = zan = زیستن jiv = ziwistan = در کردی:

(در واژهٔ ژه نیار به معنای نوازنده) ژه ن = jan = zhan

ژین/ ژیان = jiv =zhiwan

۲- صامت نفسی ه=h که در آغاز کلمات مرحلهٔ باستانی قرار داشته در فارسی میانه باقی مانده و در جدید ساقط شده

انجمن hanjamana= hanjaman= در کردی این شکل از کاربرد ه همچنان زنده است و در برگردان به فارسی حذف می‌شوند

هه و راز hawraz = اوراز به معنای فراز

هه و رامان hawraman= اورامان به معنای محل برآمدن خورشید

هه ور hawr = ابر

۳- صامت و=v آغازی هرگاه پس از آن مصوت i قرار داشته در مرحلهٔ میانه همچنان وجود داشته و در مرحلهٔ جدید به گُ = go تبدیل شده (خانلری۳۴۶:۱۳۶۵)

گشتاسپ = vishtaspa=wishtasp

گزارد = vicard = wizard

در کردی همین تبدیل در برخی موارد دیده می‌شود اما هم شکل نخستین امروز کاربرد دارد و هم شکل تغییر یافته:

Vitn(وتن) یا گوتن به معنای گفتن

هم وتن و هم گوتن در معنای گفتن به کار می‌رود که در اولی v باستانی به کار رفته و در دومی تبدیل شدهٔ آن به go. این go در کردی به o بسیار خفیف تلفظ می‌شود که بیشتر شبیه سکون است. به نظر می‌رسد در فارسی هم چنین بوده باشد و بعدها به دلیل پرهیز از ابتدای به سکون اینo واضح تر شده باشد.

۴- دال در بسیاری از کلمات فارسی قدیم ذال بوده و مثل ذال تلفظ می‌شده و به مرور زمان تلفظش تبدیل شده و دال شده (جهانگیر، ۱۳۸۵ :۱۵)

گنبذ = گنبد در کردی گمذ

۵گروه صامت fr= ف ر در میان کلمه به رف= rf قلب شده است.

برف = vafr =wafr

در کردی وه فر wafr عیناً تلفظ دورهٔ میانه است.

۶- مصوت میانی o یا auh در فارسی دورهٔ جدید به صامت خ بدل شده (خانلری، ۳۴۵:۱۳۶۵) و در کردی به همان صورت باقی مانده.

تخم = tauhm = tom

در کردی:

توم = tom

۷- مصوت آغازی هو=hu یا u در فارسی جدید به خ بدل شده (خانلری، ۳۴۲:۱۳۶۵)

خشک = ushk= hushk

درکردی:

وشک = hushk=ushk=wshk

۸-تبدیل صامت s س به ه h

ask=aho=آهو

Masi=mahi=ماهی

Asen=ahen=آهن

زبان کردی لهجه‌های متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، ملکشاهی و….[۷۹][۸۰] زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبان‌های مهم دسته غربی بشمار می‌رود و صاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است.[۷۹][۸۰]

منشأ ماده مجهول(ya) در (فارسی باستان) و زبان کردی اردلانی و کلهری و هورامی و تفاوت آشکار با گویش سورانی

در زبانهایی مانند فارسی نو و انگلیسی

تغییرات نحوی در مجهول سازی همراه با اضافه شدن یک فعل کمکی است اما در گویشهای کردی فعل کمکی به فعل اصلی اضافه نمی‌شود و فقط با تغییرات ساخت واژی فعل به حالت مجهولی در می‌آید

در فارسی باستان (پارسی هخامنشی) تعدادی ماده فعلی مانند ماده ماضی، ماده آینده، ماده مضارع نقلی ماده مجهول ماده و اداری ماده جعلی ماده آرزویی و ماده تشدیدی وجود داشته‌اند و ماده مجهول با افزودن پسوند ماده مجهول ساز ya - به ریشه افعال معلوم ساخته می‌شده است (ابوالقاسمی، ۱۳۷۵: ۱۴۱ دبیر مقدم، (۱۳۶۴ (۳۳) ماده مجهول ساز ماضی در گویشهای کردی مانند پارسی باستان ya و تنها در گویش سورانی ra است و ماده مجهول ساز حال در گویشهای کردی - ya و در گویش سورانی re است. به نظر می‌رسد این تفاوت گویش سورانی با سایر گویش کردی دیده شده در زبان آذری کهن و گویشهای مانند تاتی هرزنی وجود داشته است.

گویش سورانی ماده مجهول ساز زمان حال به صورت er. ماده مجهول زمان گذشته به صورت -ra-‏ تلفظ می‌شود که این ویژگی در زبان تاتی هرزنی و آذری کهن وجود داشته و حکایت از تأثیر زبانهای مانند ارمنی در گویش سورانی است زیرا در زبان ارمنی و آذری کهن تحویل آوایی d به r وجود داشته است.

گویش اردلانی

آنها سیب‌ها را خوردندavan sef_ak an-yan xward

#Sef aka axwr ya سیب خورده می‌شود

Sef aka xwr ya سیب خورده شد.

گویش هورامی

Anisha sew-aka warde آنها سیب‌ها را خوردند

sew aka wer-ya سیب‌ها خورده شد

گویش سورانی

sew -aka -an da xor-re-n سیب‌ها خورده می‌شوند

Sew aka xor ra سیب خورده شد.

'''مقایسه ساخت مجهول در گویش تاتی هرزنی با اردلانی و سورانی'''

اردلانی درس خوانده شد dars xwin ya

گویش سورانی

درس خوانده شد dars xond ra

تاتی هرزنی

درس خوانده شد dars hond ra

گویش کردی اراکی گویشی است که کردان مهاجر به اراک به آن سخن می‌گویند. این مهاجران شامل چند خانوار هستند که اطلاعاتِ دقیقی نسبت به آنها وجود ندارد مهم‌ترین آنها خاندان اثمری هستند. زبان آنها تلفیقی از فارسیِ اراکی و کردی است.

شمالی (کرمانجی)

گویش شمالی: گویش کردی کرمانجی در بخش‌های کردنشین ترکیه و بخش‌های کردنشین سوریه، بخشی از اقلیم کردستان عراق و در استان آذربایجان غربی در شهرستان‌های اشنویه، ارومیه، سلماس، خوی، شاهین دژ، ماکو، شوط، پلدشت، چالدران، چایپاره و با پاره‌ای تفاوت در میان مردم ایل کردلی، ایل رشنو، ایل شوهان و برخی از مردم ایل ملکشاهی استان‌هایی چون استان کردستان با لهجه پاله‌ای و لهجه ملکشاهی تکلم می‌شود. ایل ملکشاهی جزوی از کنفدراسیون کردهای کرمانج چمشگزک هستند که زمان صفویه به ایران مهاجرت کردند. هم‌اینک در کردستان ترکیه استان استان درسیم (به کردی: Dêrsim) شهری به نام چمشگزک وجود دارد که به کردی کرمانجی به آن ملکشی می‌گویند که همان ملکشاهی است. همچنین در شمال شرق ایران و در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی در شهرستان‌های نیشابور، قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، کلات نادری، درگز، کاشمر، بخش خبوشان فاروج، بخش سنگر فاروج، بخش سرولایت نیشابور، مانه و سملقان و روستای زردکوهی و گودچاه در سبزوار، به گویش کردی کرمانجی تکلم می‌شود.[۸۱] کردی کرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با داشتن درصد گویشوران بالا، گویش یکم است)[۸۱] با توجه به مهاجرت‌های گسترده از دیگر شهرهای کرد زبان استان خراسان شمالی به کلانشهر مشهد شمار کردهای کرمانج ساکن در مشهد چشمگیر است.[۸۱] در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش می‌باشد که بیشتر مردمان بخش خورگام که شامل روستاهای لایه بره سر چهارمحل برارود و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به گویش کردی کرمانجی سخن می‌گویند پیرکوه و کرماک و روستای کرمانج نشین دوسالده در منطقهٔ عمارلو و روستاهای سیاهکل و دیلمان و نیز در قسمت‌های کردنشین ارمنستان و ترکمنستان و استان شاهومیان و استان کاشاتاق در جمهوری آرتساخ به کردی کرمانجی تکلم می‌شود. بیشتر کردهایی که در اروپا هستند به گویش کرمانجی تکلم می‌کنند. کردی کرمانجی با آنکه از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده است ولی لهجهٔ مرجع و کتابی (معیارِ) آن به لهجهٔ جزیری در کردستان ترکیه شبیه است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی طیران، ماموستا جگرخون و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند در خراسان بزرگ نیز کردی کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد پیوست می‌دهد و در مرز ترکمنستان به پایان می‌رسد، تکلم می‌شود. مردم برخی روستاهای ترکمنستان که هم‌مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این گویش سخن می‌گویند. در تفلیس پایتخت گرجستان بسیاری از کردهای کرمانج زندگی می‌کنند که پیرو آیین ایزدی هستند. به نظر می‌رسد که آیین «ایزدی» ریشه در دین زرتشتی دارد.

در کشور ارمنستان نزدیک یک سوم کردهای این کشور ساکن ایروان (Erivan)، و بقیه در مناطق الاگوز (Alagöz)، آرارات (Ararat)، ماسیس (Masis) و تالیین (Talinn) ساکن هستند که به لهجه کردی کرمانجی تکلم می‌کنند. این کردها در سال ۱۹۲۰ از کردستان ترکیه به این دیار کوچ اجباری داده شدند.[۸۲]


در دور و بر شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کردی کرمانجی سخن می‌گویند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیرانلو، چملوگبین، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی‌آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفورآباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر وروستایی جعفرآباد که در جنوب شهرستان خلخال و در میانه استان اردبیل و استان زنجان قرار دارد به گویش کردی کرمانجی اصیل که سخن می‌گویند.[۸۳]

زبانواژه / اصطلاحخط تاریخیآوانویسی IPAتوضیح / ریشه
پارسی باستان𐎧𐎱𐎢𐎴 (axšna)𐎧𐎱𐎢𐎴/axʃnɑ/آبی تیره یا رنگ آب؛ یکی از کهن‌ترین نام‌های رنگ در متون باستانی
پهلوی𐭧𐭱𐭭𐭠 (xšna)𐭧𐭱𐭭𐭠/xʃnɑ/وام‌واژه از پارسی باستان اخشینا؛ معنی آبی تیره حفظ شده
کردی کرمانجیشین (şîn)شین/ʃi:n/آبی تیره، سرمه‌ای؛ حفظ رنگ‌شناسی کهن ایرانی
روسیтёмно-синий (tyomno-siniy)Кирилица/tʲom.nə ˈsʲinʲɪj/ترکیب «تیره» + «آبی» برای بیان آبی تیره
اوکراینیтемно-синій (temno-syniy)Кирилица/tɛmˈnɔ sɪˈnʲi/ترکیب «تیره» + «آبی»
مقدونیсина (sina)Кирилица/ˈsi.na/آبی؛ برای آبی تیره معمولاً ترکیب «темно» + «син» استفاده می‌شود

تحول رنگ ابی تیره (شین) در پارسی باستان و زبانهای اسلاوی .

مرکزی (سورانی)

گویش مرکزی:
شامل ته لهجه‌های: سورانی، کردی سقزی، مکری، بابانی، اردلانی، کلیایی و جافی است؛ و جغرافیای آن در حوزه حضور ایلات گویشور آن یعنی در کردستان عراق در استان‌های اربیل، سلیمانیه، کرکوک و شهرهای پیرامون آن‌ها و در ایل‌های کرد ایران در استان‌های آذربایجان غربی و استان کردستان و شهرهای شمالی استان کرمانشاه (روانسر، جوانرود، سنقر، ثلاث باباجانی، پاوه،) می‌باشد. لهجه‌های مکریانی و بابانی از ته لهجه‌های کردی سورانی، شکل استاندارد گویش سورانی هستند که در منطقهٔ اربیل و مکریانی مهاباد و سلیمانیه رایج است. در حالی که لهجه اردلانی تفاوت‌های لغوی و دستوری با سورانی دارد.[۸۴]

جنوبی (کلهری)

گویش جنوبی:شامل لهجه‌های: کلهری، ایلامی، لکی،[۸۵] مایانی، گروسی، کردلی[۸۶] و… است که جغرافیایش در ایل‌های کرد ایران شامل استان‌های ایلام، کرمانشاه، کردستان، شمال و غرب لرستان در منطقهٔ خودمختار اقلیم کردستان عراق در شهرهای چون: خانقین، مندلی، زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن می‌باشد.

لکی

لکی: شامل لهجه‌های غیر ارگاتیو هرسینی، صحنه ای و ارگاتیو بالاوندی، عثمانوندی و جلالوندی و.. می‌شود که هرکدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. گویشوران این زبان در استانهای کرمانشاه، ایلام و لرستان و همدان زندگی می‌کنند.[۸۷] گونه‌های ارگاتیو در لکی دارای ساختار مشابه گویش اردلانی هستند.[۸۸] دانشنامه اتنولوگ و همچنین گلاتولوگ از معتبرترین دانشنامه‌های جهان، لکی را شاخه ایی از زبان‌های کُردی می‌دانند.[۸۹][۹۰] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه ایی از زبان کُردی دانسته است.[۹۱] در فرهنگ دهخدا، لکی، «لهجه ایی از زبان کُردی که مردم هرسین و کوهدشت و توابع بدان سخن گویند.» تعریف شده است.[۹۲]برخی از زبانشناسان لکی را در شاخه کردی جنوبی طبقه‌بندی کرده‌اند.[۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷][۹۸][۹۹] اطلس زبان‌های ایران لکی را شاخه‌ای از زبان کردی طبقه‌بندی کرده است.[۱۰۰] برخی از منابع زبان‌شناسی لکی را در شاخه زبان‌های کُردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند.[۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸] مهرداد ایزدی و نادر انتصار لکی را گویشی از گورانی و گورانی را زیرشاخه زبان کُردی می‌دانند.[۱۰۹][۱۱۰] فرامرز شهسواری، زبان‌شناس ایرانی لکی را زبانی جدا از زبان کردی می‌داند.[۱۱۱] ویلیام فرالی لکی را شاخه‌ای از زبان لری می‌داند.[۱۱۲]احسان یارشاطر در کتاب زبانها و لهجه‌های ایرانی، لکی را یکی از گویش‌های زبان لری می‌داند.[۱۱۳] در کتاب فرهنگ و واژه‌نامه لکی کیان به نقل از کتاب جغرافیای نظامی ایران آمده: «زبان لکی از زبان‌های فارسی قدیم ایران می‌باشد که به علت کوهستانی بودن جایگاه آن مردم، از نفوذ واژه‌های بیگانه محفوظ مانده است.»[۱۱۴] راولینسون نیز، زبان لکی را مشتق شده از فارسی باستان می‌داند.[۱۱۵]

گورانی-زازاکی

از نظر بسیاری از منابع زبان شناختی گورانی و زازا را نمی‌توان کردی شمرد اما گویشوران آنها به لحاظ قومیت خود را کُرد می‌دانند و اکثریت بزرگ آنها زبان خود را کُردی می‌دانند.[۱۱۶][۱۱۷][۱۱۸]این زبان‌ها جز شاخه زازا-گورانی از زبان‌های ایرانی شمال غربی‌اند.[۱۱۹][۱۲۰][۵۰][۵۱][۱۲۱] پیش از این بر اساس برخی نظریه‌های زبانی فرض می‌شد که زازاها و گوران‌ها مهاجرانی از سواحل دریای خزر (منطقه دیلم) هستند. با این حال، مطالعه روی دی‌ان‌ای میتوکندری (تبار مادری) و کروموزوم Y (تبار پدری) نشان داد که تفاوت ژنتیکی معناداری با مردم شمال ایران (مانند گیلک‌ها و مازندران‌ها) دارند و از سوی دیگر شباهت ژنتیکی بالایی با سایر مردم کرد دارند [۱۲۲].

گورانی و زازاکی[۱۲۳] از نظر زبان‌شناسی زبانی مستقل از کُردی به حساب می‌آیند.[۱۱۹][۱۲۰][۵۰][۵۱][۱۲۴] اما در طول سال‌ها تأثیرات متقابلی بین این دو زبان وجود داشته است.[۱۲۵] دانشوران اروپایی معتقدند که گورانی از کردی جدا است و کردی مترادف با گروه کرمانجی‌زبان (کرمانجی شمالی، مرکزی و جنوبی) است، در حالی که کردها معتقدند که زبان کردی هر یک از زبان‌های منحصربه‌فرد یا گویش‌هایی که توسط کردها گویش می‌شود و توسط گروه‌های قومی همسایه گویش نمی‌شود را در برمی‌گیرد که بحثی اجتماعی سیاسی است و چندان به زبان‌شناسی مرتبط نمی‌باشد.[۱۲۶] دانشنامه اطلس گویش‌ها نیز زازایی را زیر شاخه‌ای کردی طبقه بندی می‌کند.[۱۲۷] زبان گورانی (که شامل اورامی می‌شود) اغلب به عنوان بخشی از شاخه زازا-گورانی زبان‌های ایرانی و هندوایرانی (آریایی) طبقه‌بندی می‌شود.[۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱] اما زبان زازاکی که در قسمت‌های شمالی کردستان گویش می‌شود، هم از نظر دستوری و هم از نظر واژگان متفاوت است و به‌طور کلی توسط گویشوران گورانی قابل فهم نیست اما مرتبط با گورانی در نظر گرفته می‌شود. تقریباً همه جوامع زازاکی‌زبان،[۱۳۲] و نیز گویشوران یک زبان از نزدیک مرتبط دیگر به نام شبکی که در بخش‌هایی از کشور عراق گویش می‌شود دارد[۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵][۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸] کردها و گورانی‌ها مایلند زبان گورانی را گویشی از زبان‌های کردی بشمارند[۱۳۹][۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲] و برخی زبان‌شناسان (مانند فردیناند هنربیخلر،[۱۴۳] شیهاالسلامی،[۱۴۴] حسن‌پور،[۱۴۵] ارانسکی[۱۴۶] و خزنه‌دار[۱۴۷]) هم این دیدگاه را تایید می‌کنند؛ ولی تفاوت‌های زبان‌های زازا-گورانی و زبان‌های کردی بسیار زیاد است و برخی زبانشناسان گورانی را به عنوان گویشی کردی طبقه‌بندی نمی‌کنند.[۱۴۲] به ویژه مک‌کنزی از طرفداران این دیدگاه به شمار می‌رود.[۱۴۸] برخی هم، مانند چمن‌آرا، با رد دیدگاه مک‌کنزی آن را نه زبانی برای گفتگو بلکه زبان ادبی برساخته ساکنان زاگرس می‌دانند.[۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱]

مقایسهٔ واژگان زبان‌های کردی با زبان فارسی

شمالی (کرمانجی) میانی (سورانی) لَکی
جنوبی (کلهری) فارسی
var êware îware êware Ivār
bra bra bra bira barādar
te, tu to, tu ti te to
hesin asin asin asin āhan
erd herd zoiw zeü Zamin
êre êre êre êre inja
hingiv hengwín hangewin hesell/engoiîn angabin
Kurt kurt kull kwill kutāh
lêv lêw lêw liç,lêw lab
havi mang mang mang māh
nav naw nam naw nām
na na ne ne na
nú, nuh nwê nú nuw now
neh no nu nû noh
pardêz perdê behesht behesht pardis
spenax espenax sfenaj ısfinaj esfanāj
stêr estêre esare hesare setāre
Kiç Kiç dit düyet doxtar
dlop dlop dlop tillp/tike -

دبیره

در گذشته، زبان کردی تنها با نویسه عربی نوشته می‌شد؛ اما پس از جنگ جهانی اول و در پی جایگزینی نویسه عربی در ترکیه با نویسه لاتین، کردی نیز در این کشور با نویسه لاتین نوشته شد. غیر از این، کردهای ساکن در شوروی سابق نویسه سیریلیک به‌کار می‌بردند. هم‌اکنون در ایران و عراق کردی با نویسه عربی نوشته می‌شود.[۱۵۲][۱۵۳]

واژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان‌های کردی از ریشه‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علی‌رغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کرد زبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبان‌های خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.[نیازمند منبع]

ترتیب نحوی در زبان‌های کردی

سبک نحوی در زبان کردی (word order / syntactic typology)

جدول ترتیب نحوی در گویش‌های کردی و سومری پهلوی و زبان باسکی در زمان گذشته(ارگاتیو)

مقایسه ترتیب واژگان (SOV, OVS, V–S) در زبان‌ها
زبانمثالترجمهترتیبتوضیحمنبع
اردلانی (سنندجی)سرما دارکهٔ بردسرما درخت را (از بین) بردS–O–Vعامل‌محور، فاعل اول، مفعول بعد، تمرکز روی نتیجه عمل، ارگاتیو واقعیMackenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies, vol. 1. Oxford.
هورامیدارکه سرمای برددرخت را سرما بردV–S–Oنتیجه‌محور، مفعول غالب، فاعل ضمیر متصل، شبه ارگاتیو ضعیفMackenzie, D. N. (1966). The Dialect of Awroman. Oxford.
سورانیغرقت کردومتو من را غرق کردیV–Sمفعول غالباً ضمنی، فاعل ضمیر متصل، فروپاشی ارگاتیو، ترتیب فعل–فاعل غالبThackston, W. M. (2006). Sorani Kurdish: A Reference Grammar. Harvard.
مهابادی (کردی)اوان سیو یان لی ستاندمآنها سیب را از من گرفتندO–(V+ضمیر)–Sمفعول واقعی برجسته، فاعل آخر، نتیجه‌محور، فاقد ارگاتیو OVSÖpengin, E. (2016). The Mukri Variety of Central Kurdish. De Gruyter.
پهلویkē mard ī ahlaw rāmēnēdآن مرد نیکوکار را شادمان کندS–O–Vترتیب کلاسیک ایرانی، فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، ارگاتیو کلاسیکSkjærvø, P. O. (2009). Middle Persian. Encyclopædia Iranica.
باسکیGizona mutila ikusi duمرد پسر را دیدS–O–Vفاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، زبان ارگاتیو با مفعول برجسته در برخی افعالde Rijk, R. P. (2008). Standard Basque: A Progressive Grammar. MIT Press.
سومری𒀀𒇉𒈠𒌉𒋼 (lu₂-e e₂ mu-un-du₃)مرد خانه را ساختS–O–Vفاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، برجسته‌سازی مفعول در جملات تاریخی، ارگاتیو کلاسیکFoxvog, D. (2011). Introduction to Sumerian Grammar. UC Berkeley.

وقتی زبان‌شناسان دربارهٔ فاعل، مفعول و فعل و ترتیب آن‌ها صحبت می‌کنند، معمولاً به آن سبک نحوی (word order / syntactic typology) می‌گویند.

این سبک نحوی مشخص می‌کند جمله‌ها در زبان عامل‌محور (agent-focused / SOV) هستند یا نتیجه‌محور (patient/result-focused / OVS) یا حتی فعل‌محور (V–S–O).

بنابراین ترتیب S, O، V و نحوهٔ برجسته شدن هر نقش، بخشی از تحلیل سبک نحوی زبان است.

ترتیب واژگان (فاعل – مفعول – فعل) در زبان‌ها

در بسیاری از زبان‌ها ترتیب واژگان نشان‌دهنده تمرکز جمله و نحوه برجسته‌سازی فاعل یا مفعول است:

SOV (فاعل–مفعول–فعل): رایج در زبان‌های قدیمی و عامل‌محور، مانند اکثر گویش‌های کردی سنتی، پهلوی، سومری و باسکی. فاعل در ابتدا آمده، مفعول وسط و فعل آخر. این ترتیب معمولاً قدرت فاعل را برجسته می‌کند.

OSV (مفعول–فاعل–فعل): در برخی گویش‌ها برای برجسته‌کردن نتیجه یا مفعول ممکن است دیده شود، اما در اکثر گویش‌های کردی رسمی کمتر رایج است.

V–S–O یا V–S: در زبان‌هایی که نتیجه‌محور هستند یا ارگاتیو ضعیف دارند (مثلاً هورامی یا سورانی)، فعل اول می‌آید، فاعل ممکن است ضمنی باشد و مفعول واقعی مشخص نیست. این ترتیب تمرکز بر عمل یا نتیجه دارد.

وضعیت زبان‌ها در جدول:

اردلانی (سنندجی): SOV – عامل‌محور، سرما فاعل است و دارکه مفعول واقعی. مفعول گاهی برجسته می‌شود، ولی ترتیب کلاسیک عامل‌محور است.

هورامی: OSV یا V–S – نتیجه‌محور، فاعل ضمیر متصل، مفعول واقعی گاهی مشخص نیست.

سورانی: V–S – شبه تحلیلی، فاعل ضمیر متصل، مفعول واقعی غالباً ضمنی.

مهابادی (کردی): O–(V+ضمیر)–S – ترکیبی از مفعول برجسته و فاعل آشکار، تحلیل ارگاتیو دشوار.

پهلوی: SOV – عامل‌محور کلاسیک، فاعل و مفعول مشخص.

باسکی: SOV – با ارگاتیو، فاعل و مفعول مشخص، مفعول در برخی حالت‌ها برجسته می‌شود.

سومری: SOV – عامل‌محور، مفعول گاهی برجسته، فاعل معمولاً وسط.

عامل‌محور (SOV): اردلانی، پهلوی، باسکی، سومری

نتیجه‌محور / شبه تحلیلی (V–S / V–S–O): هورامی، سورانی، مهابادی

آواها

زبان کردی دارای ۸ حرف صدادار است:

کردیaeêiîouû
فارسیآ (مثل آرام)ا مثل اشکا مثل امروزای کوتاه (در فارسی معادل ندارد)ای (مثل ایلام)اُ (مثل اُردک)او کوتاه (در فارسی معادل ندارد)او (مثل دوست)

و نیز دارای ۲۳ حرف بی‌صدا است:

کردیbcçdfghjklmnpqrsştvwxyz
فارسیبجچدفگهژکلمنپقرسشتو «ڤ در نگارش جدید عربی (توجه: ف با سه نقطه روی آن» ، [مثل very یا violin])و (به گونه‌ای که در عربی تلفظ می‌شود) (مثل window)خی (مثل یاور)ز

تحولات واجی در گویشهای کردی


تحولات واجی در زبان های کردی
کدهای زبان
ایزو ۳–۶۳۹–
به مجموعه‌ای از دگرگونی‌های آوایی گفته می‌شود که در برخی گونه‌های کردی سورانی، و کرمانجی به‌ویژه گونهٔ مهابادی (موکریانی)، در مقایسه با گونه‌هایی مانند اردلانی و هورامی مشاهده می‌شود. گویش‌های کردی در طول تاریخ مسیرهای متفاوتی از تحول واجی را پیموده‌اند و برخی گونه‌ها ویژگی‌های محافظه‌کارانه‌تر و برخی دیگر نوآوری‌های بیشتری نشان می‌دهند.[۱۵۴][۱۵۵]

کامی‌شدگی همخوان‌ها در سورانی

یکی از فرایندهای مهم در تحول واجی زبان‌های ایرانی، کامی‌شدگی (Palatalization) است؛ یعنی تغییر محل تولید همخوان‌های پس‌کامی به سمت بخش جلویی دهان. این پدیده در شماری از گویش‌های ایرانی و کردی مشاهده می‌شود.[۱۵۶]

 تحول g → j

در داده‌های گویشی مهابادی،و کرمانجی نمونه‌هایی از تبدیل همخوان نرم‌کامی /g/ به واج کامی‌تر /j/ گزارش می‌شود:جان در کرمانجی جیان در مکریانی

اردلانیسورانی مهابادیمعنی
giyānjiyānجان، روح
gûyjûyگوش دادن
girfānjirfānجیب

این تغییر را می‌توان در چارچوب کامی‌شدگی همخوان‌ها بررسی کرد.[۱۵۷]

  تحول w → m

در برخی واژه‌ها، نیم‌واکهٔ لبی /w/ به همخوان دولبی /m/ تبدیل شده است.

