پرش به محتوا

جزم‌اندیشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

جزم‌اندیشی یا دگماتیسم (به انگلیسی: Dogmatism) عبارت است از روش اندیشه‌گری غیرانتقادی و غیرعلمی که بر بنیاد باورهای جزمی روایت شده، یعنی نظرات، برهان‌ها و باورها استوار است. باورهای ثابت را به‌مانند حقایق همیشه همان و همه جا درست، می‌انگارد، بدون اینکه آن‌ها را در روندهای تاریخی شناخته شده، مورد آزمون و آزمایش قرار دهد و بر بنیاد دانش‌های تازه و آموزه‌های عملی نوین به بازبینی درون‌مایهٔ حقیقت آن‌ها و ارزش معرفتی‌شان بپردازد.[۱]

دگماتیسم می‌تواند به شکل یک سیستم رسمی از اصول یا آموزه‌ها باشد: یک دین، مانند یهودیت، مسیحیت (کاتولیک رومی، پروتستانتیسم) یا اسلام، مواضع یک فیلسوف یا یک مکتب فلسفی، مانند رواقی‌گری یا اصول و بدیهیات سیاسی نظام‌های اعتقادی سیاسی مانند فاشیسم، سوسیالیسم، ترقی‌خواهی، لیبرالیسم یا محافظه‌کاری.[۲][۳]

دگماتیسم (از دید فلسفی) بیانگر اندیشهٔ غیردیالکتیکی، متافیزیکی است که بر معارف حاصله (بدون کوچک‌ترین انتقاد) باور می‌آورد، آن‌ها را به‌طور کلیشه‌ای در شرایط جدید پیاده می‌کند، بدون اینکه خود به تحلیل و واکاوی آن‌ها بپردازد، بدون اینکه به تعمیم تئوریکی آن‌ها اقدام کند و بدین طریق به پیشرفت معرفتی راستین یاری رساند.[۱] دگماتیسم، ویژگی خاص هر مذهب و هر نگرش مذهبی است.[۱]

جزم‌اندیشی به معنای مکتب جزمی است. البته سخن جزمی و قطعی چند نوع است. این اصطلاح را غالباً فقط در یک مورد آن به کار می‌برند.

  • گاهی گوینده، سخن خویش را با برهان عقلی و دلیل منطقی همراه می‌سازد و آن را به صورت قطعی و جزمی بیان می‌کند، مثل اثبات بسیاری از قضایای هندسی و مسائل ریاضی و موضوعات منطقی و فلسفی.
  • گاهی سخن مبتنی است بر واقعیات و عینیت‌هایی که در طبیعت از راه مشاهده و حس و تجربه ثابت شده است، مثل غالب فرآورده‌های علوم تجربی، اعم از زیست‌شناسی، فیزیک و شیمی. به همین دلیل به صورت یک قانون قطعی و حتمی بیان می‌شود.
  • گاهی برخی مطالب و سخنان به امور فطری و بدیهیات اوّلی و معلومات حضوری استوار است، به گونه‌ای که با اندک تأمّلی صحت و درستی مطالب بیان شده و مورد تأیید و تصدیق قرار می‌گیرد، بدون اینکه نیاز به دلیل و برهان باشد.

در همهٔ موارد سه‌گانهٔ بالا، سخن به شیوهٔ قطعی و جزمی بیان می‌شود، ولی هیچ‌یک از آن‌ها از مصادیق جزم نیست، بلکه سخنان پوچی که فاقد برهان عقلی و واقعیات باشد، ولی با اصرار به عنوان امر قطعی و حتمی بیان شود، منسوب به دگم است.[۴]

از سوی دیگر به نوشتهٔ لغت‌نامه دهخدا: «دگماتیسم به معنای فلسفه مبتنی بر یقین و آن مجموعه افکار کسانی است که معتقد به حل مسائل مابعدالطبیعه با روش علمی هستند.»[۵]

مکتب پیرهونی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در مکتب پیرهونی، «دگم» به پذیرش گزاره‌ای دربارهٔ امری غیربدیهی اشاره دارد.[۶] این مکتب مدعی است که در برابر هر گزاره‌ای می‌توان تناقض آن را با توجیهی برابر مطرح کرد؛ در نتیجه، پیرهونیست‌ها از پذیرش گزاره‌های غیربدیهی، یعنی اصول عقاید، خودداری می‌کنند.[۷] آنان استدلال می‌کنند که جزم‌گرایان، مانند رواقیون، اپیکوریان و مشائیان نتوانسته‌اند نشان دهند که آموزه‌هایشان در مورد امور غیربدیهی درست است.