صورت قدیمی‌ترسورانی و کرمانجیمعنی
zuwānzimanزبان

این نمونه نشان‌دهندهٔ تغییر /w/ به /m/ در مسیر تحول برخی واژه‌های ایرانی است که در اردلانی و کلهری و لکی، هورامی و زازایی زوان می باشد و تغییری نکرده است.[۱۵۸]


تحول k → č

در برخی داده‌های گویشی، تغییر همخوان /k/ به واج کامی /č/ دیده می‌شود:

اردلانیسورانی مهابادیمعنی
KoeChoiکجا

این فرایند از نظر آوایی با جلوآمدگی محل تولید همخوان ارتباط دارد.[۱۵۹]

تغییر واک‌داری همخوان‌های سایشی در سورانی و کرمانجی

š → ž

در برخی واژه‌ها، همخوان بی‌واک /š/ به همخوان واک‌دار /ž/ تبدیل شده است:

شمـ / šm → ژمـ / žm اردلانی: شمرین سورانی: ژماردن / ژمێردن شنـ / šn → ژنـ / žn

اردلانیسورانی مهابادیمعنی
šmardīn / ašmardīnžmārdin / žmêrdinشمردن

این تغییر از نظر آوایی میان دو واج نزدیک از نظر محل تولید رخ می‌دهد و تفاوت اصلی در ویژگی واک‌داری است و به نسبت در اردلانی و کلهری و هورامی کمتر دیده می شود.[۱۶۰]

تضعیف همخوان‌ها در گویشهای سورانی و مکری مهابادی و اربیلی

č → ž

در برخی واژه‌ها، همخوان انسدادی-سایشی /č/ به همخوان سایشی /ž/ تبدیل شده است:

اردلانیسورانی مهابادیمعنی
holûčeholûžeآلوچه
kečkîžدختر

این نوع تغییر در زبان‌شناسی تاریخی با عنوان تضعیف همخوان (Lenition) بررسی می‌شود.

   تغییر همخوان‌های نرم‌کامی 

تحول x/ɣ → k

در برخی داده‌های گویشی سورانی مهاباد سلیمانی و اربیلی، جانشینی همخوان‌های سایشی نرم‌کامی /x/ و /ɣ/ با همخوان انسدادی /k/ گزارش شده است.

کلهریسورانی مهابادیمعنی
xarkarخر

این نوع جانشینی را می‌توان در چارچوب سازگاری واجی و تحول همخوان‌های نرم‌کامی بررسی کرد.[۱۶۱]

تغییر واج‌های سایشی

  تحول z → ž

در برخی واژه‌ها، همخوان /z/ به /ž/ تبدیل شده است.

شکل قدیمی‌ترسورانیمعنی
غزال ġazālکژال kažālغزال

در این نمونه علاوه بر تغییر z → ž، جانشینی همخوان آغازین نیز مشاهده می‌شود و از این رو این واژه نمونه‌ای از چند تحول هم‌زمان به شمار می‌رود.[۱۶۲]

تغییر همخوان‌های خیشومی

تحول m → n

در برخی داده‌های گویشی مهابادی، همخوان دولبی /m/ به همخوان لثوی /n/ تبدیل شده است.

پهلویسورانی مهابادیمعنی
bāmbānپشت‌بام

این نوع تغییر را می‌توان در چارچوب دگرگونی همخوان‌های خیشومی بررسی کرد، هرچند گستره و نظام‌مندی آن نیازمند بررسی بیشتر در داده‌های گویشی است.[۱۶۳]

تغییرات همخوان‌های لبی

   m → w 

در برخی واژه‌ها تغییر همخوان دولبی /m/ به واج لبی-غلتان /w/ دیده می‌شود:

صورت قدیمی‌تر در اردلانی و هورامیسورانی مهابادیمعنی
nāmnāwنام
mihmānmîwānمهمان
zemsanzostanزمستان
salāmsalāwسلام

تغییرات میان همخوان‌های لبی در شماری از زبان‌های ایرانی سابقه دارد و در گویش‌های مختلف با شدت متفاوت دیده می‌شود.[۱۶۴]


   f → w 

نمونه‌های دیگری از تغییرات لبی:

اردلانیسورانی مهابادیمعنی
kftnkutanافتادن
hafthwtهفت
kîfkîwکوه
sîfsîwسیب
  بی‌واک‌شدگی 

در برخی نمونه‌ها، همخوان‌های واک‌دار به بی‌واک تبدیل شده‌اند:

  • temîz → temîs «تمیز»
  • Mahābād → Mahābāt (در برخی تلفظ‌های محلی)

این فرایند در زبان‌شناسی با عنوان بی‌واک‌شدگی (Devoicing) شناخته می‌شود.

تحول j → ž

در برخی واژه‌ها نزدیک شدن واج /j/ به /ž/ مشاهده می‌شود:

اردلانیسورانی مهابادیمعنی
jwanžwanجوان

بررسی داده‌های مقایسه‌ای میان سورانی مهابادی، اردلانی و هورامی نشان می‌دهد که در برخی حوزه‌های واجی، سورانی مهابادی تغییراتی مانند:

  • کامی‌شدگی: g → j و k → č
  • تغییر واک‌داری: š → ž
  • تضعیف همخوان‌ها: č → ž
  • تغییرات لبی: m → w و f → w
  • بی‌واک‌شدگی: z → s و d → t

را نشان می‌دهد.

این تفاوت‌ها می‌توانند حاصل تحول درونی زبان، تغییرات طبیعی واجی و در برخی مناطق تحت تأثیر تماس زبانی باشند. پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی کردی بر اهمیت بررسی جداگانهٔ هر گویش در مسیر تحول تاریخی آن تأکید دارند.[۱۶۵]


مقایسه تطبیقی اعداد در کردی و زبان‌های ایرانی غربی

یک مطالعهٔ زبان‌شناختی تطبیقی است که سیستم شمارش زبان کردی (هر دو گونهٔ کرمانجی و سورانی) را با سایر زبان‌های ایرانی غربی مقایسه می‌کند.

رده‌بندی زبان‌های ایرانی نو همواره یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث زبان‌شناسی تاریخی بوده است. زبان کردی، که غالباً در شاخهٔ شمال‌غربی زبان‌های ایرانی جای می‌گیرد، عناصر قوی‌ای از زبان‌های جنوب‌غربی را در خود حفظ کرده است.[۱۶۶]

پژوهشگران متعددی کردی را زبانی با جایگاه میانی (intermediate position) میان دو شاخهٔ شمال‌غربی و جنوب‌غربی توصیف کرده‌اند.[۱۶۶] مارتین ون بروینسن و دیوید نیل مک‌کنزی بر وجود «عنصر قوی جنوب‌غربی ایرانی» در کردی تأکید کرده‌اند.[۱۶۷][۱۶۸]

در این مقایسه، تمرکز بر کهن‌ترین و مقاوم‌ترین بخش زبانی یعنی سیستم شمارش است. اعداد کردی (کرمانجی و سورانی) با زازایی، تاتی هرزندی، تالشی شمالی، پارتی اشکانی (نمونه شمال‌غربی کهن) و پهلوی ساسانی (نمونه جنوب‌غربی میانه) مقایسه شده است.

جدول تطبیقی اعداد ۱ تا ۲۰

عددکرمانجیسورانیزازاییتاتی هرزندیتالشی شمالیپارتی (اشکانی)پهلوی ساسانی
۱yekyek (یەک)yoiiēwēw
۲dudû (دوو)dıdedədōdō
۳sêsê (سێ)hêrheresehrēsē
۴çarçwar (چوار)çarčöçočafārčahār
۵pêncpênj (پێنج)pêncpinǰpinjpanǰpanj
۶şeşşeş (شەش)şeşšošşəşšwah / šaššaš
۷heftheft (حەفت)hewthofthafthafthaft
۸heştheşt (هەشت)heşthašthašthašthašt
۹nehneh (نۆ)newnovnovnahnōh
۱۰dehdeh (دە)desdodahdasdah
۱۱yazdehyazdeh (یازدە)des û yodoh-o-idah-o-idas ēw (تحلیلی)yāzdah
۱۲dwazdehdwazdeh (دوازدە)des û dıdoh-o-dedah-o-dədas dō (تحلیلی)dwāzdah
۱۳sêzdehsêzdeh (سێزدە)des û hêrdoh-o-heredah-o-sedas hrē (تحلیلی)sēzdah
۱۴çardehçwardeh (چواردە)des û çardoh-o-čördah-o-çodas čafār (تحلیلی)čahārdah
۱۵panzdehpanzdeh (پانزدە)des û pêncdoh-o-pinǰdah-o-pinjdas panǰ (تحلیلی)panzdah
۱۶şanzdehşanzdeh (شانزدە)des û şeşdoh-o-šošdah-o-şəşdas šwah (تحلیلی)šazdah
۱۷hivdehhivdeh (حەڤدە)des û hewtdoh-o-hoftdah-o-haftdas haft (تحلیلی)hafdah
۱۸hejdehhejdeh (هەژدە)des û heştdoh-o-haštdah-o-haštdas hašt (تحلیلی)haždah
۱۹nozdehnozdeh (نۆزدە)des û newdoh-o-novdah-o-novdas nah (تحلیلی)nōzdah
۲۰bîstbîst (بیست)bîstvistvistwistwist

نکته: در پارتی اشکانی، اعداد ۱۱–۱۹ به صورت تحلیلی (additive) از ارقام پایه ساخته می‌شوند.[۱۶۹]


الگوی اعداد ۱۱ تا ۱۹

الگوی فشرده (compounded) در هر دو گونهٔ کردی (کرمانجی و سورانی) و پهلوی ساسانی دیده می‌شود،[۱۷۰] در حالی که الگوی تحلیلی در زازایی، تاتی و تالشی غالب است.[۱۷۱][۱۷۲]

این هم‌راستایی قوی کردی با پهلوی ساسانی، آن را به شاخهٔ جنوب‌غربی نزدیک‌تر نشان می‌دهد.

تحولات آوایی

تفاوت‌هایی مانند حفظ همخوان h در عدد ۳ در زازایی و تاتی، یا تبدیل w به b در عدد ۲۰ در کردی، مسیرهای تکاملی متفاوت را نشان می‌دهد.

قرابت تاتی و تالشی

این دو زبان در نظام شمارش بسیار نزدیک به پارتی هستند.[۱۷۳]

جایگاه کردی در خانواده زبان‌های ایرانی

کردی علی‌رغم طبقه‌بندی سنتی شمال‌غربی، شباهت‌های ساختاری قابل توجهی با زبان‌های جنوب‌غربی دارد. مک‌کنزی تأکید کرده است که «اگرچه کردی در شخصیت خود شمال‌غربی ایرانی است، اما وجوه اشتراک زیادی با جنوب‌غربی ایرانی دارد».[۱۷۴][۱۷۵]

بررسی تطبیقی سیستم شمارش نشان می‌دهد که کردی (هم کرمانجی و هم سورانی) در این بخش بنیادین، به پهلوی ساسانی نزدیک‌تر است تا به الگوی شمال‌غربی کهن. این یافته بر وجود لایه‌های جنوب‌غربی قوی در زبان کردی تأکید دارد.


اعداد پایه در گویش هورامی (اورامی) به صورت زیر ثبت شده‌اند:[۱۷۶]

عددهورامی
۱yo
۲dū
۳yarê (yerî) ارمنی یریک عدد۳
۴çwar
۵panj
۶şaş
۷ḥawt (مانند سورانی)
۸haşt
۹noh
۱۰da
۱۱yanzda
۱۲dwanzda
۱۳senzda
۱۴çwarda
۱۵panzda
۱۶şanzda
۱۷ḥawda (مانند سورانی)
۱۸hažda
۱۹nozda
۲۰wīs

صورت yarê برای عدد «۳» از ویژگی‌های کهن هورامی است و با صورت‌های پارتی hrē، زازایی hêr و تاتی here قابل مقایسه است، در حالی که اعداد ۱۱ تا ۱۹ همچنان الگوی فشردهٔ ایرانی کردی و فارسی میانه (yanzda, dwanzda و ...) را حفظ کرده‌اند.[۱۷۷]

ساختار

ضمیر

ضمیرهای شخصی

کورمانجی سُورانی فارسی
ez min man
tu to to
ew ew u
em ême mā
hûn êwe şoma
ew ewan ioin
min min mi(n)
te to tû
wî ew io
wê ew io
me ême îme
we êwe hûme
wan ewan ioin /yioin

ضمیرهای اشاره

ضمیرهای اشاره

آلمانی کورمانجی سُورانی کَلهری پارسی زازاکی
نام‌ها
.dieser, diese, diese pl ev em ev ye, yioine/ioine in, işān / inhā ı)no, (ı)na, (ı)nê)
آلمانی کورمانجی سُورانی کَلهری پارسی زازاکی
حالت‌ها
diesem vî em ev ye in ı)ney)
dieser vê em ev ye in ı)naye)
diese, diesen van em ev yioine/ioine işān / inhā ı)ninan)

ضمیرهای پسوندی

در سورانی و کلهری ضمیرهای پسوندی مانند فارسی هستند. آن‌ها در انتهای کلمه قرار گرفته و دو کلمه را به هم پیوند می‌دهند؛ مثلاً:

فارسی سُورانی کرمانشانی لَکی
Xane Mal Mal Mal
Xaneam Malem Malem Malem

ضمیرهای پسوندی:

فارسی سُورانی و کلهری کرمانشانی اردلانی
قطعی پس‌آوا نامعین معین نامعین معین
am- em- m- ekem- ekêm- ekem- ekem-
at- et- t- eket- ekêt- eket- eket-
ash- î- y- ekî- ekêy- ekeîş- ekey-
man- man- man- ekeman- ekêman- ekeman- ekeman-
tan- tan- tan- eketan- ekêtan- eketan- eketan-
shan- yan- yan- ekeyan- ekêyan- ekeişyan- ekeyan-

نمونه‌هایی برای حالت مفرد ("Kur" در کردی یعنی پسر):

فارسی سُورانی و کَلهری کرمانشانی اردلانی
قطعی نامعین معین نامعین معین
Pesaram Kurem Kurekem Kurrekêm Kurekem Kurekem
Pesarat Kuret Kureket Kurekêt Kureket Kureket
Pesarash Kurî Kurekî Kurekêy Kurekeîş Kurekey
Pesarman Kurman Kurekeman Kurekêman Kurekeman Kurekeman
Pesartan Kurtan Kureketan Kurekêtan Kureketan Kureketan
Pesarshan pl. Kuryan Kurekeyan Kurekêyan Kurekeişyan Kurekeyan

نمونه‌هایی برای حالت جمع:

فارسی سُورانی و کَلهری کرمانشانی اردلانی
قطعی نامعین معین نامعین معین
Pesaranam Kuranem Kurekanem Kurekanêm Kurekanem Kurekanêm
Pesaranat Kuranet Kurekanet Kurekanêt Kurekanet Kurekanêt
Pesaranash Kuranî Kurekanî Kurekanêy Kurekanîş Kurekanêy
Pesaranman Kuranman Kurekanman Kurekanêman Kurekanman Kurekanêman
Pesarantan Kurantan Kurekantan Kurekanêtan Kurekantan Kurekanêtan
Pesaranshan pl. Kuranyan Kurekanyan Kurekanêyan Kurekanişyan Kurekanêyan

اضافه

در کردی هم مانند دیگر زبان‌های ایرانی «اضافه» وجود دارد.

آلمانی کورمانجی سُورانی کرمانشانی فارسی
Haus Mal Mal hin hên Mal
Mein Haus Mala min Malî min hin mi Male man

شکل اضافه در کردی بسیار شبیه فارسی است؛ تنها در گویش کرمانجی هنگامی که اضافه مفرد باشد، بسته به اینکه اضافه مذکر باشد یا مؤنث به ترتیب پس از آن «ê» یا "a" می‌آید.

شکل‌های «اضافه» در زبان کردی:

کورمانجی سُورانی کرمانشانی
حالت‌ها مفرد مذکر مفرد مؤنث جمع مفرد مذکر مفرد مؤنث جمع مفرد مذکر مفرد مؤنث جمع
پسوند اضافه -ê -a -ên -î -î -anî -î -î -anî

در مثال‌های زیر پسوند اضافه پررنگ آورده شده است. در زبان کردی خواندگار به معنی شاگرد و مامُستِه به معنی آموزگار است.

کورمانجی سُورانی کرمانشانی معنی
xwendekar-ê mamoste xwendekar-î mamoste xwendekar-î mamoste shagerd-e amuzgar
xwendekar-a mamoste - - shagerd-e amuzgar
xwendekar-ên mamoste xwendekar-anî mamoste xwendekar-anî mamoste shagerd-ane amuzgar
xwendekar-ên mamoste-yan xwendekar-anî mamoste-yan xwendekar-anî mamoste-yan shagerd-ane amuzgar-an

همان‌طور که مشاهده شد در همهٔ گویش‌ها کلمه آموزگار بی‌جنسیت بود و تنها در گویش کرمانجی هنگامی که شاگرد مفرد بود، جنسیت آن تعیین‌کنندهٔ پسوند پس از آن بود.

مثال‌هایی دیگر:

کورمانجی سُورانی کرمانشانی معنی
Xwendekar-ê mamoste baş e Xwendekar-î mamoste baş e Xwendekar-î mamoste xas e Shagerd-e amuzgar xub ast
Ew xwendekar-ê mamoste dibîne Ew xwendekar-î mamoste debîne Ewe xwendekar-î mamoste wînûd U shagerd-e amuzgar (ra) binad
Bide Xwendekar-ê mamoste Bide Xwendekar-î mamoste Bide Xwendekar-î mamoste Bede shagerd-e amuzgar
Xwendekar-ê mamoste bide Xwendekar-î mamoste bide Xwendekar-î mamoste bide shagerd-e amuzgar bede

گذشته

در کرمانجی بر خلاف دیگر زبان‌های هندواروپایی، شکل گذشته فعل بستگی به این دارد که فعل لازم است یا متعدی. در این نمونه با توجه به اینکه «دیدن» متعدی است و «رفتن» لازم شکل گذشتهٔ آن‌ها در گویش کرمانجی با هم تفاوت دارد.

کورمانجی سُورانی اردلانی کرماشانی لکی فارسی
Min tu dîtî Min to dîtim men tom dî Mi ti dîm Mi tûnim dî Man to (ra) dîdam
کورمانجی سُورانی کرماشانی لکی فارسی
Ez çûm Min çûm Mi çîm Mi çîm Man raftam

حال

در زبان کردی در گویشهای کرمانجی و سورانی زمان حال با پیشوند «د» ساخته می‌شود؛ مانند فارسی پس از «د» ریشه فعل و پس از آن پسوند شخصی می‌آید (مثلاً مانند زبان فارسی برای اول شخص پسوند «م» می‌آید). در گویش جنوبی -همچنین در چندین لهجه از گویش‌های مرکزی و شمالی- پیشوند «د» نادیده انگاشته می‌شود و گویش لکی «مَ» استفاده می‌شود، در گویش اردلانی پیشوند «ا» برای فعلها استفاده می‌شود که در پارسی باستان و تعداد زیادی از فعلهای پارسیگ ساسانی نیز استفاده می‌شد.

برای نمونه فعل رفتن که ریشه آن در زبان‌های کردی‌تبار «ç» است، چنین صرف می‌شود:

نمونه‌های دیگری از اول شخص مفرد در پی می‌آید. زیر ریشه فعل‌ها خط کشیده شده است.

کورمانجی سُورانی لکی کرماشانی اردلانی فارسی
Ez dikim Min dekim Mi mekim Mi kim men akam Man konam
Ez dixwm Min dexom Mi mexwm Mi xwm men axwm Man xoram
Ez digirim Min degirim Mi megirim Mi girim men aigrm Man guyam
Ez dizanim Min dezanim Mi mezanim Mi zanim men azanm Man danam
Ez dêm Min dim Mi meêm Mi tîêm men têm Man ayam
Ez dikujim Min dekujim Mi mekujim Mi kush

im

men aikujem Man kusham
Ez dimirim Min demirim Mi memirim Mi mirim men amrem Man miram
Ez dijîm Min dejîm Mi mejîm Mi jîm men ajim Man ziyam
Ez digrîm Min degrîm Mi megrîm Mi grîm men agerim Man geryam

استثنائاً از آنجا که تلفظ «de-ê-im» دشوار است، «têm» تلفظ می‌شود.

در گویش کلهری واژه jin وجود ندارد و تبدیل به (زنی) زنده شده است البته در پارسی باستان واژه jīvā به معنی زندگی وجود داشته که در سورانی و اردلانی ژیا، ژین žia, žina و همچنین معادل پارسیگ ساسانی زنده (زندگ) آن در کرمانجی زندی (zindi)، در سورانی زیندو(zindu)، در اردلانی زندگ یا زنگ zindg می‌باشد.[۱۷۸]

در گویش سورانی خوشه آوایی xw به صورت xo تلفظ می‌شود.

فرمان دادن

در زبان کردی مانند پارسی با پیشوند «ب» دستور داده می‌شود. در آغاز پیشوند ب می‌آید و سپس ریشه فعل:

کورمانجی سُورانی فارسی
Bike! Bike! bekon
Bixw! Bixw! bexor
Bigire! Bigire! Begu
Biçe! Biçe! bero
Bizane! Bizane! bedan
Bê! Bê! bia
Bikuje! Bikuje! bekosh
Bimire! Bimire! bemir
Bijî! Bijî! bezî
Bigrî! Bigrî! begery

مقایسه زمان‌ها در گویش‌های مختلف کردی

Erkewazî Ardalanî Kermanshani Soranî Kurmancî Hewramî English
me hatim men hatm mi hatim min hatim ez hatim - I came
me xwem/xwerim men aexwm mi xwem min exwem/dexom ez dixwim min meweru I eat
mi nan xwardim men nanm xward mi nan xwardm min nan xwardm min nan xward - I ate the meal
mi nan xwem men nan axwm mi nan xwem min nanê dixwim ez nanê dixwim - I am eating the meal
me nan xwardisim men nanm xward mi nan xwardêam min nan dexwardm min nan dixward - I was eating the meal
me hatimow men hatma mi hatime min hatûme ez hatime - I have come
me hatüm men hatüm mi hatüm min hatibûm ez hatibûm - I had come


جدول جامع تطبیقی واژه‌بست‌های ضمیری (گذشتهٔ متعدی)

واژه‌بست‌های ضمیری در گذشتهٔ متعدی (ارگاتیو) در گویش‌های کردی و پهلوی
شخص پهلوی اشکانی پهلوی ساسانی کرمانجی (بادینانی) کرمانجی (بوتانی) کرمانجی (سوران-مرزی) سورانی (مرکزی) هورامی (اورامان تخت) هورامی (لهون) هورامی (پاوه) اردلانی
۱ مفرد -m / -am-m / -am-im / -m-im-im-im / -m-m / -im-m-m-m / -im
۲ مفرد -t / -at-t / -at-î / -t-î-î-it / -t-t-t-t-t
۳ مفرد -š-š-ê-e / -ê-ê-î / -y-š-š-š-š / -y
۱ جمع -mān-mān-in / -man-man-in-mān / -in-mā-mā / -mān-mā-mān
۲ جمع -tān-tān-in / -tan-tan-in-tān / -in-tā-tā / -tān-tā-tān -
۳ جمع -šān-šān-in / -wan-wan-in-yān-šā / -šān-šān-šā-yān (اصلی) / -šān (تأکیدی)

ساخت اضافه (Ezafe) در زبانهای کردی

زبان کردی
Default
  • زبان‌های کردی
کدهای زبان
ایزو ۳–۶۳۹–

ساخت اضافه (Ezafe) یکی از ویژگی‌های بارز زبان‌های ایرانی غربی است که برای پیوند هستهٔ اسمی با وابسته‌های پسین (مانند صفت، مضاف‌الیه یا مکمل) به کار می‌رود. این ساخت در سه گویش اصلی کردی — سورانی، اردلانی و کرمانجی — تجلی‌های متفاوتی دارد که هر یک نمایندهٔ مرحله‌ای از تحول تاریخی این پدیدهٔ زبانی است.

۱. ساخت اضافه در گویش‌های کردی 
 ۱.۱. سورانی (کردی مرکزی)

در گویش سورانی، نشانهٔ اضافه به صورت واژبست «ی-» (i/y-) ظاهر می‌شود که به هستهٔ اسمی متصل می‌شود و کاربرد آن اجباری است. این نشانه در تمام بافت‌های معرفه و نکره به یکسان عمل می‌کند.[۱۷۹]

نمونه‌های ساخت اضافه در سورانی
ویژگیمثالترجمه
اسم + صفتpyaw-i cakمرد خوب
اسم + مضاف‌الیهjega-y pasaجای پادشاه
اسم + ضمیر ملکیjega-y minجای من

نکتهٔ قابل توجه در سورانی، وجود تک‌آواگون (allomorphy) در نشانهٔ اضافه است: در گروه اسمی نکره به صورت y- و در گروه اسمی معرفه به صورت a- ظاهر می‌شود.[۱۷۹]

   ۱.۲. اردلانی (سنندجی) 

گویش اردلانی که در سنندج و حومه رایج است، برخلاف سورانی، فاقد واژبست «ی-»ی اضافه‌ای است و تنها از دو لایه برای بیان رابطهٔ ملکی و وصفی بهره می‌برد:[۱۸۰][۱۸۱]

  • لایهٔ باستانی (هم‌نشینی محض – Juxtaposition):
    • الگو: هسته + وابسته (بدون هیچ رابط یا نشانه‌ای)
    • کاربرد: عمدتاً برای روابط مالکیت ذاتی (خویشاوندی، اعضای بدن) و بافت‌های نکره/عمومی
    • مثال: منال من = «بچهٔ من»، ماڵ عهلی = «خانهٔ علی»، کتاو خوێندن = «کتاب خواندن»
  • لایهٔ میانه (رابط مستقل «کی» – ke):
    • الگو: هسته + رابط مستقل «کی» + وابسته
    • کارکرد: رابطی با هویت موصولی-ارجاعی که در بافت‌های معرفه/مشخص به‌کار می‌رود
    • مثال: منال کی من = «آن بچه‌ای که مال من است»، ماڵ کی عهلی = «آن خانه‌ای که متعلق به علی است»

> نکتهٔ کلیدی: «کی» در اردلانی ماهیت موصولی و معرفه‌ساز دارد و با نشانهٔ نکره ناسازگار است؛ به همین دلیل ساخت *یه‌ک منداڵ کی من نادستورمند است. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که در اردلانی، نشانهٔ اضافه در بافت‌های معرفه از i- به a- تغییر می‌کند.[۱۸۲]

   ۱.۳. کرمانجی (کردی شمالی) 

گویش کرمانجی پیچیده‌ترین نظام اضافه را در میان گویش‌های کردی دارد، زیرا نشانهٔ اضافه در این گویش برای جنس، شمار و معرفگی صرف می‌شود:[۱۷۹]

نشانگرهای اضافه در کرمانجی
حالتنشانهٔ اضافه
مذکر مفرد-e
مؤنث مفرد-a
جمع-en / -et

مثال‌ها:

  • kuqik-ek-i mezin «سگ بزرگی»
  • kuqik-ek-i mezin a res «سگ بزرگ سیاهی»
  • zilam-e li ber deri «مرد جلوی در»
  تحلیل مکنزی درباره ساخت اضافه کرمانجی

دیوید نیل مکنزی استدلال می‌کند که نظام اضافه در کرمانجی نمونه‌ای از حفظ ویژگی‌های کهن در قالبی نو است و تمایزهای جنسیت و حالت را در نشانگرهای اضافه ادغام کرده است.[۱۸۳]

   ۲. بررسی تطبیقی با شاخه زازا-گورانی (هورامی و زازایی) 
   ۲.۱. ساخت اضافه در هورامی 

در هورامی، نشانه اضافه به صورت تغییر مصوت پایانی هسته بر اساس جنسیت ظاهر می‌شود (مانند -i برای مذکر و -o/-u/-e برای مؤنث).[۱۸۴]

   ۲.۲. همگرایی اردلانی با زازایی و هورامی

در زازایی، مطابقهٔ وصفی با جنس مؤنث با پسوند -a دیده می‌شود (Kênaya xase). اردلانی نیز در ترکیباتی مانند کنیشکه خاسه این الگوی باستانی را حفظ کرده است، در برابر کوره خاصه برای مذکر. این پدیده به عنوان یک فسیل زبانی قابل تحلیل است.[۱۸۵]

  ۳. ریشه‌شناسی 

ریشهٔ اضافه به ضمیر موصولی hya در فارسی باستان بازمی‌گردد که به تدریج به یک نشانگر نحوی تبدیل شد.[۱۸۶]

مسیر تحول: hya → i → -e / -i / -y

عوامل پیدایش (دلایل درون‌زبانی)

  1. فروپاشی نظام حالت‌های تصریفی: ایرانی باستان دارای هشت حالت دستوری (رفعی، اضافی، مفعولی، ...) بود. با از میان رفتن این نظام در ایرانی میانه، زبان به مکانیسم‌های تحلیلی جایگزین برای بیان روابط نحوی نیاز پیدا کرد. ساخت اضافه دقیقاً برای جبران این خلأ پدید آمد و کارکرد حالت اضافی (Genitive) و صفت را بر عهده گرفت.[۱۸۶]
  2. دستوری‌شدگی (Grammaticalization): ضمیر موصولی در ابتدا کارکرد ارجاعی داشت، اما به تدریج این کارکرد را از دست داد و به یک نشانگر صرفی-نحوی (Ezafe) تبدیل شد که صرفاً برای نشان دادن وابستگی نحوی به کار می‌رود. پژوهشگران این فرایند را نمونه‌ای از «دستوری‌شدگی» می‌دانند که در آن یک عنصر مستقل به یک تکواژ وابسته (واژبست) تبدیل می‌شود.[۱۸۶] در زبان‌شناسی شناختی، این فرایند به عنوان «ذهنی‌سازی» (subjectification) تحلیل شده است که طی آن ضمیر موصولی به عنصری برای نمایش رابطهٔ انتزاعی میان دو موجودیت تبدیل شده است.[۱۸۷]
  3. عامل تماس زبانی (زیرلایهٔ ایلامی): برخی پژوهشگران معتقدند تماس با زبان‌های غیرهندواروپایی هم‌سایه، به‌ویژه ایلامی که دارای ترتیب «هسته+وابسته» بوده، به عنوان کاتالیزور سرعت تثبیت ساخت اضافه را در غرب فلات ایران افزایش داده است. با این حال، خود ساخت اضافه زاییدهٔ تحولات درون‌زبانی ایرانی است، نه وام‌گیری از ایلامی.[۱۸۶]


ریشه یابی رنگ ها در زبانهای کردی

   واژه‌های «شین» و «کبود»   آبی تیره

ریشه‌یابی رنگ‌ها در زبان کردی به بررسی تاریخی و زبانی واژگان مرتبط با رنگ‌ها، به‌ویژه «شین» (آبی) و «کبود» (کبود/آبی تیره)، در کردی و دیگر زبان‌های ایرانی می‌پردازد. این موضوع نشان‌دهندهٔ لایه‌بندی زبانی شاخه‌های غربی و شرقی ایرانی است.

زمینه تاریخی

سکاها (Scythians)، مردمانی ایرانی‌تبار با زبان شرقی ایرانی، در سدهٔ هفتم پیش از میلاد به غرب ایران (مناطق ماننا، آذربایجان، قفقاز و آناتولی) نفوذ کردند.

لایهٔ پنهانِ تاریخیِ واژه شین و کبود در گویشهای کردی

۱. سکاهای غرب (سکاهای هم‌مرز با ماد)

بسیاری سکاها را تنها به آسیای میانه و شرق نسبت می‌دهند در حالی که منابع آشوری، اورارتویی و یونانی از حضور قدرتمند سکاها (ایشکوزا) در غرب ایران، از جمله در منطقهٔ ماننا (جنوب دریاچه ارومیه) و قفقاز جنوبی در سدهٔ هفتم پیش از میلاد خبر می‌دهند. این سکاها با مادها هم‌پیمان و گاه رقیب بودند و تا مرزهای آناتولی پیش رفته بودند.

۲. سازوکار انتقال واژهٔ «اَخْشَئِنا» (Axšaēna)

· در اوستا، واژهٔ «اَخْشَئِنا» دقیقاً به معنای «تیره‌رنگ» (مایل به کبود/سیاه) است. · این واژه در زبان سکایی (که شاخه‌ای از ایرانیِ شرقیِ شمالی است) رواج داشته است. · همین سکاهای غربی بودند که این نام را بر دریای سیاه (Pontos Axeinos) نهادند و یونانیان آن را از ایشان وام گرفتند.

۳. پیوند «اَخشی-» با «شین» در غرب

در زبان‌شناسی، ریشهٔ ایرانیِ باستان *axšaina- (تیره) و در گویش‌های ایرانیِ شمال‌غربی (که تحت نفوذ سکاها و مادها بودند) دچار هم‌تأثری شدند.

· سکاهای غربی در منطقهٔ کردستان امروزی و آذربایجان، این ریشهٔ زبانی را به جا گذاشتند که بعدها به صورت «شین» (şîn) در کردی (چه سورانی و چه کرمانجی) و «شین» در بلوچی تثبیت شد. · در سوی دیگر، دریاچه ارومیه (کبودان) با واژهٔ مادیِ «کبود» نامیده شد که نشان می‌دهد در همان منطقه، دو ریشهٔ زبانی (مادیِ جنوبی و سکاییِ شمالی) در کنار هم زیسته‌اند.

[۱۸۸] این حضور بر اساس منابع آشوری (مانند سالنامه‌های اسرحدون) و نوشته‌های یونانی (هرودوت و دیگران) مستند است.

واژهٔ اوستایی axšaēna- به معنای «تیره‌رنگ، کبود، نیلی» است. این ریشه در نام‌گذاری یونانی دریای سیاه (Pontus Áxeinos، بعداً Euxeinos Pontos) نیز دیده می‌شود.[۱۸۹]

واژهٔ «شین» در کردی

در گویش‌های کردی سورانی و کرمانجی، شین (şîn / hêşîn) به معنای آبی (اغلب آبی آسمانی یا تیره) به کار می‌رود. این واژه با ریشهٔ ایرانی شرقی axšaina- (از Proto-Iranian axšáyHnah) مرتبط دانسته می‌شود.[۱۹۰] پراکندگی مشابه آن در بلوچی و پشتو، همراه با حضور سکاها، احتمال تأثیر زبانی از لایهٔ شرقی ایرانی را مطرح می‌کند.

واژهٔ «کبود» و شاخهٔ غربی

در مقابل، واژهٔ کبود (از Proto-Iranian kapáwtas، مرتبط با رنگ خاکستری-آبی) در فارسی استاندارد و بسیاری از گویش‌های زاگرسی و شمال‌غربی حفظ شده است. این واژه در زازاکی، هورامی، اردلانی، کلهری، لکی، لری و برخی گویش‌های کردی کاربرد دارد.

نمونهٔ برجسته، نام باستانی دریاچهٔ ارومیه در منطقهٔ ماد باستان است که کبودان (Kabudan) یا در ارمنی Kaputan tsov («دریای کبود») نامیده می‌شد.[۱۹۱] این نشان می‌دهد که در شاخهٔ غربی ایرانی (مادی-پارسی باستان)، «کبود» واژهٔ اصلی برای این رنگ بوده است.

جدول مقایسه

ویژگیشین (Şîn)کبود (Kabud)
شاخهٔ اصلی ایرانیشرقی (سکایی و غیره)غربی (مادی-پارسی)
کاربرد اصلی امروزکردی (سورانی، کرمانجی)، بلوچی، پشتوفارسی، زازاکی، هورامی، لری، لکی، اردلانی و ...
ریشهٔ باستانیaxšaēna- / axšaina-kapáwtas
شاهد تاریخیدریای سیاه (Áxeinos)دریاچه ارومیه (کبودان / Kaputan tsov)

تحلیل زبانی

کردی به عنوان زبانی در مرز حوزه‌های غربی و شرقی ایرانی، هر دو واژه را نشان می‌دهد، اما «شین» در بسیاری از گویش‌ها غالب است. این تقابل (مادی/غربی ≈ کبود در برابر سکایی/شرقی ≈ شین) نمونه‌ای از لایه‌بندی تاریخی زبان‌های ایرانی در غرب فلات ایران است.

       رنگ‌ها در گویش‌های کردی 

نام رنگ‌ها در گویش‌های کردی و زازایی، افزون بر اشتراک‌های فراوان، تفاوت‌های واژگانی قابل توجهی نیز نشان می‌دهند. برخی از رنگ‌واژه‌ها مانند «زرد»، «سرخ» و «سپید» ریشه‌ای کهن در زبان‌های ایرانی دارند و از فارسی میانه (پهلوی) به گویش‌های امروزی رسیده‌اند.[۱۹۲]

رنگ پهلوی اردلانی سورانی کرمانجی هورامی لکی زازایی
زرد zard زەرد زەرد zer زەرد زەرد zerd
قرمز suhr / suxr سوور سوور sor سور سور sur
سیاه siyāh ڕەش ڕەش reş سیاو سیاه سیاو/ reş
سفید spēd چرمگ سپی spî چرمه چرمو چرمو
سبز wāxš سەوز سەوز kesk سەوز سەوز sewz
بنفش — بەنووش مۆر (وام‌واژه از ترکی) mor (وام‌واژه از ترکی) بەنووش بەنووش mor (وام‌واژه از ترکی)

صورت‌های پهلوی «suhr» و «suxr» با «سوور»، «سور»، «sor» و «sur» در گویش‌های کردی و زازایی هم‌ریشه‌اند.[۱۹۳]

در اردلانی، هورامی و لکی، واژهٔ «بەنووش» برای رنگ بنفش به کار می‌رود، در حالی که «مۆر / mor» در سورانی، کرمانجی و زازایی رایج است و منشأ آن عموماً ترکی دانسته می‌شود.[۱۹۴]

جایگاه پی پست عامل و صورت فعل گذشته در زبانهای ایرانی و کردی

ارگاتیویته در فارسی باستان، فارسی میانهٔ کتیبه‌ای، اردلانی و کرمانجی

موضوعی در زبان‌شناسی تاریخی زبان‌های ایرانی است که به جایگاه پی‌بست عامل و صورت فعل گذشتهٔ متعدی می‌پردازد.

در بررسی تاریخی ارگاتیویته در زبان‌های ایرانی، نباید تنها به میزان توافق فعل با عامل یا مفعول توجه کرد. جایگاه پی‌بست‌های ضمیری، حالت دستوری گروه‌های اسمی و حرف‌اضافه‌ای، و میزان وابستگی نشانگرهای شخص به فعل نیز اهمیت دارند.[۱۹۵]

فارسی باستان

یکی از نمونه‌های بنیادین در مطالعهٔ تاریخی ساخت‌های گذشتهٔ متعدی، عبارت زیر است:

ima tya manā kartam
«این است آنچه من انجام داده‌ام.»

در این ساخت، «manā» صورت اضافی ضمیر اول‌شخص مفرد است و «kartam» صورت صفت مفعولی خنثی فعل «کردن». ساختار صرفی آن به این شکل است:

· ریشه + پسوند صفت مفعولی: kart-a- (از *kr-ta-) · پایانۀ حالت خنثی مفرد: -am

بنابراین -am پایانۀ دستوری خنثی مفرد است، نه شناسهٔ فعلی. عامل با صورت ضمیری غیرمستقیم بیان می‌شود و فعل به‌صورت صفت مفعولی ظاهر می‌گردد.[۱۹۶]

فارسی میانهٔ کتیبه‌ای

در کتیبهٔ شاپور اول در کعبهٔ زرتشت، عبارتی دربارهٔ اسارت والریانوس گزارش شده است:

u-m Valerianos kaisar xwad pad xvēš dast-grāb kird
«و من خودم قیصر والریانوس را اسیر کردم.»

پی‌بست «-m» به حرف ربط «u» متصل شده، نه به فعل «kird». عامل با پی‌بستی روی میزبان غیرفعلی نشان داده می‌شود و صورت «kird» شناسهٔ آشکار اول‌شخص ندارد.[۱۹۷]

نمونهٔ مشابه در متن فارسی میانهٔ مانوی (Boyce 1975: 56):

padisāy ēd kū-šān šahr u-š bazagīh aʾōn ispurrīhā nē frāmōxt čeʾōn ardāwān frāmōxt.
«زیرا آنان دنیا و گناه آن را آن‌چنان که ارداوان ترک کردند، کاملاً ترک نکردند.»

در بخش نخست، «kū-šān» از پیوندگر «kū» و پی‌بست سوم‌شخص جمع «-šān» تشکیل شده است. پی‌بست روی پیوندگر قرار گرفته، نه روی فعل «frāmōxt». فعل گذشته نیز توافق آشکاری با عامل جمع نشان نمی‌دهد. در ادامه، «ardāwān ... frāmōxt» دیده می‌شود؛ عامل جمع به‌صورت گروه اسمی مستقل آمده، اما فعل همچنان «frāmōxt» است.[۱۹۸]

نمونهٔ پهلوی دیگری از متون پهلوی (Jamasp-Asana 1913: 40):

u-šān xwadāyīh pad xwēš dast kird
«و آنان پادشاهی را به دست خود انجام دادند.»

در این ساخت نیز پی‌بست «-šān» روی پیوندگر «u» نشسته و فعل «kird» بدون شناسهٔ آشکار جمع باقی مانده است.[۱۹۹]

اردلانی سنندجی

در گویش اردلانی سنندجی، پی‌بست عامل در ساخت گذشتهٔ متعدی می‌تواند روی مفعول یا عبارت حرف‌اضافه‌ای ظاهر شود:

· awan nān-yān xward («آن‌ها نان خوردند») — پی‌بست روی «nān» · awīšā-yān xward («آن‌ها این را خوردند») — پی‌بست روی عنصر پیش‌افعلی · lê-yān sanad / lê-š-yān sanad («از او سند گرفتند» / «از او هم سند گرفتند») — پی‌بست پس از حرف اضافه و نشانگر افزایشی

در این نمونه‌ها فعل معمولاً شناسهٔ آشکار عامل ندارد.[۲۰۰]

کرمانجی

در کرمانجی معیار، ساخت گذشتهٔ متعدی معمولاً با عامل در حالت مایل، مفعول در حالت مستقیم و توافق فعل با مفعول همراه است:

· Min tu dît-î («من تو را دیدم») · Te ez dît-im («تو مرا دیدی») · Wan ez dît-im («آن‌ها مرا دیدند»)

در این الگو فعل با مفعول توافق می‌کند، نه با عامل. صورت گذشته دیگر صفت مفعولی خنثی نیست و به فعل محدود تبدیل شده که شناسه می‌گیرد.[۲۰۱]

در گونهٔ موش کرمانجی تنوع بیشتری دیده می‌شود. گاه هر دو وابسته در حالت مایل هستند و فعل به صورت پیش‌فرض سوم‌شخص مفرد ظاهر می‌شود (Wan min dît-Ø).[۲۰۱]


ویژگیفارسی باستانفارسی میانه (کتیبه‌ای/مانوی)اردلانی سنندجیکرمانجی معیارکرمانجی موش
جایگاه عاملصورت اضافی ضمیرپی‌بست روی پیوندگر یا میزبان غیرفعلیپی‌بست روی مفعول/گروه حرف‌اضافه‌ایحالت مایلحالت مایل (ساخت دو مورب)
توافق فعل با عاملنداردنداردنداردنداردندارد
توافق فعل با مفعولندارد (صفت مفعولی خنثی)نداردنداردداردندارد
صورت فعلصفت مفعولی خنثی (kartam)ثابت (kird, frāmōxt)ثابت (xward)شناسه‌دار مطابق مفعول (dît-im)سوم‌شخص مفرد پیش‌فرض (dît-Ø)
نمونهima tya manā kartamu-m ... kird؛ kū-šān ... frāmōxtawan nān-yān xwardWan ez dît-imWan min dît-Ø


در فارسی باستان عامل با صورت اضافی و فعل با صفت مفعولی خنثی بیان می‌شود.

در فارسی میانهٔ کتیبه‌ای و مانوی پی‌بست عامل به عنصر غیرفعلی متصل می‌گردد و فعل بدون شناسهٔ آشکار عامل می‌ماند.

در اردلانی نیز پی‌بست عامل می‌تواند روی مفعول یا عبارت حرف‌اضافه‌ای قرار گیرد و فعل صورت ثابت دارد.

در مقابل، کرمانجی معیار توافق فعلی با مفعول را گسترش داده است. در ساخت‌های اردلانی در جایگاه پی‌بست عامل و نبود شناسهٔ آشکار عامل بر فعل، ویژگی‌هایی را حفظ کرده اند که با الگوهای ایرانی کهن (به‌ویژه فارسی میانه) قابل مقایسه‌اند.

ساختار صفت و اسم مفعول در گونه‌های کردی: رویکردی تطبیقی-تاریخی


متن زیر به بررسی تطبیقی ساخت صفت و اسم مفعول در سه گونهٔ اصلی زبان کردی، یعنی اردلانی، سورانی و کرمانجی می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین تفاوت‌های ریخت‌شناختی (Morphological) و نحوی (Syntactic) این سه گونه و نیز مقایسهٔ آن‌ها با الگوی فارسی میانه (پهلوی) است.

بر پایهٔ داده‌های موجود، گویش اردلانی صفت مفعولی را با پسوند -(e)g می‌سازد که از نظر ساخت‌واژی با برخی صورت‌های مستند فارسی میانه، مانند xwardag («خورده»)، شباهت دارد.[۲۰۲] در مقابل، سورانی عمدتاً از پسوند -râw و کرمانجی از پسوند -î استفاده می‌کند و در ساخت مجهول نیز راهبردهای متفاوتی دارند.[۲۰۳]


در زبان‌شناسی ایرانی، صفت مفعولی (Past Participle) یکی از شاخص‌های مهم در مطالعات تطبیقی ساخت فعل به‌شمار می‌رود.

گویش اردلانی (سنندجی) در منابع زبان‌شناختی در شمار گونه‌های کردی مرکزی طبقه‌بندی شده است.[۲۰۴][۲۰۵]

از ویژگی‌های مهم این گویش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تعلق به شاخهٔ کردی مرکزی.
  • فقدان جنسیت دستوری، برخلاف کرمانجی.
  • ساخت صفت مفعولی با پسوند -(e)g بر پایهٔ بن گذشته که متفاوت و جدا از گویش سورانی مهابادی و اربیلی و سلیمانیه می باشد .[۲۰۶]
  ریخت‌شناسی ساخت صفت مفعولی در زبان کردی

مهم‌ترین تفاوت این سه گونه در شیوهٔ ساخت صفت مفعولی است. در اردلانی، صفت مفعولی با افزودن پسوند -(e)g به بن گذشته ساخته می‌شود.[۲۰۷]

جدول ۱. مقایسهٔ ساخت صفت مفعولی در سه گونهٔ کردی
گونه پسوند ویژگی نمونه
اردلانی (شهری) -(e)g اتصال به بن گذشته xwardeg
اردلانی (شهرستان ها و روستاها) -î ،-ye تحول آوایی صورت شهری xwardî
سورانی -râw ،-û غالباً بر پایهٔ بن گذشته؛ در برخی افعال ساخت‌های دیگر نیز دیده می‌شود xwardrâw
کرمانجی -î ،-yî اتصال به بن گذشته xwarî

منبع: بر پایهٔ Motallebi & Pashabadi (2023)، Karimidustan (2016) و پژوهش «ساخت به اصطلاح مجهول در زبان کردی».

  نمونه‌های تطبیقی 

جدول (۲) نمونه‌هایی از ساخت صفت مفعولی در گونه‌های اردلانی، سورانی و کرمانجی را، در کنار صورت‌های مستند فارسی میانه، نشان می‌دهد. در مواردی که صورت متناظر در متون فارسی میانه به‌صورت مستند شناخته نشده است، از نشانهٔ «—» استفاده شده است.[۲۰۸]

جدول ۲. نمونه‌های صفت مفعولی در گونه‌های کردی
مصدر اردلانی (شهری) اردلانی ( شهرستانها و روستاها) سورانی کرمانجی فارسی میانه (مستند) معنی
خوردن xwardeg (a)xwardî xwardrâw xwarî xwardag خورده
کردن kirdeg (a)kirdî kirdrâw kirî kirdag کرده
ماندن māndeg (a)mānî māndû mayî māndag مانده
آمدن hāteg (a)hātî hātû hatî — آمده
گفتن gûteg (a)gûtî gûtrâw gotî — گفته
نوشتن nûseg (a)nûsî nûsrâw nivîsî — نوشته
دیدن (a)dîg (a)dî dîtrâw / binraw dîtî — دیده
بردن birdeg (a)birdî birdrâw birî — برده
گرفتن girteg (a)girtî girtrâw girtî — گرفته
کشتن (a)kûşteg (a)kûştî kujrâw kuştî — کشته

منبع: داده‌های اردلانی بر پایهٔ Motallebi & Pashabadi (2023) و داده‌های سورانی و کرمانجی بر پایهٔ Karimidustan (2016) و پایان‌نامهٔ «ساخت به اصطلاح مجهول در زبان کردی».[۲۰۹]

  تحلیل جدول ۲ 

بررسی داده‌های جدول (۲) نشان می‌دهد که گونه‌های مورد بررسی، از نظر ساخت صفت مفعولی تفاوت‌های قابل توجهی دارند.

  • در اردلانی، صفت مفعولی به‌طور منظم بر پایهٔ بن گذشته و با پسوند -(e)g ساخته می‌شود. نمونه‌هایی مانند xwardeg، kardeg و māndeg از نظر ساخت‌واژی با صورت‌های مستند فارسی میانه مانند xwardag، kardag و māndag شباهت دارند.[۲۱۰]

در سورانی، ساخت صفت مفعولی غالباً با پسوند -râw یا -û انجام می‌شود و نوعی نوآوری تلقی می شود. در برخی افعال، ساخت‌هایی بر پایهٔ بن مضارع نیز گزارش شده است. در گویش سورانی در افعال کنشیِ متعددی مانند «کشتن» تمایل به استفاده از بن مضارع دارد؛ مثلاً `kuj-` (بُکش) + `-râw` = `kujrâw`.

[۲۱۱]

  • در کرمانجی، صفت مفعولی معمولاً با پسوند -î ساخته می‌شود و ساخت مجهول بیشتر با فعل کمکی hatin («آمدن») بیان می‌شود.[۲۱۲]
  کاربرد نحوی صفت و اسم مفعول 

اگرچه صورت واژگانی صفت مفعولی و اسم مفعول ممکن است یکسان باشد، نقش دستوری آن‌ها بر اساس جایگاه نحوی در جمله تعیین می‌شود.

جدول ۳. کاربردهای نحوی صفت و اسم مفعول
نوع کاربرد نقش دستوری جایگاه در جمله نمونه (اردلانی) ترجمه
صفت وصفی توصیف اسم پس از اسم کتیوه نوسیاگه له بان میزه. کتابِ نوشته‌شده روی میز است.
صفت خبری گزاره پس از فعل ربطی ئهم کتیوه نوسیاگهیه. این کتاب نوشته شده است.
اسم مفعول اسم مستقل فاعل یا مفعول جمله نوسیاگه‌که له بان میزه. نوشته روی میز است.

در کاربرد نخست، صفت مفعولی نقش وابستهٔ اسمی دارد و اسم را توصیف می‌کند. در کاربرد دوم، به‌عنوان گزارهٔ جمله پس از فعل ربطی ظاهر می‌شود. در کاربرد سوم، صفت مفعولی به‌صورت اسم مستقل به‌کار می‌رود و می‌تواند نقش فاعل یا مفعول جمله را بر عهده داشته باشد.[۲۱۳]


  نسبت با فارسی میانه (پهلوی) 

در فارسی میانه، صفت مفعولی معمولاً با پسوند -ag ساخته می‌شد. از جمله صورت‌های مستند در متون فارسی میانه می‌توان به xwardag («خورده»)، kardag («کرده») و māndag («مانده») اشاره کرد.[۲۱۴]

در گویش اردلانی، صفت مفعولی با پسوند -(e)g ساخته می‌شود و برخی از صورت‌های آن از نظر ساخت‌واژی با نمونه‌های مستند فارسی میانه شباهت دارند.[۲۱۵]

با این حال، از دیدگاه روش‌شناسی زبان‌شناسی تاریخی، تنها صورت‌هایی را می‌توان با فارسی میانه مقایسه کرد که در متون آن زبان به‌صورت مستند ثبت شده باشند؛ ازاین‌رو، برای افعالی که شاهد مستقیمی در متون فارسی میانه وجود ندارد، در اینجا از بازسازی صورت‌های فرضی خودداری شده است.


بررسی داده‌های تطبیقی نشان می‌دهد که هر یک از سه گونهٔ مورد بررسی راهبرد متفاوتی برای ساخت صفت مفعولی به‌کار می‌گیرند.

اردلانی

در اردلانی، صفت مفعولی معمولاً با افزودن پسوند -(e)g به بن گذشته ساخته می‌شود. این ویژگی در پژوهش Motallebi و Pashabadi (2023) به‌عنوان یکی از ویژگی‌های شاخص صرف فعل در این گویش توصیف شده است.

اردلانی با حفظ پسوند `-(e)g`، کهن‌ترین ساختار را حفظ کرده است. این پسوند دقیقاً معادل `-ag` در فارسی میانه (پهلوی) است. اردلانی فاقد جنسیت دستوری است و کاملاً از گورانی یا سورانی متمایز می‌باشد.

[۲۱۶]

کرمانجی

در کرمانجی، صفت مفعولی معمولاً با پسوند -î ساخته می‌شود، در حالی که ساخت مجهول غالباً با فعل کمکی hatin («آمدن») بیان می‌شود.[۲۱۷]

سورانی

در سورانی، ساخت صفت مفعولی عمدتاً با پسوند -râw یا -û انجام می‌شود و در برخی افعال، صورت‌هایی بر پایهٔ بن مضارع نیز گزارش شده است و این گویش در محدوده دشت اربیل و سلیمانیه و منطقه مکریان می باشد [۲۱۸]


مقایسهٔ داده‌های اردلانی، سورانی و کرمانجی نشان می‌دهد که این سه گونه، اگرچه از نظر تاریخی به خانوادهٔ زبان‌های کردی تعلق دارند، در شیوهٔ ساخت صفت مفعولی تفاوت‌های ساخت‌واژی قابل توجهی دارند که سورانی بیشترین نوآوری و تغییر را در صفت مفعولی نشان می دهد.