معرفت‌شناسی مدرن

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بر اساس نظر ایمانوئل کانت و سورن کی‌یرکگور، اصول عقاید مذهبی (طبق تعریف) ادعاهای ذهنی هستند.[۸][۹]

دگماتیسم در رژیم‌های توتالیتر یا تمامیت‌خواه، منشی است که دستگاه تبلیغاتی رژیم به شهروندان تحمیل می‌کند تا بدون برخورد انتقادی ضرورت برقراری چنان حاکمیتی را باور کنند. در حوزهٔ سیاسی، دگماتیسم در فاشیسم، نژادپرستی، ناسیونالیسم، مارکسیسم–لنینیسم و اسلام سیاسی متجلی شده است. در نگاه پیروان این تعصبات، دگراندیشی مترادف دشمنی با منافع ملی، نژاد، طبقه کارگر یا اسلام تلقی می‌شود. جزم‌اندیشان با دموکراسی، آزادی اندیشه و گاهی با آزادی‌های فردی و خصوصی مخالف هستند و خاطیان را مجازات می‌کنند.[۱۰]

در روان‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

زیگموند فروید، روانکاو اتریشی در مورد فرد مبتلا به دگماتیسم معتقد است: «دگماتیست، فردی است که جنون خود را اقرار نمی‌کند، بلکه آن را ترویج می‌نماید تا دایره تنگ فکری خود را محدود به خود نکند.» روان‌شناس تحلیلی، کارل گوستاو یونگ نیز در این باره می‌گوید: «دگماتیسم چیزی جز پیش‌جبران شک و تردید نیست و دگماتیست، برای دفاع در مقابل احساس شک و تردید آن را به نگرشی آگاهانه تبدیل می‌کند.»

در این حوزه از روان‌شناسی، با توجه به شرایط محیط، جزم‌اندیشی حاصل خطای شخصیت و انعکاس روانی شخص جزم‌اندیش است. به همین دلیل، همهٔ جزم‌اندیشان دلیل جزم‌اندیشی خود را نمی‌دانند، بلکه ناخودآگاه آن را در منش و افکار خود منعکس می‌کنند و به همین دلیل می‌توانند از جزمی به جزمی، یا از افراطی به افراطی دیگر، تغییر رادیکال بیابند.[۱۰]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 دائرةالمعارف روشنگری، سرواژهٔ «دگماتیسم».
  2. ↑ "Yes, liberal democracy is struggling, and the progressive left isn't helping". The Washington Post. Archived from the original on 22 January 2021. Retrieved 16 January 2021.
  3. ↑ "Challenging the Dogmas of Right and Left". The Atlantic. 18 September 2017. Archived from the original on 17 January 2021. Retrieved 16 January 2021.
  4. ↑ محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، ص ۴۵۹.
  5. ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «دگماتیسم».
  6. ↑ Sextus Empiricus, 'Outlines of Pyrrhonism', I. 13.
  7. ↑ Sextus Empiricus, 'Outlines of Pyrrhonism', I. 14.
  8. ↑ Green, Ronald Michael (1992). Kierkegaard and Kant: The Hidden Debt. SUNY Series in Contemporary Co. State University of New York Press. p. 132. ISBN 978-0-7914-1107-0. Retrieved 16 November 2023.
  9. ↑ Wood, Lawrence W. (2005). God and History: The Dialectical Tension of Faith and History in Modern Thought. Emeth Press. p. 140. ISBN 978-0-9755435-4-2. Retrieved 16 November 2023.
  10. 1 2 «دگماتیسم چیست؟». isdmovement.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۹-۳۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامهٔ دهخدا.
  • طلوعی، محمود، فرهنگ جامع سیاسی.
  • بهرنگ، ش.م. دائرةالمعارف روشنگری.