بر پایهٔ داده‌های بررسی‌شده، اردلانی به‌طور منظم از پسوند -(e)g، سورانی از -râw یا -û و کرمانجی از -î برای ساخت صفت مفعولی استفاده می‌کنند. همچنین، راهبردهای ساخت مجهول در سورانی و کرمانجی با یکدیگر تفاوت دارد و کرمانجی معمولاً از فعل کمکی hatin بهره می‌گیرد.[۲۱۹]

این تفاوت‌ها می‌تواند در مطالعات تطبیقی صرف فعل در زبان‌های کردی و بررسی تحول تاریخی آن‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

ساخت مجهول در زبانهای ایرانی

در زبانهای ایرانی، ساخت مجهول دستخوش تحولات چشمگیری شده و الگوهای متنوعی را در شاخههای مختلف به نمایش گذاشته است. پژوهشهای جدید نشان میدهد که طبقهبندی سنتی این الگوها بر پایهٔ دادههای محدود (بهویژه پیکرهٔ مکنزی، ۱۹۶۱) نیازمند بازنگری است.

الگوهای اصلی ساخت مجهول 

الگوی کهن (اتصال به بن مضارع)

کهنترین الگو، که ریشه در نیاهندواروپایی دارد، با تکواژ -ya- بر روی بن مضارع ساخته میشد [۲۲۰]:

زبان/گویششاخهتکواژ مجهولسازمثالمنبع
فارسی باستانجنوبغربی (باستان)*-ya-**bariya-* (برده میشود)[۲۲۰]
پهلوی (فارسی میانه)جنوبغربی (میانه)*-īh-* (تحولیافته از *-ya-*)*zāy-īh-ēd* (زاییده میشود)[۲۲۰]
اوستاییایرانی باستان*-iia-/-iiē-**bar-ye-te* (برده میشود)[۲۲۱]
زازاکیشمالغربی (زاگرس)*-îya-**dî-yayene* (دیده شدن)[۲۲۲]
هورامی (گورانی)شمالغربی (زاگرس)*-ya-**kush-yā* (کشته شود)[۲۲۳]
اردلانی، لکی، کلهریشمالغربی (زاگرس)*-ya-**bar-yān* (برده شدن)[۲۲۴]
الگوی نوآورانهٔ سورانی (اتصال به بن گذشته) 

سورانی (کردی مرکزی) مسیری کاملاً متفاوت در پیش گرفته و تکواژ مجهولساز را به بن گذشته متصل میکند [۲۲۵]:

گویشتکواژ مجهولسازمثالمنبع
سلیمانی (عراق)*-ra-/-rê-**nûs-râ* (نوشته شد)[۲۲۵]
مکری (ایران)*-ra-/-rê-**nûs-râ* (نوشته شد)[۲۲۵]
اربیل (عراق)*-ra-/-rê-**nûs-râ* (نوشته شد)[۲۲۵]
  الگوی تحلیلی (با فعل کمکی) 

برخی زبانها ساخت صرفی را کنار گذاشته و از ترکیب اسم مفعول + فعل کمکی استفاده میکنند:

زبانفعل کمکیمثالمنبع
فارسی نو*شدن* (šodan)*برده شد*[۲۲۰]
کرمانجی*hatin* (آمدن)*hat kuştin* (کشته شد)[۲۲۶]
پشتو*kedəl* (شدن)*lídəl kedəl* (دیده شد)[۲۲۷]
  شکاف داده‌ای مکنزی و پیامدهای آن 
    محدودهٔ پیکرهٔ مکنزی (۱۹۶۱) 

دی. ان. مکنزی در Kurdish Dialect Studies, Vol. I (۱۹۶۱) گویشهای کردی مرکزی را به هفت گروه تقسیم کرد که همگی در عراق قرار داشتند، بهجز مکری (اشنویه، پیرانشهر، بوکان، نقده) که در ایران بود [۲۲۵]:

گویشموقعیتمنبع
سلیمانیسلیمانیه (عراق)[۲۲۵]
ورماواشرق سلیمانیه (عراق)[۲۲۵]
بینگردشمالشرق عراق[۲۲۵]
پیژدرجنوبغرب سلیمانیه (عراق)[۲۲۵]
اربیلاربیل (عراق)[۲۲۵]
رواندزشمال عراق[۲۲۵]
خوشناونزدیک اربیل (عراق)[۲۲۵]
مکریاشنویه، پیرانشهر، بوکان، نقده (ایران)[۲۲۵]

نکته کلیدی: پیکرهٔ مکنزی هیچ داده‌ای از سنندج، دیواندره، کامیاران یا مریوان (اردلانی) ندارد [۲۲۸].

پیامدهای روششناختی 
  • طبقه بندیِ ناقص: تمامی توصیفهای مکنزی از ساخت مجهول سورانی (با *-ra-/-rê-* بر بن گذشته) بر پایهٔ دادههای سلیمانی، اربیل، مکری و رواندز استوار است و هرگز برای اردلانی مستند نشده [۲۲۵].
  • تعمیمِ نادرست: طبقهبندیهای بعدی (مانند Matras, ۲۰۱۹؛ Öpengin, ۲۰۱۶) اردلانی را بهعنوان «سورانی جنوبی» در کنار بابانی و جافی قرار دادند، اما این طبقهبندی بر پایهٔ شباهت واژگانی و جغرافیایی است، نه تحلیل صرفیِ مستقیم [۲۲۹][۲۲۸].
  • شکاف در منابع: اردلانی بدون بررسی مستقلِ صرف فعل در زیرشاخهٔ سورانی جای گرفت.

مستندات جدید (متولبی و پاشابادی، ۱۴۰۲)

مقالهٔ «صرف فعل در گویش کردی اردلانی (سنندجی)» [۲۲۴] برای نخستینبار بهصورت مستقل به مستندسازیِ صرف فعل اردلانی پرداخت و نشان داد که:

  • ساخت مجهول در اردلانی با پسوند -ya- (بر بن مضارع) ساخته میشود، نه *-ra-* بر بن گذشته [۲۲۴].
  • این الگو با فارسی باستان، پهلوی و دیگر گویشهای زاگرس همراستاست و با سورانیِ سلیمانی/مکری تفاوت بنیادین دارد [۲۲۴].

مقایسهٔ مستقیم:

ویژگیسورانی (سلیمانی/مکری)اردلانی (سنندج)منبع
تکواژ مجهول ساز*-ra- / -rê-**-ya-*[۲۲۵]؛ [۲۲۴]
محل اتصالبن گذشتهبن مضارع[۲۲۵]؛ [۲۲۴]
الگونوآورانه (انشعاب مستقل)محافظهکارانه (حفظ الگوی باستانی)[۲۲۵]؛ [۲۲۴]
نخستین مستنداتمکنزی (۱۹۶۱)متولبی و پاشابادی (۱۴۰۲)[۲۲۵]؛ [۲۲۴]
   جدول جامع بر اساس دادههای نوین 
زبان/گویششاخهالگوی مجهولمحل اتصالمنبع مستند
فارسی باستانجنوبغربیصرفی (*-ya-*)بن مضارع[۲۲۰]
پهلویجنوبغربیصرفی (*-īh-*)بن مضارع[۲۲۰]
زازاکیشمالغربیصرفی (*-îya-*)بن مضارع[۲۲۲]
هورامیشمالغربیصرفی (*-ya-*)بن مضارع[۲۲۳]
اردلانیشمالغربیصرفی (*-ya-*)بن مضارع[۲۲۴]
سورانی (سلیمانی، اربیل، مکری، رواندز)شمالغربیصرفی (*-ra-/-rê-*)بن گذشته[۲۲۵]
فارسی نوجنوبغربیتحلیلی (*شدن*)—[۲۲۰]
کرمانجیشمالغربیتحلیلی (*hatin*)—[۲۲۶]
پشتوشرقیتحلیلی (*kedəl*)—[۲۲۷]


پیکرهٔ مکنزی (۱۹۶۱) که مبنای طبقهبندی سنتیِ سورانی قرار گرفت، فاقد دادههای صرفی از اردلانی بود [۲۲۵] [۲۲۸]. طبقهبندی اردلانی بهعنوان زیرشاخهای از سورانی بر پایهٔ شباهت واژگانی و جغرافیایی صورت گرفت، نه تحلیل صرفیِ مستقل [۲۲۹] [۲۲۸]. پژوهشهای جدید [۲۲۴] نشان میدهد که اردلانی الگوی کهنِ -ya- بر بن مضارع را حفظ کرده که با سورانیِ مکنزی (با *-ra-* بر بن گذشته) تفاوت بنیادین دارد. بنابراین، طبقهبندیِ سنتیِ اردلانی بهعنوان «سورانی» نیازمند بازنگری بر پایهٔ دادههای صرفیِ مستقیم است [۲۲۴].

ساخت مفعولی در گویش‌های کردی

ساخت مفعولی در گویش‌های کردی تفاوت چشم‌گیری میان گویش سورانی و گویش‌های دیگر چون اردلانی و کرمانجی دارد. در گویش سورانی، برخلاف اردلانی و کرمانجی، ضمایر مفعولی به صورت متصل صرف نمی‌شوند و در اغلب موارد، مفعول به شکل اسم یا ضمیر جداگانه در جمله ظاهر می‌شود. این در حالی‌ست که گویش‌های اردلانی و کرمانجی ساخت پیوندی فعلی را حفظ کرده‌اند و در آن‌ها، فاعل و مفعول هردو می‌توانند در قالب واژهبست (ضمیر متصل) به ریشهٔ فعل افزوده شوند.


ویژگیسورانیاردلانی (سنندجی)کرمانجی
استفاده از ضمایر مفعولی متصلخیر (محدود یا تثبیت‌شده)بله (نظام کامل صرفی)بله (نظام کامل صرفی)
مفعول به صورت مستقل (جدا)رایجنادرنادر
مثال: «به تو بدهم»پێ بیده‌مپیتیبم (پیتی + به + م)bide-t
مثال: «او را دیدم»من ئه‌و بینمدیم (دی + م)dibîn-im
قابلیت جذب فاعل و مفعول در فعلندارددارددارد
نوع ساخت غالبتحلیلی (analytic)پیوندی / ترکیبی (agglutinative)پیوندی / ترکیبی (agglutinative)
ارگاتیویته در گذشته متعدیندارددارددارد

در گویش سورانی، افعال متعدی معمولاً به‌صورت تحلیلی صرف می‌شوند. مفعول در این گویش معمولاً به‌صورت اسم یا ضمیر جداگانه می‌آید (مانند: ئه‌و، تۆ و غیره). شکل‌هایی مانند «پیتی» یا «زانیاری‌ت» که شبیه به ضمایر متصل هستند، در واقع واژه‌هایی تثبیت‌شده‌اند و به آسانی قابل تجزیه نیستند.[۲۳۰]

در مقابل، در گویش اردلانی، ریشه‌های فعلی با واژهبست‌های مفعولی و فاعلی ترکیب می‌شوند، مانند: «پیتبم» (به تو بدهم)، «دیم» (من دیدمش)، که بیانگر ساخت کهن‌تر و ترکیبی‌تری است.[۲۳۱] گویش کرمانجی نیز از همین الگو پیروی می‌کند و ساخت‌های ارگاتیو در افعال گذشتهٔ متعدی به‌وضوح حفظ شده‌اند.[۲۳۲]

مقایسه گویش اردلانی سنندج و سورانی معیار
مقایسه ویژگی‌های گویش اردلانی سنندج و سورانی معیار
ویژگی گویش اردلانی سنندج گویش سورانی معیار
ضمایر فاعلی ضمایر فاعلی به صورت متصل با فعل؛ گاهی با پیشوند «ا-»[۲۳۳] ضمایر فاعلی متصل به فعل و جداگانه نیز می‌آیند[۲۳۴]
ضمایر مفعولی ترکیبی، گاهی جدا؛ جایگاه منعطف در فعل[۲۳۵] جدا یا متصل به فعل؛ معمولاً مفعول به صورت ضمیر متصل[۲۳۶]
ساخت ارگاتیو ساخت ارگاتیو قوی در افعال گذشته متعدی (مثلاً «ام سند»)[۲۳۷] ساخت ارگاتیو ندارد؛ صرف گذشته متعدی تحلیلی است[۲۳۸]
نوع ساخت فعل‌ها بیشتر ترکیبی-پیوندی؛ صرف فعل کامل و به هم چسبیده[۲۳۹] ساخت تحلیلی؛ استفاده از فعل کمکی مثل «ده-» و «بێ»[۲۴۰]
پیشوندهای فعلی پیشوند «ا-» برای مضارع و استمراری[۲۴۱] پیشوند «ده-» برای مضارع و استمراری[۲۴۲]
افعال کمکی کمتر استفاده می‌شود؛ بیشتر صرف فعل ساده[۲۴۳] فعل کمکی رایج برای استمراری و ماضی[۲۴۴]
صرف فعل «خریدن» «سندن» با ساخت ارگاتیو (مثلاً «ام سند»)[۲۴۵] «کڕین» با صرف تحلیلی (مثلاً «من کڕیم»)[۲۴۶]
ساخت جملات استمراری ترکیبی و غیرتحلیلی (مثلاً «اچم» برای «می‌روم»)[۲۴۷] تحلیلی با فعل کمکی (مثلاً «ده‌روم» برای «می‌روم»)[۲۴۸]


ساخت دومفعولی در زبان‌های ایرانی


ساختِ دومفعولی یکی از کهن‌ترین ساخت‌های نحوی در زبان‌های ایرانی است. در این ساخت، یک مفعول مستقیم و یک مفعول غیرمستقیم/داتیو هم‌زمان در جمله حضور دارند. این ساخت در فارسی باستان و پهلوی کاملاً تثبیت بوده و در برخی گویش‌های کردی، به‌ویژه اردلانی سنندجی و هورامی/گورانی، تا امروز حفظ شده‌است [۲۴۹][۲۵۰].

در مقابل، گویش‌هایی مانند سورانی مهاباد–اربیل و کرمانجی به سمت ساخت‌های فعل‌محور تحول یافته‌اند [۲۵۱][۲۵۲].


فارسی باستان نمونهٔ ساخت دومفعولی از کتیبهٔ بیستون:

Aurāmazdā xšaçam manā frābara
اهورامزدا شهریاری را به من داد.
  • xšaçam = مفعول مستقیم (آکوزاتیو -am)
  • manā = داتیو
  • frābara = فعل گذشتهٔ ارگاتیو بدون شناسهٔ فاعلی

این نظام اسم‌محور است و نقش‌ها با حالت‌های اسمی مشخص می‌شوند [۲۵۳].

فارسی میانه (پهلوی) نمونهٔ پهلوی:

Pid ud Mād … xwēš rāy … bē āmōxtan
پدر و مادر باید فرزندان خود را بیاموزانند.
  • rāy = پسایند داتیو/هدف
  • ادامهٔ ارگاتیو گذشته
  • حفظ نظام اسم‌محور [۲۵۴][۲۵۵]

سامانهٔ پهلوی مستقیماً به کردهای گوران–هورامان و اردلان منتقل شده‌است.

  ساخت دومفعولی در گویش‌های کردی 

اردلانی سنندجی نمونه:

اوان سیفه‌کانیان لێم سند
آن‌ها سیب‌هایشان را از من گرفتند.
  • سیفه‌کانیان = مفعول مستقیم
  • لێم = داتیو مستقل
  • سند = فعل گذشتهٔ ارگاتیو
  • اوان = عامل غیرنشاندار

چنین ساختی نزدیک‌ترین تداوم فارسی باستان و پهلوی است [۲۵۶][۲۵۷].

هورامی/گورانی نمونه:

کتێوەکەش پێم دا
  • پێم = داتیو
  • دا = فعل دادن
  • نظام کهن ارگاتیو حفظ‌شده [۲۵۸][۲۵۹]

هورامی ساخت حالت‌گذاری قدیمی خانوادهٔ ایرانی غربی را حفظ کرده است.

سورانی (سلیمانیه) نمونه:

اوان سیوان لێ گرتن
  • داتیو حفظ شده
  • شناسه‌های فعلی فعال → نیمه‌فعل‌محور

[۲۶۰]

سورانی (مهاباد/اربیل) نمونه:

اوان سیوان لێ گرتم
  • گرتم = شناسهٔ ۱sg روی فعل
  • نقش‌ها در فعل رمزگذاری می‌شود

→ نظام کاملاً فعل‌محور [۲۶۱].

کرمانجی نمونه:

Ez wê kitêbê wî da
  • ارگاتیو گذشته حذف شده
  • شناسه‌های فعلی نقش‌ها را تعیین می‌کنند [۲۶۲]

→ کرمانجی به سیستم نحوی نوایرانی شرقی‌گرا نزدیک شده است.


زبان/گویشنمونهارگاتیو گذشتهداتیو مستقلنوع نظاممنبع
فارسی باستانAurāmazdā… frābara✔✔اسم‌محورAbolghasemi 1996؛ Henning 1958
پهلویxwēš rāy … āmōxtan✔✔اسم‌محورHenning 1958؛ MacKenzie 1961
هورامیکتێوەکەش پێم دا✔✔اسم‌محورMacKenzie 1966؛ Mahmoudveysi 2012
اردلانیاوان … لێم سند✔✔اسم‌محور (کهن‌ترین)Windfuhr 2009؛ MacKenzie 1961
سورانی سلیمانیهلێ گرتن◐✔نیمه‌فعل‌محورPaul 2008
سورانی مهابادلێ گرتم✘✔فعل‌محورPaul 2008
کرمانجیEz wê kitêbê wî da✘✔فعل‌محورPaul 2008


بررسی داده‌ها نشان می‌دهد که:

  • اردلانی سنندجی و هورامی نزدیک‌ترین بازماندهٔ ساخت دومفعولیِ فارسی باستان → پهلوی هستند.
  • این دو گویش همچنان اسم‌محور و دارای داتیو مستقل و ارگاتیو گذشته هستند.
  • در مقابل، سورانی مهاباد–اربیل و کرمانجی سامانهٔ فعل‌محور دارند.

این تحول با تغییرات جمعیتی و زبانی زاگرس نیز همخوان است [۲۶۳].

نظام ارگاتیو در زبان‌های کردی و زازاکی

ارگاتیویته در زبان‌های ایرانی: مقایسهٔ پهلوی، اردلانی و کرمانجی

ارگاتیو یکی از ساخت‌های نحوی بنیادین در شاخهٔ زبان‌های ایرانی است که در بسیاری از گویش‌های کردی و زبان‌های میانهٔ ایرانی مشاهده می‌شود. پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی نشان می‌دهد که الگوهای ارگاتیو در دو شاخهٔ اصلی، یعنی ایرانی غربی و ایرانی شرقی، مسیر تحول متفاوتی داشته‌اند.[۲۶۴]

در شاخهٔ غربی (پهلوی باستان، اردلانی، هورامی، لکی) ارگاتیویته معمولاً اسم‌محور و مبتنی بر فعل خنثی است، در حالی‌که در شاخهٔ شرقی (کرمانجی، پشتو، یغنابی) ارگاتیویته فعل‌محور و انطباقی است که در آن فعل با مفعول تطبیق می‌یابد.[۲۶۵]

ارگاتیویته در شاخهٔ غربی

در ساخت‌های گذشتهٔ متعدی در شاخهٔ غربی، فاعل در حالت ارگاتیو قرار می‌گیرد و فعل به‌صورت اسم مفعول یا ساختی خنثی بدون شناسهٔ شخصی ظاهر می‌شود.[۲۶۶]

مثال پهلوی:

  • man nāmag nivist* → «من نامه نوشت»

مثال اردلانی:

  • من کتێب خوێند* → «من کتاب خواند»

ویژگی‌های این ساخت‌ها عبارتند از:

  • فعل سوم‌شخص و ثابت است؛
  • فاعل در حالت منطقی یا ابزاری آمده است؛
  • شناسهٔ شخصی در فعل وجود ندارد.

این ساخت بازماندهٔ مستقیم نظام پهلوی است.[۲۶۷]

ارگاتیویته در شاخهٔ شرقی

در کردی کرمانجی ساخت گذشتهٔ متعدی معمولاً فعل‌محور است. فاعل در حالت ارگاتیو می‌آید و فعل با مفعول از نظر شخص و شمار تطبیق دارد.[۲۶۸]

مثال کرمانجی:

  • min kitêb xwend-î* → «من کتاب خواندی»

ویژگی‌های این ساخت عبارتند از:

  • «min» فاعل منطقی در حالت ارگاتیو است؛
  • شناسهٔ «ـî» مفعول را نمایندگی می‌کند؛
  • فعل با مفعول، نه با فاعل، تطبیق دارد.

Haig (2008) این ویژگی را بازماندهٔ نظام فعل‌محور در شاخهٔ شرقی زبان‌های ایرانی می‌داند که از ساخت‌های صرفی هندوایرانی باستانی سرچشمه گرفته است.

تفاوت ساختی و منشأ تاریخی

ویژگیشاخهٔ غربی (پهلوی، اردلانی)شاخهٔ شرقی (کرمانجی، پشتو)منابع
هستهٔ فعلاسم مفعولفعل صرف‌شدهMacKenzie 1966; Haig 2008
شناسهٔ شخصیندارد (فعل خنثی)دارد (تطابق با مفعول)MacKenzie 1966; Haig 2008
نوع ارگاتیواسم‌محورفعل‌محورPrimidi 2020
منشأ تاریخیعیلامی ← اسم‌محورهندوایرانی شرقی ← صرفی-فعلیVallat 1997; Heinz 2003

تحقیقات تاریخی نشان می‌دهند که ارگاتیویتهٔ اسم‌محور در شاخهٔ غربی احتمالاً تحت تأثیر تماس با زبان عیلامی شکل گرفته است. در زبان عیلامی نیز فعل در جمله‌های گذشته به‌صورت خنثی و اسم‌محور ظاهر می‌شود و از شناسهٔ شخصی بی‌بهره است. این ساخت در پهلوی و سپس در اردلانی تداوم یافته است.[۲۶۹]

مسیر تاریخی تحول ارگاتیویته

مرحلهنوع ارگاتیوویژگی فعلنمونهمنبع
سومریاسم‌محوراغلب خنثی (پیچیده)lugal-e igi mu-n-ši-barPrimidi 2020
عیلامیاسم‌محورخنثیkukur-ra elam-ma in-šiHeinz 2003
پهلویاسم‌محورفعل خنثیman nāmag nivistMacKenzie 1966
کردی اردلانیاسم‌محورفعل خنثی و ثابتمن کتێب خوێندMacKenzie 1966
کردی کرمانجیفعل‌محورتطابق با مفعولmin kitêb xwend-îHaig 2008

ارگاتیویته در زبان‌های ایرانی دو منشأ مستقل ولی مرتبط دارد:

  1. در شاخهٔ غربی (پهلوی، اردلانی) ساخت اسم‌محور با فعل خنثی از الگوهای منطقه‌ای کهن مانند عیلامی اقتباس یا حفظ شده است.[۲۷۰]
  2. در شاخهٔ شرقی (کرمانجی، پشتو) ساخت فعل‌محور و انطباقی ادامهٔ سنت صرفی هندوایرانی است.[۲۷۱]

در نتیجه، پهلوی و اردلانی الگوی اسم‌محور با فعل خنثی را حفظ کرده‌اند، در حالی که کرمانجی و پشتو نظام فعل‌محور و انطباقی خود را از سنت‌های هندوایرانی شرقی به ارث برده‌اند.

زبان شناسان با توجه به ویژگی‌های صرفی، ترکیب فعل-ضمیر، زمان و وجه، یا تمرکز روی گروه اسمی زبانها ارگاتیو را دسته‌بندی می‌کنند

دسته‌بندی‌های ارگاتیو در زبان‌ها
نوع ارگاتیوتوضیحمثال‌ها / زبان‌هاویژگی‌ها
سنتتیک (Synthetic Ergative) فاعل جمله‌های گذرا مستقیماً با فعل ترکیب می‌شود، اغلب فعل در زمان گذشته سوم شخص مفرد خنثی است. اردلانی، هورامی، زازایی بازمانده پارسی میانه، فعل صرف نمی‌شود، ضمیر فاعلی به فعل می‌چسبد
تحلیلی (Analytic Ergative) فاعل با علامتی جدا از فعل مشخص می‌شود (پسوند، پیشوند یا نشانه‌های دیگر) زبان‌های هندی-آریایی شرقی، باسکی، گرجی فعل صرف می‌شود، فاعل و مفعول جدا می‌شوند، ساخت دستوری تحلیلی
تطبیقی (Split Ergative) ارگاتیو فقط در برخی زمان‌ها، وجه‌ها یا با برخی اشخاص ظاهر می‌شود پشتو، کرمانجی ارگاتیو در گذشته برای بعضی افعال، حال و آینده معمولاً نومیناتیو-اکوزاتیو
غیرتطبیقی (Non-Split / Canonical Ergative) ارگاتیو در همه زمان‌ها و اشخاص حفظ می‌شود اردلانی گذشته متعدی ساخت قوی و یکپارچه، سیستم سنتتیک غالب
اسم‌محور (Nominal-Centered Ergative) تمرکز بر نشانه‌های گروه اسمی، فعل کمتر تأثیر دارد اردلانی، هورامی ضمایر و پسوندها روی گروه اسمی اعمال می‌شود
فعل‌محور (Verb-Centered Ergative) تمرکز بر صرف فعل و ترکیب با ضمیر فاعلی زازایی، بعضی کرمانجی فعل ترکیبی با ضمیر فاعلی، گروه اسمی نقش کمتر مشخص دارد
[۲۷۲][۲۷۳][۲۷۴][۲۷۵]

دسته‌بندی‌های روشهای ارگاتیو در زبانهای کردی

۱. ارگاتیو سنتتیک (Synthetic Ergative)

ضمیر فاعلی در زمان گذشته به بن فعل می‌چسبد و یک واحد دستوری را تشکیل می‌دهد.

فعل معمولاً صرف نمی‌شود و سوم شخص مفرد خنثی باقی می‌ماند.

نمونه: اردلانی، هورامی، زازایی.

McKenzie (1966)، Dixon (1994)

۲. ارگاتیو تحلیلی (Analytic Ergative)

فعل صرف می‌شود و عامل (فاعل) و مفعول معمولاً با کمک فعل کمکی یا واژهبست مشخص می‌شوند.

نمونه: هورامی در ساخت‌های استمراری یا وجهی.

۳. ارگاتیو تطبیقی / غیرتطبیقی (Split vs Non-Split Ergative)

تطبیقی (Split): ارگاتیو فقط در برخی زمان‌ها، وجه‌ها یا نوع فعل ظاهر می‌شود (مثلاً گذشته متعدی).

غیرتطبیقی (Non-Split): ارگاتیو همیشه فعال است در همه شرایط.

نمونه: کرمانجی و پشتو Split، اردلانی گذشته متعدی Non-Split.

Dixon (1994)، Mithun (1999).

۴. ارگاتیو اسم‌محور / فعل‌محور (Nominal-Centered vs Verb-Centered)

اسم‌محور: ارگاتیو روی گروه اسمی اثر می‌گذارد و ساخت دستوری بر فاعل متمرکز است.

فعل‌محور: ارگاتیو بیشتر روی فعل اثر دارد و ترکیب فعل و ضمیر اهمیت دارد.

نمونه: اردلانی و هورامی اسم‌محور، بعضی کرمانجی و زازایی فعل‌محور.

.[۲۷۶]

 مطالعات تطبیقی زبان‌های ایرانی

نظام ارگاتیو ایرانی غربی در برابر نظام ارگاتیو ایرانی شرقی دیدگاه زبان‌شناسان بر این است که سیستم ارگاتیو در گویش‌های کردی به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شود که با مسیرهای تاریخی متفاوتی تکامل یافته‌اند:

الف) ارگاتیو سنتزایی: (ترکیبی) در شاخه ایرانی غربی در گویش‌های. کردی مانند اردلانی، به دلیل موقعیت جغرافیایی‌شان در غرب زاگرس تحت تأثیر مستقیم پهلوی (فارسی میانه) قرار داشته‌اند. این گویش‌ها ساختار ارگاتیو را حفظ کرده‌اند که در آن فعل خنثی و بدون تطابق با فاعل است. این ویژگی، یک ویژگی محافظه‌کارانه از زبان‌های ایرانی غربی است. ارگاتیو اردلانی (سنندجی) به صورت سنتزایی (synthetic) است:

فاعل متعدی به صورت clitic مستقیم به مفعول می‌چسبد (-m / -me / -om) و مفعول در حالت absolutive قرار دارد.

فعل گذشته همیشه خنثی (neuter 3rd person) صرف می‌شود و با فاعل توافق ندارد.

این ساختار مستقیم از پهلوی ساسانی به ارث رسیده و محافظه‌کارانه و غربی است، برخلاف کرمانجی یا سورانی که ارگاتیو آن‌ها تحلیلی و تحت تأثیر زبان‌های سکایی/شرقی مانند پشتو و بلوچی بوده است.

مثال: «من ئو کتیومه خویند» = «من آن کتاب را خواندم».

ب) ارگاتیو تحلیلی شرقی (تحت تأثیر ایرانی شرقی)

گویش‌هایی مانند کرمانجی و سورانی (مهاباد و اربیل) تحت تأثیر نوآوری‌های زبانی از شاخهٔ ایرانی شرقی، به ویژه ویژگی‌هایی مشابه پشتو و سکایی، سیستم ارگاتیو را به شکل تحلیلی توسعه داده‌اند:

فاعل و مفعول معمولاً با postposition یا marker جداگانه مشخص می‌شوند (مثلاً ji = توسط/از).

فعل با تطابق شخصی یا با فعل کمکی برای passive صرف می‌شود.

کرمانجی: «Ew kitêb ji min xwend» «آن کتاب توسط من خوانده شد».

در این گویش‌ها، ارگاتیو سنتزایی(ترکیبی) که در غرب زاگرس باقی مانده بود، به سیستم تحلیلی و تماس‌پذیر تبدیل شده است.

ویژگی اردلانی (غربی) کرمانجی / سورانی (شرقی)
نوع ارگاتیو سنتزایی (clitic + فعل neuter) تحلیلی (marker / postposition + فعل تطابقی)
تطابق فعل فعل خنثی / impersonal با توافق شخصی یا passive تحلیلی
ریشه تاریخی پهلوی ساسانی (غربی) غربی + تأثیر شرقی (سکایی / پشتو)
مثال من ئو کتیومه خویند Ew kitêb ji min xwend

تحلیل و توضیحات جدول بالا ارگاتیو زبان‌های کردی:

اردلانی (ایرانی غربی): از ساخت سنتزایی (ترکیبی) استفاده می‌کند، که در آن کلیتیک‌ها (clitics) به همراه افعال خنثی (neuter) به کار می‌روند. این نشان‌دهنده ساختاری پیچیده‌تر و وابسته به ترکیب واژگان است.

کرمانجی/سورانی (ایرانی شرقی): از ساخت تحلیلی استفاده می‌کند، که در آن نشانه‌ها (markers) یا پیش‌وندها/پس‌وندها با افعال تطابقی ترکیب می‌شوند. این ساختار ساده‌تر و مبتنی بر روابط صریح‌تر است.

تطابق فعل:

گویشاردلانی (غربی): افعال معمولاً به‌صورت خنثی/غیرشخصی (impersonal) هستند، که نشان‌دهنده وابستگی کمتر به فاعل یا مفعول در جمله است.

گویش هایکرمانجی/سورانی (شرقی): تطابق شخصی (personal agreement) یا استفاده از حالت مجهول تحلیلی (analytical passive) دیده می‌شود، که نشان‌دهنده تأثیر زبان‌های شرقی‌تر است.

ریشه تاریخی:

اردلانی (غربی): به پهلوی ساسانی (زبان‌های ایرانی میانه غربی) مرتبط است، که نشان‌دهنده پیوند با زبان‌های پارسی میانه و فرهنگ ساسانیان در غرب ایران است.

کرمانجی/سورانی (شرقی): علاوه بر تأثیرات غربی، تحت تأثیر زبان‌های شرقی ایرانی (مانند سکایی و پشتو) قرار دارد؛ زیرا زبان‌های شرقی ایرانی (مانند سکایی) احتمالاً از طریق مهاجرت‌های اقوام سکایی به مناطق آدیابن (شامل اربیل)و شمال عراق در گذشته مرتبط باشد.

مثال اردلانی: «من ئو کتیومه خویند» (من آن کتاب را خواندم)، که ساختار سنتزایی و استفاده از کلیتیک را نشان می‌دهد.

کرمانجی/سورانی: «Ew kitêb ji min xwend» (آن کتاب توسط من خوانده شد)، که ساخت تحلیلی با پس‌وند و تطابق را نشان می‌دهد.

این تقسیم‌بندی ارگاتیو در زمان گذشته نشان می‌دهد که زبان ترکیبی از میراث ایرانی غربی و نوآوری‌های تحت تأثیر ایرانی شرقی است، با تفاوت‌های آشکار بین گویش‌های غربی محافظه‌کار و شرقی تحلیلی است.

مقایسهٔ نظام ارگاتیو در کردی، پهلوی، بلوچی و پشتو

زبان / گویش نوع نظام جایگاه فاعل رابطهٔ فعل با فاعل/مفعول توضیحات تاریخی
کرمانجی (کردی شمالی) ارگاتیو انشقاقی فاعل در حالت مفعولی فعل با فاعل جمع تطابق دارد بازماندهٔ الگوی زبان‌های ایرانی شرقی
سورانی (مهاباد) ارگاتیو پسوندی (در حال ضعف) فاعل به صورت پسوند ملکی روی مفعول فعل خنثی و بدون تطابق مرحلهٔ گذار از ارگاتیو سنتی به نظام فاعلی
اردلانی ارگاتیو سنتزایی (ترکیبی) فاعل مستقل (در حالت فاعلی) فعل سوم شخص مفرد، بی‌تطابق با فاعل ادامهٔ سنت پهلوی (زبان‌های ایرانی غربی)
پهلوی (فارسی میانه) ارگاتیو سنتزایی (ترکیبی) فاعل مستقل فعل سوم شخص مفرد، معمولاً خنثی الگوی شاخهٔ ایرانی غربی، اثرگذار بر فارسی نو
بلوچی ارگاتیو فاعل گذشته در حالت مفعولی فعل بیش‌تر با مفعول مطابقت دارد شاخهٔ ایرانی شرقی
پشتو ارگاتیو تحلیلی فاعل در حالت مفعولی (ماضی) فعل با مفعول مستقیم هم‌خوان است نمایندهٔ زندهٔ نظام شرقی

کرمانجی و سورانی در نشان دادن ارگاتیویته با زبان‌های ایرانی شرقی مانند بلوچی و پشتو پیوند دارند.[۲۷۷] سورانی با این حال در مسیر تضعیف ارگاتیویته و نزدیک شدن به نظام فاعلی است.[۲۷۸] در مقابل، اردلانی شباهت آشکاری با پهلوی (فارسی میانه) دارد و ادامهٔ سنت ایرانی غربی به‌شمار می‌رود.[۲۷۹] این مقایسه نشان می‌دهد که کردی در میانهٔ دو شاخهٔ اصلی زبان‌های ایرانی قرار گرفته و به نوعی «پل» میان نظام‌های ارگاتیو شرقی و شبه‌ارگاتیو غربی است.

ارگاتیو در گویش اردلانی بر اساس پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی، گویش اردلانی (سنندجی) در میان گویش‌های کردی جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا بخشی از نظام ارگاتیو زبان‌های ایرانی میانه، به‌ویژه پهلوی (فارسی میانه)، را حفظ کرده است.

دیدگاه زبان‌شناسان در مورد زبان اردلانی

  • تئودور باینون (Theodore Bynon): او منشأ ارگاتیو در کردی را در ساخت‌های غیرشخصی و منفعلی زبان‌های ایرانی میانه می‌داند. به نظر وی، اردلانی این ساخت را به‌شکل محافظه‌کارانه‌ای نگه داشته و بیش از سایر گویش‌های کردی به پهلوی نزدیک و وفادار بوده است و تحت تأثیر زبانهای شرقی و سکایی مانند بلوچی و پشتو نبوده است و جز زبانهای ایرانی غربی بوده است.[۲۸۰]
  • اگنس کورن (Agnes Korn): او تأکید می‌کند که نظام ارگاتیو در اردلانی به صورت «بقا» (remnants) باقی مانده است. در این ساخت، فاعل در حالت مفعولی (oblique) می‌آید، در حالی که فعل خنثی باقی می‌ماند؛ الگویی که مستقیماً از پهلوی به ارث رسیده است.[۲۸۱]
  • جفری هیگ (Geoffrey Haig): او اردلانی را «شبه‌ارگاتیو» توصیف می‌کند. به گفتهٔ او، در این گویش فعل اغلب غیرشخصی و خنثی است و این امر نشان‌دهندهٔ تداوم ویژگی‌های ایرانی غربی است. اردلانی برخلاف کرمانجی، تحت تأثیر گستردهٔ زبان‌های ایرانی شرقی و سکایی قرار نگرفته است.[۲۸۲]

زبان‌شناسان اتفاق‌نظر دارند که ارگاتیو اردلانی به پهلوی نزدیک است چون بقایای سیستم ارگاتیو میانه ایرانی (خنثی بودن فعل، فاعل مستقل) را حفظ کرده و نشان‌دهنده تکامل غربی کردی اردلانی در مقابل گویش‌های شرقی‌تر (مثل کرمانجی) است. اردلانی به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش (در غرب کردستان) به شاخه غربی ایرانی (پهلوی) نزدیک‌تر مانده و کمتر تحت تأثیر نوآوری‌های شرقی (مثل پشتو یا پارتی و سکایی) قرار گرفته و ریشه غربی‌اش (از پهلوی) را حفظ کرده است.

 نمونهٔ ساخت ارگاتیو اردلانی
  • اردلانی: اوان گوشته‌که‌یان له تو سند («آنها گوشت را از تو گرفتند»)
در این ساخت، «اوان» (فاعل) در حالت مفعولی آمده و فعل «سندن» به‌صورت خنثی (سوم شخص) صرف شده است.

این ساخت در کردی سورانی معیار (به‌ویژه عراق) تقریباً از میان رفته و بیشتر در اردلانی سنندجی و برخی مناطق کردنشین باقی مانده است.

مقایسه ارگاتیویته در گویش‌های کردی و زازاکی
Language/DialectType of ErgativityExample
ZazakiNominal (اسم‌محور، با کیس‌های اسمی قوی، فعل خنثی)tı mi dî – فاعل (tı) در ارگاتیو، مفعول (mi) در فاعلی، فعل (dî) خنثی.
KurmanjiVerbal and Nominal (ترکیبی، توافق فعل با مفعول در گذشته)te min dît – فاعل (te) در ارگاتیو، مفعول (min) در فاعلی، فعل (dît) با مفعول توافق می‌کند.
Hawrami (Gorani)Nominal and Verbal (اسمی و فعلی، حفظ ارگاتیویته در گذشته)te min dît – مشابه Kurmanji، فاعل در ارگاتیو، مفعول در فاعلی، فعل با مفعول توافق.
SoraniRemnants/Weak (باقی‌مانده‌های ضعیف، اغلب غیرارگاتیو یا ارگاتیویته فعلی)min to dîtm – فاعل (min) در حالت ضمنی، مفعول (te) در فاعلی، سیستم به سمت فاعلی-مفعولی مانند فارسی نو و عربی گرایش دارد.
ArdalaniNominal (اسم‌محور، فعل خنثی، حفظ ارگاتیویته اسمی)ême tûman dî – فاعل (ême) در ارگاتیو، مفعول (tûman) در فاعلی، فعل (dî) خنثی.
  • Zazaki: زازاکی دارای ارگاتیویته اسمی بسیار قوی است. نقش‌های دستوری اصلی توسط کیس‌های اسمی مشخص می‌شوند: فاعل در ارگاتیو و مفعول در فاعلی ظاهر می‌شود. فعل معمولاً خنثی است و توافق قوی با مفعول یا فاعل ندارد، که سیستم را اسم‌محور می‌کند. این ویژگی زازاکی را به زبان‌های ایرانی باستان نزدیک می‌کند و نشان‌دهنده ثبات ساختار ارگاتیویتی است که در گذشته در زبان‌های ایرانی رایج بوده است.[۲۸۳]
  • Kurmanji: کرمانجی ترکیبی از ارگاتیویته اسمی و فعلی دارد. در زمان گذشته افعال متعدی، فعل با مفعول توافق می‌کند و فاعل با نشانه ارگاتیو مشخص می‌شود. سیستم کرمانجی فعل‌محور است، زیرا فعل اطلاعات اصلی دربارهٔ فاعل و مفعول را منتقل می‌کند. مثال "te min dît" نشان می‌دهد فاعل (te) در ارگاتیو، مفعول (min) در فاعلی و فعل (dît) با مفعول توافق دارد. ارگاتیویته فعلی در گویش‌های شمالی برجسته‌تر است.[۲۸۴]
  • Hawrami (Gorani): هورامی ارگاتیویته را در زمان گذشته افعال متعدی حفظ کرده و ترکیبی از اسمی و فعلی است. مشابه کرمانجی، فاعل در ارگاتیو و مفعول در فاعلی ظاهر می‌شود، و فعل ممکن است با مفعول توافق داشته باشد. این سیستم نشان‌دهنده ثبات ساختار قدیمی‌تر و حفظ ویژگی‌های سنتی زبان‌های ایرانی غربی است.[۲۸۵]
  • Sorani: سورانی ارگاتیویته را تا حد زیادی از دست داده و به سمت سیستم فاعلی-مفعولی گرایش دارد. باقی‌مانده‌های ارگاتیویته اغلب در ضمایر کلاتیک دیده می‌شوند. در گونه‌های استاندارد (مانند عراق) ارگاتیویته اسمی غایب است و ساختار جمله بیشتر شبیه Nominative-Accusative است.[۲۸۶]
  • Ardalani: اردلانی (گونه جنوبی سورانی) ارگاتیویته اسمی را حفظ کرده و فعل خنثی است. سیستم اسم‌محور است و وزن دستوری روی گروه‌های اسمی است. این ویژگی مشابه زازاکی است و نشان می‌دهد که ساختارهای سنتی ارگاتیویته در این گویش بهتر حفظ شده‌اند.[۲۸۷]

مقایسه زازایی، اردلانی، پهلوی، و سومری (بر اساس مثال‌های ارگاتیو واقعی)

برای مقایسه این زبان‌ها و گویش‌ها، تمرکز بر ارگاتیویته واقعی و مثال‌های مستند است.

جنبه مقایسه زازایی (Zazaki) اردلانی (Ardalani) پهلوی (Pahlavi، پارسی میانه) سومری (Sumerian)
ریشه تاریخی و جغرافیایی شاخه شمال‌غربی ایرانی؛ شرق ترکیه؛ ریشه در ایرانی باستان [web:1, web:5] گویش جنوبی سورانی کردی؛ غرب ایران (سنندج)؛ ریشه در ایرانی میانه [web:2, web:8] شاخه شمال‌غربی ایرانی؛ ایران ساسانی؛ متون کتیبه‌ای و مذهبی [web:0, web:7] زبان ایزوله باستانی؛ بین‌النهرین جنوبی؛ متون میخی
ارگاتیویته (نوع) اسمی قوی؛ فاعل در ارگاتیو، مفعول در فاعلی؛ فعل خنثی [web:5, web:6] اسمی؛ فاعل ارگاتیو، مفعول در فاعلی، فعل خنثی [web:2, web:8] اسمی؛ فاعل در ارگاتیو، مفعول فاعلی، فعل خنثی [web:0, web:7] اسمی غالب؛ فاعل با پسوند ارگاتیو -e، مفعول فاعلی؛ پیشوندهای فعل مکمل
ساختار کلی (اسم‌محور یا فعل‌محور) اسم‌محور؛ وزن روی کیس‌های اسمی، فعل خنثی [web:1, web:5] اسم‌محور؛ وزن روی گروه‌های اسمی، فعل خنثی اسم‌محور؛ نشانه‌گذاری اسمی غالب، فعل خنثی اسم‌محور؛ کیس‌های اسمی اصلی، پیشوندهای فعلی مکمل
ویژگی‌های نحوی و صرفی ترتیب SOV؛ کیس‌های اسمی حفظ‌شده (ارگاتیو، فاعلی)؛ ضمایر پیوسته ترتیب SOV؛ ارگاتیویته در گذشته؛ ضمایر مفعولی پیوسته ترتیب SOV؛ کیس‌های اسمی ساده‌شده؛ متون رسمی و کتیبه‌ای [web:4, web:7] ترتیب SOV؛ سیستم پیشوند/پسوند پیچیده برای فعل؛ کیس‌های اسمی برای نقش‌ها
حفظ ویژگی‌های کهن حفظ کیس‌های اسمی قوی؛ ارگاتیویته اسمی باستانی حفظ ارگاتیویته اسمی بهتر از سورانی استاندارد حفظ ارگاتیویته اسمی از پارسی باستان [web:0, web:7] حفظ سیستم ارگاتیو باستانی؛ ساختارهای پیچیده
مثال ارگاتیویته tı mi dî (تو من را دیدی): فاعل ارگاتیو، مفعول فاعلی، فعل خنثی ême tûman dî (ما شما را دیدیم): فاعل ارگاتیو، مفعول فاعلی، فعل خنثی valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird (ولریانس قیصر را با دستان خود دستگیر کردم): فاعل ارگاتیو (من)، مفعول فاعلی (ولریانس قیصر)، فعل خنثی lugal-e é mu-n-du (پادشاه خانه را ساخت): فاعل ارگاتیو، مفعول فاعلی، فعل با پیشوندهای مکمل

همه این زبان‌ها نوعی نظام ارگاتیو-فاعلی دارند.

زازایی و اردلانی: اسم‌محور، با ریشه در ایرانی میانه، نزدیک به پهلوی.

پهلوی: اسم‌محور و کهن، نیای فارسی نو.

سومری: ایزوله، بسیار باستانی، اما اسم‌محور مشابه پهلوی.

هورامی: ترکیبی (اسم‌محور + فعل‌محور)، ضعیف‌تر از اردلانی.

کرمانجی: شمالی → بیشتر فعل‌محور (مانند پشتو و بلوچی)؛ شرقی → نزدیک‌تر به پهلوی و اردلانی.

سورانی: ارگاتیویته ضعیف یا فروپاشیده، در استاندارد تقریباً بی‌ارگاتیو.

نتیجه: اسم‌محوری ویژگی کهن است؛ در پهلوی، سومری، زازایی و اردلانی بهتر حفظ شده و در هورامی نیمه‌حفظ شده، اما در کرمانجی و سورانی به‌سوی فعل‌محوری و فروپاشی رفته است. مقایسه با زبان‌های جدول:

زازایی و اردلانی: مانند پهلوی و سومری، اسم‌محور هستند. کرمانجی: فعل‌محورتر، متفاوت از پهلوی و سومری. مشابه زبانهای شرقی مانند زبان پشتو و زبان بلوچی سورانی: محاوره ای مهاباد ارگاتیویته ضعیف، فروپاشیده فعل محور (ایرانی شرقی) سورانی استاندارد ارگاتیو ندارد برخلاف پهلوی و سومری.

هورامی: ترکیبی از ارگاتیویته اسمی و فعلی، مشابه سومری و ضعیف تر از اردلانی می‌باشد دارای ارگاتیو اسم محور و فعل محور

اصالت: اسم‌محوری در پهلوی و سومری نشان‌دهنده ویژگی کهن است، که در زازایی، اردلانی، و تا حدی هورامی حفظ شده است.[۲۸۸][۲۸۹][۲۹۰][۲۹۱][۲۹۲][۲۹۳][۲۹۴][۲۹۵]

نظام ارگاتیو یکی از ساختارهای دستوری مهم در زبان‌های ایرانی است که تفاوت‌های کلیدی میان گویش‌های مختلف کردی را آشکار می‌کند. این تفاوت‌ها نشان‌دهنده مسیرهای تکاملی متفاوت این زبان‌ها هستند.

نظام ارگاتیو در گویش‌های کردی و پهلوی

ارگاتیو یک ساختار دستوری باستانی است که در زبان‌های ایرانی وجود داشته و نحوهٔ کارکرد آن در گویش‌های مختلف کردی، ریشهٔ تاریخی آن‌ها را آشکار می‌کند. سیستم ارگاتیو در پهلوی و چهار گویش کردی مدل‌های متفاوتی از این پدیده را نشان می‌دهد.

در پهلوی، نظام ارگاتیو اسم محور بود. در گذشتهٔ افعال متعدی، فعل ثابت و بدون تطابق با فاعل یا مفعول باقی می‌ماند. فاعل با یک حالت دستوری ویژه مشخص می‌شد و مفعول نقش برجسته داشت. این نظام، بازمانده‌ای از زبان‌های ایرانی باستان بود و به تدریج ساده می‌شد.

kē buxtagīft až andar kišt ahād .. Skjærvø, 2009b: ۲۳۵) » هر که تخم رستگاری در درون او کِشته شده باشد … «[۲۹۶]

گویش اردلانی محافظه‌کارترین گویش کردی مرکزی در حفظ ساختار پهلوی است. نظام ارگاتیو در اردلانی نیز غیرتطبیقی است و فعل با هیچ‌یک از فاعل یا مفعول تطابق نمی‌کند. فاعل با ضمیر متصل ارگاتیو مشخص می‌شود.

مثال: تو غرق مو کرد→ «تو من را غرق کردی». (تو) فاعل را نشان می‌دهد، و فعل کرد ثابت باقی می‌ماند و با مفعول مو (من) تطابق ندارد.[۲۹۷]

نظام ارگاتیو کرمانجی شکاف‌دار است؛ یعنی ارگاتیو فقط در زمان گذشته فعال است. در بعضی گویشها در ایران و ارمنستان کرمانجی ارگاتیو اسم محور دارد در ساختار، ارگاتیو فعل محور فعل با مفعول مطابقت می‌کند و فاعل در حالت مایل (Oblique case) قرار می‌گیرد. مثال: من سیوه که دیت → «من سیب را دیدم». فاعل در حالت مایل است و فعل دیت با مفعول سیوه مطابقت دارد.[۲۹۸]

سورانی دارای سیستم ارگاتیو در حال فروپاشی است. گاهی فعل با مفعول مطابقت می‌کند، ولی در حالت‌های دیگر ثابت می‌ماند. برخی لهجه‌ها مانند مهاباد تقریباً ارگاتیو ندارند و تحت تأثیر فارسی قرار گرفته‌اند. مثال: زهر ماری پی خواردم → «تو زهر مار را به من خورانیدی».[۲۹۹]

هورامی نیز مانند زازایی دارای سیستم ارگاتیو اسم محور است و در بعضی گویش‌ها ارگاتیو از بین رفته است. فعل با مفعول مطابقت می‌کند و ساختار بسیار کهنی دارد که ریشه در زبان‌های ایرانی باستان مانند ماد دارد.[۳۰۰]

ارگاتیو تطبیقی فعل با مفعول چگونه کار می‌کند؟

در یک نظام ارگاتیو تطبیقی، به‌ویژه در زمان گذشته افعال متعدی (افعالی که مفعول دارند)، قوانین زیر مشاهده می‌شود:

فاعل (انجام‌دهندهٔ کار) در یک حالت دستوری خاص، معمولاً حالت مایل (oblique) ظاهر می‌شود.

فعل با مفعول (پذیرندهٔ کار) از نظر شخص و شمار تطابق پیدا می‌کند. این نظام از نظر ساختاری با نظام ارگاتیو غیرتطبیقی متفاوت است، همانند آنچه در زبان پهلوی یا کردی اردلانی دیده می‌شود، که در آن فعل گذشتهٔ متعدی به فاعل و مفعول تطابق ندارد.

۱. کردی کرمانجی کرمانجی نمونه‌ای بارز از ارگاتیو تطبیقی شکاف‌دار است؛ یعنی ارگاتیو فقط در زمان گذشته ظاهر می‌شود و در حال و آینده این ساخت وجود ندارد. در زمان گذشته، فعل با مفعول تطابق می‌کند. البته در ایران و ارمنستان گویش کرمانجی ارگاتیو اسم محور دارد مثال: Min ew dît. – «من او را دیدم.» تحلیل: Min (من) فاعل در حالت مایل است و فعل dît (دید) با ew (او، مفعول) از نظر شمار و جنسیت مطابقت دارد. اگر مفعول جمع بود، شکل فعل نیز تغییر می‌کرد.

۲. بلوچی

بلوچی نیز نظامی مشابه دارد: ارگاتیو در زمان گذشته شکاف‌دار و تطبیقی است. مثال: Man čakar did. – «من گوسفند را دیدم.» تحلیل: Man (من) فاعل در حالت مایل است و فعل did (دید) با čakar (گوسفند، مفعول) تطابق دارد.

۳. سغدی زبان سغدی، یکی از زبان‌های ایرانی شرقی باستانی، نیز همین ساختار را داشت. در گذشته، فاعل به صورت حالت مایل ظاهر می‌شد و فعل با مفعول از نظر شخص و شمار تطابق داشت.

این شباهت در سغدی با زبان‌های کرمانجی و بلوچی نشان‌دهنده ریشه زبانی مشترک در شاخهٔ ایرانی شرقی است؛ بنابراین، این سه زبان با وجود فاصلهٔ زمانی و مکانی، از نظر دستوری به هم نزدیک‌ترند تا به زبان‌هایی مانند پهلوی و کردی اردلانی و هورامی که نظام گذشتهٔ متعدی آن‌ها ارگاتیو اسم محور است. این تفاوت‌ها نشان می‌دهند که گویش‌های کردی، به یک شاخه زبان‌های ایرانی یعنی پهلوی مرتبط هستند

«تو من را در گریه غرق کردی»

در جدول زیر یک نمونهٔ مقایسه‌ای میان کردی سورانی و گویش اردلانی (سنندجی) آمده است که از نظر صرف و نحو تفاوت‌های معناداری نشان می‌دهد. این نوع مثال‌ها در توصیف‌های گویش‌شناختیِ کردی توسط زبان‌شناسانی همچون مک‌کنزی[۳۰۱] و پژوهش‌های جدیدتر دربارهٔ ارگاتیویته در کردی[۳۰۲][۳۰۳] بررسی شده‌اند.

گویشجملهآوانویسی تقریبیترجمهٔ تحت‌اللفظیتوضیح ساختی
سورانینوقمت کردوم له گریانیشnoqəm-t kərd-um le geryan-îşغرقت کردم در گریه‌ـاش (تو من را گریه غرق کردی)ساخت غیراِرگاتیو: ضمیر مفعولی متصل «ـم» برای مفعول «من» و شناسهٔ فاعلی «ـم» در «کردوم» برای فاعل. فاعل (تو) مستتر است. این الگو مشابه فارسی نو بوده و در سورانی معیار غالب است.[۳۰۴]
اردلانی (سنندجی)تو له گریان نوقم مو کیردto la geryan noqəm mo kirdدر گریه غرق مرا کرد (من را در گریه غرق کردی)ساخت گذشتهٔ متعدی با ویژگی‌های ارگاتیو: شناسهٔ ضمیری به مفعول متصل می‌شود و فعل معمولاً شناسهٔ فاعلی ندارد. تأکید نحوی بر مفعول است و فاعل می‌تواند حذف یا مستتر باشد. این الگو در برخی گویش‌های مرکزی و جنوب‌غربی کردی بازماندهٔ ساخت‌های کهن‌تر زبان‌های ایرانی میانه (فارسی میانه) دانسته شده است.[۳۰۵]

سورانی:

جمله: نوقمت کردوم له گریانیش آوانویسی تقریبی: noqəm-t kərd-um le geryan-îş تحلیل ساختی:

noqəm-t = «غرقم‌ـت» → ضمیر مفعولی متصل (-t) برای «تو»، مفعول برجسته.

kərd-um = «کردم» → فعل + شناسهٔ فاعلی (-um) برای فاعل مستتر («من»).

فاعل («تو») مستتر است و جمله با ضمیر متصل روی فعل مفهوم پیدا می‌کند.

ویژگی: ساخت غیرارگاتیو / شبه ارگاتیو؛ فاعل مستتر است، مفعول روی فعل برجسته.

اردلانی/سنندجی:

جمله: تو له گریان نوقم مو کیرد تحلیل ساختی:

تو = فاعل صریح و لازم، نمی‌تواند حذف شود.

له گریان = «در گریه» → متمم مکانی / حالتی.

نوقم مو کیرد = فعل + شناسهٔ مفعولی (مو) برای مفعول («من»).

ویژگی: ساخت ارگاتیو؛ شناسهٔ فاعل روی فعل ظاهر نمی‌شود، تأکید نحوی روی مفعول است، فاعل باید حضور داشته باشد یا مستتر باشد، و ساخت به نحوی بازمانده از فارسی میانه و پهلوی است. تفاوت میان این دو گونه نشان‌دهندهٔ گرایش سورانی به الگوی مفعولی-فاعلی (nominative–accusative) و حفظ برخی ساخت‌های ارگاتیو در اردلانی است. این پدیده در زبان‌شناسی تاریخی کردی اهمیت ویژه‌ای دارد و با تحول افعال متعدی گذشته از دورهٔ فارسی میانه به کردی مرتبط دانسته می‌شود.[۳۰۶]

مقایسهٔ ارگاتیو و مطابقه در گویش‌های کردی: اردلانی و مهابادی
گویش نمونه جمله ترجمه فارسی نوع مطابقه/ارگاتیو توضیحات
اردلانیام سندمن می‌خریدمارگاتیو واقعیفعل گذشته متعدی غیرتحلیلی، فاعل مشخص و مفعول روی فعل ترکیب شده، پیشوند "اً نشان‌دهندهٔ فعل.[۳۰۷]
اردلانینانمان خواردما نان خوردیمارگاتیو/ترکیبیفاعل و مفعول با فعل ترکیب شده، ساخت غیرتحلیلی، حفظ ویژگی‌های قدیمی زبان‌های ایرانی.[۳۰۸]
اردلانیتارا کتیو کی لیم سندتارا کتاب را گرفتارگاتیو محدودفاعل سوم شخص با مفعول ترکیب شده، نشان‌دهندهٔ حرکت فاعل و مطابقت فعل با مفعول در سطح ر-ساخت.[۳۰۹]
مهابادیmen sēw xwârdمن سیب خوردمفاقد ارگاتیو واقعیفعل هیچ مطابقتی با فاعل یا مفعول ندارد، مطابقهٔ محدود در سطح واژهبست یا ضمایر منفصل ممکن است دیده شود.[۳۱۰]
مهابادیawân-dīt yân-imآنها مرا دیدندمطابقهٔ محدودفعل با ضمایر مفعولی مطابقت دارد، اما ارگاتیو واقعی وجود ندارد، بیشتر سازوکار تاریخی است.[۳۱۱]
مهابادیSēw aka-yân Le stând-emآنها سیب را از من گرفتندمطابقه با حرف اضافهمطابقه فعل با مفعول حرف اضافه در سطح آوایی، سطح ر-ساخت فاقد ارگاتیو است.[۳۱۲]
توضیحات جدول

ارگاتیو واقعی: فعل گذشته متعدی دارای نشانهٔ فاعل مستقل و مفعول روی فعل، مشابه ساخت‌های قدیمی فارسی میانه و پهلوی.

ارگاتیو محدود/ترکیبی: بعضی جملات با فاعل سوم شخص یا مفعول ترکیبی نشان‌دهندهٔ ارگاتیو نسبی، نه مطلق.

مطابقه محدود: فعل با ضمایر منفصل یا حرف اضافه مطابقت دارد، اما ارگاتیو سیستماتیک وجود ندارد.

فاقد ارگاتیو واقعی: فعل هیچ مطابقتی با فاعل یا مفعول ندارد و تنها تطابق‌های آوایی و ضمایر منفصل ممکن است دیده شود.

مقایسه ساخت گذشتهٔ متعدی: اردلانی، سورانی و پهلوی
سبکجمله نمونهمفعول (O)فاعل (S)فعل (V)ترتیب / توضیحمنبع
اردلانی سنندجی "Awan menyan bird u lem yan da" («آنها من را بردند و کتک زدند») menyan / lem 🔹 برجسته، ضمیر مفعولی جدا awan («آنها») 🔹 فاعل مشخص bird / yan da 🔹 فعل مرکب، کمکی جدا S + O + V; تأکید هم روی مفعول و هم عمل Mckenzie, 1966: p. 112; Hassanpour, 1992: p. 85
سورانی (مهاباد، اربیل، سلیمانیه) "Awan bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im" («آنها من را بردند و کتک زدند») ضمیر مفعولی الحاقی روی فعل، غیر جدا awan («آنها») 🔹 فاعل محور bird-yǎn-im / dǎ-im 🔹 فعل مرکب، ضمیر مفعول روی فعل S–O–V یا V–O–S; برجستگی مفعول روی فعل، شبه‌ارگاتیو Hassanpour, 1992: p. 85
پهلوی / فارسی میانه u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird valeriyānos kēsar 🔹 برجسته، مفعول منطقی («قیصر روم») قبل از فعل آمده u-n («او») 🔹 ضمیر فاعل dastgrav kird 🔹 فعل مرکب + kird سوم شخص، متعدی S + O + V; تأکید هم روی مفعول؛ برجستگی مفعول Mckenzie, 1966: p. 95
ارگاتیو در علم زبان‌شناسی

در علم زبان‌شناسی، ارگاتیویته (ergativity) به‌عنوان یه سیستم گرامری تعریف می‌شود که در ان، فاعل (subject) افعال متعدی (transitive verbs) در حالت ارگاتیو (غیرمستقیم) علامت‌گذاری می‌شود، در حالی که مفعول (object) افعال متعدی و فاعل افعال غیرمتعدی (intransitive verbs) در حالت ابسولوتیو (مستقیم) قرار می‌گیرند. این در تضاد با سیستم نومیناتیو-اکوزاتیو (مثل فارسی نو)، که فاعل متعدی و غیرمتعدی هر دو در حالت نومیناتیو و مفعول در حالت اکوزاتیو قرار دار. زبان‌شناسانی (مثل دیکسون در کتاب Ergativity، ۱۹۹۴) ارگاتیو رو به چند نوع تقسیم می‌کنند:

ارگاتیو کامل: وقتی تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو در همه زمان‌ها و ساختارها حفظ می‌شود (مثل زبان باسک یا برخی زبان‌های قفقازی).

ارگاتیو شکاف‌دار (Split Ergativity): وقتی ارگاتیویته فقط در شرایط خاصی (مثل زمان گذشته یا با ضمایر خاص) دیده می‌شود (مثل کردی اردلانی و پهلوی).

شبه‌ارگاتیو: وقتی سیستم مخلوطی از ارگاتیویته و نومیناتیو-اکوزاتیو باشد (مثل سورانی مهابادی). ارگاتیویته در علم زبان‌شناسی معمولاً از طریق علامت‌گذاری کسری (case marking)، توافق فعلی (verb agreement) یا ترتیب واژه‌ها (word order) تحلیل می‌شود.

ارگاتیو در گویش سورانی (مهابادی)

در گویش سورانی، به‌ویژه مهابادی، ارگاتیویته به‌صورت یه سیستم شکاف‌دار (split ergative) تطبیقی و شبه‌ارگاتیو ظاهر می‌شود، که بیشتر در زمان گذشته افعال متعدی دیده می‌شود. در جمله نمونه‌ای

awǎn bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im («آنها من را بردند و کتک زدند»)

علامت‌گذاری کسری: فاعل (awǎn «آنها») در حالت ارگاتیو قرار دارد و با ضمیر متصل -yǎn روی فعل مشخص می‌شود. مفعول (-im «من») هم به‌صورت ضمیر متصل به فعل (bird و dǎ) ظاهر می‌شود و در حالت ابسولوتیو است. این نشان می‌دهد که علامت‌گذاری کسری در سورانی بیشتر از طریق ضمایر متصل به فعل (نه اسم‌های جداگانه) انجام می‌شود، که این یه ویژگی شبه‌ارگاتیوه می‌باشد. توافق فعلی: فعل (bird و dǎ) با هر دو ضمیر فاعلی (-yǎn برای «آنها») و مفعولی (-im برای «من») توافق دارد. این با ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی یا پهلوی) متفاوت است، چون در ارگاتیویته کلاسیک، فعل معمولاً فقط با مفعول یا فقط با فاعل توافق دارد؛ مثلاً: در اردلانی (awan menyan bird u lem yan da): فعل فقط با مفعول (-yan) توافق داره. در پهلوی (u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird): فعل فقط با فاعل (u-n) توافق دارد. توافق دوگانه (فاعل و مفعول) در سورانی نشان‌دهنده یه سیستم مختلطه که از ارگاتیویته خالص فاصله گرفته است. ترتیب واژه‌ها: ترتیب واژه‌ها در سورانی معمولاً SOV (فاعل-مفعول-فعل) یا گاهی VOS (فعل-مفعول-فاعل) در گفتار غیررسمی می‌باشد. این انعطاف در ترتیب واژه‌ها هم نشان می‌دهد که سورانی کمتر به ساختار ارگاتیویته کلاسیک وابسته است. اشاره در علم زبان‌شناسی به ارگاتیو سورانی در علم زبان‌شناسی (حسنی‌پور، ۱۹۹۲ یا مک‌کنزی، ۱۹۶۶ که)، ارگاتیو سورانی به‌عنوان یه سیستم شکاف‌دار و شبه‌ارگاتیو توصیف شده است. دلایلی که زبان‌شناسان این‌طور بهش اشاره کرده‌اند: شکاف‌داری (Split Ergativity): ارگاتیویته در سورانی فقط در زمان گذشته افعال متعدی دیده می‌شود. در زمان حال یا آینده، سورانی به سیستم نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل می‌شود (مثل فارسی نو). مثلاً در زمان حال: ew min dibinin («آنها من را می‌بینند»)، فاعل و مفعول به شیوه نومیناتیو-اکوزاتیو علامت‌گذاری می‌شن، نه ارگاتیو-ابسولوتیو. شبه‌ارگاتیویته است: حضور همزمان ضمایر فاعلی (-yǎn) و مفعولی (-im) روی فعل در جملاتی مثل bird-yǎn-im نشان می‌دهد که سورانی از ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی) فاصله گرفته است. زبان‌شناسان (مثل حسنی‌پور) این رو یه سیستم مختلط می‌دانند، چون ویژگی‌های ارگاتیویته (مثل برجستگی مفعول با -im) با ویژگی‌های نومیناتیو-اکوزاتیو (مثل حضور ضمیر فاعلی -yǎn) ترکیب شدند. فروپاشی ارگاتیویته در گویش مکریانی برخی زبان‌شناسان (مثل مک‌کنزی) اشاره کرده‌اند که ارگاتیویته در سورانی (از جمله مهابادی) به دلیل تأثیر زبان‌های غیرارگاتیو (مثل فارسی نو و عربی) و ساده‌سازی گرامری در گفتار روزمره، در حال ضعیف شدن یا فروپاشی تدریجی است. این فروپاشی به این معنی است که تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو کمرنگ‌تر شده و سیستم به سمت نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل شده است.

مقایسه با اردلانی و پهلوی

اردلانی (سنندجی): awan menyan bird u lem yan da ارگاتیویته کلاسیک و قوی (اسم‌محور و عامل‌محور). فعل فقط با مفعول توافق دارد (-yan در yan da) و فاعل (awan) هیچ نشانه‌ای روی فعل نداره. زبان‌شناسان (مثل مک‌کنزی، ۱۹۶۶) این رو یه نمونه بارز ارگاتیویته کامل می‌دانند. پهلوی (فارسی میانه): u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird ارگاتیویته کلاسیک و قوی (اسم‌محور). فعل فقط با فاعل توافق دارد (kird با u-n) و مفعول (valeriyānos kēsar) به‌صورت جداگانه و بدون ضمیر متصل می‌آید. زبان‌شناسان این رو هم یه نمونه قوی ارگاتیویته می‌دانند. سورانی (مهابادی): awǎn bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im ارگاتیویته شکاف‌دار و شبه‌ارگاتیو (فعل‌محور و تا حدی اسم‌محور) می‌باشد. فعل با هر دو فاعل (-yǎn) و مفعول (-im) توافق دارد که این نشان‌دهنده یه سیستم مختلط است که ریشه شرقی دارد. زبان‌شناسان (مثل حسنی‌پور، ۱۹۹۲) این رو به‌عنوان یه سیستم در حال انتقال به نومیناتیو-اکوزاتیو توصیف کرده‌اند.

در علم زبان‌شناسی، ارگاتیو در سورانی (از جمله مهابادی) به‌عنوان یه سیستم شکاف‌دار و شبه‌ارگاتیو توصیف شده، که: در زمان گذشته افعال متعدی دیده می‌شود، اما در زمان حال یا گفتار غیررسمی به نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل می‌شود. حضور همزمان ضمایر فاعلی (-yǎn) و مفعولی (-im) روی فعل نشون‌دهنده یه سیستم مختلطه که از ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی یا پهلوی) فاصله گرفته است. این ویژگی‌ها باعث شده که زبان‌شناسان ارگاتیویته سورانی رو «ضعیف» یا «در حال فروپاشی» بدانند، چون تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو کمرنگ شده و سیستم به سمت نومیناتیو-اکوزاتیو حرکت کرده است.

در زبان کردی سورانی، فعل می‌تواند هم‌زمان ضمیر فاعلی و مفعولی را در قالب پسوندهای صرفی حمل کند. این ویژگی موجب می‌شود که جمله تنها با فعل صرف‌شده کامل گردد و نیازی به ذکر صریح فاعل و مفعول نباشد. این ساخت شباهت چشمگیری به زبان عربی کلاسیک دارد که در آن نیز ضمایر فاعلی و مفعولی به فعل متصل می‌شوند.

مقایسه نمونه‌ها:

کردی اردلانی (سنندجی): awan menyan bird lem yan da «آنها من را بردند و زدند» awan («آنها») = فاعل صریح menyan / lem = ضمیر مفعولی جدا bird / yan da = فعل مرکب فعل به‌تنهایی جمله کامل نیست؛ فاعل و مفعول باید جداگانه ذکر شوند.[۳۱۳][۳۱۴]

کردی سورانی (مهاباد، اربیل، سلیمانیه): bird-yān-im / dā-yān-im «آنها من را بردند / زدند» -yān = ضمیر فاعلی جمع («آنها») -im = ضمیر مفعولی («من»)

فعل هم فاعل و هم مفعول را حمل می‌کند و جمله می‌تواند بدون ذکر گروه اسمی مستقل کامل باشد.[۳۱۵]

عربی کلاسیک: ḍarabū-nī (ضَرَبُونی) «آنها من را زدند» -ū = ضمیر فاعلی جمع («آنها») -nī = ضمیر مفعولی («من») فعل صرف‌شده همراه با ضمایر متصل به‌تنهایی جمله کامل می‌سازد.[۳۱۶]

به‌طور خلاصه: - سورانی مثل عربی کلاسیک → فعل‌محور، ضمیرمحور؛ یعنی فعل به‌تنهایی می‌تواند جمله کامل باشد. که ترکیبی از سیستم فعلی عربی و ارگاتیو تطبیقی مفعول با فعل دیده می‌شود. - اردلانی سنندجی مثل پهلوی → بیشتر اسم‌محور / گروه‌محور؛ یعنی فاعل و مفعول باید به‌صورت مستقل هم بیان شوند (مانند «ئه‌وان منیان برد»).

همین نکته است که سبب شده زبان‌شناسانی چون حسن‌پور (۱۹۹۲) تأکید کنند سورانی در مسیر «ساده‌سازی و فعل‌محوری» مانند عربی کلاسیک پیش رفته است در حالی که اردلانی سنندجی ساخت «ترکیبی و ارگاتیو» پهلوی را بهتر حفظ کرده است.

اردلانی سنندجی "awan menyan bird lem yan da"

(«آنها من را بردند و مرا زدند»)

(awǎn) bird-yǎn-im u … i.le- yǎn dǎ-im" گویش مهابادی

۱. اردلانی سنندجی جمله: awan menyan bird lem yan da = «آنها من را بردند و مرا زدند.»

awan = آنها (فاعل معنایی / عامل)

menyan = من + یان (ضمیر مفعولی متصل به "من") → مفعول دستوری روی فعل می‌آید

bird = برد (فعل سوم‌شخص مفرد، گذشته)

lem yan da = از من زدند (کتک زدند)

🔹 در اینجا فعل اصلی («برد») سوم‌شخص مفرد صرف شده است، ولی مفعول (من) با -yan روی فعل چسبیده. این نشان‌دهنده ساخت ارگاتیو است، چون:

فاعل جمله (awan) به صورت جداگانه می‌آید، اما فعل شناسهٔ شخصی مطابق با فاعل ندارد.

شناسه فعل در واقع به مفعول می‌چسبد (men-yan → من + شناسه).

این همان الگویی است که مکنزی و دیگران برای افعال متعدی گذشته در کردی اردلانی توضیح داده‌اند.

۲. مهابادی / سورانی جمله: (awǎn) bird-yǎn-im u … i.le- yǎn dǎ-im = «آنها من را بردند و من را زدند.»

awan = آنها (فاعل)

bird-yān-im = برد-یان-م → فعل + شناسه جمع سوم‌شخص برای فاعل + ضمیر مفعولی «م» (من)

le-yān da-im = زدند-م → همان ساخت بالا

🔹 در سورانی/مهابادی:

گویش سورانی (مهاباد، سلیمانیه) به سوی ساخت فعل‌محور حرکت کرده و دارای یک ارگاتیو شبه‌کامل است. در این گویش، فعل می‌تواند ضمایر فاعل و مفعول را روی خود جای دهد و به همین دلیل جمله می‌تواند به شکل فشرده ترکیبی دربیاید. نمونهٔ روشن آن، جملهٔ «ئه‌وان منیان برد» است که به صورت «بردیانم» تبدیل می‌شود؛ در این مثال، چندین نقش دستوری (فاعل، مفعول و فعل) در یک واژه فشرده شده‌اند.

این روند، برخلاف مسیر طبیعی اکثر زبان‌ها که معمولاً از ترکیب به تحلیل حرکت می‌کنند، در سورانی به شکل معکوس یعنی از تحلیل به ترکیب مشاهده می‌شود. این استثنا قوی‌ترین دلیل برای تأثیر یک زبان خارجی، به ویژه عربی کلاسیک، بر ساختار ترکیبی سورانی است. زبان عربی کلاسیک ساخت‌های ضمیری روی فعل را رایج دارد و سورانی این ویژگی را از آن وام گرفته است.

در نتیجه، تغییرات ساختاری در سورانی نشان می‌دهد که این گویش تحت تأثیر تماس زبانی با عربی، از مسیر ساده‌سازی دستوری و تحلیل صرفی، به سمت فشرده‌سازی نقش‌های دستوری در یک واژه ترکیبی حرکت کرده است، بدون آنکه ساخت‌های ترکیبی کهن خود را کاملاً از دست داده باشد. فعل متعدی گذشته شناسهٔ فاعلی (یان) را می‌گیرد، ولی همزمان ضمیر مفعولی نیز به فعل می‌چسبد (im).

در نتیجه به‌ظاهر هم فاعل و هم مفعول روی فعل نمایان‌اند.

برخی زبان‌شناسان این را نه ارگاتیو کامل بلکه یک سیستم مختلط / شبه‌ارگاتیو می‌دانند، چون شناسه فاعل حذف نشده، بلکه کنار شناسه مفعول آمده است. ارگاتیو در کردی مرکزی

مقایسهٔ نظام ارگاتیو غیرتطبیقی در پهلوی و کردی اردلانی در زبانهای ایرانی غربی
زبان سبک جملهٔ نمونه فاعل (S) مفعول (O) فعل (V) توضیح
پهلوی (فارسی میانه) u-n valeriyānos kēsar dastgrav kird («او قیصر روم را اسیر کرد») u-n («او») فاعل منطقی valeriyānos kēsar («قیصر روم») مفعول منطقی dastgrav kird = فعل مرکب سوم شخص مفرد، متعدی فعل با فاعل یا مفعول تطابق ندارد. فعل در حالت خنثی و بدون نشانهٔ صرفی باقی می‌ماند. فاعل با یک نشانهٔ خاص (ـn) مشخص می‌شود.
اردلانی سنندجی awan menyan bird u lem yan da («آن‌ها من را بردند و کتک زدند») awan («آن‌ها») فاعل منطقی menyan («من را») مفعول منطقی bird = فعل اصلی سوم شخص مفرد، خنثی فعل اصلی در حالت خنثی و بدون تطابق با فاعل یا مفعول باقی می‌ماند. نقش‌ها با ضمایر جداگانه (awan برای فاعل و menyan برای مفعول) مشخص می‌شوند.

ویژگی‌های کلیدی ارگاتیو اسم محور این نظام که در پهلوی و اردلانی دیده می‌شود، یک نظام محافظه‌کار است که در آن فعل همیشه سوم شخص مفرد باقی می‌ماند:

  • در پهلوی، فاعل با یک پسوند (ـn) مشخص می‌شد و فعل (مانند kird) در زمان گذشتهٔ متعدی، بدون هیچ‌گونه صرفی برای فاعل یا مفعول بود.[۳۱۷]
  • در اردلانی، فعل اصلی (مانند bird و da) نیز در حالت سوم شخص مفرد و خنثی قرار دارد و تطابقی با فاعل یا مفعول ندارد. نقش‌ها با ضمایر جداگانه مشخص می‌شوند.[۳۱۸]

این دو زبان نمونه‌هایی از یک فرایند دستوری مشترک‌اند که در آن جایگاه فاعل و مفعول در جمله اهمیت بیشتری از صرف فعل پیدا می‌کند.

ارگاتیو در گویشهای دیگر کردی گویش سورانی اربیل سلیمانیه و مهاباد دارای ارگاتیو فرسایشی از نوع تطبیقی هستند که ریشه ایرانی شرقی دارند

مقایسهٔ نظام ارگاتیو تطبیقی در زبان‌های ایرانی شرقی و هندی

زبان نوع نظام ارگاتیو توضیحات مثال
کردی کرمانجی ارگاتیو فعل محور فعل در زمان گذشتهٔ متعدی با مفعول تطابق عددی و جنسیتی پیدا می‌کند. Min ew dît. (من او را دیدم) / Min wan dît. (من آن‌ها را دیدم).
هورامی ارگاتیو فعل محو و اسم محور فعل در زمان گذشتهٔ متعدی با شمار و جاندار/بی‌جان بودن مفعول تطابق دارد. Kitabam wāten. (من کتاب را خواندم) / Kitābām wātīn. (من کتاب‌ها را خواندم).
پشتو ارگاتیو تطبیقی شرقی در زمان گذشته، فاعل با یک حرف اضافه مشخص می‌شود و فعل با جنسیت و شمار مفعول تطابق پیدا می‌کند. Ma lewas wəlid. (من شیر را دیدم) / Ma shpežə wəlidə. (من شتر را دیدم).
هندی ارگاتیو گسسته فعل محور در زمان گذشتهٔ متعدی، فاعل با ne مشخص و فعل با جنسیت و شمار مفعول منطبق می‌شود. Main-ne kitab paṛhā. (من کتاب را خواندم - فعل مذکر) / Main-ne chitṭhī paṛhī. (من نامه را خواندم - فعل مؤنث).
پنجابی ارگاتیو کامل فعل در زمان گذشتهٔ متعدی با جنسیت و شمار مفعول تطابق دارد. Mɛ̃ kitāb par̤í. (من کتاب را خواندم - فعل مؤنث) / Mɛ̃ jwāb diā. (من پاسخ را دادم - فعل مذکر).
گجراتی ارگاتیو گسسته در گذشته، تطابق فعل با مفعول بر اساس جنسیت و شمار است. Mē pustak vānchyū. (من کتاب را خواندم - فعل خنثی) / Mē pen kharīdi. (من قلم را خریدم - فعل مؤنث).
بلوچی ارگاتیو گسسته در گذشتهٔ متعدی، فاعل با حرف اضافه e یا a-i مشخص و فعل با جنسیت و شمار مفعول تطبیق دارد. A-i asp did-a. (او اسب را دید - فعل مذکر) / A-i boz did-a. (او بز را دید - فعل مؤنث).
سغدی در حال گذار در این زبان کهن ایرانی شرقی، شواهدی از گذار از نظام فاعلی به ارگاتیو وجود دارد. (n)p’w’y s’rt-i. (آنها سغدی را نوشتند).

در شاخهٔ زبان‌های ایرانی شرقی، چند زبان دارای یک نظام ارگاتیو کاملاً تثبیت‌شده و پایدار هستند:

  • پشتو: این زبان دارای نظام ارگاتیو گسستهٔ بسیار قوی است. در زمان گذشته، فاعل با حرف اضافه مشخص می‌شود و فعل به‌طور کامل با جنسیت و شمار مفعول تطابق پیدا می‌کند. این نظام بخش اصلی دستور زبان پشتو به‌شمار می‌آید.
  • بلوچی: این زبان نیز دارای یک نظام ارگاتیو تثبیت‌شده است که مشابه پشتو عمل می‌کند. در گذشتهٔ متعدی، فعل با مفعول تطابق دارد و این ویژگی پایدار دستور زبان بلوچی است.

برخلاف برخی گویش‌ها مانند گویش سورانی که نظام ارگاتیو تطبیق فعل با مفعول داشته و هم‌اکنون فرسایش یافته و در حال گذار است، در زبان‌هایی مانند پشتو و بلوچی این نظام کاملاً تثبیت شده است.

مطالعات بر روی ارگاتیو و خاستگاه زبان

در زبان‌شناسی تاریخی، نظام ارگاتیو به عنوان ابزاری حیاتی برای شناسایی و ردیابی خاستگاه و ریشه‌های باستانی زبان‌ها شناخته می‌شود. بر خلاف واژگان که به راحتی از زبانی به زبان دیگر وام گرفته می‌شوند، ساختارهای دستوری مانند ارگاتیو در برابر تغییرات بسیار مقاوم هستند و مانند یک «نشانگر ژنتیکی» عمل می‌کنند.

پژوهشگران از نظام ارگاتیو برای کشف روابط عمیق و کهن میان زبان‌ها استفاده می‌کنند. وجود یک نظام ارگاتیو مشترک در دو زبان، قوی‌ترین دلیل برای اثبات ریشهٔ مشترک آن‌ها است، حتی اگر در طول هزاران سال از هم جدا شده باشند.[۳۱۹]

مطالعات تطبیقی در شاخه‌های مختلف زبان‌های ایرانی و زبان‌های هندوآریایی نشان داده‌اند:

  • ارتباط باستانی: وجود نظام ارگاتیو پایدار در زبان‌های ایرانی شرقی مانند پشتو و بلوچی و همچنین در زبان‌های غربی مانند کردی (کردی کرمانجی و سورانی)، شاهدی محکم بر ریشهٔ مشترک آن‌ها در زبان‌های ایرانی باستان است. این نظام به زبان‌شناسان کمک کرده است تا مسیرهای مهاجرت و تقسیم شدن اقوام باستانی را ردیابی کنند.[۳۲۰]
  • تشخیص فرسایش: بررسی نظام‌های ارگاتیو «فرسایشی» در گویش‌هایی مانند کردی سورانی، به زبان‌شناسان امکان می‌دهد تا تأثیرات بعدی زبان‌های همسایه زبان فارسی و زبان عربی را که باعث ساده‌سازی ساختار دستوری شده‌اند، شناسایی کنند. این فرایند نشان‌دهندهٔ گذار از یک نظام کهن به یک نظام نو است.[۳۲۱]
  • مرزهای گویشی: همین تفاوت‌ها در نظام ارگاتیو، به زبان‌شناسان کمک کرده است تا مرزهای دقیق میان گویش‌های مختلف یک خانوادهٔ زبانی را مشخص کنند و تفاوت‌هایی را که باعث عدم درک متقابل می‌شود، توجیه نمایند.[۳۲۲]


**ارگاتیویته و نظام واژه‌بست (Clitic) در زبان کُردی**

زبان کُردی، مانند بسیاری از زبان‌های ایرانی شمال‌غربی، دارای **ارگاتیویتهٔ شکسته** (Split Ergativity) است. این ویژگی به‌ویژه در زمان گذشتهٔ افعال متعدی ظاهر می‌شود.[۳۲۳]

الگوی کلی ارگاتیویته در کُردی

  • در زمان حال و حال استمراری: هم‌ترازی فاعلی-مفعولی (Accusative) غالب است.
  • در زمان گذشتهٔ افعال متعدی: الگوی ارگاتیو ظاهر می‌شود. در این حالت، عامل (Agent) معمولاً با ضمیر واژه‌بست (Clitic) مایل مشخص می‌شود و فعل اغلب با مفعول توافق می‌کند یا خنثی می‌ماند.[۳۲۴]

تفاوت ساختاری میان سورانی و اردلانی

یکی از مهم‌ترین تمایزهای نحوی درون کُردی میانی (سورانی)، تفاوت در رفتار **واژه‌بست‌ها** (Clitics) است:

ویژگیاردلانی (الگوی محافظه‌کار)سورانی (الگوی نوآور)
میزبان اصلی Cliticگروه اسمی (NP) یا گروه حرف‌اضافه‌ای (PP)حوزهٔ فعل (VP) / خود فعل
رفتار در غیاب مفعول آشکارClitic روی عنصر پیش‌فعلی باقی می‌ماندتمایل به انتقال Clitic به فعل (Clitic Climbing)
مثالئویان خوارد / پی‌مان داخواردیان / پێمان دا
بازتفسیر Cliticبیشتر ماهیت ضمیری دارداغلب به‌عنوان نشانگر توافق فعلی عمل می‌کند

در اردلانی، حتی وقتی مفعول صریح در جمله حضور ندارد، واژه‌بست ترجیح می‌دهد به اولین میزبان مناسب پیش‌فعلی بچسبد. این الگو شباهت زیادی به رفتار واژه‌بست‌ها در زبان‌های ایرانی میانه (مانند پهلوی) دارد که از قانون واکرناگل (Wackernagel’s Law) پیروی می‌کردند.[۳۲۳]

در مقابل، در سورانی استاندارد (به‌ویژه سلیمانی و مکریانی)، واژه‌بست‌ها تمایل بیشتری به حرکت به سمت فعل نشان می‌دهند و در بسیاری از موارد به‌عنوان نشانگر توافق (Agreement Marker) بازتفسیر شده‌اند.[۳۲۴]

اهمیت تاریخی-تطبیقی

این تفاوت نشان می‌دهد که اردلانی مسیر محافظه‌کارانه‌تری را در تحول نظام واژه‌بست طی کرده و الگوی کهن‌تر ایرانی میانه را بیشتر حفظ نموده است، در حالی که سورانی دستخوش نوآوری‌های نحوی بیشتری شده است. همین تمایز یکی از عوامل اصلی اختلال در درک متقابل میان گویشوران این دو واریته محسوب می‌شود.


کد زبانی


طبقه‌بندی زبان کردی

زبان کردی عضوی از شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هندوایرانی است و آن نیز به نوبه خود شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی است.

مقایسه گویش‌های اردلانی، هورامی و سورانی/کرمانجی

گویش اردلانی، که در غرب زاگرس (مانند سنندج) رایج است، تحت تأثیر مستقیم پهلوی ساسانی قرار دارد و ساختار ارگاتیو سنتزایی (ترکیبی) را حفظ کرده است.[1] گویش‌های شرقی کردی، مانند کرمانجی و سورانی، تحت تأثیر نوآوری‌های شرقی قرار گرفته‌اند و ارگاتیو تحلیلی دارند.[2]

جدول مقایسه‌ای نظام ارگاتیو

ویژگیاردلانی (غربی)سورانی/کرمانجی (شرقی)
نوع ارگاتیوسنتزایی (ترکیبی، با کلیتیک و فعل خنثی)تحلیلی (حروف اضافه + فعل تطابقی)
تطابق فعلخنثی/غیرشخصیتطابق شخصی یا مجهول تحلیلی
ریشه تاریخیپهلوی ساسانی (ایرانی غربی)پهلوی + تأثیر سکایی و پشتو
مثال«من ئو کتیومه خویند»«Ew kitêb ji min xwend»
تحولات آواییحفظ *š، *m، *gتغییرات شرقی *š > ž، *m > w، *b > w
     == روز زبان کردی ==

روز ۱۵ مه برابر با ۲۵ اردیبهشت از سوی کنگره ملی کردستان به عنوان روز زبان کُردی تعیین شده است. در این روز نخستین شماره از مجلهٔ کردی‌زبان هاوار توسط جلادت بدرخان در شهر دمشق منتشر شد. هاوار نخستین مجلهٔ کردی‌زبان تا زمان خود به‌شمار می‌آمد.[۳۲۵]

پراکندگی

پراکندگی در کشورهای مختلف بدین شرح است:[۳۲۶]

ردیفبخشوسعت (کیلومتر مربع)جمعیت (۲۰۱۹)اطلاعات بیشتر
۱ ترکیه کردستان ترکیه۳۰۰٬۰۰۰ (۳۵٪)۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰–۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ (۲۵٪)کردها در ترکیه
۲ ایران کردستان ایران۸۰٬۰۰۰ (۵٪)۶٬۰۰۰٬۰۰۰–۸٬۰۰۰٬۰۰۰ (۱۰٪)کردها در ایران
۳ عراق کردستان عراق۷۰٬۰۰۰ (۱۵٪)۷٬۰۰۰٬۰۰۰–۹٬۰۰۰٬۰۰۰ (۲۵٪)کردها در عراق
۴ سوریه کردستان سوریه۵۰٬۰۰۰ (۲۵٪)۲٬۰۰۰٬۰۰۰–۳٬۰۰۰٬۰۰۰ (۱۰٪)کردها در سوریه
Total اقلیم کردستان عراق کردستانکردستان۵۰۰٬۰۰۰۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰–۴۰٬۰۰۰٬۰۰۰کردها
۵  اتحادیه اروپا--۱٬۰۰۰٬۰۰۰–۲٬۰۰۰٬۰۰۰جمعیت کردها
۶  اتحاد جماهیر شوروی--۲۰۰٬۰۰۰–۴۰۰٬۰۰۰جمعیت کردها
۷ بقیه جهان--۲۰۰٬۰۰۰–۴۰۰٬۰۰۰جمعیت کردها
Total اقلیم کردستان عراق کردها-۵۰۰٬۰۰۰۳۵٬۰۰۰٬۰۰۰–۴۵٬۰۰۰٬۰۰۰پراکندگی کردها

وضعیت حقوقی زبان کُردی

در ترکیه حکومت مرکزی این کشور با هدف اقناع اتحادیهٔ اروپا در مذاکرات بر سر پیوستن این کشور به این اتحادیه، از سال ۲۰۰۹ سختگیری در ارتباط با تدریس زبان کُردی را اندکی تعدیل کرد. در سپتامبر ۲۰۰۹ شورای آموزش عالی این کشور مجوز تأسیس مؤسسه‌ای به نام انستیتوی زبان‌های زنده را به دانشگاه آرتکلوی ماردین صادر کرد که برنامه‌ای برای تدریس همهٔ زبان‌های کشور ترکیه ارائه کرده‌بود. پس از حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در سال ۲۰۰۹، شورای آموزش عالی اجازه داد که زبان کُردی نیز در برنامهٔ درسی این مؤسسه قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۰ دانشگاه آرتوکلوی ماردین با پذیرش ۲۰ دانشجو در مقطع کارشناسی گروه فرهنگ و زبان کُردی را راه‌اندازی کرد که مدیریت این برنامه را قدری یلدیریم زبان‌شناس کُرد بر عهده داشت. همچنین یک دورهٔ زبان کُردی نیز در نیم‌سال دوم سال ۲۰۰۹ در دانشگاه بیلگی استانبول راه‌اندازی شد.[۳۲۷][۳۲۸][۳۲۹]
در جریان مذاکرات سه‌جانبهٔ صلح میان نمایندگان دولت ترکیه، حزب دموکراتیک خلق‌ها و عبدالله اوجالان رهبری زندانی حزب کارگران کردستان همچنین حکومت تدریس زبان کُردی در مدارس را نیز به صورت محدود مجاز شمرد؛ مشروط به اینکه تنها به صورت درس انتخابی و فقط در در مدارس خصوصی انجام شود. پس از آن در دانشگاه آلپ ارسلان موش نیز گروه فرهنگ و زبان کُردی تأسیس شد و همچنین اجازه داده‌شد تا در دانشگاه آرتوکلوی ماردین مادهٔ درسی زبان کُردی به صورت انتخابی به دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد نیز ارائه گردد.[۳۲۷]

در سال ۲۰۱۳ ادارهٔ امور دینی ترکیه موسوم به دیانت اجازه داد تا نیایش در مسجدهای ترکیه به زبان کُردی صورت بگیرد و همچنین قرآن به زبان کُردی آموزش داده‌شود.[۳۲۷]

فیلم دیدم: بچه‌های دیاربکر (به کُردی: Min Dît: The Children of Diyarbakır) که در ۲ آوریل ۲۰۱۰ در ترکیه اکران شد، نخستین فیلم کاملاً کردی‌زبان بود که در تاریخ این کشور مجوز اکران بر پردهٔ سینماها را دریافت می‌کرد.[۳۲۷]

در ایران نخستین بار در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی با تلاش محمدصدیق مفتی‌­زاده در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دو درس تحت عناوین کُردی مقدماتی و کُردی پیشرفته به صورت واحد اختیاری تدریس شد و کتاب‌هایی نیز توسط مفتی‌زاده برای آن تألیف شد، اما این برنامه دوام نیاورد و خیلی زود کنار گذاشته‌شد.[۳۳۰] از اواخر دههٔ ۱۳۷۰ جمعی از زبان‌شناسان، نویسندگان و دانشگاهیان کُرد خواهان تدریس زبان کُردی و تأسیس رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی در دانشگاه‌های ایران شدند. در سال ۱۳۸۲ گروهی از ادبیان کُرد اقدام به تدوین کتاب و تعریف سرفصل برای برنامهٔ درسی این رشته کردند و این برنامه پس از تصویب در دانشگاه کردستان در سنندج به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارسال شد و در جلسهٔ ۴۸۸ شورای گسترش آموزش عالی نیز در تاریخ ۵ مهر ۱۳۸۲ مورد تأیید قرار گرفت و حتی در دفترچهٔ انتخاب رشتهٔ کنکور سال ۱۳۸۳ نیز رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی به عنوان یکی از انتخاب‌های متقاضیان ورود به دانشگاه قید گردید، اما پس از انتخاب رشته و در هنگام اعلام نتایج کنکور در آغاز سال تحصیلی ۱۳۸۳ به دلایل نامعلوم از پذیرش دانشجو در این رشته ممانعت به عمل آمد.[۳۳۰] در سال ۱۳۹۳ بار دیگر گروهی از ادیبان و دانشگاهیان کُرد خواهان تدریس زبان کُردی در دانشگاه‌ها و تأسیس رشتهٔ زبان و ادبیات کردی شدند که این بار با تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در آغاز سال ۱۳۹۴ شورای راه‌اندازی رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی در دانشگاه کردستان سنندج تشکیل شد و نهایتاً از آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۴ برای نخستین بار رشتهٔ زبان و ادبیات کردی با پذیرش ۴۱ دانشجو در این دانشگاه آغاز به کار کرد.[۳۳۰][۳۳۱][۳۳۲][۳۳۳] با این وجود تدریس این رشته ذیل گروه آزمایشی علوم انسانی صورت می‌گیرد و نه در گروه زبان‌ها و به همین دلیل گستردگی چندانی ندارد. علاوه بر این رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی تنها در یک دانشگاه در کل ایران و تنها در مقطع کارشناسی تدریس می‌شود و دیگر دانشگاه‌های مناطق کُردنشین ایران همچون کرمانشاه، ایلام، خرم‌آباد، بجنورد و ارومیه فاقد چنین رشته‌ای هستند.[۳۳۴][۳۳۵]

اختلاف نظرها

رده‌بندی

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. ↑ رسمی در سطح ایالتی
  2. ↑ به عنوان یک زبان ملی به رسمیت شناخته شده است

پانویس

  1. ↑ الگو:E28
  2. ↑ "Atlas of the Languages of Iran A working classification". Languages of Iran. Retrieved 25 May 2019.
  3. ↑ MacCagg, William O.; Silver, Brian D., eds. (1979). Soviet Asian Ethnic Frontiers. Pergamon Press. p. 94. ISBN 978-0-08-024637-6. Since the most active Soviet Kurdish center has been and continues to be Yerevan, the first alphabet used for publishing Kurdish in the USSR was the Armenian alphabet.
  4. ↑ Курдский язык (in Russian). Krugosvet. ... в Армении на основе русского алфавита с 1946 (с 1921 на основе армянской графики, с 1929 на основе латиницы).
  5. ↑ Khamoyan, M. (1986). "Քրդերեն [Kurdish language]". Soviet Armenian Encyclopedia (in Armenian). Vol. 12. p. 492. ... գրկ. լույս է տեսնում 1921-ից հայկ. , 1929-ից՝ լատ. , 1946-ից՝ ռուս. այբուբենով...
  6. ↑ "Iraq's Constitution of 2005" (PDF). p. 4. Retrieved 14 April 2019.
  7. ↑ "Kurdistan: Constitution of the Iraqi Kurdistan Region". 2 November 2009. Retrieved 14 April 2019.
  8. ↑ Pavlenko, Aneta (2008). Multilingualism in Post-Soviet Countries. Bristol, UK: Multilingual Matters. pp. 18–22. ISBN 978-1-84769-087-6.
  9. ↑ "President al-Sharaa issues decree that confirms Kurds as basic part of Syrian people" (in American English). 2026-01-16. Retrieved 2026-01-16.
  10. ↑ Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "Kurdish". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology.
  11. ↑ https://www.ethnologue.com/subgroups/kurdish-1
  12. ↑
  13. ↑ دکتر محرم رضایتی کیشه خاله. «مقایسة گویش کرمانجی رودباری با گویشهای کرمانجی خراسان».
  14. ↑ وبگاه تخصصی زبانشناسی اتنولوگ. «زبان کردی».
  15. ↑ دانشنامه ایرانیکا. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i. {{cite web}}: پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  16. ↑ «ساخت ارگتیوو فروپاشی آن در گویش کرمانجی خراسان» (PDF). دانشگاه فردوسی مشهد. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  17. ↑ . Jagiellonian university http://www.kurdishstudies.pl/files/Fritillaria%20Kurdica%2001.pdf. {{cite web}}: پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  18. ↑ «LAK TRIBE». Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی آمریکا). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  19. ↑ "Kurdish | Ethnologue Free". Ethnologue (Free All) (in English). Retrieved 2025-04-11.
  20. ↑ «Glottolog 5.1 - Kurdish». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  21. ↑ «معنی لکی | لغت‌نامه دهخدا | واژه یاب». vajehyab.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  22. ↑ "Kurdish language | Kurdish Dialects, Writing System & Grammar | Britannica". www.britannica.com (in English). 2025-03-08. Retrieved 2025-04-11.
  23. ↑ http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i Encyclopaedia Iranica بایگانی‌شده در ۱۳ فوریه ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine، سرواژهٔ Kurdish language
  24. ↑ بنیاد مطالعات ایران بایگانی‌شده در ۱۷ اوت ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine، بازدید: مه ۲۰۰۹.
  25. ↑ رده‌شناسی زبان‌های ایرانی، دکتر محمد دبیرمقدم، دانشگاه بوعلی سینا.
  26. ↑ آیا لکی گویشی کردی است؟[پیوند مرده]، پایگاه تحلیلی خبری کشکان.
  27. ↑ William J. Frawley, William Frawley, International Encyclopedia of Linguistics& 4-Volume Set, Volume 1, Oxford University Press, 2003, ISBN 978-0-19-513977-8, page. 310.
  28. ↑ زبانها و لهجه‌های ایرانی/احسان یار شاطر، صفحه ۴۰ کتاب.
  29. ↑ تحلیل تطبیقی ساختاری، مفهومی مثل‌های زبان لکی و فارسی، صفحهٔ ۱۳۵ کتاب
  30. ↑ "Parthian is not Turkish" [در انواع زبان "پهلوی" هنوز در بین ایرانیان صحبت می‌شود. کردهای ایران و همچنین بسیاری از کردهای ترکیه و عراق به گونه ای از زبان پهلوی صحبت می‌کنند. ترک‌ها زبان کردی را نمی‌فهمند و برای برقراری ارتباط با کردهایی که به زبان سورانی و/یا کورمانجی صحبت می‌کنند، به مترجم نیاز دارند. مردم شمال ایران به گونه‌ای از پهلوی نیز صحبت می‌کنند - برای مثال مازندرانی و گیلانی. بلوچی در جنوب شرقی ایران نیز دارای عناصر پهلوی است (مثلاً Ahsen "آهن" یا "Eisen" در انگلیسی و Ahsan در پهلوی - "Ahsen" در ترکی "آهن" نیست).]. Dr. Kaveh Farrokh (in English).
  31. ↑ زینکوب. تاریخ مردم ایران -جلد۲.
  32. ↑ کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران.
  33. ↑ . doi:Professor Garnik Asatrian (Yerevan University) (2009)."Prolegomena to the Study of the Kurds", Iran and the Caucasus, Vol.13, pp. 1-58, 2009 Published in 2009, Iran and the Caucasus, 13, pp.1-58. {{cite journal}}: مقدار |doi= را بررسی کنید (کمک); پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)
  34. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). “The Origins of Kurdish.” Transactions of the Philological Society, 60(1), pp. 68–86.
  35. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). (2009). The Iranian Languages. Routledge.
  36. ↑ van Bruinessen, Martin. “Kurdish Society, Ethnicity, and Language.” مطالعات ون‌بروینسن دربارهٔ زبان و جامعهٔ کردی.
  37. ↑ Paul, Ludwig. (1998). “Zazaki.” In Rüdiger Schmitt (ed.), The Iranian Languages. Routledge.
  38. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). (2009). The Iranian Languages. Routledge.
  39. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). “The Origins of Kurdish.” Transactions of the Philological Society, 60(1), pp. 68–86.
  40. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). “The Origins of Kurdish.” Transactions of the Philological Society, 60(1), pp. 68–86.
  41. ↑ Minorsky, Vladimir. “Kurdistan.” In Encyclopaedia of Islam, 2nd ed.
  42. ↑ Schmitt, Rüdiger. (1989). “Median.” In Compendium Linguarum Iranicarum, ed. Rüdiger Schmitt, pp. 98–103. Reichert.
  43. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). “The Origins of Kurdish.” Transactions of the Philological Society, 60(1), pp. 68–86.
  44. ↑ Schmitt, Rüdiger. (1989). “Median.” In Compendium Linguarum Iranicarum, ed. Rüdiger Schmitt, pp. 98–103.
  45. ↑ Windfuhr, Gernot. (1975). “Isoglosses: A Sketch on Persians and Parthians, Kurds and Medes.” Monumentum H. S. Nyberg II, Acta Iranica 5, pp. 457–471.
  46. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). (2009). The Iranian Languages. Routledge.
  47. ↑ Cathcart, Chundra. (2022). “Dialectal Layers in West Iranian: A Hierarchical Dirichlet Process Approach to Linguistic Relationships.” Transactions of the Philological Society.
  48. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). “The Origins of Kurdish.” Transactions of the Philological Society, 60(1), pp. 68–86.
  49. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). (2009). The Iranian Languages. Routledge.
  50. 1 2 3 http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i
  51. 1 2 3 http://www.britannica.com/topic/Iranian-languages
  52. ↑ راهنمای زبانهای ایرانی، رودیگر اشمیت
  53. ↑ http://www.britannica.com/topic/Kurdish-language
  54. ↑ http://www.britannica.com/topic/Parthian-language
  55. ↑ http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-ii-history-of-kurdish-studies
  56. ↑ en:Kurdish language
  57. ↑ دیاکونف، ا.م. «تاریخ ماد»، ترجمه کریم کشاورز.
  58. 1 2 جلیلیان، عباس: جستاری در باب علل رکود ادبیات کردی. در: نشریه: «گوهران»، تهران: بهار ۱۳۸۶ - شماره ۱۵. ص۱۰.
  59. ↑ Ethnologue report for Kurdish
  60. 1 2 دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸–۵۴۹
  61. 1 2 Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000,.
  62. ↑ Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989,
  63. ↑ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia
  64. ↑ دستور زبان کردی کرمانشاهی، وحید رنجبر، انتشارات طاق بستان، ۱۳۸۸
  65. ↑ «Full text of Iraq constitution - Conflict in Iraq- msnbc.com». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۱۴ ژانویه ۲۰۰۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  66. ↑ «Special Focus Cases». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مه ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۱۲ آوریل ۲۰۰۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  67. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). Kurdish dialect studies I. London: Oxford University Press.
  68. ↑ Windfuhr, Gernot L., ed. (2009). The Iranian Languages. London: Routledge.
  69. ↑ MacKenzie, D. N. (1962). Kurdish dialect studies II. London: Oxford University Press.
  70. ↑ Paul, Ludwig (2013). "Kurdish Language II. Classification". Encyclopædia Iranica. New York: Columbia University.
  71. ↑ الگو:Cite incollection
  72. ↑ الگو:Cite incollection
  73. ↑ Morgenstierne, Georg (1973). Indo-Iranian Frontier Languages. Oslo: Universitetsforlaget.
  74. ↑ الگو:Cite incollection
  75. ↑ الگو:Cite incollection
  76. ↑ Öpengin, Ergin (2016). The Mukri variety of Central Kurmanji. Wiesbaden: Reichert Verlag.
  77. ↑ van Bruinessen, Martin (2000). Mullas, Sufis and Heretics: The Role of Religion in Kurdish Society. Istanbul: Isis Press.
  78. ↑ Schmitt, Rüdiger (2000). Die iranischen Sprachen in Geschichte und Gegenwart. Wiesbaden: Reichert Verlag.
  79. 1 2 محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
  80. 1 2 احسان یارشاطر: زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
  81. 1 2 3 «فرهنگستان زبان کردی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ فوریه ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  82. ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  83. ↑ کردهای زعفرانلوی تالش بایگانی‌شده در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machineٔ بازدید: مه ۲۰۰۹.
  84. ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مارس ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۴ مارس ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  85. ↑ Fattah, Ismaïl Kamandâr (2000), Les dialectes Kurdes méridionaux, Acta Iranica, p21
  86. ↑ Erik Anonby, Mortaza Taheri-Ardali & Amos Hayes (2019) The Atlas of the Languages of Iran (ALI). Iranian Studies 52. A Working Classification
  87. ↑ "Laki | Ethnologue Free". Ethnologue (Free All) (in English). Retrieved 2023-07-04.
  88. ↑ «هاناخبر». وب سایت خبری تحلیلی هاناخبر | اخبار ایران و جهان | Hana Khabar News. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۷-۰۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  89. ↑ «Glottolog 5.1 - Kurdish». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۰۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  90. ↑ "Kurdish | Ethnologue Free". Ethnologue (Free All) (in English). Retrieved 2025-04-09.
  91. ↑ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، س. ۵۴۸–۵۴۹
  92. ↑ «معنی لکی | لغت‌نامه دهخدا | واژه یاب». vajehyab.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۰۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  93. ↑ V. Minorsky, “Lak”, Encyclopaedia of Islam.
  94. ↑ Windfuhr, G. (۲۰۰۹). The Iranian Languages, Routledge, p.۵۸۷
  95. ↑ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000.
  96. ↑ Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989.
  97. ↑ «LAK TRIBE». Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی آمریکا). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۰۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  98. ↑ Lakī and Kurdish Author: Shahsavari, Faramarz Source: Iran and the Caucasus, Volume 14, Number 1, 2010 , pp. 79-82
  99. ↑ ایزدی فر, راحله (2014-03-21). "رده‌شناسی زبان‌های ایرانی، دکتر محمد دبیرمقدم". پژوهش‌های زبان‌شناسی تطبیقی. 4 (7): 283–294. ISSN 2252-0740.
  100. ↑ Geomatics and Cartographic Research Centre, Carleton University. "Atlas of the Languages of Iran". iranatlas.net (in English). Retrieved 2025-05-14.
  101. ↑ "Kurdish | Ethnologue Free". Ethnologue (Free All) (in English). Retrieved 2025-04-09.
  102. ↑ "Kurdish language | Kurdish Dialects, Writing System & Grammar | Britannica". www.britannica.com (in English). 2025-03-08. Retrieved 2025-04-09.
  103. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲
  104. ↑ «نسخه آرشیو شده». web.archive.org. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ مه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۰۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  105. ↑ فرهنگ کردی کرمانشاهی، علی اشرف درویشیان، (کردی به فارسی)، نشر سهند، تهران، ۱۳۷۵
  106. ↑ جامعه‌شناسی مردم کرد، مارتین وان برویین سن، نشرپانیذ، تهران1378.
  107. ↑ The Encyclopaedia of Islam By Sir H. A. R. Gibb, Volume V, page 823
  108. ↑ ایلخانی زاده، مصطفی (1397). دستور زبان و زبان‌شناسی و آواشناسی زبان کردی. سنندج: نشر امیار. p. 108.
  109. ↑ MEHRDAD IZADY(1992), the kurds: a Conscise Handbook, p169
  110. ↑ Entessar, Nader (2009). Kurdiah Politics in the Middle East. ص. ۲۲–۲۳. شابک ۹۷۸۰۷۳۹۱۴۰۴۱۳
  111. ↑ آیا لکی گویشی کردی است؟/ فرامرز شهسواری، پایگاه تحلیلی خبری کشکان.
  112. ↑ William J. Frawley, William Frawley, International Encyclopedia of Linguistics& 4-Volume Set, Volume 1, Oxford University Press, 2003, ISBN 978-0-19-513977-8, page. 310.
  113. ↑ زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی، احسان یارشاطر، صفحهٔ ۴۰ کتاب
  114. ↑ فرهنگ و واژه‌نامه لکی بایگانی‌شده در ۱۹ اوت ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine، صفحهٔ ۱۴ کتاب
  115. ↑ تحلیل تطبیقی ساختاری، مفهومی و کاربردی مثلهای زبان لکی و فارسی بایگانی‌شده در ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine، صفحهٔ ۱۳۵ کتاب
  116. ↑ https://www.researchgate.net/publication/332568195_Spreading_of_the_Kurdish_language_dialects_and_writing_systems_used_in_the_middle_east
  117. ↑ Jügel, Thomas (2016-07-15). "Parvin Mahmoudveysi, Denise Bailey. The Gorani language of Zarda, a village of West Iran". Abstracta Iranica. Revue bibliographique pour le domaine irano-aryen (in English) (Volume 34-35-36). doi:10.4000/abstractairanica.41149. ISSN 0240-8910. {{cite journal}}: |issue= متن اضافی دارد (کمک)
  118. ↑ https://www.researchgate.net/publication/291696802_Language_Varieties_of_the_Kurds
  119. 1 2 J. N. Postgate, Languages of Iraq, ancient and modern, British School of Archaeology in Iraq, [Iraq]: British School of Archaeology in Iraq, 2007, p.  138.
  120. 1 2 راهنمای زبان‌های ایرانی، جلد دوم (به لاتین: Compendium Linguarum Iranicarum) با نام اختصاری CLI اثر ۱۷ زبان‌شناس برجسته به سرپرستی رودیگر اشمیت، ترجمه توسط ۴ نفر (زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی)
  121. ↑ A history of persian literature, VOL XVIII, Oral Literature of iranian languages,p2
  122. ↑ «MtDNA and Y‐chromosome Variation in Kurdish Groups». Annals of Human Genetics. ۶۹ (۴): ۴۰۱–۴۱۲. ژوئیه ۲۰۰۵. doi:10.1046/j.1529-8817.2005.00174.x.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  123. ↑ http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-tribes
  124. ↑ Edmonds, Cecil. Kurds, Turks, and Arabs: politics, travel, and research in north-eastern Iraq, 1919-1925. Oxford University Press, 1957.
  125. ↑ Philip G. Kreyenbroek, "On the Kurdish Language", a chapter in the book The Kurds: A Contemporary Overview.
  126. ↑ Edmonds, Cecil. Kurds, Turks, and Arabs: politics, travel, and research in north-eastern Iraq, 1919-1925. Oxford University Press, 1957. Oxford University Press, 1957
  127. ↑ «Kurdish — Dialects, apps, and corpora». Dialect Atlas.
  128. ↑ J. N. Postgate, Languages of Iraq, ancient and modern, British School of Archaeology in Iraq, [Iraq]: British School of Archaeology in Iraq, 2007, p. 138.
  129. ↑ http://www.zazaki.net/haber/the-zazas-a-kurdish-sub-ethnic-group-or-separate-people-1131.htm
  130. ↑ http://members.tripod.com/~zaza_kirmanc/research/paul.htm
  131. ↑ https://www.quora.com/Kurdistan/Is-the-zaza-people-in-Turkey-actually-kurds
  132. ↑ «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۵ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  133. ↑ Abd al-Jabbar, Falih. Ayatollahs, sufis and ideologues: state, religion and social movements in Iraq. University of Virginia 2008.
  134. ↑ Sykes, Mark. The Caliphs' last heritage: a short history of the Turkish Empire
  135. ↑ Kaya, Mehmet. The Zaza Kurds of Turkey: A Middle Eastern Minority in a Globalised Society. ISBN 1-84511-875-8
  136. ↑ O'Shea, Maria. Trapped between the map and reality: geography and perceptions of Kurdistan. ISBN 0-415-94766-9.
  137. ↑ Library Information and Research Service. The Middle East, abstracts and index
  138. ↑ Meiselas, Susan. Kurdistan: in the shadow of history. Random House, 1997.
  139. ↑ Kehl-Bodrogi, Krisztina. "Syncretistic religious communities in the Near East: Collected Papers of the International Symposium, Alevism in Turkey and Comparable Syncretistic Religious Communities in the Near East in the Past and Present”, Berlin, 14–17 April 1995
  140. ↑ Ozoglu, Hakan. "Kurdish notables and the Ottoman state." Albany: State University of New York Press, 2004
  141. ↑ Romano, David. "The Kurdish nationalist movement: opportunity, mobilization, and identity." Cambridge. Cambridge University Press, 2006.
  142. 1 2 Izady, Mehrdad R. (1992). The Kurds: A concise Handbook. London: Taylor and Francis. p. 170.
  143. ↑ Hennerbichler, Ferdinand (2012-05-30). "The Origin of Kurds". Advances in Anthropology (in English). 2 (2): 64–79. doi:10.4236/aa.2012.22008.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بی‌نشان (رده)
  144. ↑ Sheyholislami, Jaffer (2011). "Kurdish Identity, Discourse, and New Media" (in British English). doi:10.1057/9780230119307. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)
  145. ↑ Hassanpour, Amir; Sheyholislami, Jaffer; Skutnabb-Kangas, Tove (2012-01-13). "Introduction. Kurdish: Linguicide, resistance and hope". International Journal of the Sociology of Language. 2012 (217): 1–18. doi:10.1515/ijsl-2012-0047. ISSN 1613-3668.
  146. ↑ ارانسکی. ای ام، مقدمه فقه اللغة ایرانی، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام، ۱۳۵۸، ص ۳۳۱.
  147. ↑ خزانه دار، معروف (2002). تاریخ ادبیات کرد، جلد دوم، اربیل: نشر آراس،
  148. ↑ MacKenzie, D. N. (۱۹۶۶). The dialect of Awroman (Hawrāmān-ī Luhōn): Grammatical sketch, texts, and vocabulary. E. Munksgaard.
  149. ↑ چمن آرا، بهروز (۱۳۹۵). شانامهٔ کوردی: ڕووسه‌م و زووراو. مانگ. صص. ۲۱–۲۲. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۷۷۴۸-۶۹-۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  150. ↑ «چمن آرا، ب، درآمدی بر ادب حماسی و پهلوانی کُردی با تکیه بر شاهنامه کُردی، جستارهای ادبی سال چهل و چهارم بهار 1390 شماره 172».
  151. ↑ Chaman Ara، Behrooz (۲۰۱۵). The Kurdish Shahnama and its Literary and Religious Implications. CreateSpace Independent Publishing Platform; Auflage. شابک ۱۵۱۱۵۲۳۴۹۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  152. ↑ «نویسه کردی». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  153. ↑ «مقایسهٔ نویسه‌ها». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۰ فوریه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  154. ↑ MacKenzie, David Neil. Kurdish Dialect Studies. London: Oxford University Press, 1961.
  155. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages. Routledge, 2009.
  156. ↑ Haig, Geoffrey. "Alignment Change in Iranian Languages". In: Windfuhr (ed.), The Iranian Languages, 2009.
  157. ↑ MacKenzie, David Neil. Kurdish Dialect Studies. 1961.
  158. ↑ MacKenzie, David Neil. Kurdish Dialect Studies. Oxford University Press, 1961.
  159. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages. 2009.
  160. ↑ Haig, Geoffrey. Alignment Change in Iranian Languages. 2009.
  161. ↑ MacKenzie, David Neil. Kurdish Dialect Studies. Oxford University Press, 1961.
  162. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages. Routledge, 2009.
  163. ↑ MacKenzie, David Neil. Kurdish Dialect Studies. Oxford University Press, 1961.
  164. ↑ MacKenzie, David Neil. Kurdish Dialect Studies. 1961.
  165. ↑ Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages. 2009.
  166. 1 2 The so-defined Kurdish languages have traditionally been observed as occupying an intermediate position between Northwestern and Southwestern Iranian. unora.unior.it.
  167. ↑ Kurdish has a strong south-western Iranian element. Alchetron.
  168. ↑ MacKenzie noted that although Kurdish is Northwestern Iranian in character, it has much in common with Southwestern Iranian. Brill.com.
  169. ↑ Inscriptional Parthian numerals are rendered additively from basic digits (1, 2, 3, 4, 10, 20...). Grokipedia.
  170. ↑ Middle Persian numerals: yāzdah (11), dwāzdah (12), sēzdah (13), čahārdah (14). Wikipedia.
  171. ↑ Kirmanjki numbers: yewendes [11], diwês [12], hîrês [13]. Languagesandnumbers.com.
  172. ↑ On the changes of quantitative numerals 11–19 in Caucasian Persian (Tat) and Northern Talyshi. Shodoznavstvo, 2023, No. 91.
  173. ↑ Semnani languages are a group of Northwestern Iranian languages. Wikipedia.
  174. ↑ MacKenzie noted that although Kurdish is Northwestern Iranian in character, it has much in common with Southwestern Iranian. Brill.com.
  175. ↑ MacKenzie opposed this view and proved that the Kurdish language has more commonalities with Southwestern Iranian languages. IRPL Journal.
  176. ↑ MacKenzie, D. N. "AVROMANI". Encyclopaedia Iranica.
  177. ↑ MacKenzie, D. N. "AVROMANI". Encyclopaedia Iranica.
  178. ↑ «lrc.la.utexas. /eieol/aveol/ معنی واژگان و افعال پارسی».
  179. 1 2 3 Samvelian, P. (2007). The Ezafe as a head-marking inflectional affix: Evidence from Persian and Kurmanji Kurdish. In S. Karimi, V. Samiian, & D. Stillo (Eds.), Aspects of Iranian Linguistics. Cambridge Scholars Ltd.
  180. ↑ Kalami, S. (2020). Ezafe in Ardalami Kurdish. Toronto Working Papers in Linguistics.
  181. ↑ Rezai, V. (1996). A linguistic description of the Sanandaji dialect of Kurdish. MA thesis, University of Esfahan.
  182. ↑ Motallebi, M., & Pashabadi, Y. (2023). Verb Conjugation in Ardalani (Sanandaji) Dialect of Kurdish. Journal of Iranian Studies, 22(44).
  183. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies. Oxford University Press.
  184. ↑ MacKenzie, D. N. (1966). The Dialect of Awroman. Det Kongelige Danske Videnskabernes Selskab.
  185. ↑ Paul, L. (1998). The position of Zazaki among West Iranian languages.
  186. 1 2 3 4 Haig, G. (2011). On the Ezafe in West Iranian.
  187. ↑ Veisi Hesar, R., & Dehghan, M. (2022). Ezafe Construction in Kurdish: A Cognitive Approach. Language Related Research, 12(6).
  188. ↑ "Lake Urmia".
  189. ↑ "Black Sea". Encyclopaedia Iranica.
  190. ↑ "Reconstruction:Proto-Iranian/axšáyHnah".
  191. ↑ "Kabudan Island".
  192. ↑ MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971.
  193. ↑ MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971.
  194. ↑ Paul, Ludwig. Zazaki: Grammar and Dictionary.
  195. ↑ "ERGATIVE CONSTRUCTION". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2026-10-15.
  196. ↑ Kent, Roland G. (1953). Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. American Oriental Society.
  197. ↑ Henning, W. B. (1937–1939). "The Great Inscription of Šāpūr I". Bulletin of the School of Oriental and African Studies. 9: 823–849.
  198. ↑ Boyce, Mary (1975). A Reader in Manichaean Middle Persian and Parthian. Leiden: Brill.
  199. ↑ Jamasp-Asana, H. (1913). Pahlavi Texts. Bombay. p. 40.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده)
  200. ↑ Haig 2008:210
  201. 1 2 Gündoğdu, Songül (2017). "Variation in the Ergative Pattern of Kurmanji". Wiener Jahrbuch für Kurdische Studien. 5: 45–62.
  202. ↑ Motallebi, M., & Pashabadi, Y. (2023). Verb Conjugation in Ardalani (Sanandaji) Dialect of Kurdish. Journal of Iranian Studies, 22(44).
  203. ↑ Karimidustan, G. (2016). Passive in Sorani and Kurmanji Kurdish based on Role and Reference Grammar. Language Related Research, 7(2), 33–47.
  204. ↑ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «اردلانی».
  205. ↑ Glottolog 5.3, Central Kurdish (ckb).
  206. ↑ Motallebi & Pashabadi (2023).
  207. ↑ Motallebi & Pashabadi (2023).
  208. ↑ Motallebi, M., & Pashabadi, Y. (2023). Verb Conjugation in Ardalani (Sanandaji) Dialect of Kurdish. Journal of Iranian Studies, 22(44).
  209. ↑ Karimidustan, G. (2016). Passive in Sorani and Kurmanji Kurdish based on Role and Reference Grammar. Language Related Research, 7(2), 33–47.
  210. ↑ Motallebi & Pashabadi (2023).
  211. ↑ Karimidustan (2016).
  212. ↑ Karimidustan (2016).
  213. ↑ Motallebi & Pashabadi (2023).
  214. ↑ Motallebi, M., & Pashabadi, Y. (2023). Verb Conjugation in Ardalani (Sanandaji) Dialect of Kurdish. Journal of Iranian Studies, 22(44).
  215. ↑ Motallebi, M., & Pashabadi, Y. (2023).
  216. ↑ Motallebi, M., & Pashabadi, Y. (2023).
  217. ↑ Karimidustan, G. (2016). Passive in Sorani and Kurmanji Kurdish based on Role and Reference Grammar. Language Related Research, 7(2), 33–47.
  218. ↑ Karimidustan, G. (2016).
  219. ↑ Karimidustan, G. (2016).
  220. 1 2 3 4 5 6 7 Bubeník, V. (2006). "On the Remaking of the Middle Voice in Indo-Iranian". In Proceedings of the 9th International Conference on Iranian Linguistics.
  221. ↑ Luraghi, S. et al. (2021). Passive constructions in Indo-European. University of Pavia Press.
  222. 1 2 Paul, L. (1998). Zazaki Grammar. Otto Harrassowitz Verlag.
  223. 1 2 MacKenzie, D.N. (1966). The Dialect of Awroman (Hawraman-i Luhon): A Kurdish Dialect of Western Iran. Det Kongelige Danske Videnskabernes Selskab.
  224. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 متولبی، م. و پاشابادی، ی. (۱۴۰۲). «صرف فعل در گویش کردی اردلانی (سنندجی)». مطالعات ایرانی، ۲۲(۴۴)، ۵۳۱–۵۶۱.
  225. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 MacKenzie, D.N. (1961). Kurdish Dialect Studies, Vol. I. Oxford University Press.
  226. 1 2 Haig, G. (2004). Alignment Change in Iranian Languages: A Construction Grammar Approach. De Gruyter Mouton.
  227. 1 2 Tegey, H. & Robson, B. (1996). A Reference Grammar of Pashto. Center for Applied Linguistics.
  228. 1 2 3 4 Öpengin, E. (2016). The Mukri Variety of Central Kurdish: Grammar, Texts, and Lexicon. Reichert Verlag.
  229. 1 2 Matras, Y. (2019). "Kurdish Dialects". In The Routledge Handbook of Language Contact. Routledge.
  230. ↑ Mackenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies. Oxford: Oxford University Press, Vol. I, pp. 87–91.
  231. ↑ Mohammadi, A. (2016). Structural Typology of Kurdish Dialects. Journal of Iranian Linguistics, 12(2), pp. 55–76.
  232. ↑ Haig, Geoffrey. (2004). Alignment Change in Iranian Languages. Berlin: Mouton de Gruyter, pp. 209–212.
  233. ↑ McKenzie, D. N. (1966). The Kurdish Dialect of Senaya. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London.
  234. ↑ Tafakkori Rezayi, S. , Tabei, R. , & Gheitury, A. (2023). Typology of Negation in the Ardalani Variety of Sorani Kurdish. Journal of Kurdish Studies.
  235. ↑ Mofidi, M. (2008). The Progressive Aspect in Horami Kurdish. University of Tehran.
  236. ↑ همان
  237. ↑ McKenzie, 1966
  238. ↑ Tafakkori Rezayi et al. , 2023
  239. ↑ McKenzie, 1966
  240. ↑ Tafakkori Rezayi et al. , 2023
  241. ↑ McKenzie, 1966
  242. ↑ Tafakkori Rezayi et al. , 2023
  243. ↑ McKenzie, 1966
  244. ↑ Tafakkori Rezayi et al. , 2023
  245. ↑ McKenzie, 1966
  246. ↑ Tafakkori Rezayi et al. , 2023
  247. ↑ McKenzie, 1966
  248. ↑ Tafakkori Rezayi et al. , 2023
  249. ↑ Abolghasemi, 1996: 189
  250. ↑ Henning, 1958
  251. ↑ Paul, 2008
  252. ↑ Windfuhr, 2009
  253. ↑ Abolghasemi, 1996: 47–53
  254. ↑ Henning, 1958: 103
  255. ↑ MacKenzie, 1961
  256. ↑ Windfuhr, 2009: 525
  257. ↑ MacKenzie, 1961
  258. ↑ MacKenzie, 1966
  259. ↑ Mahmoudveysi, 2012
  260. ↑ Paul, 2008: 178–185
  261. ↑ Paul, 2008
  262. ↑ Paul, 2008
  263. ↑ Windfuhr, 2009
  264. ↑ Haig 2008; MacKenzie 1966; Vallat 1997; Heinz 2003; Primidi 2020
  265. ↑ Haig 2008
  266. ↑ MacKenzie 1966
  267. ↑ MacKenzie 1966:123–125
  268. ↑ Haig 2008:210
  269. ↑ Vallat 1997; Heinz 2003; Primidi 2020
  270. ↑ Vallat 1997
  271. ↑ Haig 2008
  272. ↑ Dixon, R.M.W. (1994). Ergativity. Cambridge University Press.
  273. ↑ Mithun, M. (1999). The Languages of Native North America. Cambridge University Press.
  274. ↑ McKenzie, D.N. (1966). Kurdish Dialects. London: Oxford University Press.
  275. ↑ Ergative–absolutive alignment - Wikipedia
  276. ↑ McKenzie, R. M. (1966). The Dialects of Kurdish. London: Luzac.
  277. ↑ Haig, Geoffrey (2008). Alignment Change in Iranian Languages. Berlin: Mouton de Gruyter.
  278. ↑ Haig, Geoffrey (2010). "Verb-based agreement in Sorani Kurdish." Kurdish Studies Journal.
  279. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies. Oxford: OUP.
  280. ↑ Bynon, T. Ergativity in Kurdish and Middle Iranian. (سال انتشار)
  281. ↑ Korn, A. Ergativity in Iranian Languages. (سال انتشار)
  282. ↑ Haig, G. Alignment Change in Iranian Languages. (سال انتشار)
  283. ↑ Haig, Geoffrey. (2008). *The Ergativity of Kurdish*. Lingua.
  284. ↑ MacKenzie, David N. (1961). *Kurmanji Kurdish Grammar*. Oxford University Press.
  285. ↑ Haig, Geoffrey. (2008). *The Ergativity of Kurdish*. Lingua.
  286. ↑ Haig, Geoffrey. (2008). *The Ergativity of Kurdish*. Lingua.
  287. ↑ MacKenzie, David N. (1961). *Kurmanji Kurdish Grammar*. Oxford University Press.
  288. ↑ MacKenzie, D.N. , "Pahlavi Texts", 1966
  289. ↑ Haig, G. , "Zazaki Grammar", 2001
  290. ↑ MacKenzie, D.N. , "Kurdish Dialects", 1966
  291. ↑ MacKenzie, D.N. , "Pahlavi Literature", 1966
  292. ↑ Haig, G. , "Ergativity in Zazaki", 2001
  293. ↑ Haig, G. , "Nominal Ergativity", 2001
  294. ↑ MacKenzie, D.N. , "Sasanian Inscriptions", 1966
  295. ↑ Haig, G. , "Ardalani Kurdish", 2001
  296. ↑ Mackenzie, D. N. (1966). The Dialect of Awroman (Hawraman-i Luhon). Oxford University Press, p. 112.
  297. ↑ Hassanpour, A. (1992). Nationalism and Language in Kurdistan 1918–1985. Mellen Research University Press, p. 85.
  298. ↑ Thackston, W. M. (2006). Kurmanji Kurdish: A Reference Grammar with Selected Readings. Harvard University.
  299. ↑ McCarus, E. N. (1958). A Kurdish-English Dictionary. American Council of Learned Societies.
  300. ↑ Sabar, S. (2008). The Sorani-Kurdi-English Dictionary. Gorgias Press.
  301. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies. Vol. 1. Oxford University Press. pp. 58–65.
  302. ↑ Jügel, Thomas (2008). "Ergative Remnants in Sorani Kurdish?" (PDF). Orientalia Suecana. 57: 62–84.
  303. ↑ Haig, Geoffrey (2004). "Alignment in Kurdish: a diachronic perspective". STUF – Language Typology and Universals. 57 (1): 33–70.
  304. ↑ Bynon, Theodora (1977). "The Ergative Construction in Kurdish". Bulletin of the School of Oriental and African Studies. 40 (2): 341–363.
  305. ↑ MacKenzie, D. N. (1962). Kurdish Dialect Studies. Vol. 2. Oxford University Press. pp. 112–115.
  306. ↑ Haig, Geoffrey (2004). "The invisibility of Kurdish: the other side of language planning in Turkey". Language Problems and Language Planning. 28 (2): 129–150.
  307. ↑ Bynon, 1979
  308. ↑ Durroei, 2005
  309. ↑ Chomsky, 1981
  310. ↑ Hook & Modi, 2005
  311. ↑ Odden, 2004
  312. ↑ Durroei, 2005
  313. ↑ Mackenzie, D. N. (1966). Kurdish Dialect Studies, Vol. 1. Oxford: Oxford University Press, p. 112.
  314. ↑ Hassanpour, A. (1992). Nationalism and Language in Kurdistan, 1918–1985. San Francisco: Mellen Research University Press, p. 85.
  315. ↑ Hassanpour, 1992: 85.
  316. ↑ Fischer, W. (2002). A Grammar of Classical Arabic. Yale University Press, p. 45.
  317. ↑ MacKenzie, D. N. (1966). The Origins of Kurdish. Transactions of the Philological Society, 65(1), 68–86.
  318. ↑ MacKenzie, D. N. (1961). The Kurdish Dialect of Suleimaniyah and Halabja. Oxford: Oxford University Press.
  319. ↑ Windfuhr, Gernot L. , The Iranian Languages, Routledge, 2009.
  320. ↑ Paul, Ludwig, A Grammar of Zazaki, Dr. Ludwig Reichert Verlag, 1998.
  321. ↑ Salih, D. & Khoshnaw, J. , The Ergative System in Sorani Kurdish, Language and Linguistics, 2017.
  322. ↑ Thackston, W. M. , Sorani Kurdish: A Reference Grammar with English Explanations, Harvard University, 2006.
  323. 1 2 "Kurdish language". Wikipedia. Retrieved 2026-10-02.
  324. 1 2 "Central Kurdish". Wikipedia. Retrieved 2026-10-02.
  325. ↑ خبرگزاری فرات، مراسم‌های جشن زبان کُردی در ۷ شهر شمال کردستان برگزارشد، ۱۵ مه ۲۰۱۳؛ بایگانی‌شده در ۱۵ مه ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine بازدید در ۱۵ مه ۲۰۱۴.
  326. ↑ https://www.institutkurde.org/en/info/the-kurdish-population-1232551004
  327. 1 2 3 4 kurdish%20language%2BARTUKLU%20UNIVERSITY%20 MARDIN&pg=PA 51 &output=embed" width=500 height=500 یلماز، گوزده. ۲۰۱۷. حقوق اقلیت‌ها در ترکیه: کارزار اروپایی‌شدن (به انگلیسی)، لندن و نیویورک: تایلور اند فرانسیس، ص ۴۹ و ۵۱؛ شابک ۱۳ رقمی: 978-1138639737، بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  328. ↑ دانشگاه آرتوکلوی ماردین، مؤسسۀ زبان‌های زنده: زبان و ادبیات کُردی (به انگلیسی)، نوشته‌شده توسط ریاست دانشگاه آرتوکلوی ماردین؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  329. ↑ بی‌بی‌سی نیوز: دانشگاهی در ترکیه نخستین دورۀ زبان کُردی را در این کشور آغاز کرد، نوشته‌شده در ۲۵ مهر ۱۳۹۰؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  330. 1 2 3 دانشگاه کُردستان: گروه زبان و ادبیات کردی (به فارسی)؛ بایگانی‌شده در ۶ نوامبر ۲۰۲۱ توسط Wayback Machine بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  331. ↑ خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا): پذیرش دانشجو در رشته زبان و ادبیات کُردی دانشگاه کردستان (به فارسی)، نوشته‌شده در ۱۹ مهر ۱۳۹۴؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  332. ↑ گروه مشاورۀ تحصیلی هیوا: معرفی رشته زبان و ادبیات کردی؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  333. ↑ بی‌بی‌سی فارسی: دانشگاه کُردستان برای اولین بار در رشتۀ زبان کُردی دانشجو می‌پذیرد، نوشته‌شده در ۳ مرداد ۱۳۹۴؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  334. ↑ دویچه‌وله: آغاز به کار دانشکده زبان و ادبیات کُردی در استان‌های کُردزبان، نوشته‌شده در ۱ آبان ۱۳۹۴؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.
  335. ↑ همشهری‌آنلاین: گام جدید در آموزش زبان کُردی، نوشته‌شده در ۲۴ مهر ۱۳۹۸؛ بازدید در ۱۵ آبان ۱۴۰۰.


    منابع

    • بلو، جویس (۱۳۹۰). «کردی». راهنمای زبان‌های ایرانی. ج. ۲. ترجمهٔ آرمان بختیاری، عسکر بهرامی، حسن رضایی باغ‌بیدی، نگین صالحی‌نیا. تهران: انتشارات ققنوس. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۳۹۰-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
    • مکالمات روزمره زبان کردی. مصطفی خرم دل. سال چاپ: ۱۹۸۱ نشر: انتشارات کردستان
    • (برگرفته از کتاب «قاموس زبان کردی»، تألیف عبدالرحیم ذبیحی، چاپ ۱۹۸۸)
    • وبسایت کردستان به آدرس: www.sorankurdistani.com
    • فرهنگ کردی-کردی-فارسی (هه نبانه بورینه۹-عبدالرحمان شرفکندی (هه ژار)-انتشارات سروش
    • Nikitine, Basil: Les Kurdes, Paris, 1956
    • Ahmad, J. R. : Dirasat Kurdiyah fi bilad Subartu ('Kurdish Studies in the Country of Subartu') -- in Arabic - Baghdad, 1984
    • Ahmad, Jemal Rashid: Tarikh el-Kurd el-Qadim (`The Ancient History of the Kurds') -- in Arabic - publication of the Saladin University, Hawler, 1990
    • Driver, G.K. : The Name Kurd and its Philological Connections; JRAS, 1923
    • Driver, G.K. : The Dispersion of the Kurds in Ancient Times, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland (JRAS) 1921,Part Four, pp. 563–572
      1. MacKenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies. Oxford: Oxford University Press.
      2. Windfuhr, G. (2009). Iranian Languages. London: Routledge.
      3. Encyclopaedia Iranica. (n.d.). Kurdish Language i. Retrieved from https://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i
      4. Encyclopaedia Iranica. (n.d.). Scythian Language. Retrieved from https://www.iranicaonline.org/articles/scythian-language

      • Haig, Geoffrey. (2008). Alignment Change in Iranian Languages. Mouton de Gruyter.
      • Primidi, M. (2020). Typology of Ancient Iranian Alignment Systems. Journal of Iranian Linguistics.
      • Cheung, J. (2007). Etymological Dictionary of the Iranian Verb. Leiden: Brill.
      • Vallat, François. (1997). Elamite Language and Its Relations. In Encyclopaedia Iranica.
      • Heinz, Thomas. (2003). Studies in Elamite Grammar. Wiesbaden: Harrassowitz.
      • MacKenzie, D. N. (1966). The Dialect of Awroman (Hawrami). Oxford University Press.

      پیوند به بیرون

      فرهنگ‌های کردی–فارسی

      خودآموزی زبان کردی:

      فرهنگها: